ما بد نبودیم بلد نبودیم

دسته: مقالات
یک دیدگاه
جمعه - ۲۵ مرداد ۱۳۹۸

جناب آقای دیل کارنگی در کتاب زاده برای عشق جمله جالبی دارد می گوید: ” زندگی آموختنی است ” در جهانی که زندگی می کنیم هر روز اختراع جدیدی وارد بازار می شود. این اختراعات و اکتشافات شدیدا زندگی انسانها را تحت تاثیر خود قرار داده اگر روزگاری نه چندان دور پستچی مهربان نامه ای از عاشقی به معشوقی می رساند چقدر باعث خوشحالی می شد چقدر می توانست یک نامه یا زنگ تلفن حال دل کسی را خوش کند . اما امروز رشد تکنولوژی باعث شده فراق و هجرانی در کار نباشد دیگر دل عاشقی برای معشوقش تنگ نشود اما در کنار همه ی خوبی هایی که این وسایل جادویی برای بشریت به ارمغان آورده آسیب هایی هم در چنته زندگی مردم خصوصا جوان گذاشته .
قرار بود به دلهای ما قرار بیاید. قرار بود تلگرام ” وات ساپ و دیگر نرم افزار ها ما را به هم نزدیک کند. قرار بود زندگی را بیاموزیم اما افسوس و هزار افسوس چه میخواسیم؟ چی شد؟ وقتی به آمار طلاق / اقدام به خودکشی / گسست های عاطفی /طلاق های عاطفی / دورشدن فرزندان از پدر و مادر / رشد بی رویه اعتیاد و….. نگاه می کنی ناخداگاه بغض گلویت را می فشارد .
سالهای سال است که می گیریم و می بندیم و به زندان می اندازیم اما نتیجه ای ندیدیم هر چه بیشتر جنگیدیم بیشتر آسیب دیدیم سالها کوشیدیم آسیب های اجتماعی را لا پوشانی کنیم بگوییم همه چیز گل و بلبل است اما افسوس باید بپدیریم راهی که رفتیم حتی به ترکستان هم نبود و به جهنم آسیب هایی گرفتار شدیم که در باورمان نمی گنجد. همه چیزها گفنتی و نوشتنی نیست باور کنید که می ترسم بگویم در سال ۹۷ در شهر بافق ۲۸۵ ازدواج ثبت شده و در کنارش ۱۹۲ پرونده طلاق تشکیل شده ! می ترسم بنویسم اولین عامل طلاق اعتیاد است و عامل مهم دیگرش ندانستن مهارتهای زندگی. باور کنید می شود آمار اعتیاد را کاهش داد به خدا می شود به جنگ طلاق رفت اما باید بپذیریم کار فرهنگی می خواهد نه کار سرهنگی، باید به زوج های جوان و خانواده ؛آموزش داد باید به مباحث روانشناسی و جامعه شناسی اهمیت داد همه این مقدمه را نوشتم که به قول زنده یاد دکتر باستانی پاریزی که از متن بیشتر شد ، بگویم اقدام شایسته هییت امنای امامزاده عبدالله بافق در برگزاری کلاسهای آموزش خانواده قابل تقدیر و ستایش است. بنده هم در جلسه مخصوص مجردها و هم جلسه مخصوص متاهلین شرکت کردم باور کنید چقدر جوانان و خانواده ها مشتاق شنیدن و دانستن بودند. خوشحالم کم کم جامعه و مسؤلین متوجه شدند که از کجا ضربه خوردیم. خوشحالم دیگر امام زاده مخصوص دفن مرده و مجالس ترحیم نیست و کارفرهنگی جزو امورات جاری بقاع متبرکه شده. دست تمام کسانی را که در این پدیده ی نوظهور فرهنگی نقشی داشتند می بوسم و امید وارم این رسم راستین برای همیشه روزگار ادامه داشته باشد که حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند که هیچ خدمتی بالاتر از آگاهی دادن به مردم نیست و آرزو دارم در کارگاههای بعدی مردم استقبال بیشتری داشته باشند. به امید روزی که بر فراز همین امامزاده عزیز اعلام کنیم آمار اعتیاد و طلاق و دیگر آسیب های اجتماعی در بافق کاهش پیدا کرده.

قصه گوی غصه های شما عباس ابراهیمی خوسفی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲۰۶
برچسب ها:
دیدگاه ها
رنجبر بافقی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۸ - ۶:۳۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

درود
زنده باد اقای ابراهیمی
بسیار زیبا و امیوارانه نوشتید