یادداشت روز اول: تنهایی

دسته: عمومی
بدون دیدگاه
سه شنبه - ۱۹ مرداد ۱۴۰۰

حالا این مرد که چند ماه پیش دست اهل و عیال و اهلبیتش را گرفته، معدود دوستانش همراهش شده اند، از مدینه به حرم امن مکه پناه آورده، در آنجا سوء قصد به جانش را احساس می کند، حجش را نیمه تمام گذاشته، موطنش را ترک کرده و بعد از گذار از بیابان و دشت، خشکی و آبادی، رسیده به سرزمین عراق، حوالی شهری که چند سال پیش پدرش در آنجا حکومتی سه چهار ساله داشته و دوستان و دشمنانی.

نه اینکه حسین خودش بخواهد بیاید، دعوتش کرده اند، پیش قراولی مسلم نام که پسرعمویش بوده و نوشته اند عاقله مردی بوده ۶۰ ساله را فرستاده برای راستی آزمایی مردمی که نامه نوشته اند «میوه هایمان رسیده، باغهایمان سرسبز است. ما فقط تو را برای سعادت دنیا و آخرت مان کم داریم».

ابن عقیل هم طی چند روز در کوفه کولاک کرده، ۱۸ هزار بیعت گرفته از خواص و عوامی که گفته اند آب در دلت تکان نخورد، ما مرد میدانیم مثل کوه ، آسمان به زمین بیاید، نمی گذاریم مویی از سر مولایمان کم شود.

نیاز نبود آسمان به زمین بیاید، هنوز جوهر بیعت ها خشک نشده و گرمی دستهای به هم فشرده به سردی نگراییده ،شیطان با سلاح زر و زور و زن، به میدان می آید و چقدر موفق است این ابلیس لعین و مردان روزگار می شوند نامرد و اشباه الرجال.

به همین راحتی، نماینده پسر پیامبری که تا دیروز فرصت اجابت برای میهمان شدن در خانه کوفیان را نداشته، می شود تنهای_تنها، غریب و بی کس و بی یاور.

و چقدر مسلم را غصه دار می کند این تنهایی و غریبی. نه اینکه مسلم غصه دار تنهایی خود باشد. او شده طلایه دار تنهایی حسین . می داند چندی بعد، حسین می شود تنها و بی یاور، غریب_مادر.
#صلی_الله_علیک_با_اباعبدالله

محمد علی قاسم زاده
۱۴۰۰/۰۵/۱۹


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳۶
برچسب ها: