آتش، آخرین دواست ؟

دسته: مقالات
۱۲ دیدگاه
چهارشنبه - ۲۹ آذر ۱۳۹۱

اقدام تامل برانگیز مردم بهاباد در بستن لوله های انتقال آب به معدن چادرملو، علامتی از رسیدن به نقطه  بی بازگشتی است که نیاز به تحلیل بیشتر و واکاوی عمیق تری دارد. پرسش این است که چه شده که بهاباد به سیم آخر زده و دست از همه ی تعارف ها برداشته و کرده ، آنچه نمی باید می کرده ؟ آیا بهاباد به این رسیده که ”  آخر الدواء  الکی ” است ؟ یعنی داغ کردن و آتش زدن آخرین دواست. ( در پرانتز بگویم که در ایام  گذشته، دردها و امراض ناعلاجی چون سرطان را با گذاشتن تکه ای فلز داغ شده و حتی ریختن مثلاً سرب مذاب بر عضو سرطانی _ مثل سینه _ و سوختن آن محل _ به عنوان آخرین راه حل _ قصد دوا کردنش را داشته اند. و این ضرب المثل از آن جا آمده). آیا بهاباد هم برای علاج درد ناعلاجش دست به داغ و آتش برده است؟

راقم این سطور در نزدیک به بیست سال گذشته؛ بارها در نوشته ها و گفته های خردمندان و فرهیختگان این دیار دیده که به متولیان و مسئولان استان یزد، هشدارهای لازم داده شده که کم توجهی و نگاه تبعیض آمیز به برخی شهرهای استان؛ آتش زیرخاکستر است و هرآن احتمال بروز و ظهور حوادثی از آن دست که در سال گذشته در بافق و امسال در بهاباد رخ داد، دور از انتظار نیست.

به این نکته معترفم که توسعه ی هر دیاری به مردمان آن جا مربوط و مرتبط است و تا زمانیکه اهالی شهری، نخواهند، توسعه ای صورت نخواهد گرفت.  اما نکته ی که ممکن است در این میان مغفول مانده باشد این است که دولت در ایران و در اقتصاد ما، نقش پررنگی دارد. و همین توان دولت است که مردم برخی از شهرها را به این صرافت انداخته که چرا در نگاه دولت که باید فراگیر باشد، به بعضی ها به چشم عزیزدردانه نگاه می شود.

درحال حاضر استان یزد به دو بخش نسبتاً متمایز تقسیم شده است. شهرهای اردکان و میبد و تا حدی تفت. با اقتصادی نسبتاً پویا ( فوراً بیفزایم که این حرف نشانه توسعه عمیق و همه جانبه این شهرها نیست. هر چه نباشد ما همه؛ ساکنان ایرانیم و با مشخصات یکسان) و حضور پررنگ تر بخش خصوصی و البته این امکان برای آنان مهیا نشده؛ مگر با حمایت پنهان و پیدای دولتی ها از آنها. و از همین جاست که اختلاف و بحران سربرآورده است.

سالهاست اهالی بافق و بهاباد و مهریز و خاتم و تا حد کمتری ابرکوه، از نگاه نامتوازن مسئولان دولتی در رنجند. طبس که عملاً و آشکارا بر طبل جدایی از استان می کوبد و این خواست به صورتی کمرنگ در اهالی بافق و بهاباد هم هست. تا اینجا قضیه را می شود زیر سبیلی رد کرد و به روی مبارک نیاورد. مشکل اصلی از وقتی آغاز می شود که مردم به نتیجه ایی برسند که بهاباد رسیده. یعنی ناامیدی از وضع موجود و حرکت به سمت تقابل برای گرفتن آنچه حق خود می دانند و معتقدند از آنان دریغ شده.

بستن آب چاههای بهاباد به روی مجتمع آهن چادرملو _ که حیاتش به آن وابسته است _ مبسوق به سابقه است. اما درحال حاضر نشان از سر باز کردن دملی می دهد که سالها در حال متورم شدن بوده و کسی قصد اصلاحش را نکرده است. بی تردید با تدبیر مردم و مسئولان؛ این روزها می گذرد و قضیه ختم به خیر می شود. اما التیام این زخم به راحتی امکان نخواهد داشت.

پیشنهاد من این است که استان؛ گروهی از دلسوزان شهرها را گرد هم آورد، نقشه ی جامعی از توسعه استان فراهم کند. آنها که تندتر رفته اند و امکانی فراقانونی و به موجب روابط سیاسی به چنگ آورده اند مشخص و در تخصیص اعتبارهای بعدی به شهرهای کمتر توسعه یافته استان؛ با بودجه های بیشتر بکوشند. ( این نکته را هم بگویم که از توسعه ی دولتی ناامیدم).

مسئله بوجود آمده در بهاباد، نشان از خشمی دارد که نگاه ناموزون مرکزنشینان، برخی از شهرها را لوس و برخی را فراموش کرده است. اگر این روند ادامه یابد، می تواند به بحرانی فراگیر بینجامد. درحال حاضر عمده خواسته شهرهای کمتر توسعه یافته، حل مشکلات معیشتی و بیکاری آنهاست. می تواند در آینده این خواسته به مسائل اجتماعی هم تسری یابد و در این صورت بروز کین و کینه در بین اهالی استان، دور از انتظار نیست که می تواند بسیار خطرناک و حادثه آفرین باشد.

اکنون شکاف ایجاد شده در بین شهرهای شمال و جنوب استان یزد، با اندکی تدبیر قابل رفع و رجوع است بیم من از روزی است که مردم احساس کنند آب از سرشان گذشته و به این بیندیشند که آتش و داغ، آخرین دواست.

 محمد علی پورفلاح


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۵
برچسب ها:
دیدگاه ها
علي محمد رنجبر چهارشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۱ - ۱:۱۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جانا سخن از زبان ما ميگويي
بسيار خوب و به جا نگارش شده
كما ابنكه تمام مطالبي كه از سوي آقاي پورفلاح نوشته شده خوب بوده و هست.

رضا دهقانزاده بافقی چهارشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۱ - ۲:۱۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

یا سلام
ضمن تشکر از جناب آقای پورفلاح به خاطر نکته سنجی که در این مقاله بهخرج داده اند ذکر نکته ایی راواجب میدانم:
شما اشاره ایی به حوادث سال گذشته بافق داشتید ورد شدید اینجانب معتقدم چنانچه سال قبل در خصوص حوادث بافق مغرضانه برخورد نمیشد وبرچسب فتنه برای گریز ازپاسخگویی به آن زده نمیشد ومردم احساس میکردن که مسئولان درمواقع مقتضی جهت ارانه راهکار و برون رفت از بحران تدابیر لازم رادارند کاربه اینجا نمیکشید و درچارچوب مباحث نظری ختم به خیر میشد لاکن متاسفانه تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده یا کمتر اتفاق افتاده که مسئولین نسخه ایی بپیچند که به کارآید
امیدآنکه درجریان اتفاق بهاباد مسئولین تدبیری بیاندشند که ضمن حفظ منافع ملی کشور تامین کننده منافع مردم محروم وزجرکشیده بهاباد باشد.

مهدی چهارشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۱ - ۶:۲۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

نابرابریهای مغرضانه تا این لحظه
1-بردن ذوب آهن به اصفهان با اون هزینه های حمل ونقل سنگ آهن
2-بردن گمرگ به سیرجان به بهانه کمبود آب وموزیانه
3-جدا کردن و غصب چادر ملو از بافق با تغییرات جعلی نقشه جغرافیایی
4-بردن کارخانه چدن به میبد علیرغم ساختن سردرگاه آن و مشخص شدن تابلو آن
5- غصب کارخانه گندله سازی توسط اردکان با وجود کلنگ زنی
6-خصوصی سازی ذوب روی جهت منافع بیشتر که به این روز افتاد
7- واگذاری معدن کوشک و بهره برداری بی رویه از آن
8-عمل نکردن به مصوبه دولت در مورد تعمیرات اساس کارخانه جات راه آهن
9- متوقف شدن انتقال گاز به شهرستان بافق
10-برداشت بی رویه تهیه تولید ازمعادن سنگ آهن کهدر قبا آن چیزی عاید شهرستان نمی شود
11-سنگ اندازیهای مکرر مافیای فولاد جهت راه نیداختن فولاد بافق برای پیشبرد اهداف خود سودجویانه خود
12-نابرابریهای شدید در جذب اعتبارات استانی که توسط مسئولان استان صورت می گیرد
13-طلب چهارصد میلیاردی سنگ آهن بافق از ذوب آهن اصفهان که تا این لحظه وصول نشده که این پول هنگفت صرف توسعه ذوب آهن اصفهان می شود
14-خصوصی کردن مبهم سنگ آهن
ودیگر نابرابریهای به وجود آمده در کلیه دولت های جمهوری اسلامی ایران که این زیبنده نطام اسلامی نیست.
در هرحال مردم سرخورده چاره ای ندارند تا جلوی این بی عدالتیهارا به هر نحو ممکن بگیرند حتی اگر موجب خونریزی شود

حسن غصه خور چهارشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۱ - ۹:۳۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مطلبتان مثل همیشه داغ و سوزناک بود و نشان از دل پردردی داشت که سالیان متمادی موردبی مهری و کم توجهی قرار گرفته است.
البته ذکر این نکته ضروری به نظر میرسد که متاسفانه توسعه نامی در چند شهر مورد اشاره شما (میبد-اردکان و…)که شماهم به آن اشاره کرده اید به دلیل عجولانه بودن طرح ها و عدم امکان سنجی دقیق و صحیح آنها، ارمغانی جزآلودگی شدید محیط زیست و رشد شدید بیماری های خطرناک و ازجمله اخیرا افزایش سرطان ، در این شهرها نداشته است.
متاسفانه به دلیل اشکال زیرساختی درنهادهای مدیریتی و تصمیم گیری، فعلا اوضاع اینچنین نابسامان و درهم است.
وقتی مردم دست به اقدامی میزنند که اصلا در شان آنها و حتی جمهوری اسلامی نیست، ولی چاره چیست؟
بازهم میگویم که مظلوم تراز این مردم ، جمهوری اسلامی است که این همه امکانات را در اختیار مدیران گذاشته ولی…؟!
در پایان به این نکته هم اشاره کنم که :
در دعوای بین مردم با دولت، همیشه حق با مردم است،این را فراموش نکنید
ی ا ح ق

ابوالفضل چهارشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۱ - ۱۰:۲۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

امان از روزی که آتش زیر خاکستر مردم بافق شعله ور شود…و اون روز خیلی هم دور نیست…

بهابادی چهارشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۱ - ۱۱:۴۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

و……………….
این دمل سرباز کرده با هیچ دوایی درمان نمی یابد مگر برکناری برخی مسئولین که این شکاف میان شهرستانها را بوجود آورده اند.

حسن پنج شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۱ - ۸:۰۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

از مردم خوب بافق می خواهیم که با مردم بماباد همدل باشند چون هر دو شهر دارند تاوان بی عدالتیهای … را می دهندهر دو شهر گاز نداریم اب و راه و کاخانه ای و… نداریم.نماینده ما هم که دخیل عباس است انهم تا مهریز باشد کاری برای ما نمی کندهمانطور که فرهمند برای ابرقو کرد..

احسان پنج شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۱ - ۹:۵۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جانا سخن از زبان ما میگویی.ممنون از شما که بیشتر اوقات به جای بیشتر مسئولین بافق شما حرف زدید و مطلب نوشتین ولی ای کاش مسئولین هم جوابی یا لااقل نظر خود را میدانند تا ماهم حکمت این تبعیض ها وبی عدالتی ها را بدانیم

محمد رضا پنج شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۱ - ۱:۰۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

تازه منطقه آريز و معدن انومالي شمالي d19 را هم بردند و دادن به اردكان خدا به همشون سلامتي بده

رضائی.جانباز شیمیائی شنبه ۲ دی ۱۳۹۱ - ۲:۰۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای پور فلاح ممنون که حرف دل مارو زدی.در حوادث بافق نیروی انتظامی خودی نشان داد وتمرینی کرد بقول مختار مشق شمشیر کرد خدارو شکر در مورد بهاباد این اتفاق نیفتاد ونیروها خسته از مشق قبلی بودند.مردم بافق پیرو ولایت بودند وضد ولایت معرفی شدند نتیجه آن روزهاکاملا برچهره شهر نمایان است حتی پیگیری تعدادی از جوانان هم افاقه نکرد .تابحال سه بارکلنگ گاز به زمین زده شد ونهایتا کار تعطیل شد سنگ آهن خصوصی شد جاده و شبکه دیجیتال هم که حق مردم بود…البته در این مورد تحریم هانگذاشت چون تحریم فقط مخصوص بافق بود

حمیدرضا یکشنبه ۳ دی ۱۳۹۱ - ۱:۰۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام
جناب پور فلاح
بسیار عالی نوشتید
خدا خیرتان دهد
ممنون

همشهری یکشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۱ - ۹:۰۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

دستتان درد نکند آقای پورفلاح ولی با اون کسی که نوشته تحریم اثر داشته مخالفم چون رئیس جمهور فرمود تحریم ها هیچ اثری نداشته است و میدانیم جامعه جهانی با دروغ مخالف است.