یک بار برای همیشه و پیرامون “وجه تسمیه بافق” به قلم : کاظم کریم زاده بافقی(تاغ)

دسته: مقالات
۲ دیدگاه
دوشنبه - ۶ بهمن ۱۳۹۹

چندین سال است که بین ارباب فضل و دانش و رسانه پیرامون وجه تسمیه بافق بحث و گفتگوست و چون گفتاری دال بر شواهد کافی و وافی ندارد هر یک قیاس به فهم و شنیده ها می کنند و دلیلی می آورند . یکی بافقه می گوید و دیگری به افق می خواند و دیگری بافتک می گوید و بعد از آوردن ادله ت و ک را به قاف تبدیل کرده ، بافق می نامند . ولی آنچه واقع امر است بسیار زیباتر و رساتر از آنچه گفته آمد می باشد.

اجازه می خواهم بحث را کمی به عقب تر برده و از منطقه قاضی میر جعفر شروع کنم ، البته ناگفته نماند که آنچه بنده کمترین نگارش می کنم بر گرفته از سند بسیار معتبر کتاب گرانقدر مورخ بزرگ دوران صفوی جناب محمد مفید مستوفی بافقی می باشد ، به نام مختصر مفید در جغرافیای ایران زمین در عصر صفوی است.

اینکه عرض می کنم سند معتبر بدان جهت است که اقای محمد مفید مستوفی ، خود بافقی می باشد و اهل و ساکن بافق بوده و شغلش ایجاب می کرده که با تحقیق و تفحص بنویسد.

ایشان می نویسد در زمان ماضی در منطقه قاضی میر جعفر که به ده بالا شهرت داشته ، قاضی عادل و با تقوایی وجود داشته بنام میر جعفر که دو پسر داشته بنامهای محمد و عبدالله که شرف رکاب بوسی مولی امیر مومنان را یافته و در رکاب آن حضرت در جنگ صفین به شرف شهادت نائل می شوند.

اینجانب به خاطر رعایت امانت و بکر بودن گفتار ، این قسمت را عینا از کتاب مختصر مفیدی نقل می کنم.

(( حضرت ولایت پناه از اطراف ولایات عرب و عجم مخلصان و محبان موافق را به معاونت طلب فرموده از آن جمله قاضی میر جعفر که پرتو نیر ارادت قدیم از روزن رضا و رحمت به ساحت حالش تافته بود . محمد و عبدالله فرزندان سعادت نشان خود را با جمعی کثیر از اقربا و دوستانش به خدمت سرور اولیا فرستاده ، اظهار بندگی و فرمانبرداری نمود . محمد و عبدالله در وقتی که آن حضرت متوجه صفین بود شرف رکاب بوسی دریافته و در حین محاربه با دشمنان حضرت ولایت پناهی هر دو برادر نقد جان نثار موکب همایون نموده به شرف شهادت فایز گشتند . بعد از معاودت حضرت امیر المومنین از صفین نامه ای مشتمل بر دلجویی و مرحمت به قاضی میر جعفر نوشته از واقعه ی فرزندانش تسلی داده و در امر به معروف و نهی از منکر (متوطئان آنجا ) امر فرمودند و زمام اختیار قضا ان ولایت به کف اقتدارش گذاشت.)) چون نثر نوشته ی کتاب فوق قدری مشکل است به زبان امروزی خودمان برمی گردیم. آنچه موجب اهمیت است این است که قاضی میر جعفر یکی از کمیاب ترین قضاتی می باشد که به حکم قضا از حضرت امیر المومنین گرفته و هنوز مزارش برپاست و زیارت گاه مردم بافق و اکناف و طبق گفته ی آقای محمد مفید مستوفی آن دستخط شریف در زمان شاه تهماسب صفوی به دربار برده می شود و رونوشت آن به دست اولادان قاضی میر جعفر سپرده می شود و مولف مختصر مفیدی مدعی هست که خود آن دستخط را دیده و اصل آن در خزانه ی دولت صفوی برای تبرک و تیمن نگهداری می شده است . پس برماست که به حرمت و عزت این بقعه ی متبرکه بکوشیم که یادگاری از یک قاضی منصوب مولی امیر المومنین است . اما بحث به اطاله کشید که سخن بسیار است و بهتر است به اصل مطلب که همانا وجه تسمیه بافق می باشد بپردازیم .

طبق گفته ی جناب مفید مستوفی در زمان صفویه و قبل از آن منطقه ی قاضی میر جعفر آباد بوده و به ده بالا شهرت داشته کما اینکه هنوز هم بین سالخوردگان آسیاب آبی قاضی میر جعفر به آسیاب ده بالا مشهور است و در منطقه ی پایین دست یا ده پایین جمعیت کمتری به کشاورزی مشغول بودند و در آن روزگاران عارف و درویش وارسته و فقیه بزرگواری به نام بابا فقیه به منطقه ی ده پایین می آید و در آنجا سکنی می گزیند و کم کم شهرت و آوازه ی او در ده بالا یا قاضی میر جعفر می پیچد و مردم برای بهره مندی از علم و دانش آن فقیه بزرگوار به منطقه پایین دست مراجعه می کنند و کم کم به جای آنکه بگویند به ده پایین می رویم می گفتند که به بابا فقیه می رویم و در اثر کثرت استعمال بابا فقیه به با فقیه و بافق مبدل گشت و مرسوم الی الحال ودر اینجا از دوستداران دانش و کمال استدعا دارد کمی و کاستی گفتار را بر بنده ی کمترین ببخشایند و اگر طالب مطالعه ی کامل هستند کتاب مختصر مفید از محمد مفید مستوفی در جغرافیای ایران و جلد سوم تاریخ مستوفی را مطالعه بفرمایند .

با احترام ، کمترین بنده خدا کاظم کریم زاده بافقی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۷۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
بیطرف این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۹ - ۹:۵۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

باسلام. ۲۰ روز قبل برای اولین بار این مطلب با کپی سندش را جناب استاد ضیالله ملکزاده در گروه فرهنگ وهنر بافق منتشر کردن و چنانچه ایشون مقدم در انتشار بودن رعایت امانت و اخلاق ایجاب می کرد که به نقل از ایشون منتشر می شد تا رعایت ادب وامانت شده باشه.

عزیز این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای کریمزاده
وقتی میگین یک بار برای همیشه یعنی این نظر من کاملا بر همه نظرات در کل کشور ارجح هست و کسی دیگه حق نداره راجع به اون نظر بده
پیشنهاد میکنم کمی در نوشتارتون دقت کنین تا باز باعث رنجش اهالی ادب و منتقدینتون که کم هم نیستند نشه
التماس تفکر