روز پنجم: غزل

دسته: عمومی
بدون دیدگاه
یکشنبه - 24 مرداد 1400

کشانده حر دلم را به کاروان خودش
به اذن حضرت مادر به یک نشان خودش

من ابن سعد شب اختیار خود بودم
به روز واقعه بنمود، آن خودش

فقیر در به دری بود قلب مسکینم
چو پادشاه نشاندم کنار خوان خودش

حرم برای من و ما چه آرزویی بود
و اربعین وصالش من و مکان خودش

محرم است ز نور کتیبه ها پیداست
رسانده عالم و آدم به آسمان خودش

نه روضه خوان غزل هستم و نه مقتل خوان
خودش سروده مراثی روضه خوان خودش

محمد علی قاسم زاده بافقی
۱۴۰۰/۰۵/۲۳


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۴
برچسب ها: