پاسخی به درخواست دفتر ارتباطات مردمی زارع زاده

دسته: عمومی
۱۱ دیدگاه
پنج شنبه - ۱۰ اسفند ۱۳۹۱

در پی صحبتهای اخیر نمایندگان مردم یزد و بافق در مجلس شورای اسلامی پیرامون بحران آب در استان یزد و مهم شدن سنگ آهن بافق برای مقابله به مثل در مختل کردن کار فولاد اصفهان سید محمد میرسلیمانی بافقی پاسخی به درخواست دفتر ارتباطات مردمی زارع زاده در بافق در نظرات  یکی از خبرهای بافق فردا فرستاده که برای خوانندگان عزیز درج می شود.

با سلام خدمت برادر محترم میر سلیمانی بافقی : اگر امکان پذیر است در دفتر ارتباط مردمی جهت بررسی و روشن شدن موارد ی که بیان نموده اید خدمت برسیم. با تشکر

برادر عزیزم
مسئول محترم دفتر ارتباط مردمی
سلام علیکم
۱- سایت بافق نیوز مطلب زیر را از قول اقای زارعزاده در تاریخ ۷/۱۲/۹۱ اورده که عینا ذکر میشود:
” زارع زاده افزود: تا آنجا که من خبر دارم هیچگونه اقدام نظامی علیه شورشگران از طرف مسئولین صورت نگرفته، نه کسی دستگیر شده و نه کسی متهم شده است. اگر این اقدام در استان یزد اتفاق افتاده بود به طور جد مسئولین اقدام می کردند همانظور که در شهرستان های بافق و بهاباد و خاتم برخوردهای شدیدی با مردم صورت گرفت.
دخیل عباس با اشاره به اینکه اگر مردم اصفهان آب را به روی مردمان دارالعباده باز نکنند گفت: مردم یزد علی رغم میل باطنی خود تنها واکنشی که می توانند انجام دهند انسداد حلقوم معادن یزد بر روی گروه اندکی است که سرمایه ملی را تنها حق خود می دانند، که در این صورت گلوگاه حیاتی اصفهان که همان سنگ آهن بافق است بسته می شود.”

۲- مطالب اقای جوکار نیز در تاریخ ۶/۱۲/۹۱ در همان سایت درج شده که عینا می اورم:
” نماینده مردم یزد و صدوق در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد : آب یک مسئله ملی است و ربطی به یک فرد و اشخاص و مسئولین یک استان ندارد مثل مسئله نفت که یک مسئله ملی است و یک استان نمی تواند در رابطه با آن تصمیم گیری کند و یا اینکه سنگ آهنی که ما در استان داریم الان بالای ۴۰ تا ۵۰ سال است که صنایع اصفهان از این منابع تغذیه می شوند و هیچ وقت به دنبال این نبودیم که گرو کشی کنیم به هر صورت معادن سرمایه ملی است و ما نخواستیم از این اهرم استفاده کنیم.”
اقای پاکنژاد نماینده اسبق هم چندین سال قبل در مورد مشابهی چنین مطالبی را ایراد کردند حال سئوال من این است که چرا وقتی پای حق خواهی بحق سایر شهرها پیش می اید معادن بافق را وجه الضمان قرار می دهند وهزینه می کنند ولی برای خود بافقیان و حق کشی آنها از همین گلوگاه کمک نمی گیرند تا به همت مردم بافق گلوگاه مغرضین را محکمتر بتوانند بکشند؟اقایان البته بجز جناب زارعزاده در زمان حق کشیهای بافق دارای سمتهای دیگری بودند ولی هیچ عکس العملی از انان مشاهده نگردید .چرا؟
برادر عزیزم باز هم تکرار می کنم مردم بافق دارای بالاترین فرهنگ وفرهیختگی وشعور سیاسی به دارازای مهاجرت ” گروه بافقیه ” از مدینه النبی تا حضور در دربار کریم خان زند از بعد علمی وسیاسی وبه قدمت دالانهای بی انتهای معادن سرب و روی کوشک(کوشک به معنای قصراست) وآثار دوران میترایسم از نقطه نظراقتصادی وفرهنگی است در حالی که نامی از روستاها ودهات مدعی امروزی برروی نقشه استان یزد در ان دوران نبود.ادعای لزوم فرهنگسازی نیز نوعی فرافکنی محض برای توجیه مشکلات می باشد ومردم فرهیخته بافق کاملا با بصیرت و تیزهوشی مسایل را درک ودر خاطره خود ضبط خواهند کرد.ضمنا سعادتی است که خدمتتان برسم انشالله.

ولله الحمد


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۴
برچسب ها:
دیدگاه ها
كورش بافقي پنج شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۱ - ۱:۴۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بسیار زیبا بود

soheil پنج شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۱ - ۱:۵۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

احسنت و امروز از بافق برای شهرهای اردکان میبد و یزد هزینه می شود.

تفکری پنج شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۱ - ۸:۳۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

باسلام: ایا دفتر اقای زارع زاده گنجایش همه رادارد؟بهترنیست جوابتان را در همین سایت اعلام نموده تا همه بفهمند؟

شمع بي زبان پنج شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

از شما تشكر مي كنم

رنجبر شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۱ - ۱:۰۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اقاي مير سليماني عزيز
اي كاش مقاله اي هم در مورد ضيغم الدوله حاكم يزد در زمان فرخي يزدي مي نوشتيد و ما را با ضيغم الدوله اشنا مي كرديد
با تشكر

مير سليماني بافقي شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۱ - ۱:۲۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب آقاي رنجبر
نمي دانم به چه مناسبتي بايد اورا معرفي كنم ولي مطلبي يادم آمد كه بدان بسنده مي كنم اگر چه بايد دست نوشته هايم را پيدا كنم تا داستان را دقيقابازگو نمايم:
فرخي يزدي در خانواده اي فقير بدنيا آمد وبراي امرار معاش در يك نانوايي كار مي كرد.روزي نايب اكبر بافقي متوجه استعداد وذوق وهنر او ميشود واز او مي خواهد به درس خواندن بپردازد وحقوق نانوايي اورا بعهده مي گيرد وهزينه اش را تا اتمام درسش دريزدتامين مي كند يعني نايب اكبر بافقي فرخي را ، فرخي يزدي كرد واين دوستي ومردانگي تا انجا ادامه يافت كه در چاپ روزنامه طوفان هم با هم بودندو وقتي ضيغم الدوله حاكم مستبد يزد فرخي را به زندان انداخت بافقي را هم زنداني كرد وهردو را محكوم به شلاق كردند وحتي با نفوذ مرحوم بافقي مامور اجراي احكام ،شلاقها را بر طرفين تخت فرخي وبافقي زد تا آسيبي به آنها نرسد!!!!
در زندگي نامه ها ورورزنامه هاي آن دوران هم كاريكاتوري از فرخي و دوستش به نام بافقي موجود است كه همان نايب اكبر بافقي است اگر چه با سرسختي كه فرخي نشان داد ضيغم الدوله دستور داد دهان فرخي را دوختند و او به عنوان شاعر آزاديخواه ومردمي در قلب مردم ايران عمر جاودانه يافت.خالي از لطف نيست بگويم فرزند نايب اكبر به نام محمود بافقي سالها بعد(حدود1322 )در سمتهايي چون بخشدار بافق ،بخشدار كليه توابع يزد (شامل تمامي شهرستانهاي امروزي استان)،معاون فرمانداركل يزد،معاون استاندار وفرمانداربوشهر وميناب منصوب گرديد و همو بود كه براي اولين بار تلفن ،شهرداري،برق، اولين خيابان و اولين درمانگاه شيروخوشيد را در بافق اجرايي ويا مساعدت نمود.آقاي محمود بافقي ساكن شهر يزد مي باشد.

تفکری شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۱ - ۷:۱۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام ای کاش محل یا مکانی رابه نام این بزرگوار نامگذاری میکردندهمچنان که یزدیها برای فرخی این کار کردند.
ازاقای میر سلیمانی سپاسگذاریم واقعا جالب بود.

رنجبر بافقی یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۱ - ۱:۴۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب میرسلیمانی
به خاطر جمع آوری و اطلاع رسانی این مطالب تشکر می کنم
خدا خیرتان دهد
تا کنون این مطلب را نشنیده بودم
بسیار زیبا و ارزشمند می باشد .

رنجبر دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۲:۴۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

دست مريزاد سيد بزرگوار
يكي از شاعران يزدي از ضيغم الدوله به عنوان ضيغم لب دوز ياد كرده است

شمع بي زبان دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۲:۵۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اقاي ميرسليماني
يك مقاله اي هم در مورد اساتيد و بزرگان بافق كه در جاهاي مختلف دنيا به رتبه علمي رسيده اند بنويسيد

مير سليماني دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۱ - ۲:۱۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اي كاش اضافه كرده بودم كه آقاي محمودبافقي 3 پسر دارد:
مسعود بازنشسته شهرداری تهران، محمد داراي مدرك دکترای طراحی پالایشگاه از دانشگاه بوستون آمریکا ومنصور كه به هنر نقاشی مشغولند.