از طلا بودن پشیمان گشته ایم…

دسته: ورزشی
۹ دیدگاه
یکشنبه - ۲۶ آذر ۱۳۹۱

با انتشار خبر دسته گل افشین پیروانی در خبر 30: 20

از طلا بودن پشیمان گشته ایم        لطف فرموده ما را مس کنید

دوست عزیز و نویسنده آتیه نگرمان جناب آقای محمد علی پورفلاح چند وقت پیش در آستانه پذیرش تیم و باشگاه داری سنگ آهن مرکزی بافق در لیگ دسته یک هشدار داده بودند که سنگ آهن با پذیرش و انتخاب تیم فوتبال در لیگ دسته یک وارد بد گوی و میدانی شده است که اگر حرفه ای عمل نکند حتی نمی تواند کاپ اخلاق را  بدست آورد چه برسد به صعود به لیگ برتر.

و اینک هنوز به نیمه فصل نرسیده ایم این پیش بینی و هشدار رنگ حقیقت به خود گرفت و شد آنچه نمی باید می شد.

نگارنده با انتخاب مرد طناز و بذله گوی فوتبال ایران (فیروز کریمی ) به سرمربیگیری تیم سنگ آهن پس از پایان هربازی انتظار آن را داشت که بر صفحه تلویزیون ظاهر شود و زمین و زمان را بهم بدوزد که بتواند شکست تیمش را توجیه کند که خدا را شکر از این گردنه جان به سلامت بردیم هرچند که امتیاز از دست  می دادیم لااقل اخلاق و آبرویمان را حفظ کرد و رفت.

این قصه به اتمام نرسید تا با استعفای بی سر و صدای فیروز کریمی ، افشین پیروانی سرخپوش پرسپولیسی که حالا به بازنشستگی دوران بازیکنی خویش رسیده بود به قول مدیر عامل باشگاه سنگ آهن با شرط حفظ آبروی خویش برای کسب نتایج بهتر به سنگ آهن آمد تا شاید بتواند پس از رفتنی شدن بابانوئل پیروزی( شما بخوانید مانوئل ژوزه) مانند دایی و استیلی بر صندلی سر مربیگری این تیم پایتخت بنشیند ولی حیف و صد حیف که نام استقلال هر جا که باشد مو بر تن پرسپولیسی ها سیخ می کند حتی اگر این استقلال استقلال پسر باشد و از نوع اهوازی

بازی سنگ آهن با استقلال اهواز هنوز به آخر نرسیده که تماشاگرنماهای اهوازی چنان عرصه را بر بازیکن نماهای سنگ آهن تنگ می کنند  که آنها به عکس العمل وامی دارند و در این میان  بازیکنان سنگ آهن که طاقت از کف داده اند  آن می کنند که از صفحه جادویی 20:30 دیدید.

سنگ آهن در این نیم فصل نه آنچنان امتیازی بدست آورده است که به صعودش که نه لااقل به ماندنش در دسته یک امیدوار باشیم و نه الگوی ورزشی ایی را معرفی کرده است که به جوانانمان نشانش دهیم.

سنگ آهن جدای از امتیازاتی که از دست داده است اخلاق نیکویی است که همه؛ یزدیها را به آن می شناسند.ما در دیداری که میهمان بودیم حریم میزبان شکستیم و آب پاکی بر داشته و نداشته هایمان ریختیم.

اینک که از صعود به لیگ برتر نا امید نا امید شده ایم بجاست مدیر عامل باشگاه سنگ آهن ضمن اتخاذ تدابیر ویژه اسامی خاطیان را با ذکر میزان تحصیلات آموزشگاهی و احیانا دانشگاهی اشان  را منتشر نمایند که همه بدانند آنهایی که با نام سنگ آهن به میدان می روند کیانند و از کجایند.

مخلص کلام اینکه تا بیشتر از این دیر نشده در نیم فصل دوم به قولتان برای جذب بازیکن خوش استعداد و بادرک و درایت بافقی جامه عمل بپوشانید تا الگوی ما؛ جوان بافقی خودمان باشد نه او که نمیدانیم کیست واز کجاست.

احمد برزگری بافقی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۴
برچسب ها:
دیدگاه ها
رک گو یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۱ - ۳:۲۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جانا سخن از دل ما میگویی.ما بارها از طریق پیامک .تلفنی و حضوری از مدیرعامل مردمی و دلسوز شرکت جناب آقای عسکری خواهش کردیم یک مدیرعاملی برای تیم انتخاب کند که در شان باشگاه باشد نه اینکه همش به فکر عکس گرفتن با این وآن و تبلیغاتی برای خود باشد.ا

بافقی دلسوز یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۱ - ۳:۵۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

درود برآدم چیز فهم.اگه مدیریت سنگ آهن یه جلسه ای با تمامی پیشکسوتان فوتبال و دلسوزان ورزش بافق مثل جلیل تشکری.ایرج و ناصر نارگانی.محمد علی و حسن و جواد فتاحی.بهمن مراددشتی.اصغر میراللهی.منصور آقایی.حبیبی مبارکه و صدها دلسوز و خاک خورده ورزش را جمع میکردواز تجربیات و نظرات اونها استفاده میبرد از این وضعیت خارج میشدیم اما چه سود که فعلا تیم را فقط یه نفر داره اداره میکنه و حاضرم نیست به کسی حق اظهار نظری بده.به خدا ماهم بافقی هستیم دلمون با تیمه.اگه یه چیزی میگیم از سر دلسوزی ولی انتقاد پذیریر نیستند.

بومی یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۱ - ۴:۱۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

حرف اول را توی تیم های حرفه ای اخلاق و منش پهلوانی میزنه.ما باید مثل قبلی ها روی ورزش پایه سرمایه گذاری میکردیم نه اینکه جیب چهار تا غریبه را پر کنیم.من قطعا میدونم آقای عسکری بالا بالا ها را مد نظر داره و به افق روشنی مینگره ولی بعضی از همین رفقاش مزدشو میدن .

ali یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۱ - ۸:۰۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام احمد آقا
خوب گفتی اما طرفداری خودت از استقلال رو هم چاشنیش کردی.
در ضمن افشین خیلی شخصیتش بالاتر از این حرفاست اون رضا شاهرودی بود که بی جنبه بودنش رو نشون داد

ناشناس یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آیا سنگ آهن نمیتونست با بازی کنای استان خودمون نهم بشه!!!؟؟؟

ابوذر دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۱ - ۷:۳۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ای خدا از دست ما بعضی از این بافقیها که طاقت دیدن همدیگرو ندارید

بافقی دلسوزتر دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۱ - ۷:۳۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای بافقی دلسوز خیلی های دیگه را فراموش کردی مثل جواد عبدالله(فتوحی)علی امینی.ممل طباطبایی.امیر و ذبیح خواجه ای.رضازاده(فتوحی).تقی آقایی.جعفر کوشکی.و…. اگه کسی رو فراموش کردک که قطعا هم همینگونه است یه نفر بقیه رو بگه.بهترین پیشنهاد همینه .بایستی حرمت پیشکسوتان مراعات بشه .هروقت بخش vip را میبینیم هیچ نشانی از این کسانی که اسم بردند و بردم نیست مگه چی میشه براشون دعوت نامه بفرستند و ازشون بخواهند برای حمایت از تیم شهرشون بیان .امتحان کنند بخدا میان.غرورشونو کنار بذارن و یه بارم که شده عقلانی فکر کنند.قابل توجه مدیرعامل باشگاه و سرپرست تیم که اصلا توی امور تیم دخالتی نمیکنه و فقط به فکر ….

دل سوز دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۱ - ۷:۵۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ای کاش بجای هزینه های میلیونی اردوهای هتل صفائیه وهتل المپیک تهران (که خیلی از تیم های لیک برتری نیز توان آن را ندارند)از پول بیت المال هزینه ها به سوی نوجوانان وجوانان شایسته بافق هدایت میشد
اصلاٌ چرا ما باید برویم لیک برتر ؟؟؟!!!!
ظرفیت ورزش استان در حد لیک برتر نیست چه برسد به بافق !!!!

مهدی احمدی از یزد دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

شعار دولت نهم و دهم تاکید بر ورزش همگانی می باشد تا جامعه از بیماری های روحی و روانی و جسمی که ویژگی زندگی ماشینی است رهایی پیدا کند،آمار بالای دیابت در استان یزد با عوارضی مثل قطع دست و پا دیالیز شدن بیماران و … حکایت دارد از اینکه در گذشته به ورزش در استان یزد اهمیت داده نمی شده است چه از سوی مردم چه از سوی مسئولین باشگاه آهن بافق وظیفه دارد بودجه ای که در اختیار دارد برای ورزش کارمندان و کارگران خود صرف کند تا آنها سالم بمانند و به عنوان سرمایه انسانی کار کنند، اگر این بودجه صرف ورزش کارگران شود دیگر شاهد مرگ زودرس آنها به دلیل عوارض شغلی نخواهیم بود فرض کنیم 4میلیارد تومان خرج تیم شود وتعداد کارگران سنگ آهن و شرکت های تابعهه 4 هزار نفر باشد به هر کارگر 1یک میلیون تومان پول میرسد که باید با آن ورزش کند،ولی در نهایت این حق کارگران بافقی است که در سواحل شهرهای خوش آب و هوای اروپایی خرج می شودو مشتی جوان معتاد و مایوس آینده ای تیره و تار برای خود پیش بینی میکنند.