وزیر افخم ،سلطان علی خان بافقی

دسته: عمومی
۱۴ دیدگاه
دوشنبه - ۱۸ دی ۱۳۹۱

برگزاری این کنگره بجا وواجب  وحشی بافقی را بهانه کردم تا در دستور بعض عزیزان از جمله جناب آقای برزگری (اگر چه نمیشناسمشان)که کامنت گذاشته بودند از اعضای محترم همایش بخواهم تا بافق را تنها به عنوان زادگاه وحشی بافقی معرفی نکنند بلکه بنویسند:
“اولین نخست وزیرایران” و نیز”اولین وزیر کشور ایران زمین” بافقی بود
تا شاید… بفهمد مردان با کارآمد وکاردان وشایسته در دارالشجاعه بافق عمری به قدمت اجدادشان دارند نه به درازای پست آنها.البته شاید خیلیها این را ندانند یا نخواستند که بدانند چرا که اولین چارچوب سازمانی برای تشکیل هیات دولت ووزاتخانه های تابعه به شکل امروزی پس از پیروزی مشروطه خواهان و گشایش مجلس شورای ایران به سال ۱۲۸۵ خورشیدی پایه ریزی واجرایی گردید.وفق قانون محمد علی شاه می بایست نامزد پست نخست وزیری را برای اخذ رای اعتماد خود و و کابینه اش به مجلس شورا معرفی نماید که پادشاه مزبور سلطان علی خان بافقی نوه عبدالرضا خان مشهور را معرفی می نماید که زندگینامه او به شرح زیر است:

وزیر افخم ،سلطان علی خان بافقی

سلطان علی خان بافقی فرزند محٌمد خان سالار الملک و نوه عبدالرضا خان بافقی و برادر رضا قلی خان عدل الدوله ، ملقب به “وزیر افخم” از نخست وزیران وسیاستمداران دوره قاجاریه که تولدش در کاخ شاهی بود ودر خاندان سلطنتی قاجارها رشد کرد.مادرش به نام خانم بزرگ دختر خاله محمد علی شاه و دایما در اندرونی شاه بود . وی از سال ۱۲۶۱خورشیدی که مظفر الدین شاه دوران ولیعهدی رادر تبریز می گذراند پیشخدمت وی بود و در دوره پادشاهی او به سمتهای مهمی جون “مدیر دفتر خانه استیفا”، “مدیر مجلس دربار اعظم” و” محصل محاسبات وبقایای دولتی “منصوب وبه وزیر بقایا شهرت یافت .او به نوشته افضل التواریخ در جمادی الاولی۱۳۱۴ق.-۱۲۷۵ خ. از امین بقایا به وزارت بقایا واتمام محاسبات دفتری منصوب ویک ثوب مخصوص خلعت یافت .وی اولین نخست وزیر ایران پس از اجرای قانون مشروطیت بود و با حکم محمد علی شاه قاجار(۱۲۸۷-۱۲۸۵خ.) به سال ۱۳۲۵ق.-۱۲۸۵خ. به مقام ” نخست وزیری ووزیر کشور ایران ” منصوب و به ” وزیر افخم ” ملقب گردید بنا براین او اولین وزیر کشور و اولین نخست وزیر قانونی تاریخ ایران بود .در کابینه وی عبدالحسین میرزا فرمانفرما وزیر عدلیه ،میرزا نظام الدین خان غفاری وبعد مهدی خان وزیر همایون، وزیر فواید عامه و ابوالقاسم خان قره گزلو وزیر دارایی بودند. بدنبال بازگشت میرزا علی اصغرخان امین السلطان که از مهره های استبدادی و متنفر مشروطه خواهان بود کابینه سلطان علی خان پس از یک ماه وچهارده روز سقوط واو به علت ناسازگاری با استبداد امین السلطانی وکارشکنی های عین الدوله به حکومت سلطان آباد اراک منصوب گردید و دو سال بعد به تهران بازگشت و به عنوان وزیر داخله همراه شاه به اروپا رفت. او در سال ۱۲۸۷خ. با حکم محمد علی شاه به جانشینی صدر اعظم نصرالله خان مشیرالدوله انتخاب شد. محٌمد حسن خان وزیر بقایا،امام قلی خان امین بقایا و حاجب السلطان از پسران وی بودند.به نوشته نواب وکیل در خاطراتش ، عین الدوله از ضعف مظفرالدین شاه بهره برد ومجبورش ساخت تا وزیر افخم را به عنوان حاکم یزد انتخاب نماید تا کاملا از تهران دور باشد!.او بارها به دریافت خلعت وملابس خاصه شاهانه با درجات یک ودو در سالهای ۱۲۷۷ و ۱۲۷۸خ. از مظفرالدین شاه نایل گردید.
توضیح اینکه شاه وزیر افخم را در ۲۹ اسفند ۱۲۸۵ با وزرایش به مجلس معرفی و سلطانعلی خان بافقی به دفاع از اولین کابینه تارخ ایران پرداخت ودر نطق افتتاحیه اش در ۱۱۶ سال قبل چنین گفت:
ملت ودولت یکی است ودولت منبعث از ملت است وهرگز بین آنها جدایی نیست!!!مرحوم سید عبدالله بهبهانی در سخنی پر شور از او تشکر کرد ومجلس به کابینه اش با ۸ وزارتخانه رای اعتماد داد. امیدوارم این جمله زیبا وپر معنا از اولین وزیر کشور ونخست وزیر بافقی ایران گوش آویز حداقل استانداری یزد قرار گیرد که اگر روزی آخرین مقام اجرایی کشور انشاالله بافقی بود آقایان شرمنده مردم رشید بافق نباشند. انشاالله

سید محمد میرسلیمانی بافقی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳
برچسب ها:
دیدگاه ها
بافقی دوشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۱ - ۵:۲۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام و تشکر از شما- مایه افتخار است.

ایراندخت دوشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۱ - ۵:۲۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سپاس فراوان از نگاشته شما برادر بزرگوار
آری ما درشهر بافق بزرگ مردان زیادی داشتیم که موجب افتخار و سربلندی ما بوده و هستند شهری داریم که مورد توجه بسیار بهرام گور ساسانی بود و حتی فرزندش پیروز در همین شهر و کنار چشمه پیروزی به دنیا آمد ولی آنان که به دنبال کوچک نمودن بافق ما هستند به طور حتم از شما ایراد خواهند گرفت اولین نخست وزیر و زیر ایران فقط مختص دوران معاصر نیست آنچه شما نیک گفته اید مربوط به سال 1285 است در حالیکه ما تاریخ چهار هزار ساله مان هم وزیر داشته است ما در ایران باستان وزیران بسیاری داشته ایم پس نوشته تان را تصحیح نمایید با سپاس

علی دوشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۱ - ۵:۳۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

البته که همین که یک شاعر بزرگ در استان از صده های گذشته داریم از افتخارات فرهنگی بافق است حالا یکی دوتا از شهرهای استان به برکت پارتی بازی کمی آب و لعاب پیدا کردند مفت چنگشان.

ميرسليماني سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۱ - ۹:۰۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

خانم ايراندخت
از دقت نظر سركار عالي ممنونم
بنده نوشتم به شكل تشكيلات اداري امروزه وجود نداشت كه به عنوان دمكراسي مدرن قرن بيستم و بيست ويكم تجلي نموده و در تمامي كشورهاي پيشرفته پذيرفته شد و از انقلاب 1789 ميلادي فرانسه ريشه گرفت وايران عزيز از اولين كشورها در خاورميانه بود كه با انقلاب مشروطيت به اين شيوه حكومت مردم سالار روي خوش نشان داد .آنچه قبل آن بود شاه بود ووزير اعظم وحكام محلي كه شاه شخصا منصوب مي كرد. .قبل ازآن جايي نديدم كه چندين وزاتخانه منفك با شرح وظايف مشخص و ساختار و مسئول ويژه وجود داشته باشد ومجلسي با حضور نمايندگان مردم به آنها راي اعتماد بدهد.اصلا پيش از آن عنوان نخست وزير كه وزيراني زير دست او باشند يا وزير كشوري كه فقط به امور داخلي كشور بپردازد و حاكمان هر ولايت و بخش را منصوب كند نداشتيم كه تا به امروز هم به همين عنوان ها مصطلح است.اگر موردي هست دقيقا بفرماييد تا بهرهمند شوم.
جالب اينكه محمد علي شاه قبل از سلطانعلي خان فرد ديگري به نام مشيرالممالك يا مشيرالدوله را معرفي نموده بود كه خان بافقي هم در آن كابينه وزير كشور بود ولي مجلس شورا اصلا آنها را نپذيرفت وشاه در دفعه دوم خان بافقي را معرفي نمود كه مجلس شورا به او و تمامي كابينه اش راي اعتماد داد!!البته استحضار داريد كه آن مجلس هم اولين مجلس شوراي مردمي در تاريخ ايران بود.اي كاش مسئولين محترم سايت سو تيتر مطلب را به عنوان “اولين نخست وزير ايران بافقي بود ” تغيير مي دادند.

ایراندخت سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۱ - ۵:۱۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب آقای میرسلیمانی
از نوشته زیبایتان سپاسگزاری می کنم منبع تاریخی دارد اما قبول کنید تیتر اولین نخست وزیرایران” و نیز”اولین وزیر کشور ایران زمین” بافقی بود خیلی چیزها را زیر سوال می برد ولی با تصحیحی کوچک در تیتر و متن همه چیز به خیر گذشت گاه حروف و کلمات منظور ما را به بازی می گیرند باز از شما تشکر می کنم

رضا سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۱ - ۷:۰۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

باید مثل قدیم بریم زیرمجموعه استان کرمان تا از شر بی عدالتی استان یزد خلاص شویم

من سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۱ - ۹:۰۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب آقا رضا به جای این حرفها یهخورده غیرت خودتون و جوونهای اطزافتونو به جوش بیارین

رفیق سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۱ - ۱۰:۱۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

گیرم که ترا پدر فاضل از فضل پدر ترا چه حاصل
عزیز دلم اگر اینها که نام بردید واقعی و مستند باشد هم برای ما چه فایده ای دارد ما لان چه کسی را داریم که در مقابل اجدادمان شرمنده نباشیم آیا تقصیر یزدیها واستانداری است شما که دور در مشهد نشسته ای چرا تلاشی نمیکنی وزیری وکیلی بشوی که ما به وجودت افتخار کنیم و امروزه از قبل تو شهرمان هم بهره ای ببرد

مير سليماني چهارشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۱ - ۱۰:۱۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سركار خانم ايراندخت وساير خوانندگان محترم
از آنجا كه گفته اند حرف حرف مي آوردبناچار بايد بگويم حقايق تاريخي را انگونه كه هست بايد منعكس كرد.بنده هنوز بر ادعاي خود كه بر گرفته از متون تاريخي معتبر مي باشد هستمحتي اگر داغم كنند! و اين حقيقت را بايد بد خواهان بافق بپذيرند ولو برايشان تلخ باشد وحتي زير سئوال بروند.بنده براي اولين بار اين مطلب را حدود 9 سال قبل در نمايشگاهي در شهر يزد كه تمامي شهرستانهاي استان غرفه داشتند بر روي بنر بزرگي چاپ ودر معرض ديد همگان قرار دادم وبراي همه تازگي داشت حتي استاندار وقت آقاي كلانتري با ديدن مطلب متعجب شده و پس از بررسي صحت آن دستور مساعدت در چاپ فراگير آنرا صادر كردند كه همان بازديد مقدمه چاپ كتاب مفاخر بافق توسط اينجانب با پيگيري فرماندار وقت آقاي شريعتي شد.يعني استاندار وقت نمي دانست.البته در طول 6 سالي كه كتاب مزبور به چاپ رسيده تنها يكي از طلاب بافقي( كه نمي توانم نامشان را ببرم) دو سال قبل تلفني از بنده خواست تا ببينمشان ووقتي در بافق بودم و خدمتشان رفتم لطف كرده و از بنده به واسطه مطالب تاريخي بافق واثبات دارالشجاعه بودن آن ودلاوريهاي محمد جلالاي بافقي وعنايت سلطان لسانا تشكر وقدر داني نموده وگفتند “وقتي آن مطالب را مي خوانم به خودم مي بالم كه بافقيم وچنين كساني داشتيم .وقتي كتابتان را مي خوانم به پرواز در مي آيم وموهاي بدنم سيخ مي شود!!”. البته هنوز نفر دومي پيدا نشده كه اظهار نظري بكند وشايد سركار عالي وساير دوستان كه كامنت گذاشتند بعدي ها باشيد،اگر چه اظهارات همان طلبه محترم خستگي ها را از تنم بدر كرد. هدف بنده از انتشار و باز خواني گذشته تاريخي بافق بازگرداندن حس خود باوري از دست رفته به مردم به ويژه جوانان ودانشجويان بافقي بود كه مطمئنم بي اثر نبوده.
ضمنا منبع مطالب ذكر شده خاطرات نواب وكيل ص.182و340و191و194و211 و شرح حال رجال ايران ص. 102 ج. 2 و نخست وزيران ايران ص 37 و 42 و افضل التواريخ ص 197 و از كوروش تا اريامهر ص. 417 و391 مي باشد.
بي نهايت سپاسگزارم. سيد محمد مير سليماني بافقي

مهدی پنج شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

گیرم پدرت بود فاضل/ از فضل پدر تو را چه حاصل.
تو این سالها چند تا مدیر تربیت کردید وزیر و نخست وزیر پیش کش ….؟؟

مير سليماني یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۱ - ۳:۲۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

رفيق عزيز ومهدي آقاي گل
آن موقعي كه بافق وزير و نخست وزير تربيت مي كرد با حالا چند فرق اساسي داشت:
1- بافق جزء كرمان بود و محمد مومن خان بافقي (برادر محمد تقي خان بزرگ) وآباي او مدتي حاكم كرمان بودند!!
2- مردم امروزي بافق هر كه را متعصبتر از همه مي بينند كاري مي كنند كه عطاي شهرش را به لقايش ببخشد وبرود.نمو نه ها زيادند ولي چون غريبه ها هم مي توانند اين مطالب را بخوانند بيشتر نمي گويم.
3-شما عزيزي كه ساكن بافق هستين چرا كمتر از يكسال قبل ، دوست بافقي خود را راهي مجلس نكرديد تا وكيل بافقي داشته باشيد؟؟؟و حد اقل بندر خشك بافق(گمرك‍) به زادگاه نماينده فعلي كه حتي يك متر راه آهن ندارد برده نشود؟؟؟؟
4-آن زمان آوازه شجاعت بافقي ها به قلعه بغداد رسيده بود وآخرين دژي كه عثماني ها توانستند از دولت صفويه باز پس بگيرند قلعه بغداد(پايتخت عراق) بود كه دلاوران بافقي از آن محافظت مي كردند!! وآوازه شجاعتشان از دربار پادشاهان زنديه و صفويه فراتر رفته وبه سلطان سليمان عثماني (سريالش در حال پخش است) رسيده بود!!!ولي حالا چي؟ البته يك چشمه كوچك آن چندي پيش در برابر يگانهايي از ….. نمايان شد وهمه استان فهميدند چرا بافق را دارالشجاعه ناميده اند ولي غير از آن كو؟؟؟؟
5- مطمئن باش من نيز درد شمارا رادارم ولي چه كنيم كه هر چه كرد با ما اشنا كرد و مي كند نه غريبه.
يا علي مدد- مير سليماني

امان افخمي سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۲:۳۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

مطالبتان اشتباهات تاريخي بسياري دارد.

میرسلیمانی دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ - ۵:۲۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

درودها جناب افخمی
لطفا دقیق بفرمایید چه اشتباهاتی؟؟؟ بنده هم می توانم چنین ادعایی به شما کنم. ضمنا منابع مطالب ذکر شده.از خودم ذکر نکردم.

عبدالله ابراهيمي یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵ - ۷:۰۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب آقاي امير سليماني ضمن قدر داني از مطالب بسيار عالي تاريخي كه مرقوم فرموده ايدخواستم بپرسم در باره والده وزير افخم كه نوشته ايد نوه ابراهيم خان ظهير الدوله بوده آيا پسر دختر ابراهيم خان بوده يا پسر دختر دختر او و آيا مادر خانم بزرگ چه كسي بوده يعني كدام همسر ابراهيم خان بوده و اين نسبت را آيا در كتاب يا نوشته اي ملاحظه فرموده ايد يا از شنيده نقل فرموده ايد قبلا از راهنمائي كه ميرمائيد تشكر و قدر داني مينمايد خداوند شما را حفظ فرمايد -عبد الله