حق گرفتنی است، برادر!

دسته: مقالات
۱۱ دیدگاه
جمعه - ۶ بهمن ۱۳۹۱

بافقی‌ها از دیرباز از نگاه سرشار از بی‌عدالتی استانداران و مدیران کل استان نالان بوده‌اند؛ آنها معتقدند علیرغم استعداد بالای بافق برای استقرار انواع صنایع و با وجود قول و قرارهای بسیار، هیچ پروژه جدی در بافق به ثمر نرسیده است. این ادعا با چرخی کوتاه‌مدت در بافق قابل اثبات است، اما کنش این مردم در ازای این تبعیض آشکار چیزی جز لعن و نفرین مسببان آن نبوده است. سوال این است که آیا می‌توان با این تاکتیک به نتیجه رسید؟ اصلا آیا خود ما در این میانه نقشی نداریم؟ آیا اگر ظلمی به ما شده است، نباید به خود تشر بزنیم؟

اختلاف بهاباد و اردکان بر سر معدن چادرملو –که پس از دست‌درازی اردکانی‌ها بر محدود جغرافیایی منطقه بهاباد شروع و در چند ماهه اخیر به اوج خود رسیده است- هم از این قاعده مستثنا نیست. بی‌عدالتی ناجوانمردانه در این مساله، باز فریاد مردم این خطه را بلند کرده است. ما البته همچون گذشته، رقیب را بانی همه مشکلات می‌دانیم و خود را مبرا از خطا. نکته قابل‌ملاحظه در نوشته‌هایی که در این باره نوشته شده است (برای مثال، نوشته دوست گرانقدرم آقای قاسم‌زاده با عنوان “آب، تابش، عدالت”) در این است که نویسندگان این مقالات، آقای «تابش» نماینده مردم اردکان را عامل این بی‌عدالتی و ستم دانسته‌اند، در حالی که به نظر بنده، اتفاقا آقای تابش به عنوان نماینده اردکان کسی است که وظیفه خود را به درستی انجام داده است.

تصور کنید ما بازیکن تیم فوتبالی هستیم و رودرروی تیم دیگری در حال مسابقه. اگر مهاجم تیم حریف، به خوبی به وظیفه خود عمل کرده و بارها دروازه ما را باز کند، آیا ما باید این مهاجم را مقصر در باخت خود بدانیم؟ آیا مربی ما می‌تواند از تماشاچیان انتظار داشته باشد که دعا کنند تا مهاجم حریف دچار مشکلی شود تا دیگر نتواند به ما گل بزند؟ آیا ما نباید دروازه‌بان خود را آماده کرده و مهاجمی گلزن به استخدام خود درآوریم؟

مثال دیگری می‌زنم: فرض کنید جرمی صورت گرفته است. آیا می‌توان از وکیل مجرم انتظار داشت با توجه به اعتراف مجرم به جرم، به جای دفاع از او، از فرد آسیب‌دیده دفاع کند و به دنبال احقاق حق او باشد؟ اگر این وکیل با هر ابزاری بتواند مانع از حبس مجرم شود، باید او را تقبیح کرد؟

واقعیت این است که با وجود همه تلاش‌ها، حرکت‌ها، شعارها و وعده‌هایی که در طی سالیان سال به مردم داده شده است، عدالت هنوز هم گوهر کم‌یابی است که نباید انتظار داشت دیگران آن را دودستی به ما تقدیم کنند. داستان عدالت، داستانی است که بهتر است آن را در میان شعر و نثر ادبا و شعرا رها کرد و به این واقعیت دنیای خود رسید که “حق دادنی نیست، گرفتنی است.”

ما می‌توانیم «تابش» را مانند مهاجم تیم حریف در نظر بگیریم که هوادارانش از او انتظار گل‌های بیشتر و بیشتر دارند و اگر اتفاقا گل نزند، قراردادش برای سال بعد تمدید نمی‌شود. می‌توانیم او را وکلیلی در نظر بگیریم که وظیفه او دفاع از موکلش است و اتفاقا اگر از او دفاع نکند، حق‌الوکاله‌اش را دریافت نخواهد کرد.

تابش نماینده مردم اردکان است. اگر او برای گرفتن هر نوع امتیاز جدید برای شهرش تلاش نکند، مردم اردکان در دور بعد انتخابات، کسی را به جای او انتخاب می‌کنند که به جای او تلاش کند. مردم بافق و بهاباد هم بهتر است به جای تقبیح او، از مهاجم خود بخواهند که گل بزند، از وکیل خود بخواهند که از آنها دفاع کند و یادشان باشد که در روز سرنوشت کسی را پیشقراول سپاه خود قرار دهند که بجنگد، نه اینکه از سپاه حریف انتظار جوانمردی داشته باشد. حق گرفتنی است، برادر!

عباس عسکری


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۰
برچسب ها:
دیدگاه ها
امید جمعه ۶ بهمن ۱۳۹۱ - ۸:۰۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای عسکری سلام
متن جالبی بود ولی باید گفت :
1- مگه فدرت طلبی در نظام جمهوری اسلامی شایع هست که تابش با دست درازی به اراضی شهرستان های مجاور قدرت خود را ثابت نگه داره؟
2 – بنظر میرسه تابش با وسعت افزایی و دست اوردن منابع معدنی شهرها دیگر ، حس رقابت با شهری مانند یزد نداشته باشد؟
3- با تصرف چادرملو ، راه اندازی کارخانه گندله سازی (فکر کنم) ، نیروگاه خورشیدی ، کارخانه کاشی ، کارخانه شیشه سازی و تعداد زیادی گلخانه اونم هم واسه یه شهر نسبتا کوچک چه امکانات دیگری میخواهد که در دیگر شهرهای استان دارد؟

m جمعه ۶ بهمن ۱۳۹۱ - ۸:۲۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام چه قلم زیبایی دارید خیلی عالی گفتید
اما مشکل مردم بافق این است که رهبر درستی ندارند و متاسفانه بافق در گذشته ورودی خاصی نداشته که خروجی و رهبری را انتظار داشته باشیم. و متاسفانه یک چیز دیگر هم هست که مردم بافق به خاطر وجود این معدن انگیزه دانستن را ندارند
وگرنه اگر رهبر درستی داشته باشند می توانند خیلی از حق ها را بگیرند
فرهنگ سازی می خواهد و زمان بر است ولی باید بشود.

همدرد جمعه ۶ بهمن ۱۳۹۱ - ۸:۴۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

البته طبق فرمایش علی ع در نهج البلاغه حق هم دادنی است و هم گرفتنی ودر جامعه اسلامی باید حق مردم را داد که نیازی به گرفتن نباشد.ولی الن طوری شده که هر منطقه ای که بیشتر پیگیر است سهم بیشتری می برد و این صحیح نیست مردمان هر شهر دیگر همه بر این باورند که حتما باید بروند خودشان حق شان را بگیرند وگرنه کسی به آنها چیزی نمی دهد.

bafghi شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۸:۳۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
اگر ماشیعه حقیقی هستیم باید بدانیم حق دادنیست نه گرفتنی
مگر اینهمه نگفتند خانه ومردم و حیوانات به گردن ما حق دارند ان را ادا کنید
مشکل اینست که حقوق رعایت نمیشود.

رضائی جانباز شیمیائی شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۹:۴۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای عسکری عزیز زیبا نوشتی اما در مملکت اسلامی نباید حق کشی باشد اگر قرار باشد هرکسی برای جلو گیری از دزدی اموالش خواه اموال خودش یا همسایگان ویا شهرش آستین بالا بزند وخود بجنگد اگر قرار باشد دست درازی به همسایگان به این راحتی باشد وهیچ قانونی در کار نباشد اگر با داشتن پارتی میتوان اموال همسایگان را تصرف کرد و هزاران اما واگردیگر…پس حکومت به چه دردی میخوردهرکسی مثل قدیم یک منطقه ای را تصرف کند وحکمرانی. اگرهم توانی داشت مثل قوم مغول به نواحی مجاور حمله کندحکومت خود را گسترش دهدوباج بگیرد.آیا به نظر شما امام خامنه ای بااین ایده که برای هرشهری نگهبان بگذارند که مورد دستبرد قرار نگیرد موافقند مطمئن باشید ایشان موافق نیستند.نمیتوان کار وزندگی را رها کرد واز مرزهای شهر پاسبانی کرد این وظیفه حکومت است .اما چه کنم بعضی از این مسئولین به وظایف خود عمل نمیکنند

محمود شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقاي عسكري تمام اين حرف هايي كه گفتيد درست وهمه ي مردم هم ميدانند كه حقشان ضايع شده و ميشود ولي اگر به اميد طومار و وعده و وعيد مسئولين باشيم به همين حال مي مانيم چه بسا كه در آينده ي نزديكي يكي يكي از معادن بهره برداري نشده را از عهده بافق خارج مي كنند و اهالي بافق با داشتن اين معادن سرشار كاسه ي گدايي دست مي گيرند.خلاصه اينكه يك مرد دلسوز بايد پا در ميدان بگذارد و مردم را از عواقبي كه در انتظارشان است آگاه كند. خدا رحمت كند قديميها را كه مي گفتند: بچه تا گريه نكند مادر بهش شير نمي دهد. به اميد روزي كه مردم بافق از خواب غفلت بيدار شوند….

علی شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۲:۵۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

از کی دزدی کار خوبیه. تابش و رفقاشون واسعه منافع خودشون دست درازی کردند جوابشون رو هم به زودی می گیرند ، چون مرگ همین نزدیکی هاست…. .

محمد یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۷:۳۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ازاینکه نخبگان بافق حتی از راه دوربه فکرشهرشان هستند جای بسی خوشحالی می باشد.آقای عسکری خسته نباشید.

ناشناس یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

تا ما بافقي ها تن به ظلم و تجاوز ندهيم هيچ متجاوز و ضالمي پيدا نمي شود
اين بي حالي ما است كه عده اي مدعي پيدا شدند
و با سند جعلي و قلابي ادعا دارند

رضا دهقانزاده بافقی(رخصت) دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱ - ۸:۵۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام
ضمن تشکر از برادر بزرگوارم درخصوص پرداختن به این موضوع خواستم نکته ایی را متذکر شوم:
درعصری که به عصر تکنولوژی مشهور است و همه دنیا دم از حقوق انسانها میزنند این چه توجیهی است که شما برای دست درازی به مال مردم دارید. یعنی چه که آقای تابش موکل مردم اردکان است و مردم اردکان ازاو میخواهند که به تصرف و دست درازی به منابع طبیعی سایر شهرستانها اقدام کند . مگر خئای ناخواسته مردم اردکان ازقوم مغول هستند و آقای تابش چنگیزخان. نه برادر به نظربنده احترام گذاشتن به تیم حریف قواعدی داردکه درقاموس بعضیها نمیگنجد و باید باتدکر جدی به آنها فهماند که شاید بتوان دریک مسایقه درشرایط افساید وبا کمک داور گلی به حریف زد لاکن این گل زدن نه شیرینی دارد و نه در خاطره ها میماند.بیایید به یکدیگر بیاموزیم که محترمانه حقوق یکدیگررارعایت کنیم.
تا بعد… رخصت

بافقي زاده شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۱ - ۸:۰۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

پس از چهل سال تلاش صادقانه کارگران و تلاشگران بافقی در معادن آهن بافق و تولید سنگ آهن و خدمت به ایران تا چند سال آینده معدن چغارت تمام می شود و فرزندان بافقی با توجه به تمام شدن سفره های آبی خود باید به به شهرستانهای بهاباد – اردکان و یزد یا شهرهای دیگر بروند . آفرین بر همت مسئولین گذشته و اکنون بافق !