پرخاشجویی و بی نزاکتی

دسته: مقالات
۲ دیدگاه
چهارشنبه - ۲۶ خرداد ۱۴۰۰

دیگر مثل روز روشن است که معیارهای اخلاقی در جامعه تغییر اساسی کرده است. سیل بنیان کنی راه افتاده است که تمام شاخص های اخلاق مداری گذشته را از بیخ و بن برکنده و دیوانه وار و خشمگین می تازد. ایستادگی در برابر این موج سهمگین، همت و حمیت و اراده ملی و عزم حکومتی می طلبد. که فعلا هیچ کدام از این زیرساخت ها، آماده نیست.
درباره گسیختگی و فروپاشی اخلاقی جامعه ایرانی، شواهد و قراین بسیاری می توان ارائه کرد و در مقالات مختلف به جنبه های گوناگون این گسست پرداخت. عجالتا به بحث بدزبانی و پرخاشجویی و بی نزاکتی حاکم شده در جامعه اشاره می کنم. و امید هیچ درمانی هم ندارم. چون دیگر کار از این نصیحت های اخلاق مدارانه گذشته است.
ما مردمی بودیم که در گفتگوها برای رعایت ادب و احترام، حتما از ضمایر و افعال جمع استفاده می کردیم. تا این حد. مثلا هرگز نمی گفتیم، تو، می گفتیم، شما. نمی گفتیم، گفتی، می گفتیم، گفتید.
حتی برای ما، طرز سخن گفتن برخی هم استانی ها، که بجای شما، از  لفظ تو استفاده می کنند، آزاردهنده و غیرقابل قبول بود.
حالا نسلی آمده که بی پروا و گستاخانه، شما، در دهانش نمی چرخد.
اگر به فضای مجازی مراجعه کنید اینگونه بی نزاکتی ها، به وفور دیده می شود. انگار پرده دری و بی حیایی هر چه بیشتر شود، پسندیده تر است.
کار بدانجا کشیده که حتی نامزدان پست ریاست جمهوری که پاسداران ارزشهای ایرانی هستند، در مناظره خود، بارها و بارها همدیگر را با افعال مفرد خطاب قرار دادند. مثلا  گفتند، اینو امضا کردی. در مورد برخی نامزدان شورای شهر هم متاسفانه اینگونه سخن گفتن و الفاظ نامربوط بکار بردن، را شاهد هستیم.
در گروهای مجازی که عضو هستم، می بینم دو نفر که حتی همدیگر را می شناسند و چشم در چشم هم دارند، پس از چند جمله، شروع به هتاکی و بی ادبی نسبت به هم می کنند. کاش اجازه بود و تبلیغ شر محسوب نمی شد و نمونه ای از این بدزبانی ها را کلیشه می کردم.
همه می دانیم که آستانه صبر و تحمل مردم ما مخصوصا جوانها، کم شده است. به کوچکترین ناملایمتی، از جا در می روند. کف بر لب می آورند، دشنامهای عنیف می گویند و چون خروس جنگی، شاخ و شانه می کشند.
این وضعیت در موقع رانندگی، بسیار دیده می شود. بارها شده است که وقتی در رانندگی دچار خطایی شده ام، جوان مقابلم با الفاظی تند و خصمانه، خواسته که شیشه خودرو را پایین بکشم تا فحشی بدهد و دعوت به دعوا و مرافعه کند.
حالا همه می دانیم که نهادهای آموزشی و تربیتی اعم از خانواده، آموزش و پرورش، آموزش عالی، روحانیت، گروه های مرجع، هیئات مذهبی و … به درستی کارکردهای خود را انجام نداده اند که وضع، چنین اسفبار شده است.
من امیدی به اصلاح ندارم. فقط دعا می کنم این روند سقوط و فروپاشی اخلاقی، هر چه زودتر طی شود تا امکان ساختن، بعد از خرابی و ویرانی زیاد، فراهم آید.
محمدعلی پورفلاح


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۸۸
برچسب ها:
دیدگاه ها
علی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۰ - ۹:۱۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

درود بر شما دوست عزیز و فرهیخته زیبا و بجا فرمودید و ایضا در این دلنوشته از وجود چنین برخوورد های در بین اعضای خانواده و و محاوره های والدین و فرزندان هم میتوان نام برد ، روابط فی مابین شاگرد و استاد و کارگر و کارفرما که همه اینها نشانه و علامت تنزل اخلاق و فاصله گرفتن از آموزه های اخلاقی و دینی در بین نسل جدید میباشد که این معضلات وظیفه دستگاه های متولی فرهنگی و آموزشی را دو چندان میکند

اسدالله این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۰ - ۸:۲۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام بر شما
عالی