اتحاد عامل پیشرفت، اختلاف عامل انحطاط

دسته: مقالات
یک دیدگاه
شنبه - ۱۴ اسفند ۱۴۰۰

وحدت، مهم‌ترین عامل بقا برای یک جامعه است، کمال، ترقی و پیشرفت جوامع، جز در پرتو وحدت کلمه و برادری، همکاری و هماهنگی میسر نمی‌شود.
چنان که اتحاد و هماهنگى و انسجام عامل پیشرفت جامعه است در مقابل آن اختلاف و تفرقه عامل انحطاط و سقوط یک جامعه به شمار مى‏رود به این معنا که اگر جامعه‏ اى دچار تفرقه و ناسازگارى باشد و هر فرقه و گروه راهى را انتخاب کند که با راهى که دیگران انتخاب کنند تفاوت داشته باشد دچار اختلاف است و اگر جامعه دچار اختلاف گردید آثار مخرب و زیانباری رقم می خورد که جبران آن در برخی مواقع ناممکن می گردد.
از طرف دیگر بپذیریم که اختلاف نظر و دیدگاه امری طبیعی است و این که افراد در موضوعات مختلف دگرگونه بیاندیشند نه تنها باعث انحطاط و زوال نیست که تضارب آرا و دیدگاههای مخالف و متضاد نشانه رشد و پویایی جامعه است.
اختلاف در رای و نظر; زمانی مخرب می گردد که با حب و بغض همراه گردد و تمنیات نفسانی در آن دخیل باشد.
چند روزی بحث کارگروه مطالبات شهرستان و حضور و عدم حضور مسئولان بزرگوار شهرستان در این جلسه واکنش هایی را در بین فعالان اجتماعی و کاربران فضای مجازی برانگیخته است و هر کس با نوع نگرش خود به تحلیل و بررسی و نهایتا نتیجه گیری پرداخته است و فردی که تنها به قاضی می رودقطعا راضی برمی گردد.
هرچند که این نوع تضادهای فکری و عملکردی همواره وجود داشته است و مسبوق به سابقه است ولی باید اذعان داشت که شهر ما بیشترین ضربه را از همین تفرقه ها خورده است که همگان واقف هستند.
نگارنده در صدد دفاع از گروه و طیف خاصی نیست ولی چنین برداشت می شود که نطفه شوم تفرقه و اختلاف در شهر بسته شده است علی الخصوص اختلاف شورائیان که به نظر می رسد کاملا علنی شده است با این که هنوز عمر شورا به یک سالگی نرسیده است و می طلبد هر چه سریع تر راهی برای درمان آن بیابند تا ادامه مسیر هموارتر و مفید تر شود.
به زعم نگارنده یکی از مواردی که اختلافات را علنی کرد درزمان تغییر مدیر عامل شرکت سنگ آهن رقم خوردکه علاوه بر تغییر,حریم های اخلاق هم زیر پا گذاشته شدو حرمت هایی شکسته شد که نباید می شکست.
در آن تغییر شبانه و ناهماهنگ ,پرده اختلافات کنار زده شدو هر کس در آن فضای ملتهب چهره واقعی خود را نشان داد و آن چه در سراپرده قدرت مستور بود به یک باره در برابر افکار عمومی به صورت عریان عیان شد.
هرچند که تغییر مدیران با توجه به رویکرد دولت جدید امری اجنتاب ناپذیر است ولی شکل بی اخلاقانه تغییرات, نشان از حقد و کینه دارد که لباس انتقام پوشیده و هل من مبارز می طلبدو این چنین کف آلود و خشمناک تیشه بر ریشه زدن, از دایره مروت و جوانمردی دور است و آرامش روانی جامعه را برهم می زند .
تلفیق قدرت و اخلاق آرزوی دیرینه بشر است و شاید امری ناممکن باشد چون رسیدن به مدینه فاضله بیشتر در آرا و نظریات افلاطون و فارابی وجود دارد و به همین دلیل است که به آن ناکجا آباد می گویند ولی می توان با آگاهی و بصیرت حداقل های اخلاق را در قدرت لحاظ کرد .
اگر متهم به توطئه پنداری نشویم به نظر می رسد یک قسمت ماجرا را باید در ضرب المثل معروف”تفرقه بیانداز و حکومت کن ” جستجو کردچون دود تفرقه در چشم مردم می رود و هیچ نفعی برایشان ندارد.
امید است تعقل و دوراندیشی را سرلوحه خود در کارهایمان قرار دهیم و اندکی تامل کنیم وتا دیر نشده و تمام پل های پشت سرمان ویران نشده است راهکاری برای این مساله بیاندیشیم که خیلی زود دیر می شود.

سرچشمه باید گرفتن به بیل
وگرنه نشاید گرفتن به پیل

✍حسین ارجمند


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۵۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
علیرضا رنجبر بافقی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. شنبه ۱۴ اسفند ۱۴۰۰ - ۱۰:۳۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

درود مطلب را خوندم به نظرم خود مردم فقط می توانند پیگیر مشکلاتشان باشند پافشاری مردم باعث وحدت مسئولین و پاسخگویی خواهد شد مردم باید سمج باشند تا بافق آباد شود