یادداشت روز چهارم : صبر

دسته: مقالات
بدون دیدگاه
جمعه - ۲۲ مرداد ۱۴۰۰

برای صبر معانی زیادی آورده اند، مثلا خلیل ابن احمد نوشته «صبر نقیض فزع است». یا ابن فارس، صبر را همان «حبس» معنا کرده.
ملا احمد نراقی در معنای صبر نوشته «صبر یعنی ثبات و آرامش نفس در سختی‌ها، بلاها و مصائب و پایداری و مقاومت در برابر آن‌ها؛ به‌طوری ‌که از گشادگی خاطر و شادی و آرامشی که پیش از حوادث داشت، بیرون نرود و زبان خود را از شکایت و اعضای خود را از حرکات ناهنجار نگه دارد».
راغب اصفهانی معنای صبر را «عبارت از وادار نمودن نفس به آنچه که عقل و شرع اقتضا می‌نماید و بازداشتن آن از آنچه که عقل و شرع نهی می­ کند» می داند.
اگر موافقید به همه اینها بگوییم «ما رأیت الا جمیلا».

خدا در قرآن ۳ بار واژه «صبر» را متصل کرده به صفت «جمیل» که دو مرتبه مربوط است به ماجرای فراق یعقوب و یوسف (علیهما السلام). (و چه آتشی که به دل عشاق نیانداخته این جدایی) .
یک بار هم مستقیم به پیامبر ما محمد«صلوات الله علیه» گفته صبر جمیل داشته باش در مقابل استهزاء و آزار کفار و مشرکین .
یک زن را تصور کنید در یک روز و در کمتر از چند ساعت، چند برادر تنی و ناتنی، چند فرزند برادر، چند جوان از عشیره و اقربین و چند جگرگوشه اش سلاخی شوند. نه اینکه اینها را بشنود، ببیند، شاهد باشد و دم نزند، جزع و فزع نکند، اینکه زینب آستین به دندان گرفته و گریسته یا نه را نمی دانم، اما ما آدمها همه اینها را می گوییم «صبر».
شک ندارم اگر برای خود صبر هزاران معنا بنویسند و بر آن بچسبانند و آماده اش کنند برای تاب آوری، نمی تواند این همه بار معنایی را تحمل کند، اصلا واژه صبر نمی تواند در مقابل این همه مفهوم صبوری کند، یک جایی دیگر کم می آورد، ذوب می شود، دود می شود می رود روی هوا.

اصلا بی‌خیال صبر، دل کندن مگر به این آسانی هاست؟ خودت بیایی بر جگرگوشه هایت که شمشیر از قدشان بزرگتر است زره بپوشی، با هزار آرزوی در دل، راهیشان کنی به مسلخ، نه از روی تعارف و برای رفع تکلیف، حقیقتا دل ببری و در گوششان بگویی: دایی تان مخالفتی کرد برای میدان رفتن شما ، قسمش دهید به «حضرت مادر».

صلی الله علیک یا اباعبدالله.

محمد علی قاسم زاده بافقی
۱۴۰۰/۰۵/۲۲


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳۱
برچسب ها: