فرهنگ اصطلاحات طلاب

دسته: عمومی
یک دیدگاه
دوشنبه - ۲۸ تیر ۱۴۰۰

اینقدر بلند و کشیده جمله « تقبّل الله…» را گفت که چند نفر که اون اطراف بودند، چرخیدن و به من نگاه کردند.
دستم رو بالا بردم و براش تکون دادم.
دو ترکه با دوستش سوار موتور ۱۲۵ هوندای سیاهی بودند. دوستش دسته گاز موتورسیکلت را تا آخر پیچوند، موتور غرشی کرد و سرعت گرفت و هر دو ازم دور شدند.
همونطور کنار ماشین ایستاده بودم و به این فکر می کردم که متوجه معنای چیزی که گفته بود، شد یا نه؟ اگر نرفته بود، می تونستم این رو براش توضیح بدم…
با صدای « کاری داشتی حاجی؟» به خودم اومدم. بله خودشون بودند!
شاید تکون دادن دستم، باعث شده بود برگردن، شاید هم …
گفتم: بله. می خواستم بابت دعایی که برام کردی، تشکر کنم.
با تعجب گفت: دعا؟!!!
گفتم: بله. « تقبل الله اعمالکم».
خنده اش گرفته بود. ادامه دادم: شما آرزو کردی خدا کارهای مرا، قبول کنه.

متعجب خندید و گفت: عجب! نمی دونستم معناش این می شه و البته منظورم هم این نبود.
متوجه متلکش شدم.
یک کم با هم صحبت کردیم. وقت خداحافظی دستی سر شونش زدم و گفتم: « مساءکم الله بالخیر »
خندید و گفت: «حاجی تو دیگه بی خیال شو.» خداحافظی کرد و رفت و از اون موقع چند سالی میشه که با هم رفیق هستیم.
اینها را تعریف کردم براتون که بگم بعضی از اصطلاحات و یا جملاتی که ما طلبه ها استفاده می کنیم، برای همه مانوس نیست و شاید درک درستی از معنای آن عبارت نداشته باشند.
آقای مهدی مسائلی که خودش هم طلبه است؛ اصطلاحاتی که بیشتر بین طلاب و روحانیون استعمال میشه را در کتابی با عنوان « فرهنگ اصطلاحات طلاب» گردآوری کرده و «نشر آرما» هم زحمت چاپ اونو، در قالب یک کتاب ۱۶۰ صفحه ای کشیده است.
گفتم شاید برای شما هم جذاب و جالب باشه که با این اصطلاحات آشنا بشید.

مهدی مهدوی نژاد


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳۱۶
برچسب ها:
دیدگاه ها
ناشناس این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۰ - ۲:۱۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

همین دیگه اتون کم بود