بافق کویری، بهشت معادن ایران را به کجا می برند؟

دسته: مقالات
۳ دیدگاه
پنج شنبه - ۲۵ دی ۱۳۹۹

بافق در ۱۱۰ کیلومتری جنوب شرقی شهر یزد واقع شده است. این شهر روزی بهشت معادن ایران بود با داشتن معادن سرب و روی کوشک، فسفات اسفوردی، سرب و روی مهدی آباد و معادن غنی آهن همچون چادر ملو، چغارت، سه چاهون، دی۱۹، لکه سیاه، زاغیا، آنومالی شمالی، آنومالی ۵a شیطور و دهها آنومالی آهن دار دیگر روزگاری شهری بی بدیل در منابع خدادادی به شمار می رفت و به اندازه وسعت کشوری به تنهایی منابع داشت.
در دهه های اخیر مسئولین استان با این شهرستان قدیمی چه کردند؟

آنومالی چادرملو که بالغ بر چهارصد میلیون تن ذخیره آهن داشت را از بافق جدا و در اقدامی حیله گرانه و به ظاهر قانونی به اردکان واگذار کردند و همچنین معدن مهدی آباد از بافق جدا و به شهرستان مهریز واگذار گردید.
برای دستیازی به منابع بافق شرکت معادن سنگ آهن مرکزی در دهه هشتاد به شرکت سنگ آهن مرکزی ایران تغییر نام و به جز دو معدن چغارت و سه چاهون بقیه معادنش با صورتجلسه ابهام آمیز جدا شد و به ثمن بخس به شرکت تهیه و تولید واگذار گردید.
بدین صورت بافق و شرکت سنگ آهن به شیر بدون یال و کوپال تبدیل گردید. در ادامه با سند سازی و فریبکاری مرزهای شمالی بافق تغییر و معدن دی۱۹ در حوزه اردکان قرار گرفت و مدیرعامل چادرملو که آن معدن نیز عاریهای بود در سال ۸۶ در صدد استخراج از دی۱۹ برآمد که به دلیل مسائل زیست محیطی و اجتماعی هنوز استخراج از آن معدن صورت نگرفته است.
اخیرا با تشکیل شرکت معادن فلات مرکزی آنومالی های جدا شده از شرکت سنگ آهن به زیرمجموعه آن رفت که ظاهرا به تدریج اقدام به واگذاری تشریفاتی انها به خواص با اخذ مجوز از شرکت ایمیدو و تهیه و تولید مواد معدنی کرده است.
لیکن با توجه به اینکه شرکت تهیه و تولید و ایمیدرو قصد دارد از طریق مزایده بدون در نظرگرفتن مواد قانون معادن، شرایط اجتماعی، اقتصادی و محرومیت و ظرفیت منطقه، معدن ۵a را به شرکت فولادی نااهل واگذار کند، بحث این واگذاری نقل محافل خلوت روزهای کرونایی و گروه های مجازی گردیده است
حال سوال اینجاست:
چرا در این معامله و واگذاری تهیه و تولید قصد ندارد اهلیت برنده مزایده را بررسی کند و آن معدن را به شرکت بومی با تخصص فنی و مهندسی پنجاه ساله که اهلیت انجام کار را دارد بسپارد؟
با توجه به اینکه شرکت سنگ آهن مرکزی ایران کارخانه خردایش و دانه بندی سنگ آهن با ظرفیت تولید ۴ میلیون تن سنگآهن دانه بندی در سال را دارد و اینکه به دلیل نداشتن خوراک حدود دو سال است چرخهای آن نمی چرخد و قریب به ۷۰۰ نفر به صورت مستقیم در حال بیکار شدن می باشند این معدن را به مادرش سنگ آهن مرکزی بر نمی گرداند؟
چرا تهیه و تولید در این واگذاریهای نابرابر و ظاهرا انحصاری صف خریداران معدنی و فولاد ساز را از هم جدا نمی کند؟ در این واگذاری ۵ برنده اول فولادساز می باشند چرا که بیشتر منافع تولید آهن در جیب فولادسازها می رود و به نظر میرسد دولت با فشار فولاد سازها سنگ آهن را از معدنی ها با ثمن بخس میخرد و به آنان به بهانه جلوگیری از خام فروشی اجازه صادرات نمی دهد؟
کنسانتره سنگ آهن ۱۶٫۵% شمش فولاد خوزستان با شرایط ایده آل قیمت گذاری می شود .
گندله سنگ آهن ۲۴% شمش فولاد خوزستان با شرایط مناسب قیمت گذاری می شود .
آهن اسفنجی ۵۰% شمش فولاد خوزستان قیمت گذاری می شود .
آمار بالا نشان می دهد شرکتی همچون سنگ آهن مرکزی ایران در رقابت با فولادسازها برای خرید معادنی که خودش آنها را اکتشاف کرده و ثبت داده همیشه از پیش بازنده خواهد بود،زیرا سود سرشار تولید فولاد نصیب شرکت هایی می شود که در انتهای این زنجیره قرار دارند ودر اینگونه مزایده ها حتی فولاد سازان جدید و بدون پشتوانه خوراک با حربه قانون رفع موانع تولید هم شرکت کرده و از پیش برنده هستند.
با توجه به اینکه در آینده ای نه چندان دور شرکت سنگ آهن مرکزی ایران با کسری جدی خوراک روبرو خواهد شد و تبعات اجتماعی و اقتصادی به دنبال خواهد داشت لذا می طلبد ایمیدرو و وزارت صمت در واگذاری معادن یکی از راههای زیر را در پیش بگیرد:
اگر قرار است در موضعی نابرابر شرکتهای معدنی به مصاف فولادسازها بروند دولت از وضع عوارض صادرات کنسانتره خودداری کند و در نتیجه معادن بتوانند با توجه به عرضه و تقاضا تعیین قیمت کرده و محصول خود را به بالاترین قیمت داخلی و خارجی بفروشند.
در واگذاری معادن صف شرکتهای معدنی که اهلیت و تخصص بالایی در استخراج و فرآوری سنگ آهن را دارند از شرکتهای فولاد جدا کند و سپس با اعمال ضریب منطقی آنها را با یکدیگر قیاس کند خصوصا شرکتهایی مثل سنگ آهن مرکزی که تک محصولی هستند و بیشترین ضربه و ضرر را در این فرآیند ناعالانه متحمل می شوند.ََ.
معادن به شرکتهای معدنی جهت اکتشاف، استخراج، تولید کنسانتره و گندله واگذار و محصول آن تحویل فولادسازها گردد که هم شرکتهای معدنی از این نعمتهای خدادای بهره برده باشند و هم شرکتهای فولادسازی بی بهره نمانند.

حمیدرضا رنجبر بافقی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳۰۵
برچسب ها:
دیدگاه ها
حسینی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بسیار عاللی آقای رنجبر کاش یکی این مسائل رو به گوش مسئولین برسونه واقعا عدالت در کجای این قضیه حاکمه الله اعلم

رضایی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۹ - ۷:۰۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

احسنت آقای مهندس رنجبر عزیز و بزرگوار

حسین این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۹ - ۱۲:۲۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

شرکت سنگ آهن جهت حفظ بقای خود باید شمش فولاد تولید کند