یادداشت روز نهم: قمرالحسین

دسته: عمومی
بدون دیدگاه
چهارشنبه - ۲۷ مرداد ۱۴۰۰

ماه رفتار جالبی دارد، از خود هیچ نوری ندارد، از خورشید نور می گیرد و همان را ساطع می کند به اطراف، بی هیچ دخل و تصرف.

در آسمان حسین، قمری وجود دارد به نام ابوالفضل. با این توصیف، جفاست به او بگوییم قمر العشیره یا قمر بنی هاشم.

اصلا مگر عشیره نور دارد که ابوالفضل از آن ارتزاق کند، تغذیه شود، تلاءلو پیدا کند و همان نور را بازتاب دهد به عالم و آدم؟

این خورشید عالم تاب حسین است که سراسر نور است و رحمت و ابوالفضل قمر اوست، نه قمر بنی هاشم، او قمر منیر خورشید امام است، قمرالحسین.

و امروز تاسوعاست. همان روزی که درباره اش گفته اند
« … یوم حوصر فیه الحسین و اصحابه بکربلا…»، تاسوعا روزی است که حسین(ع) و اصحابش در کربلا محاصره شدند و سپاه شامی علیه آنان گرد هم آمدند، ابن‌زیاد و عمر بن سعد نیز از فراهم آمدن آن همه نیرو خوشحال شدند و آن روز حسین(ع) و یارانش را ناتوان شمردند و یقین کردند که دیگر برای او کمکی نخواهد رسید و عراقیان نیز او را پشتیبانی نخواهند نمود.

محاصره شدن ترس می آورد، دلهره ایجاد می کند، خصوصا برای زنها و بچه ها. اینکه احساس کنی هر لحظه کسی بخواهد به تو حمله کند، رعب آور است، مخصوصا اگر بی پناه باشی، و چه پناه بزرگی است ابوالفضل در کربلا.

ارکب بنفسی انت یا اخی…
ماه بر اسب می نشیند، خود را به شریعه می رساند ، فرصت را حتی برای پیاده شدن از دست نمی دهد، با اسب وارد فرات می شود، نوری می بیند مستولی بر فرات، زهرایی درخشنده، زهره ای تابناک، منقلب می شود، می شود محو «مادر».

او دیگر تشنه نیست، آب از نگاه مادر برگرفته، می رود به سوی آینده های دور .

محمد علی قاسم زاده بافقی
۱۴۰۰/۰۵/۲۷


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲۰
برچسب ها: