مردم اگر آینده بافق را دوست دارید بخوانید

دسته: مقالات
۵ دیدگاه
یکشنبه - ۵ دی ۱۴۰۰

بسم رب الشهدا و الصدیقین

درود بر رهبر معظم انقلاب،

آقای عامریان عزیز
مدیر عامل صندوق بازنشستگی فولاد کشور

سلام

من کارگر ساده شرکت سنگ آهن مرکزی هستم و تمنا میکنم دردنامه مرا بخوانید،

خدای بزرگ شاهد است تنها و بدون هیچ فشاری این نامه را برایتان از ته دل به تحریر در میاورم،

و قسم به قرآن کریم در دو دوره گذشته به سید مظلومان،خادم حرم رضوی، دکتر رئیسی رای دادم،
فرزند شهید والامقام از روزی که شنیدم فرزند شهیدی بر مسند صندلی صندوق نشست دلم آرام گرفت که دیگر حق تضییع شده معدن چغارت که به دست غاصبان فولاد به یغما رفته بود را برگرداند،
و دیگر کارگران شرکت ما به دلیل تصمیم مجهول بالا دستی ها اعتصاب نمیکنند،
گفتم شاید رییس جمهوری که با شعار عدالت خواهی پا به میدان گذاشته حقوق به کما رفته این کارگران و مردم مظلوم را احیا نماید،
اما نه، من غلط بود آنچه میپنداشتم،

امروز من هزار طعنه بر جگرم میخورد که تو که دم از رییسی میزدی و استوری رییسی میگذاشتی این بود خدمت صندوق بازنشستگی فولادش؟؟؟
اگر چه هنوز وقتی تصویر بوسه سردار سلیمانی بر پیشانی دکتر رییسی را میبینم دلم آرام میشود،

یادگار شهید من منتظر بودم مالک اول این معدن حداقل پس از گذشت شصت روز از آغاز فعالیتش یک دور به دور این چال سیاه بزند ، فشار خود را در بیمارستانی که هنوز متخصص ندارد بگیرد،
از مردم شهر بپرسد که در شهر چه کسی مرهم این درد سنگین است،
اما در کشوری که رییس جمهورش به پمپ بنزین برای مشکل بنزین میرود مدیر میانی اش ندیده با یک یا دو تماس قوت قلب مردم را گرفت؛

چرا عادت کردید به ترکیب تیم برنده دست بزنید،
چرا بخاطر حزب و سلیقه با رضایت اکثریت مردمی خاطره تلخ میسازید؟

خدا شاهد است درد من از رفتن آقای فلاح نیست به قطره قطره خون سیدالشهدا آقای مهندس فلاح خودش بارها عزم داشت، به همان دلیلی که بزودی شما آن دلیل را حس میکنید،

و ما هم باید بپذیریم که استراتژی یک دولت باید با نیروی انسانی خود مطابق باشد،و این صندلی هم تخت پادشاهی عربستان نبود که تا آخرین نفس مالک آن یک نفر باشد اما نوع بدرقه از مدیریت سابق که یک برادر شهید و پیر و جوان دعاگوی او بودند و عدم اطلاع به مسئولین محلی زیبنده نبود،
اصلا چرا دو یادگار شهید باید اختلاف سلیقه داشته باشند مگر راه شهید که همان خدمت صادقانه است یکی نیست؟
چقدر سردار سلیمانی عزیز گفت عبادتی بالاتر از ایجاد رضایت مردم برای مسئول نیست،

چقدر سریع بعد از رفتن رییس جمهور از یزد اقدام کردید،
اگر اقدامتان نخبه گرایی و آینده با شکوه شهر بود زیبا بود که در حضور وزیر اقتصاد که مهمان بافقی بود انجام میشد،
نیازی به کارآگاه بازی و خبرگزاری کشوری را در لحظه اول مطلع کردن نبود،

دردی که مرا کشت نگاه بی تفاوتی ارباب به رعیت بود،
شبانه حکم زدن و سران استان و شهرستان بی خبر بودن یعنی ما بالا نشینیم و شما روستایی هستید،
به خدا یک شاگرد ساندویچی رو میخواهند تغییر دهند صاحب ساندویچی می اید و صریح و شفاف اعلام میکند،
اون موقع مدیر یک مجموعه بزرگ را به چه برهانی بی صدا تغییر دادید؟
ای داد بیداد،
رییس جمهور عزیز گفتند مدیران جوان اما ایده، انگیزه جوان نه اینکه جوانی کنید،
چرا با تبدیل وضعیت کارگری که که در گرمای شصت درجه بافق برای اقتصاد کشورش آب میشود شما را محزون کرد؟
دیگر گذشت اما..،

دکتر عامریان
هر آنگاه که بر مزار پدر شهیدت رفتی سلام کارگران شرکت سنگ آهن بافق را به ایشان برسان و سنگ مزار ایشان را از جانب ما ببوس چرا که حرمت شهید تا ابد بر شیعه “علی بن ابی طالب علی علیه السلام” واجب است،
و در خلوت پدر و پسری خود بگو بابا من در دولتی که نامش دولت کریمه بود و با شعار تحقق خواسته های مردمی کار و حمایت از مدیران شایسته و بدون نگاه به حزب بود بدون آنکه آنجا را ببینم و دردشان را لمس کنم و بدانم ۹۰ درصد رای مردم آنجا رائ دولت ما بوده در خفا مدیر جدید مجموعه را معرفی کردم،

فکر میکنی نظر ابوی بزرگوارتان آن شهید قهرمان چه باشد؟

من دعوت میکنم که با وزیر رفاه جوان به شهر بافق بیایید ساعت ۲ در خروجی شهر تماشا کنید که چطور این مردمان و بازنشستگان عقیم، سرطانی، برای درمان در حرکت به یزد از هم سبقت میگیرند،
بیایید و به نظاره بنشینید آنهایی که برای تشکر از انتخاب علمی شما تماس گرفتند و تبریک میگفتند ببینید چقدر از آرمان های شهدا دورند و بنگرید که دارایی بی انتهایش چقدر با سوادشان تناقض دارد،

و حرف آخر با یادگار شهید این است که حس میکنم فاصله گرفته ایم از جایی که پیامبر دست کارگر را بوسید تا جایی که امروز درد کارگر را کسی نمیبیند،
خدا رو شکر صورتجلسه در تاریخ دوم دیماه امضا شد و به قیمت تحقق خواسته هایتان هم مجوز تبدیل وضعیت صادر شد هم جذب نیرو،

راستی اگر اینها دلیل برکناری بود پس چرا بعدا موافقت شد
درد جای دیگرست،

در صورتجلسه هشتم شهریور نود و سه هم که ۸ دولتمرد امضا کردند گفتند باید مدیرعامل بومی باشد و الان نیست،

و این صورتجلسه هم …..

اگر روزی حتی یک درصد از این صورت جلسه ماند و اجرا نشد هرگز باعث و بانی آن را نمیبخشم اگر چه باران سنگ ببارد بر سر افرادی بود که شرکت سنگ آهن را مثل گوشت قربانی برای خود شیرینی و عدم کنترل هوای نفسانی خود ذره ذره فروختند،
و حرفی با عزیزی که فرمود بافق برای سرمایه گذار آرامش ندارد،
باید بگویم شهر آرامش نداشت و پنجاه سال غنیمت کوه آهن آن به دره جنگل های کانادا تبدیل شده است دیگر اگر آرامش داشت که گمانم قالی خانه ما امروز پادری بعضی از اداره های پایتخت بود،

بعضی از اصحاب رسانه سکوت تان در پیگیری حقوق قانونی کارگر دردآور بود و خبرنگاری فقط ضیافت ناهار هتل در روز خبرنگار نیست، کارگران درد دیده هم که از باتوم و ساچمه ترسیده اند و چاره ای ندارند،
اگر امروز کسی در این شهر از دست بعضی بی عدالتی ها نماز نخواند شاید گناه نکرده باشد،

بیایید با اتحاد و تلاش در سایه رهنمودهای مقام عظمای ولایت و و تلاش های دکتر رییسی دست به دست هم دهیم و با طی کردن مدارج تحصیلی انسان های بزرگ بسازیم تا مثل معدن چادرملو بیست سال یک مدیر داشته باشیم نه یک سال بیست مدیر،
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید
داستان غم پنهانی من گوش کنید
قصه بی سر و سامانی من گوش کنید
گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید
شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی؟
سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی؟

دلم میسوزد و کاری زدستم برنمی آید،

کارگر ساده شرکت سنگ آهن مرکزی،
خدایا خودت بساز

برسد به دست دکتر عامریان و حمیدیان


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۰۰۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
چراغ این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۵ دی ۱۴۰۰ - ۱۰:۴۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

گشنه ها ، امیدوارم این معدن هر چه زودتر تموم بشه و نابود بشین واز گشنگی لاقل نگاه پر جهل و زبان پر از چاپلوسیتون بند بیاد و مثه پدرانتون که مشتی جاهل بودن شما هم به خارو خرمن برسین و کاسه گدایی دست بگیرید. حالم از خوندن متن هاتون و نگاهای کارگریتون و همه چیتون به هم میخوره،حالم از این شهر از کارگران گشنه و مردم گدا مغز و جاهلش بهم میخوره ، لیاقت شما گدداییه نه بیشتر

علی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۵ دی ۱۴۰۰ - ۱۲:۲۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

شما کارگر ساده و شاید چند ده میلیونی عزیز فقط خودت را میبنی وبس شهر را نمبینی

محمد این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۵ دی ۱۴۰۰ - ۲:۲۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دیگه کسی با این اراجیف که به اسم کا گر به خورد مردم می‌دادین خر نمیشه معلومه نونتون آجور شدهکه اینجوری داری جلزولز میکنی آب و بریز اونجا کهمیسوزه تموم شد رانت بازی بای بای خوشگذشت الان دولت پاکدشت اومده که دست دزدان رو قطع کنی هههههه

حسين این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۵ دی ۱۴۰۰ - ۸:۵۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

رضایت زمانی است که تمام مردم بافق از شرکت سنگ آهن منتفع بسند به فقط کار کنان سنگ آهن
سنگ آهن مال تمام مردم بافق هست و باید سود بهمه برسد

عادل این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۵ دی ۱۴۰۰ - ۱۰:۲۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ان الانسان لفی خسر
این کارگر ساده چه انسان فهمیده ای است که به تمام صورتجلسه ۹۳ اشراف دارد کاش ایشان در جلسه ۹۳ می بود و ضمن امضاء از حق بافق دفاع می کرد . (حیف!!!! )کاش این کارگر ساده محترم با این نگارش اشنا و زیبا و نافذ از اقای حمیدیان درخواست می کرد چنانچه خدای نکرده افرادی در محلی غیر از محل اصلی کار خود مستقر می باشند و از لوازم اداری (کامپیوتر و پرینتر شرکت) برای اهداف حزبی استفاده می نمایند برخورد شود. وکاش در خواست می کرد که مدیران ارشد توجیه کنند که شرکت سنگ آهن مرکزی بنگاه اقتصادی است نه دفتر حزب سیاسی و همه تلاش کنیم تابهره وری افزایش یابد وسود آن نصیب همه شود .