کویر؛تشنه عدالت است نه آب!!

دسته: مقالات
۶ دیدگاه
چهارشنبه - ۲۰ دی ۱۳۹۱
مظلومیت بافق, حقیقت تلخی است که اگر سالیان سال هم درباره ﺁن بنویسیم واز دردها وزخم هایش شکوه کنیم و بی عدالتی هایی که در حق مردمان ﺁن روا داشته شده است را فریاد بزنیم باز هم به تاریخ بدهکاریم و حق مطلب را ادانکرده ایم.
اگر ما از وعده های محقق نشده مسئولان می نالیم وﺁن ها را مصادیق دروغ گویی می دانیم, درصدد القای یاس وناامیدی نیستیم بلکه این ها حقایق تلخی است که روح و جانمان را می خراشد و بغضی فروخفته در سینه تاریخمان است که همواره با ماست.
اگر از رنج مردمانش می گوییم ودردهایش رابه فریاد تبدیل می کنیم  فقط بدین علت است که معتقدیم تازمانی که رنج هایمان به فریاد تبدیل نشود مرهمی برای دردهای بی پایانمان پیدانخواهد شد.
مامعتقدیم زمانی می توان ازﺁینده ای روشن سخن گفت که از مرز شعار زدگی به وادی شعور گرایی رسیده باشیم .
 کویر ,سراب ساز است و تشنگان خسته را می فریبد بی ﺁن که ,ﺁن ها را با جرعه ای  سیراب سازداما ﺁیامردان کویری, سراب را می شناسند وفریفته غول بیابان نمی شوند؟
ای بافق ساده انگاری اگر تصور کنی,عدالت ﺁمده است تادردهای تورا درمان کند که اگر اینان, درمانگر بودند بی  ﺁ ن که از ﺁن ها خواسته شود باید  برزخم های تومرهم می گذاشتند.
ای بافق چقدر خوش خیال بودی که به فرزندانت دل بسته بودی !فرزندانی که هیچ قدمی برای ﺁبادانی تو برنداشتند و  بلاهایی که بر سرتو ﺁمده است از بی تدبیری, محافظه کاری,فرصت طلبی و فرصت سوزی وچاکرمنشی  عده ای از فرزندان ﺁب و خاک توست وتو نه از بیگانگان باید بنالی که باتوهرچه کرد این ﺁشنا کرد.
ای بافق تو گوشت قربانی بوده ای و هستی که هرروز تکه ای از تو را به یغما می برند وبا تعریف وتمجید از بزرگانت ,تو را می فریبندوشاخ ها در جیبت می گذارند و تو با تلخی, سکوت می کنی و در خیال خودت مصلحت اندیشی می کنی, بی خبر از ﺁن که به نجابت تو می خندند و تو را به سخره می گیرند و بر پیشانی تاریخت مهر ساده لوحی می زنند.
تاریخ قضاوت خواهد کرد که تورا به هیچ انگاشته اند و تو بازیچه دست قدرتی شده ای که هنوز هم اگر از خواب غفلت بیدار نشوی باید تاوان ساده لوحی خودرابپردازی.
تاریخ؛ دادگرترین داوری خواهد بود که قضاوت می کند چه جفاهایی در حق تو روا داشتند وچگونه ثروت های تورابه یغمابردند ومی برند بی ﺁن که پشیزی برای تو ارزش قائل باشند.
ای بافق  چقدر به گذشتگانت افتخار می کنی وبرایت لباس های زربفت از تاریخ می بافند اما ﺁیا ﺁیندگان هم به فرزندان امروزت افتخار خواهندکرد یا این که پدران خود را بی عرضگانی خواهند دانست که از حقوق مسلم خود دفاع نکردند و بی تفاوت وبی اعتنا از کنار مسائل گذشتند و سالیان سال خودرا مستحق حقی چهل ساله می دانستند ولی هرگز به ﺁن نرسیدند.
ای بافق ﺁیا حقیقتا از خواب غفلت بیدار شده ای یا این که تا سپیده دم ﺁگاهی, راهی بس طولانی داری؟
ای بافق بیکاری  فرزندانت تورا نمی ﺁزارد؟اسارت مردمانت در جهل و خرافه روح تورا نمی خراشد؟
کینه توزی وشماتت فرزندانت که در حق هم روا می دارند و هریک در صدد به زیر کشیدن دیگری است تورا به ستوه نیاورده است؟اعتیادی که دامن گیر زنان ومردانت شده, تو را به تفکر وانمی دارد؟نابودی ارزش ها و سقوط دردره انحطاط تورا به خود نمی ﺁورد؟ ﺁیافریادمرده باد وزنده باد متملقان وچاپلوسان ,گلویت را  نمی فشرد؟زنجیرهای تعصبات  محله گرایی و قبیله پرستی که بر ذهن مردمانت بسته شده است تورا به گریه وانمی دارد؟
چه سنگدل شده ای که شاهد قربانی شدن فرزندان و ارزش هایت شده ای و سخن  نمی گویی و بغضت         نمی ترکد؟
مامعتقدیم که تنها راه رهایی تو, نه حرف زدن است و نه در کوچه پس کوچه های حرّافی به دنبال راهکار گشتن است که تنها راه رهایی عدالت است.عدالتی که معنایی جز قراردادن افراد و اشخاص در جایگاه واقعی خویش نیست.
شگفتا که عده ای مانند کبک, سرها به زیر برف کرده اند و به انکار واقعیات می پردازند و خواهان ترسیم دنیایی رویایی وخیالی هستند ومنتقدان را سیاه نما و منفی باف می دانند و عمر خود را در پیداکردن چشمه سعادت بیهوده تلف کردند غافل از ﺁن که راه نجات دردرون خودمان نهفته است .
مامعتقدیم راه نجات یعنی احساس مسئولیت,یعنی ﺁمر به معروف بودن وناهی از منکر گشتن,یعنی شاهد عصرخودبودن و شهید حق وباطل گشتن,یعنی بی تفاوت نبودن نسبت به سرنوشت خویشتن ,یعنی وظیفه خود را به بهترین شکل ممکن انجام دادن,یعنی خدمت خالصانه به مردم بیﺁن که چشم طمعی به مطامع دنیوی داشته باشیم ویا درصدد قربانی کردن توده ها برای پیشرفت خود باشیم.
ما معتقدیم که بایدرنج هایمان را به کلمات تبدیل کنیم تا ﺁیندگان قضاوت کنند و بدانند که تاریخ با پدران ﺁن ها چگونه رفتاری کرده است هرچند که ما فقط گوشه ای از دردهایمان را به تماشا گذاشته ایم وباید منتظر روزی شد که بغض هایمان بترکدتااشک, حقیقت عریان ما را نشان دهد و زخم هایمان را دربرابر معرض دید عدالت خواهان و حقیقت جویان قرار دهد.
ما معتقدیم که اعتراض مقدمه انتظار است وکسی که معترض نیست نمی تواند منتظر باشد.
مامعتقدیم «کسانی نیمه پرلیوان را می بینند که قادر نیستند نیمه خالی ﺁن را پر کنند».
دکتر حسین ارجمند

پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
ناشناس چهارشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۱ - ۴:۱۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
مطلبتان مبتنی بریکسری واقعیت ها ولی خیلی تند و با هاله ایی ازاحساسات آمیخته بود
دوست عزیز قدیمی:
اینجوری که مشکلی حل نمیشه
همیشه دیگران را متهم کرده ایم بدون اینکه نقش خودرا مورد نقد قرار دهیم
خوب است در کنار هر انتقاد یک پیشنهاد سازنده هم داشته باشیم
نه اینکه کلی گویی کنیم
فراموش نکنیم که ارزش انسانها به داشته هایشان نیست
بلکه به نداشته هایشان است
به قول استاد عزیز ما علامه حسن زاده :آنچه در جستن آنی آنی
شهر ما در اولین گام یک رسانه قوی میخواهد با اصحاب توانمندرسانه.
در گام دوم به دنبال یک نفر باشید که صلاحیت ایفای نقش لیدر عمومی را داشته باشد
و در ادامه …
good bye

محمد رضا چهارشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۱ - ۶:۴۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با وجودی که شرکت سنگ آهن مرکزی، سنگ آهن مفت به ذوب آهن اصفهان می دهدو مبلغ ان به 400میلیارد تومان رسیده به تازگی مسئولان شرکت سنگ آهن مرکزی مبلغ 20میلیارد تومان نیز به باز نشستگان ذوب اهن اصفهان که زیرمجموعه صندوق بازنشستگان ورشکسته فولاد است داده اند در حالی که ذوب آهن درامد خودش را صرف توسعه کارخانه فولاد اصفهان میکند واگر به همین منوال پیش برودتصور می شود مدتی زمان کوتاهی شرکت سنگ آهن مرکزی باید حقوق بازنشستگان 80هزار نفری کل صندوق را گردن بگیرد که یک فاجعه برای شهرستان بافق است

علی رضا چهارشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۱ - ۸:۱۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بافق چشم انتظار جوانان تحصیلکرده خود است تا گام های پیشرفت را بردارد.

ناشناس پنج شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۱ - ۷:۱۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام
تشکر می کنم از اقای دکتر ارجمند به خاطر مطلب زیبایشون
البته در مورد نظر قبلی درست است که اقای دکتر کلی گویی کردند و این شاید دلیل خاصی داشته باشد.من کاملا با نظر شما موافقم که باید یک رسانه مفید با اعضایی قوی قلم بود.

رفیق پنج شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۱ - ۱۰:۰۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مطلب خوب و به حقی است اما راه حلی که ارائه داده اید(اعتراض) طی دهها سال گذسته تجربه نشان داده راهگشا نبوده بافق برای پیشرفت و به تعبیر شما گرفتن حقش نیاز به خودباوری مردمانش دارد. امروزه وضعیت شهرستانهای همجوار ما نشان داده برای این که بافق در مسیر توسعه قرار گیر نیاز به مردانی دارد که دید باز و سعه صدر داشته باشند و هم چنین سقف خواسته ما از مدیر بومی محلی به مسولین استانی و کشوری بافقی و کارشناسان بافقی استانی ارتقا یابد

رضایی جانباز شیمیایی جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۱ - ۸:۲۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای دکتر ممنون حرف دل ماست اما راهکار چیست ؟فعلا که به تماشا نشسته ایم قصه چادر ملو در حال تکرار است با آنو مالی های اطراف آریز