جوابیه حجت الاسلام رضی به مقاله محمد علی پورفلاح

دسته: مقالات
۳۷ دیدگاه
شنبه - ۳۰ دی ۱۳۹۱

در پی درج مقاله آقای محمد علی پورفلاح در خصوص سخنان حجت الاسلام رضی که همزمان با اربعین حسینی در پایگاه شهید مطهری بافق نگاشته شده بود سید محمد رضا رضی جوابیه ای به سایت بافق فردا فرستاده اند که برای ادا شدن حق مطلب و به خواسته این روحانی عزیز پس از درج دوباره مقاله آقای پورفلاح درج می شود.

«سخنی با کانون توسعه ارزشها»

بافق فردا؛ گزارشی داده از کانون توسعه ارزش ها و سخنان سخنرانانش را منتشر کرده. دست و پا شکسته.

قبل از هر چیز بگویم که تاسیس این کانون و هر کانون و مجمع و جمعیتی را به فال نیک می گیرم. بافق به این دوره هم نشینی ها سخت نیاز دارد. اما نمی دانم چرا این کانون زود تب کرده است. بیم آن دارم که زود نیز به عرق بنشیند و ارزشی را توسعه نبخشیده به محاق برود.

چون دیدم طلبه ای محترم _ که البته نمی شناسمش _ سوار بر اسب چموش سیاست شده و چار نعل تاخته. به همه. از هاشمی رفسنجانی گرفته تا سید حسن خمینی. از اصلاح طلبان تا اصول گرایان و محافظه کاران. از مشایی و دار و دسته اش تا قالیباف. و سرآخر هم یک حرف درشت از خود ساخته که ” اگر فتنه ۸۸  سینه هایمان را فشار داد، فتنه انتخابات ۹۲ گلویمان را به قصد خفه کردن خواهد فشرد ” گفتم برای باز شدن دری یا دست کم پنجره ای برای آشنایی هم که شده، چند کلمه ای با او و بزرگان او سخن بگویم.

متاسفانه رسم بدی در این مملکت هست که هر تازه واردی، بیل و کلنگش را برمیدارد و پای دیوارهای بلند این سرزمین را می کند. به این امید که رسم  کندوکاو بیاموزد. نیامده در پوستین بزرگی می افتد و  به قصد نمدمالی آموختن، همه را زیر مشت و لگد می گیرد.

یکی نیست بگوید عمو ! این دیوار که تو داری زیرش را خالی می کنی برای آنکه دیوار بشود و سقفی برآن نهاده، بادها خورده و بارانها دیده و تطور روزگارها چشیده. تا این دیوار، دیوار بشود از جیب این مردم و ملک برای او خرج ها شده.

نکُن، نکَن . کلنگت را زمین بگذار. این دیوار سایه ای هم دارد. کمی بنشین. شکیبایی کن. دیر نمی شود. در سینه اش حرف ها هست. صبوری کن و بشنو. برای خراب کردن دیوارها، همیشه وقت هست.

اما چه کنم که جوانها دیر آمده و می خواهند زود بروند و عجیب آنکه قالبی هم به کمر بسته اند و هر که در قاب و قالب آنها نگنجد، مطرود می شود و انگ می خورد.

سخنم با بزرگان کانون توسعه ارزشهاست. ممکن است بعضی ها به یک حبه انگور گرمیشان شود و حرفها بزنند که پیران دنیا دیده، نیشخندشان کنند. مراقب باشید.

و دیگر آنکه؛ هر که تند رفت، نفس سوز برگشت. یادآور خاطره تیرماه ۸۴ می شوم. و خطاب به آنها که در حمایت از  دولت، تند راندند و سخن های درشت گفتند و سینه های فراخ چاک کردند، می گویم که اکنون هن هن کنان بازگشته و نه پایی در دیار دارند و نه رویی در وطن.

از خدا می خواهم همه ی ما را از وسوسه خناسان حفظ کند و این پرده گویی من، آنها را که باید، هوشیار سازد.

چند ارزش مهم هم هست که فکر می کنم باید حتماً در بافق توسعه اش بخشید و خودمان و دیگران را به آن سفارش کنیم.

اول؛ ارزش والای ” تفکر و تعقل ” است. ما به این نازنینان سخت محتاجیم. در زمانه ای که حرفها فراوان شده، بکوشیم تا عقل ها رشد کند و کامل گردد تا حرف ها اندک شود.

دوم؛ ارزش عزیز ” کار و سرمایه گذاری ” است. متاسفانه در شهر، کار و سرمایه گذاری بی رنگ شده است. برای رهایی از وضع ناخوش فعلی، نیاز به کار و سرمایه داریم.

سوم؛ ارزش ” همدلی و همفکری ” است. این ارزش هم باید توسعه یابد.

چهارم؛ ارزش ” استقامت ” است. متاسفانه گهی تند و گهی خسته می رویم. گاهی امیدها می بندیم و گاهی ناامید ناامیدیم. ارزش ایستادگی و استقامت را آموزش بدهیم.

پنجم؛ ارزش ” اعتدال و میانه روی ” است. می بینم که خیلی از جوانها و حتی بزرگانی که این مشی عالی را به کناری هشته و کف بر لب آورده؛ گاه به گاه دشنامهای عنیف می دهند و حرفهای سخیف می زنند، آموزش اعتدال و مدارا نیز برای توسعه شهر بسیار ضروری است.

ششم؛ ارزش ” بلند همتی و بزرگ منشی” است. هر کس و هر اجتماعی که به اندک قانع شد، قافیه را باخته است. تعلیم دیدن افق های بلند، برای بافق واجب است.

ارزش ” حق گویی و حق خواهی “  ارزش “حق شناسی” ارزش ” پرهیز از تملق و چاپلوسی” ارزش ” وقت شناسی” ارزش ” صبر و صبوری” ارزش ” آگاهانه رفتن” و ارزش ….

برای همه ی مشتاقان توسعه بافق و ایران، آرزو دارم که حافظان و ناشران ارزش های نیک باشند و در گوش گیرند که

چو خواهی که نامت رود در جهان

مکن نام نیک بزرگان، نهان

    محمد علی پورفلاح

جوابیه حجت الاسلام رضی به مقاله محمد علی پورفلاح

پاسخ سخنران پایگاه شهید مطهری و کانون توسعه ارزش­ها در روز اربعین حسینی، حجت الاسلام رضی، به جناب آقای پورفلاح

بسم الله الرحمن الرحیم

به خوانندگان گرامی توصیه می­گردد پیش از مطالعه این سطور، فایل صوتی سخنرانی اینجانب در روز اربعین در پایگاه شهید مطهری رحمت الله علیه را گوش داده و یا خبر کوتاه و البته ناقص پایگاه بافق فردا و نیز انتقادات جناب آقای پورفلاح را نسبت به آن مطالعه فرمایند.

آزاداندیشی و نقد آزادانه نظرات گوناگون از ارزش­هایی است که تا مورد توجه جدی قرار نگیرد، استعدادهای اندیشه­ورز فرصت ظهور، بروز و تلؤلؤ نخواهند یافت و نیز سره از ناسره مشخص نخواهد گردید. اقدام ایشان در نقد سخنان اینجانب که در تبیین شرایط سیاسی کشور و نقشه نظام سلطه برای انقلاب اسلامی با عنوان«سناریوی اشتباه محاسباتی» ایراد گردید، گامی در جهت آزاد اندیشی است و از این جهت موجب احساس بهجت قلبی در این بنده کوچک گردید. لذا با تشکر از بذل توجه جناب آقای پورفلاح و نیز عذرخواهی از تأخیر در ارسال این جوابیه به علت مشغله­های حقیقتاً زیاد، مطالبی را به عرض می­رسانم. اجازه می­خواهم با شناختی که از تفکرات، گرایشات و عملکرد سیاسی ایشان به دست آورده­ام، قالب و ادبیاتی صریح و بی­پرده را برای این آزاداندیشی بر­گزینم که اگر مخاطبم نوجوانی تازه به دنیای سیاست سرک کشیده، بود، بسیار لطیف­تر و ساده­تر با وی سخن می­گفتم آن چنان که برخی از جوانان بافقی که از نزدیک حقیر را می­شناسند، بر آن شهادت می­دهند.

      1 – اولین گام در نقد اندیشه­ای که مخالف با ما به نظر می­رسد «وَعی» و آشنایی است. وعی بدین معناست که بر نظراتی که مورد نقد قرار می­دهیم تسلط و دست­کم آشنایی قابل قبول داشته باشیم. اما ایشان بدون حضور در جلسه سخنرانی و دیدن یا گوش دادن تصویر یا صوت آن و ظاهراً با اکتفا بر شنیده­ها قلم نقد به دست گرفته در مُرکّب سیاه بدبینی فرو برده و بر مَرکَب سخن نواخته و در فضای مجازی تاخته­اند و این با ارزش تفکر و تعقل، همدلی و همفکری و اعتدال و میانه­روی که آن­ها را ستایش نموده­اند بسی فاصله­ها دارد.

     2 – عباراتی چون«طلبه سوار بر اسب چموش سیاست شده و چهارنعل تاخته»، «تازه ­واردی که بیل و کلنگ برداشته»، «کسی که نیامده در پوستین بزرگی افتاده، به قصد نمدمالی آموختن همه را زیر مشت و لگد گرفته» را مناسب برای سخن گفتن در باره یک سخنران، ولو از نظر ایشان جوان و خطاکار، نمی­دانم و البته حلال می­کنم.

از نکات فوق که بگذریم مطالبی است که وجدانم به هیچ وجه به خود اجازه سکوت در برابر آن را نمی­دهد و با قلبی پر از درد، آن­ها را یادآور می­شوم.

       3 –  «اگر فتنه 88 سینه­هایمان را فشار داد، فتنه 92 گلوهایمان را به قصد خفه کردن خواهد فشرد.» این جمله که حاصل سخنان این جانب بود و در صورت حیات، ما و ایشان و مردم هستیم و آن را خواهیم دید، به سخره گرفته­ شده و یک «حرف درشت از خودساخته» نامیده شده است. با کمال تأسف باید اعلام نمایم که این اظهار نظر حاکی از بی­اطلاعی عمیق از برنامه دشمنان قسم خورده این بوم و بر و بلکه ندیدن جبهه خودی و دشمن است. جای آن بود که سخنان مشروح اینجانب استماع شده با دوستان دیگر به بحث ­گذاشته می­شد، و از شنیدن آن و اندیشیدن بر عمق خطر لرزه بر اندام ایشان می­افتاد و به جای توجه به برخی ظواهر عوام پسند آن به فکری عمیق برای مقابله با این فتنه بزرگ فرو می­رفتند که عقلانیت حکم می­کند به خطرها توجه کنیم و لو آن را احتمالی بدانیم.

راستی مگر نویسنده و همفکرانشان متوجه همان فتنه 88 که اکنون مصادف با روزهای سومین سالگرد تدفین آن هستیم، شده­اند؟ که توقع داشته باشیم فتنه­ی آینده و نیامده را پیش­بینی و پیشگیری کنند.

بی­بصیرتی؛ همان چیزی که فتنه 88 را ساخت، شاخ و دم ندارد. وجود این روحیه یعنی به سخره گرفتن غیر مستدل و غیرمنصفانه­ی یک تحلیل جدی و مبتنی بر شواهد عینی از حوادث آینده، زنگ خطری است بر بالای بالین نرم پر از پرهای قو که برخی زیر سرنهاده­ و همچنان ملحفه تکه تکه سبز غفلت را بر آن کشیده­اند. ای همشهری عزیز! ای کهتران و مهتران وی! این بانگ جَرَس را بشنوید و نه اینچنین که باخیز برخیزید.

4 –  «پای دیوارهای بلند این سرزمین(شخصیت­هایی که بنده مورد نقد قرار داده­ام) را می­کنید.»، «مکن نام نیک بزرگان نهان»، «هر تازه­واردی(یعنی بنده) … به قصد نمدمالی آموختن، همه را زیر مشت و لگد می­گیرد.» این­ها و جملات دیگر، دیدگاه­هایی هستند که متأسفانه حاکی از شخصیت­زدگی نویسنده­اند. راستی از کی تا به حال آقایان هاشمی، موسوی، کروبی، خاتمی، قالیباف، و … دیوارهای بلند این سرزمین شده­اند؟ این دیوارها و حامیان آن­ها در زمانی که در سال 88، دشمن غدّار و حیله­گر و طراح کودتای مخملین، مشغول از بین بردن اصل سرزمین این خانه و غرق کردن پی و دیوار و سقف و در و پنجره با همه ساکنانش و بردن و خوردن آش با جایش بود، کجا بودند؟ چرا سکوتی مرگبار اختیار کرده و بلکه برخی آتش­بیار معرکه شدند و رهبر انقلاب را با نوشتن نامه سرگشاده و حتی بدون سلام در منگنه قرار دادند؟ من، این دیوارهایِ کج را تنها تیغه­هایی لرزان می­دانم که با بی­بصیرتی خود، سوراخ­های رخنه دشمن در بنای رفیع انقلاب و موجبات سازش با استکبارگران را به وجود می­آورند و البته و صد البته که این تیغه­های کجِ کاهگلی را باید با کلنگ بصیرت خراب کرد تا فتنه­ها تکرار نگردد.

با عرض تأسف باید به عرض برسانم به گمانم اگر خدای ناخواسته قرار بود تفکر «شخصیت پرستی» و «احساس خطر از نهان شدن نام نیک بزرگان بی­بصیرت»، در جنگ جمل به انتخاب دست بزند، احتمالا و البته فقط احتمالا گردهم­آیی و تجمع بزرگان و نام­هایی نیک چونان عایشه، همسر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم، زبیر، شمشیر برّان اسلام و طلحة الخیر و دیگران در اطراف شتر سرخ موی؛ آن را شدیداً به تردید می­انداخت و این دیوارهای کور و بی­پنجره را بر علی علیه السلام که در آن سوی میدان ایستاده است، ترجیح می­داد.

ای عزیز به جای دلخور شدن از این مطالب، قدری اندیشه و در اندیشه­هاتان قدری تجدیدنظر کنید. تاریخ؛ همین روزهای در حال گذر ماست. پیش از آن که نگران این به قول خودتان دیوارها باشید، نگران آسمان و به زیر خاک رفتن خورشید تابان تفکر اسلام ناب که میراث بیدارگری حضرت روح الله، خونیاری هزاران شهید و رادمردی امام خامنه­ای است باشید که فتنه جمل زاییده پرستش افراد و اهالی حق به جای خود حق بود.

       5 – در این نوشته مانند بسیاری از هواداران و بزرگان اصلاح طلبی به بچه­های بصیر و بینای انقلاب که در انتخابات 84 و 88 ارزشی­ترین و توانمندترین نامزد آن زمان(هرچند که اکنون به خاطر برخی کج­روی­های دولت، خود بزرگترین منتقدان اویند) را انتخاب کردند، بی­رحمانه و طلبکارانه سرکوفت زده­اند که: دیدید چه شد؟ دیدید آن­ها که برایشان سینه­های فراخ چاک کردید چگونه توزرد از آب درآمدند؟ می­بینید که چقدر ساده و احساساتی و شخصیت پرستید؟ شماها شرمنده و خجلید و «نه پایی در دیار دارید و نه رویی در وطن»!! و و و.

بله و صد البته که بله. اتفاقاً حرف مرد همیشه یکی نیست و گاهی دوتاست. بچه­های مردِ انقلاب تا زمانی که دولت و مجموعه­اش در راستای کامل آرمان­های انقلاب بودند، هوادارش بودند و اکنون که قدری فاصله گرفته است، دقیقاً به دلیل «عدم شخصیت پرستی»، اولین و جدی­ترین منتقدان وی­اند و این، نه شرمندگی که کمال افتخار است. ما با هیچ کسی عقد اخوت نبسته­ایم و جز ولایت و ولایتمداران حقیقی، هوای هیچ کسی در سر نداریم.

نکته بسیار مهم این است که روی این جملات با عزیزان پاکدلی که پس از انتخابات به فتنه و نقشه شوم دشمنان پی­بردند نیست که ایشان همان دوستان و همراهان باصفای انقلابند که با شعارهایی چون قانونمداری، خط امام، رنگ سبز اهل بیت و … به جریان سبز پیوستند و به دلیل تهدید شدن همین ارزش­ها به آن پشت کردند و این خود افتخاری در خور است.

حال باید ببینیم چه کسانی باید شرمنده و سرافکنده باشند؟

کسانی که در انتخابات­های 84 و 88 به غیراصلحان و بلکه مجریان و مجرمان فتنه گرویدند و نه سینه که همه وجود خود را چاک چاک کردند و در بازی سبز و مخملین دشمن به دام افتادند و به تسخیر دجال­ها درآمدند و اکنون زبانشان 40 گز شده­ است و خود را طلبکار بلکه فاتح عالم و فخر آدم می­دانند و پز روشنفکری می­دهند، که: دیدید حق با ما بود که به او رأی ندادیم؟ دیدید ما چقدر هشیار و بیداریم؟ …

بله درست است. قبول. آن­ها به کاندیدای بچه­های انقلاب رأی ندادند ولی خواسته یا ناخواسته به کاندیدای اوباما و هیلاری کلینتون رأی داده و مشغول آب ریختن بر آسیاب صهیونیست­های خبیث شدند. بله، به نامزد بچه بسیجی­ها رأی ندادند ولی نه از سر اطلاع و بصیرت که به خاطر عینک­های سبزی که دجال بر چشمانشان نهاده بود. درست است، ایشان در جمع بچه­­های حقیقی چال و میدان­های گونه­گون انقلاب نبودند ولی دانسته یا ندانسته در صف ضد انقلابان و سلطنت طلبان و کمونیست­ها و منافقین خلق و خوش رقص­های کاباره­های آمریکا و اروپا و اپوزیسیون داخل و خارج درآمدند. اگر می­دانستند و چنین کردند که بدا به حالشان و اگر فریفته شدند و توان تشخیص نداشتند، این همه افتخار و قصیده سرایی از بهر چیست؟ چه شده است که اکنون که بوی تعفن این ساده­لوحی­ها و عقل­گریزی­ها، عالم را فرا گرفته است، به جای خزیدن در کنج عزلت و خجلت، ادعای ارث و میراث می­کنند؟ اکنون که سنگ پای قزوین نیز کم آورده است، اگر آغوش وطن و درب دیزی­سرای بسیجیان، صمیمانه به روی بازی خوردگان بیدارنشده باز است، سزاست که آن را به پای حقانیت خود نگذارند و نیش و کنایه­هاشان را نثار همان در و دیوارها کنند.

         6 –  ضمن تشکر از یادآوری ­ارزش­هایی چون تفکر و تعقل، همدلی و همفکری، حق­شناسی و حق­گویی، آگاهانه رفتن و وقت شناسی در نوشته­ مذکور که البته در منش سیاسی نویسنده و حتی همان نوشته تقریباً  فراموش شده­اند، ارزش­های دیگری نیز شایستة یادآوری است که به آن­ها اشاره می­شود. ارزش­هایی چون دشمن شناسی، استکبارستیزی، حق پرستی به جای شخص پرستی، ولایت مداری، بصیرت، جان نثاری برای آرمان­های بلند انقلاب، پرهیز از کوچک شمردن دیگران، عدالت خواهی و حتی ملی گرایی دینی.

        7 – به نظر می­رسد که نوشته­های نویسنده خارج از چارچوب انقلابی­گری و بلکه مغایر با آن است و این شایسته نیست. برای درک ماهیت و نیز آرمان­های انقلاب اسلامی و در نتیجه عمق یافتن تحلیل­های سیاسی اجتماعی اقتصادی بعدی، در صورت امکان و صلاحدید، مطالعه و تحقیق در این حوزه­ها توصیه می­گردد:

بازخوانی اندیشه­های امام خمینی قدس سره و امام خامنه­ای دام عزه، صهیونیزم شناسی، غرب شناسی، تاریخ معاصر ایران و آسیب شناسی جریان روشنفکری در آن، جریان شناسی سیاسی به ویژه بعد از انقلاب اسلامی، مبانی و نقاط ضعف مدرنیته و لیبرالیسم از زبان خود غربی­ها(مانند هایدگر و سندل)، ولایت فقیه و نظام سیاسی اسلام، نظام اقتصادی اسلام، عدالت، فلسفه اسلامی و نقد فلسفه غرب، فقه و حقوق اسلامی، تمدن اسلامی، اصول عقاید شیعه، تدبر در قرآن و نهج البلاغه و …. .

       8 –  خواهشمندم خوانندگان و منتقد محترم قضاوت خود را در مورد شخصی چون آقای دکتر قالیباف که با راه­اندازی کاروان­های سیاحتی گسترده در تهران بزرگ از برخی نقاط کشور برای نشان دادن اقدامات ایشان که در انتهای آن بسته شبه تبلیغاتی ایشان توزیع می­گردد، بیان فرمایند. نکته تکمیلی این است که تیم ایشان در حال نفوذ در حوزه علمیه قم و برگزاری این اردوها برای طلاب که از اقشار تأثیرگذار جامعه هستند، بود که با هوشیاری مسئولین حوزه این اردوها متوقف شد. به نظر حضرات عالی چنین اقداماتی آن هم در ایام نزدیک به انتخابات آن هم با بودجه بیت المال چه توجیه عقلی، شرعی، قانونی و وجدانی می­تواند داشته باشد؟

        9 – اینجانب به عکس نویسنده و همفکران ایشان که درخواست کندروی و بردباری نموده­اند، از ایشان درخواست عاجزانه دارم قدری تندتر، قدری عمیق­تر و قدری سریع­تر حرکت کنند که صبوری بس است! شاید امور و کسانی که دیوارهای این سرزمین شمرده شده­اند، مورد طمع دشمنان واقع شده باشند. زیاد در سایه آن دیوارهای سست خودساخته­ ننشینید. بیل و کلنگتان را بردارید و دیوارهای کجی را که در سایه­شان نشسته­اید  تا رویتان نغلطیده­اند، فروغلطانید. عزیز تیشه بردار؛ این کار را بکُن و بکَن.

10 – به مدد حضر ت حق و نفس مولا صاحب­الزمان عجل الله تعال فرجه الشریف دیگر اجازه نخواهیم داد فریاد علی زمانمان به «اَینَ عمار؟» و «هل من ناصر» و شکایت از خواص بی­بصیرت بلند شود و برخی عزیزان هموطن و همکیشمان چون گذشته صید دجال­ها شوند و در غبارهای فتنه بعدی چشمانشان کم سو شود. چه باک که عزیزی آن را در باور نگنجاند و این حقیقتیعنی فتنه­ای نه چندان دور را «یک حرف درشت از خود ساخته» بداند. و دوباره با سینه­ای ستبر در پیشاپیش طوفان صلا می­دهیم که: « اگر فتنه 88 سینه­هایمان را فشار داد، فتنه 92 گلوهایمان را به قصد خفه کردن خواهد فشرد.»

اگر باز هم نقطه ابهام سؤال یا اعتراضی وجود داشته باشد، علاوه بر فضای کتبی و مجازی، آمادگی خود را برای مناظره با جنابعالی و دوستانتان در قالب «کرسی آزاداندیشی در دانشگاه آزاد اسلامی واحدبافق» اعلام می­نمایم.

در پایان از عدم بی­تفاوتی، اظهار نظر آزادانه و نیز بزرگواری نویسنده و خوانندگان گرامی در شنیدن مطالب این حقیر قدردانی می­نمایم.

با تشکر

سید محمد رضا رضی بهابادی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳
برچسب ها:
دیدگاه ها
فدائی شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ضمن تشکر از دستندرکاران سایت بافق فردا به جهت درج کامل دفاعیه حاج آقا رضی . خدا را شاکریم که یک پایگاه بسیج ظرفیت خود را برای تبین فرمایشات مقام عظمای ولایت در این شهر نشان داد وانشاءا… از این به بعد هم برخی مصلحت اندیشی ها که طمع دشمنان داخلی وخارجی رابرای ضربه زدن به این نظام مقدس بیشتر میکند را فراموش کنیم. برادر بزرگوار آقای رضی، اجر شما وکسانی که با درایت و ایثار واز خود کذشتگی در این دوره وزمانه فدائی ولایت وآرمان امام می شوند و یادآور رزمندگان دوران دفاع مقدس که با تمام وجود در صحنه دفاع حاضر بودن هستید متشکریم.

س - حسینی شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با تشکراز پاسخ به ظاهر دیرهنگام و در باطن عجولانه آقای رضی که حتی فرصت دوباره ای را برای نگارش متین تر و ویرایش آن نداشته اندلازم به یادآوریست تنها چیزی که در عالم بی صاحب سیاست، جامعه امروزی و دیروزی ما را در دوره های مختلف صدر اسلام و انقلاب اسلامی تاکنون رنج میداده و باعث تکدر خاطر امامان ومتولیان و حاکمان اسلامی و رنجش آنان از اینهمه کج اندیشی ها و کج فهمی ها می شده است تندوری عده ای هرجند قلیل ولی تاثیر گذار در رده های مختلف حکومتی بوه است که خود را تنها منادیان بلامنازع دین حق و راستی و فضیلت و انسانیت می دانند.جال اینجاست که پس از اتمام ماموریت خویش چنان دست بر پیشانی می کوبند که امام علی (ع)از دست ایشان سردر چاه فرو می برند و گلایه اشان را به نزد خدا میبرند. بخدا بس است ایهنمه تندوری. فردای قیامت به چه رویی می خواهید برگردید که مثلا ما از کسی حمایت میکردیم که عده ای ساده لوح و منحرف نعوذ بالله نورامام زمان ارواحنا فده را در او چهره زمینی او می دیدند. تنها توصیه اکید بهمه سبز و آبی ها و رنگهای دیگر سیاسی اینست ببنیم مقام عظمای ولایت فقیه کجا ایستاده اند پشت سر ایشان باشیم نه خدای ناخواسته جلوتر و اتشتمان تندتر.اگر این چنین باشیم فتنه 88 که هیچ 92 و 90های دیگر نیز هرگز نخواهند توانست گلویمان را بفشارندو خفه امان کنند. والسلام

    نام شما... شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    سلام آقای حسینی معلوم است که متن ایشان را عجولانه خوانده اید و وقت کافی برای تفکر بر روی آن ها را نداشته اید. لطفا یک بار دیگر مطالعه بفرمایید و رویش خوب فکر کنید. حرف های شما همان حرفهای آقای پورفلاح است که حاج آقای رضی به آن پاسخ داده اند. یک هم ولایتی

یکی شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

وقت آن رسیده تا آقای پور فلاح اگر حرف حسابی دارند نه برای بی بی سی و … که در حضور یک روحانی آشنا به سیاست و ظاهرا قدر، در دانشگاه بافق به بحث بگذارند.

یکی دیگه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام و تشکر از آقای رضی، جناب آقای پورفلاح آن همه توهینی که به ایشان کرده اید جای عذرخواهی داشت. مواظب باشید که از این به بعد کسانی چون ایشان هستند که شما را کیش و مات کنند.

حامد یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۲:۵۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

به نظر من اقای پور فلاح هنوز از سیاست چیزی نمیفهمد سیاست فقط مقاله نوشتن و کار خبری نیست البته از قلم تند آقای پور فلاح هزار چیز میتوان برداشت کرد که یکی فکر کوتاه و خود نشان دادن با قدرت قلم خود و در این امر است و …. و….. و….. درست است که اقای رضی حرفای در حد المپک اما 100 درصد واقعی زدند اما نباید به چشم برتری او را به باد انتقاد گرفت که تو در این حد نیستی که این حرفا رو بزنی و…..

حامد بافقي یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۱ - ۷:۲۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

“راستی از کی تا به حال آقایان هاشمی، موسوی، کروبی، خاتمی، قالیباف، و … دیوارهای بلند این سرزمین شده­اند؟”!!!!!!!!!!!! من موندم بعد از اين بلايي كه تو اين 8 سال سر اين مملكت آوردن با چه رويي اين حرف ها رو مي زنن. آقاي رضي، به فكر نون مردم باشين تو اين وضعيت اقتصادي، ن قتنه و ديگر توهمات.

ناشناس یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۱ - ۷:۳۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ماشالله حاج اقا خیلی خوب اهل سفسطه هستند و زمین و زمان را به هم بافتند تا از گفته های قبلی خودشان دفاع کنند.
با تند روی به هیچ جا نمی رسید. همانگونه که در دوره قبل چنان تند رفتید که حالا مجبورید مثلا بگید حرف دوتا است و ما با کسی عقد اخوت نبستیم و …
ما همه انسانیم و معصوم هم نیستیم و با ارای مختلف هیچ دو انسانی مثل هم تفکر نمی کند

علی غصه خور یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۱ - ۷:۵۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

دست اقای رضی درد نکنه مطمئن باشید دیوارهای بلند وکج انقلاب مثل بازی دومینو خودشان همدیگر را می اندازند واحتیاجی ندارد مابیل کلنگ برداریم وخودمان را به زحمت بیندازیم فقط بایستی مواظب باشیم زیر آن قرارنگیرم وگردوخاک پوسیده آن به چشم ما نرود

بهار یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۱ - ۹:۱۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ضمن عرض سلام خدمت آقای رضی میخواستم بگویم من که کاملا گیج شدم شما در سی سال انقلاب اگر بنگرید بنی صدر خائن بود درست بعد 8 سال موسوی فتنه گر نخست وزیر میشود بعد هاشمی از سردارسازندگی ذخیره انقلاب میرسد به بی بصیرتی خاتمی میشود8 سال رئیس جمهور اصلاحات و با شعار گفتگوی تمدن ها دنیا راتحت تاثیر میگذارد حال از رهبری اصلاحات میرسد به ریاست فتنه ودر آخر آقای احمدی نژاد میاید که در مقابل فتنه بایستد حالا او هم شده کج رو وجریان انحرافی میخواستم بدانم راهی برای جلوگیری از این اتفاقات نیست یا فیلتر شورای نگهبان و …کافی نیست تا آدم هایی صد در صد اصلح بر مسند خدمت به این مردم انقلابی قرار گیرد تا در این آزمون های سعی و خطا وقت وانرژی و هزینه صرف نشود در خصوص اقدامات آقای قلیباف هم در زمان آقای احمدی نژاد هم خیلی از سفر های استانی و سهام عدالت و… هم تعبیر به تبلیغات کردند ایا این گونه بوده است؟

    آنا دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    بهترین جواب و کلامی که میتوان به شما ارائه نمود همان جمله حضرت امام«ره» است که در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری بنی صدر خائن فرمودند: «الدنیا رأس کل خطیئه». اگر هزار فیلتر بزاریم باز هوای نفس آدمی قدرتی ماورای همه این فیلترها دارند چرا که همیشه امیال و اهداف خود را مدنظر قرار میدهد.امیوارم ما در دام این نفس سرکش نیفتاده و به موقع راه درست را تشخیص داده و در مسیر ولایت قدم برداریم.انشاالله

حسين یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۱ - ۹:۱۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

حاج آقا رضی علی رغم اينكه درس طلبگی را گذرانده، داراي مدرك فوق ليسانس اقتصاد از دانشگاه امام صادق(ع)تهران مي باشد.
پس بهتره با همچين كسي با استدلال بيشتري صحبت كنيد!

حسین ارجمند یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

نکته ها چون تیغ الماس است تیز/ گرنداری توسپر,واپس گریز
شعار«زنده باد مخالف من» شایدمترقی ترین فلسفه سیاسی باشد که کمتر در طول تاریخ به ان جامه عمل پوشانده شده است چون رمز بقای هر تفکر وایده ای سرکوب مخالف به هر نحوممکن است .درعین حال بایدپذیرفت که باز شدن فضای انتقاد, مهم ترین عامل در پویایی وبالندگی جامعه است.
واقعا باعث مسرّت است که ما توانستیم نظرات این دو عزیز را بی کم وکاست بشنویم و ادامه این روند ولو درفضای مجازی ودر شهرکوچکی مانند بافق, باعث مباهات است واین که ما بتوانیم اندیشه را با اندیشه جواب دهیم نه با تیشه, خود جای تقدیردارد.امیداست که این روند ادامه یابد وهرکس بتواند ازادانه وبی ترس وواهمه, نظرات خود رابیان کند و قضاوت را به عهده خوانندگان بگذارد بی ان که بخواهد بازور وارعاب, اندیشه ومرام خود را برمردم تحمیل کندچون مردم خود بهترین داور وتصمیم گیرنده هستند و بزرگترین خصیصه جامعه مردم سالار, اعتماد واحترام به خواست مردم است وازطرف دیگربایدبدانیم که هیچ تفکر ومرام حزبی وسیاسی حقیقت مطلق نیست و هریک بهره ای از حقیقت برده اندوبه تعبیر دکتر شریعتی «در جامعه ای که فقط دولت حق حرف زدن دارد,حرف هیچ کس راباور مکن»
درانتها باید این نکته را متذکر شد که اگر ما برای نقداندیشه وگقته ای اقدام می کنیم باید احساسات را کناربگذاریم و با عقلانیت توام با بصیرت به این میدان گام بگذاریم که احساسات فقط برای تهییج وتحریک توده ها به کار می رود وکارکردی مقطعی وزودگذر دارد وبه عبارتی جزء لازم غیرکافی است ودوری از افراط و تفریط مهم ترین ویژگی جوامع خردگرااست.
رهرو ان نیست که گه تند وگهی خسته رود
رهرو ان است که اهسته وپیوسته رود.

..... یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۱ - ۱:۵۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

رهرو ان نیست که گه تند وگهی خسته رود
رهرو ان است که اهسته وپیوسته رود.

فدائی حسین(ع) یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۱ - ۲:۱۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

همان طور که اقای دکترارجمند گفتند ما باید از افرط وتفریط دوری کنیم.
همان طور که بزرگان ما گفتند رمز پیروزی وحدت است
ودرگیری لفظی جناب پور فلاح وجناب رضی جز شادی دشمنان چیز دیگری را به ارمغان نمی اورد
تمام کشور بایدباهم باشند چه اصولگرا چه اصلاح طلب و چه روشن فکر وروحانی,طلاب ودانشجویان و…
برای درک بیشتر حرفهای من فایل زیر را که حاوی قسمتی از سخن رانی
دکتر شریعتی است را حتما دانلود کنید. حجم 4مگ
http://uplod.ir/6voq8cv80wft/______________________________________.mp3.htm

بافقی یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۱ - ۲:۴۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقاي رضي اولين ريس جمهور بني صدر 2- موسوي 3- هاشمي 4- خاتمي 5- احمدي نزاد كه مملكت را در اين 33 سال اداره كردند وشخص اول به ظاهر بودند همه فتنه گر مگر اينها از دل انقلاب بيرون نيامدند اگر اينها فتنه گر هستند پس شما وامثال شما راه درست را ميدانيد خواهشمندم ديگر اين حرفها نزنيد تا من بدون خحالت به فرزندم بگويم اينها شخصيتهاي اول نطامي هستند كه دايي و عمو بخاطر انها شهيد شدند

جوان بافقی یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۱ - ۹:۰۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

واقعا آقای بافقی گل گفتی.
آقای رضی تو رو خدا دیگه بس کنید!!!چقدر فتنه گر؟؟؟اینکه همه نظام شدن فتنه گر.باور کنید دیگه هیشکی این حرفا رو قبول داره

الف-برزگری بافقی یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۱ - ۹:۴۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب آقای رضی
با عرض اردات لطفا جهت تنویر افکار عمومی به این سوالات پاسخ روشن دهید.مردم فهیم ما نوجوان تازه رسیده نیستند که بخواهند به ایده های شما سرک بکشند و شما خواسته باشید با آنها لطیف و ساده سخن بگویید.2- شما یا طلالب علم و دانایی نیستید یا سوار بر اسب چموش سیاست نشده اید؟کدامیک؟پیشینه خود را منتشر کنید.آیا شماسخنگوی حوزه علمیه هستید که می گویید آقای فلانی قصد نفوذ در حوزه داشت و شما با پبش بینی و پیشگیری خود مانع شدید؟3- جبهه خودی و دشمن را چگونه می بینید پس از حوادث 88 چه کسی مجددا از مقام عظمای ولایت ریاست مجمع تشخیص شدو چه کسی با غیبت های طولانی به سفارش ایشان در مجمع حضور یافت؟4- نکند از اینکه تحلیل شما جدی گرفته نمی شود و به گفته خودتان به سخره گرفته می شود ناراحتید؟خس و خاشاک از بیانات که بود آیا به نظر شما همانها نبودند که حماسه رای 40 میلیونی آفریدند و در حماسه 9دی به همراه همراه همه فرزندان و خانواده جامعه خویش بصیرت مثالزدنی خود را به نمایش گذاشتند؟حادثه کهریزک و … چطور؟قهر 11 روزه چطور؟ گذاشتن حکم حکومتی رهبر انقلاب را در کشوی میز چگونه تعبیر می کنید؟ دستور مقام عظمای ولایت را درخصوص عدم استفاده از فلان آقا در سمت معاونت اولی را چگونه می بینید؟
فتنه یکسویه است یا چند سویه؟ آیا تندوری و کجروی دوستانتان باعث نشد که الان حرف 2 تا می شود؟ آیا شما می توانید بگوئید به چه کسی رای بدهیم که بعد از 4 سال و 8 سال حرف شما 2دوتا نشود؟ این چگونه تحلیلی است که می بایست همه بر له شما باشند نه علیه شما؟
ما یک نفر داریم و آنهم رهبر معظم انقلاب ؛ پشت سر اوییم و خواهیم ماند و گوش به بیانات یکسویه شما و دیگران نخواهیم داد. مملکت صاحب دارد و آن گرامی کسی نیست جز شخص حضرت ولی عصر و الزمان. همانا او پشتیبان و یاریگر مابوده و خواهد بود و اسلام و ایران را ایران را با زعامت نایب برحق خویش ازهمه بدخواهان و کینه توزان حفظ می نماید.

رفیق یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۰:۱۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

حاج اقا تا به حال کجا تشریف داشتند .اگر قرار باشد ما به حرف و تشخیص ایشان عمل کنیم باید فاتحه کشور را بخوانیم چون با این طرز فکر هر روز یک تشخیصی میدهند وبعد می فهمند اشتباه کردند مثلا همین طرز فکر یک روز شعار هاشمی پاینده باد می دادند یک روز احمدی نژاد را در حد رهبر بالا بردند وحالا هم…. و هر وقت هم کم میاورند و نمی توانند استدلال کنند داد از ولایت می زنند. آیا این طرز فکر با مارقین و اصحاب نهروان بیشتر شباهت ندارد تا ادعای خودشان؟ مطمئنم این طرز فکر یک روز در مقابل ولایت فقیه هم خواهد ایستاد چون بصیرت ندارد.

فلاح دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۱ - ۷:۲۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای رضی دنیا هیچ وقت بر یکجور نمی ماند

تندروی نکنید ، مثل بعضی به دیوار کج آمار در شرایط آخرالزمانی تکیه نکنید…

از قدیم داریم
با دوستان مروت با دشمنان مدارا

مش حسن دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۱ - ۷:۳۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

http://www.ddddd12.ir
————-
وقتی چادرملو رابایک قلوپ 600لیترآب در ثانیه
می برند و می خورند
————
دیواربلندکه چه عرض کنم چاه ویل زیباتراست

رضایی جانباز شیمیائی دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۱ - ۲:۱۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خوشحال شدم که دوستان نظرات خوبی دارند و هیچکدام از ولایت جدا نیستند.اما من با نظر جناب آقای برزگری بیشتر موافقم.ظاهرا هردولتی که تمام میشود مشکل دار شده واز نظر افرادی مثل شما طرد میشود همون آزمون سعی وخطا.تمام دولتها قبل از اتمام. موردستایش شما هستند وبعد از روی کار آمدن دولت جدید عیبها نمایان میشودحتی کارهای مفیدشان هم نادیده گرفته میشود. وای به دولت فعلی که تمام نشده مورد نقد آقایان قرار دارد.

رنجبر بافقي دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقاي رضي . در روز غدير حضرت رسول (ص) در ميان كاروان بودند . هنگام نزول وحي پيامبر دستور دادند به آنهايي كه جلو هستند بر گردند و آن هايي كه عقب هستند برسند . ايا مي دانيد تعبيرش چيست ؟ در دين هم عده اي از رهبر جلو مي افتند فكر كنم شما هم جزء همان عده باشيد.

حسین دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

هر که با ما سازگار نباشد فته گر و فتنه جو است !!

منتقد سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۲:۵۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

باسلام
ممنون از جناب حجت الاسلام رضی که پاسخی در خور، نه فقط به نامه آقای پور فلاح بلکه به برخی نوشته ها و اظهار نظرهای مسموم این چند ماهه اخیر ارائه نمودند. از مطالب آقای رضی به هیچ عنوان تند روی حس نمی شود و به نظر کسانیکه به این مطالب انگ تند روی می زنند حربه ای دیگر در پاسخ به این تحلیل کامل سیاسی ندارند.
آنچه که مسلم است بسیجی باید لشکر بی رنگ و بوی امام زمان (عج) و در میانه میدان باشد. دشمن شناسی کند و توپخانه خود را به سمت دوست نگیرد. لحظه ای درنک کنیم ببینیم بسیجی هستیم یا خیر.

بسیجی مخلص سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۲:۰۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

باعرض اردات بهمه سلایق و ایده مختلف سیاسی
با تایید گفته های آقای رنجبر، زمانه ،زمانه غدیر است و علی زمان تنها- امده اند با این سخنان ولایت فقیه را نشانه بگیرند. مهم نیست بسیجی کجا می ایستد و به چه می نگرد مهم آن است که فرمانده بسیجی(امام خامنه ای ،مدظله العاالی) کجایند و به چه می اندیشند.

ميرسليماني بافقي سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۱ - ۱:۰۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب آقاي رضي
شهرستان دارالشجاعه بافق بيشترين ميزان مشاركت در انتخابات گذشته را در سطح كشور وبالاترين نسبت راي را به آقاي احمدي نژاد داد يعني به كلام ساده مردم بافق خوب تيمار مي كنند .حال بفرماييد نتيجه اين خوش خدمتي چه بود؟بيشترين دست اندازيهاي جغرافيايي به قلمرو بافق وزادگاه شما(بهاباد)در اين زمان اتفاق افتاد.بيشترين پروژه كشي هاي سياسي و ظالمانه در اين دوران براي بافق اتفاق افتاد.اين نمكدان شكستن نيست؟اين نمك به حرامي نيست؟مردم بافق بيشرين راي را ايشان دادند ولي بيشترين كتك را نثارشان كردند!!!!!!شما كه چشمان بصيرتان همين چند قدمي را نمي بيند چطور براي پايتخت 1000 كيلومتري كشور نسخه مي پيچيد؟البته بنده به اين جسارت بيانتان غبطه مي خورم ولي اگر مكي دقت بفرماييد فكر مي كنم زيباتر باشد.

حسین علی سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۱ - ۶:۵۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بابا یک خدا بیامرز درس سیاست هم یاد ما بده تا ببینیم چی به چیه

علی چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۱ - ۸:۵۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

هاشمی رفسنجانی: اگر امام(ره) تسلیم افراطیون می‌شد هنوز با عراق در جنگ بودیم
تاریخ انتشار : سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۰۳
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، تأکید روزافزون گروه‌ها، احزاب و شخصیت‌های دلسوز کشور بر مشی اعتدال‌گرایی را نتیجه مباحث قرآنی، فقهی، فلسفی و تجربه تاریخ خواند.

آیت الله هاشمی رفسنجانی در دیدار اعضای شورای مرکزی و جمعی از اعضای حزب اراده ملت ایران گفت: رسیدن مجموعه جامعه به مشی اعتدال از مجرای تجربه‌ها و منابع متعدد، این امید را می‌دهد که کشور با تلاش و کوشش و همراهی علاقه‌مندان و دلسوزان به این سمت حرکت کند. آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه “در سراسر قرآن کریم و سیره ائمه معصوم(ع) تأکید بر اعتدال و عقلانیت به روشنی بیان شده است”، آیه مبارکه «و جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهدا علی‌الناس» را بهترین دلیل لزوم حرکت صدر تا ذیل جامعه اسلامی بر مبنای اعتدال عنوان کرد.

وی در همین رابطه خاطرنشان کرد: با وجود تفاسیر متعددی که از این آیه شریفه شده است، اما غالب دیدگاه‌ها مبین این امر است که خواست خداوند این است جامعه اسلامی اعتدال داشته باشد و در دامن افراط و تفریط نیفتد و اگر چنین شد، جامعه اسلامی الگو و نمونه برای تاریخ و مردم سایر جوامع خواهد بود.

این عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه “همه باید به هر نحو که می‌توانند در تصحیح اشتباهات و اصلاح جامعه بکوشند”، زمینه ایجاد اعتدال در جامعه را مبنا قرار دادن پذیرش «قول احسن» دانست و با اشاره به آیه شریفه «…فبشر عبادی الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه» تأکید کرد: بندگان خوب خدا و کسانی که مدال افتخار بندگی و خدمت به خدا و خلق را به دست می‌آورند، کسانی هستند که با بالا بردن آستانه تحمل و شنیدن سخنان دیگران، بهترین سخنان را بدون تعصب و افراط و تفریط می‌پذیرند تا تعادل و اعتدال جامعه حفظ و خدمت به کشور و مردم امکان‌پذیر شود.

هاشمی رفسنجانی افزود: افراطی‌گری و اقدامات خارج از حد اعتدال در درازمدت به ضد خود یعنی تفریط می‌انجامد و افراطی‌گری باتلاقی است که عامل آن هرچه جلوتر می‌رود، بیشتر گرفتار جهل و خمودگی می‌شود. وی با اشاره به قرار داشتن در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، با بیان اینکه “همین آموزه‌ها بود که مبنای ورود انقلابیون و مبارزان به رهبری امام راحل(ره) علیه استبداد شد”، افزود: پس از پیروزی انقلاب، با وجود حضور جدی افراطیون، حضرت امام(ره) و مسئولان تلاش کردند تعادل کشور با تصمیمات عاقلانه و مدبرانه حفظ شود و اگر قرار بود که تسلیم افراطیون و متعصبان شوند، هنوز هم ما با عراق در جنگ بودیم اما عقلانیت و تدبیر امام(ره) ایجاب کرد ادامه پیروزی‌ها در صلح و پذیرش قطعنامه دنبال شود.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخش دیگری از صحبت‌های خود با اشاره به جایگاه مشورت با مردم و عقلا در مشی رسول گرامی اسلام(ص) تصریح کرد: اگرچه حضرت محمد(ص) به منبع وحی متصل بودند و اگر حرف و سخنی بر زبانشان جاری می‌شد، مردم سمعاً و طاعتا می‌پذیرفتند، اما با تأکید خداوند، مشورت که نماد امروزی آن رأی مردم است، در بسیاری از موارد مبنای تصمیم‌گیری و راه صحیح شناخته شد.

هاشمی رفسنجانی دموکراسی را نتیجه گسترش آگاهی‌ها و انفجار اطلاعات و سرنوشت قطعی جوامع امروزی خواند و با اشاره به فواید این تجربه صحیح بشری، احزاب و انتخابات را دو مؤلفه مهم جامعه دموکراتیک خواند و افزود: امروزه اداره جامعه بدون تحزب غیرممکن است و اگر کسی ادعا کند که می‌توان بدون حزب، تشکّل و برنامه جمعی، جامعه را اداره کرد، سخنی گزاف و از سر بی‌تدبیری زده است.

وی احزاب را ضربه‌گیرهای نظام سیاسی خواند و با تأکید بر لزوم حضور و پذیرش احزاب فراگیر، برنامه‌دار و کارآمد گفت: کلیت تعالیم اسلام و همچنین قانون اساسی که بر مبنای تعالیم دین مبین اسلام است، تحزب، انتخابات و حقوق مردم را پذیرفته و مورد توجه جدّی قرار داده و لازم است که احزاب و تشکل‌های کوچک با تشکیل جبهه‌ها و ائتلاف‌ها، کارآمدی و مسئولیت پذیری خود را بالا ببرند تا اگر ضعفی متوجه اداره کشور شد، اصل نظام صدمه نبیند.

این عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به معنای نقد که باید سره از ناسره جدا شود اظهار کرد: در مکتب اسلام که باید انتقاد همراه با ادب و اخلاق اسلامی باشد، متأسفانه توسط گروه‌های افراطی صاحب رسانه، توأم با توهین و به کار بردن زشت‌ترین الفاظ ادا می‌شود و تحمل شنیدن هیچگونه ندای مخالف یا مغایر با عقاید خود را ندارند.

رفیق جمعه ۶ بهمن ۱۳۹۱ - ۸:۰۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب میر سلیمانی عزیز شما را ادم با انصافی تصور می کردم معادن ومناطق بافق در زمان دوستان شما در حکومت دوم خرداد و دولت اصلاحات از بافق جدا و به اردکان ملحق شد و در این دولت گازرسانی به بافق ودوبانده کردن جاده وهمین کارخانه نیمه کاره فولاد شروع شد و باز در زمان مدیر عاملی دوست شما با امضای صورتجلسه ای همه معادن زیر مجموعه شرکت سنگ اهن به جز چغارت به ایمیدرو واگذار شد باور ندارید از مدیر عامل فعلی بپرسید قولواالحق ولوعلی انفسکم حق را بگویید حتی اگر به ضررتان باشد

عباس شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۹:۲۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب رفیق
خواهشا اول فکر و تحقیق کن بعد حرف بزن
سال شروع بکار دولت اصلاحات سال 76 بوده ولی واگذاری معادن بافق به چادرملو سال 72 بوده است

ميرسليماني بافقي شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب رقيق عزيزم
من زياد به ان مسايل جناحي وخطي كار نداشتم.وقتي نام بافق به ميان مي آيد چپ وراست بي معنا مي شود.
اولين جدايي ظالمانه مناطقي از بافق در زمان فرمانداري اخيري و معاونت صحراييان وسفيد اتفاق افتاد وهمان موقع اعتراض مردم را (خواص متعصب) در پي داشت ومنجر به بركناري اخيري ملعون گرديد و هنوز خبري از امدن خاتمي نبود.اگر چه معتقدم اقاي خاتمي بواسطه سو استفاده خواهرزادگانش ورانت خواريهايي كه در مورداردكان كردند مطمئنا روي بهشت را نخواهد ديد وحداقل بنده مير سليماني او و تابش را در سراشيبي جهنم برزخ به ظلمي كه به 60000 نفر مردم بافق كردند ميخكوب خواهم كرد تا عدل الهي اجرا گردد.در مورد واگذاري معادن هم هيچ اطلاعي ندارم و نمي دانم ايميدرو چه حق كشي از بافق كرده است؟
فقط يادم مي ايد زماني كه اقاي خاتمي به يزد امد واز چادرملو بازديد داشت آن مرحوم در اردكان رياست اداره ….. انجا را بعهده داشت وبعد ها به بنده گفت من در اعتراض به غصب معدن چادرملو امنيت معدن در زمان حضور خاتمي را بعهده نگرفتمو امضا نكردم ولي فرد ديگري (كه بافقي بود) به عهده گرفت!!!! ضمنا گاز وجاده را بعد اعتراضات مردم اجرايي كردند و اگر همه اينها را باز گيرند ولي مرز بافق را به سال 1350 برگردانند بيشتر به نفع ماست وچرا مردمي كه بيشترين راي را مي دهند بايد از دستشان كتك بخورند؟ چرااز اتفاقات كشور هاي خاورميانه وشرق دور درس نمي گيرند؟ بهرحال فرداي نزديك قيامت همه چيز روشن خواهد شد. از دقت نظر جنابعالي كمال امتنان را دارم.

بافقی خوش بین سه شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

باسلام وتشکرازکلیه شهروندان بافقی که نسبت به مسایل وحوادث شهرشان بی تفاوت نبوده وبااعلام نظر حساسیتتشان رابروز داده اند
مخصوصا آقابان پورفلاح ودکترحسین(که البته ایندفعه گویا یادشان رفته یا تادیب زمانه مجبورشان کرده دکتر را ننویسند)دوستان شفیق درست است که بازی با کلمات والفاظ بسیار راحت ودرتحریک احساسات عامه ی مردم نافذ ومؤثراست ولی مسلما”درنظرخواص بی ارزش وخنثی میباشدکه البته در اکثر اظهار نظرها ی منصفانه این خنثی بودن آشکاراست.منطقی وعاقلانه ترآنست که به پیشنهادشجاعانه ی بقول خودتان طلبه ی سواربراسب چموش،جواب مثبت داده وبا شرکت در مناظره حضوری که دیگرامکان یارکشی ویاری طلبی از این وآن به حداقل میرسداین اجازه را به مردم فهیم وآگاه شهرمان بدهید که خود نتیجه گیری نمایندکه چه خوب گفته اند:تامرد سخن نگفته باشد ، عیب وهنرش نهفته باشد یا: دوصدگفته چون نیم کردار نیست.خوش بین

علیرضا چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۱ - ۷:۵۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خدا قوت
همه را خواندم همه چیز داشت فقط یک چیز کم داشت اقا علی پورفلاح آماده شو برای رفتن به اداره بی تابلو. این حاج آقا رضی که من دیدم موج سوار قهاری است یادت نمی آید چگونه در آن اعتراض به برکناری دکتر و انتصاب حاجی جواد امام زاده را قرق کرد و به بسط نشست منتظر باش برای به بست بشتن و به بن بست گشاندن بافق فردا
ولی بی خیال علی جان زنده باشی قلم را نفروشی خدا حفظت کند

محمدحسین پنج شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام خدمت تمام همشهریان گرامی
لازم است به عنوان یک همشهری (صرفاً) چند موضوع را یادآور شوم:
1- داشتن خط کش حق گزینی چیز بسیار مناسبی که اگر کسی بتواند با استدلال منطقی آن را نقض کند میتعواند فتح بابی در دنیای علوم سیاسی نماید این موضوع میتواند مشابه سودهی در سایست غیر حق بین در غرب مورد بررسی قرار گیرد به عنوان مثال میتوان گفت اگر کشوری همواره حرف ثابتی بزند و معیار سود برای کارش نداشته باشد در علوم سیاسی کار احمقانه ای کرده است
2- ولایت پذیری تعارضی با خط کش معیار حق ندارد تعریف ولایت پذیری هم واضح است. و این که به بینیم پشت ولایت هستیم یا نه همان معیار داشتن است. این جمله در مورد مخالفینی که گفتند باید دید کجای جبهه هستیم مطرح میشود
3- واضح است در سال 88 فتنه رخ داد است توضیح بیشتر خواستن خود را به ندانستن زدن است و یا اینکه از اردوی فتنه باشد که نداند اگر 9 دی نبود هنوز هم تمام نشده بود
4- کسی که خود را بی طرف یا در جبهه فتنه بداند نمیتواند خود را اصلح بداند چون به هر دلیل همسو با معاندان با نظام بوده است و معاند نظام ولو اینکه چون منتظری خود تشریح کننده ولایت فقیه باشد جایی در نظام نباید داشته باشد. بنابراین لطف کنید در مورد امثال خاتمی حرف نزنید واقعا با چه رویی؟؟
اما در مورد هاشمی اوضاع فرق میکند چگونه؟ ریشه هاشمی وسیعتر از این حرفها است و اگر فتنه فتنه شدن یکی از عوامل آن کارهای هاشمی و خانواده آن در این موضوع بود بر خورد نظام هم با عنوان رأفت اسلامی بود اما واقعا توان برخورد با ایشان نبود (لطفا کسی نگوید وزنه ی نظام؟!! کدام وزنه؟ همان که به صورت خیلی محترمانه از ریاست مجلس خبرگان خلع شد؟)
5- این که یک عده ای میگویند همه چیز تا زمانی که دولت ها هستند گل و بلبل است و بعد از رفتن یک دولت آن را میکوبند بهتر است تاریخ را بررسی نمایند از مخالفین سیاست های مدیریتی و … در دوره هاشمی و مسایل فرهنگی و سیاست خارجه (که واقعا ما را ذلیل خارجی ها کرده بود) و… در زمان خاتمی تا سیاست های داخلی و اقتصادی احمدی نژاد همواره در دوره ها بوده است و بعدا این دولت ها هستند که برای سرپوش گذاشتن بر مشکلات خود مشکلات دوره های قبل را بزرگ میکنند.
6- راستی تورم دوره هاشمی چند درصد بود؟
7- کارهای علمی تحقیقاتی در دوره خاتمی با این همه افه کار در دانشگاه افزایش داشت یا کاهش؟
8- فتنه 92 مربوط به جریان هایی است که خود را موافق دولت فعلی میدانند اما دیدگاه ولایت مدار ندارند نگرانی از اینکه از فتنه خواهیم گذشت نداریم اما نپرداختن به آن موضوعی است که باعث وسعت آن میشود مخالفان این مورد بدانند این سخنان برگرفته از سخنان رهبری در جمع مردم قم است
9- عده ای از حق بافق دم زده اند نمیدانمواقع تا الان چه کار کرده اند اما بگذارید برای تمام همشهریان خونگرم خود عرض کنم هر کس باعث و بانی اتفاقاتی است که باعث ورود گارد ویژه به بافق شده است یقینا یا خائن است و یا احمق. برای بسط این موضوع بهتر روشن شود هر موضوعی که در هر کشوری مربوط به مسایل امینیتی باشد آن کشور برای حل آن با شدت وارد میشود و از سوی دیگر مقاومت به شکل شورش شدیدا باید سرکوب شود تا اعتراض به شکل قانونی انجام شود و مسیر قانون برای همین است اگر ما فردی در رده حتی نماینده مجلس نداریم که از حقوق ما دفاع کند این از بی عرضگی ما و بی بصیرتی کاندیدای ماست با این تفاسیر کسی که مردم را به سمت شورش فرا میخواند یا این موضوع را نمیداند که در این صورت احمق و یا سعی در ایجاد تنفر مردم از نظام و دولت دارد که در این صورت خائن است.
10- هرگز موسوی و کروبی که دست به دامن خارج نشینان شدن نمیتوانستند به ما در برابر غرب عزت دهند و دولت فعلی از بین کاندیداهای مطرح شده انتخاب مناسب مردم بوده است و اگر کاندیداها باز هم همان موارد قبلی باشد نتیجه فرقی ندارد علت نارضایتی کنونی هم به خاطر قحط رجال بودن کشور است نه اینکه اگر به جای احمدی نژاد موسوی میامد همه جا گلستان بود چون خط کش فرقی نمیکند. برای مثال باید بگویم هیچ کدام از افرادی که در اتنتخابات 88 حضور داشتند مثل احمی نمیتوانست قضیه آمیا که در آرژانتین اتفاق افتاد و پیرهن عثمانی برای نظام اسلامی بود و هاشمی را تحت پیگرد اینترپل قرار داده بود به صورت دیپلماتیک حل کند (رجوع شود به خبر های مربوط به یک شنبه 8 بهمن 1391 در تمام خبرگذاریهای سیاسی)
در پایان یک نصیحت: اگر به دنبال حل مشکلات بافق هستید با هاشمی، خاتمی، احمدی نژاد و هیچ رئیس جمهور دیگری حل نخواهد شد خود مسئولین بافق کاری بکنند

ناشناس شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۲:۵۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای رضی سلام

عبدالله جمعه ۱۸ اسفند ۱۳۹۱ - ۹:۲۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقاي رضي خدا قوت به دل نگيريد حرف حق هميشه خريدار ندارد پور فلاح عزيز ما فقط دلش از طرد افراد خائني چون خاتمي و كروبي و موسوي خون است . خدا به ايشان صبر عنايت فرمايد.و با انها محشورشان كند.