کمیت و کیفیت سنگ آهن در رشد یا رکود فعالیت های اقتصادی – صنعتی بافق

دسته: مقالات
۶ دیدگاه
سه شنبه - ۱۵ اسفند ۱۳۹۱

2kkkkبه گواه فعالیت بیش از ۴۰ ساله سنگ آهن مرکزی ایران – بافق و بررسی اجمالی شاخصه های رشد اقتصادی – صنعتی در این شهر؛ این بلوک معدنی بزرگ، نه تنها نتوانسته نقش تاثیرگذار خویش را در رشد و شکوفایی بافق به شایستگی به اثبات رساند بلکه بافق نیز از شهرهای همردیف خویش که دارای ذخایر معدنی و اقتصادی هستند عقب تر مانده است.
نمونه ملموس این را ؛ جدای از رشد و توسعه مراکز استانی چون یزد و اصفهان ؛ در اردکان پیش از چادرملو و اردکان پس از چادرملو بیابید.
آگاهان صنعتی و اقتصادی بر این عقیده اند که معادن بافق بطور عموم و سنگ آهن چغارت خصوصا ؛ به جای آفریدن و دمیدن روح نشاط و سازندگی و بارور نمودن زمینه های اقتصادی – صنعتی در بافق ؛ به گونه ای غیر قابل باور مانع و سد راهی برای گسترش و بهره مندی این شهر از شاخصه های توسعه و پیشرفت نظیر داشتن امکانات زیرساختی و رفاهی جدید و حتی عدم ایجاد بستر لازم برای طرح های همجوار با این معادن شده است.
جهت داشتن اطمینان خاطر از این موضوع کافیست در زمان تنظیم و تخصیص بودجه های دولتی و غیردولتی ؛ نگاهی به دیدگاه و عملکرد مسئولین مرتبط داشته باشید تا بخوبی از نقش معادن بافق بعنوان سرمایه و درآمد ملی آگاه شوید و در زمان هزینه کرد و جذب بودجه های استانی ببینید که چگونه عنوان می نمایند که بافق ذخیره ای چون سنگ آهن را دارد و می بایست از محل درآمدهای آن برای داشتن امکانات شهری استفاده نماید. یه اصطلاح سیاست یک بام و دو هوا داشتن.
از سویی دیگر روش مدیریت دولتی، حاکم بر این ذخیره معدنی در سه دهه اول فعالیت چغارت و سیستم نیم بند خصوصی سازی آن در دهه اخیر نیز نه تنها نتوانسته بافق ومردمان ساکن در آن را از بورکراسی اداری و مسایل و مشکلات مرتبط با سنگ آهن نجات دهد بلکه با برجای گذاشتن عوارض طبیعی همچون گودال چغارت ؛ بیماریهای دست و پاگیر اداری و پزشکی را بر مردمان همجوار با این معادن تحمیل نماید.
با وجود آنکه در ده سال اخیر سه مدیر بومی ؛ دلسوز و لایق بر صندلی مدیرعاملی سنگ آهن مرکزی بافق نشستند و هرکدام در جایگاه خویش توانستند با درایت و توان اداری و شخصی خویش تا حدودی کام بافقی ها را به داشتن امکانات اولیه شیرین نمایند لیکن هیچکدام از این مدیران بومی و غیربومی نتوانستند با غولی که نماینده مردم بافق در مجلس شورای اسلامی از آن بعنوان غول ذوب آهن اصفهان یاد می کند دربیافتند و از قدرت داشتن ذخایر سنگی خویش به خوبی و شایستگی بهره بگیرند.
در قضایای اخیر مرتبط با سنگ آهن ذکر دو نکته خالی از لطف نیست که مردمان بافق بخوبی دریافته اند که آنچه می توانستند داشته باشند و پس از این نیز اگر بخواهند داشته باشند از مسیر بهره گرفتن درست و بجا از همین ذخایر معدنی بافق است و لاغیر.
بهمین دلیل است که حساسیت ویژه ای بر رفتار و عملکرد مسئولین سنگ آهن و نحوه بده بستان های آنها با مقامات استانی و بالاتر دارند. دیگر آنکه جدای از سوء استفاده مالی اخیر که گریبان این شرکت را گرفت و مدیرعامل ؛ آن را بی ارتباط با مجموعه سنگ آهن مرکزی بافق خواند؛ گفته های معاون مالی – بازرگانی این شرکت در دوهفته اخیر بود که پرده از روابط رئیس و مرئوسی سنگ آهن چغارت با ذوب آهن اصفهان برداشت که چگونه اصفهان سنگ آهن بافق را می برد و بدهی خویش را بصورت کامل پرداخت ننموده است.
تا ازقلم نیافتاده پیگیری و سرعت عمل مقامات قضایی در صدور احکام مجرمان مرتبط با سنگ آهن بافق چه درسطح شهرستان و چه در سطح ملی قابل تقدیر است.
مجدد ذکر می نماید هرچند اوضاع اقتصادی و صنعتی ایران در چندسال اخیر به دلیل آنچه که دشمنان قسم خورده این نظام از آن بعنوان تحریم های فلج کننده نام می برند به سوی اقتصاد مقاومتی پیش می رود لیکن با دقت نظر به گفته های این مقام مسئول سنگ آهن به نکاتی پی خواهید برد که مهمترین آن عدم ایجاد التزام کافی از سوی سنگ آهن بافق برای اجرای تعهدات طرف اصفهانی در این مذاکرات است.
بگونه ای که پس از دوبار مذاکره مستقیم در فروردین و آذر ماه جاری و افزایش سقف تعهدات ذوب آهن اصفهان عملا و بصورت ملموس گشایشی در نتایج آن حاصل نشده است هرچند که سنگ آهن بافق ارسال سنگ را متوقف کرده باشد.
در این مقوله چنانچه راستی یا ناراستی این مطلب؛ که کوره بلند اصفهان و سایر تاسیسات جانبی آن بر مبنای عیار و دانه بندی سنگ آهن بافق ساخته شده اند به اثبات برسد که ذوب آهن اصفهان می بایست خوراک اولیه خویش را بر اساس تعهدات اولیه از بافق تامین نماید ؛ جای این سوال را باقی می گذارد که آیا کوه چغارت با رسیدن به انتهای خط ذخیره خود؛ دچار مسائل و مشکلاتی در کیفیت و دانه بندی سنگ آهن شده که ذوب آهن اصفهان با وجود گسترش روزافزون صنایع خود تمایلی برای خرید بیشتر سنگ آهن بافق و پرداخت بدهی های خویش ندارد؟
ثانیا اگر زمانی ذوب آهن اصفهان بنابه شرایط پیش بینی نشده ؛ توان یا تمایل پرداخت بخش از بدهی خویش را نداشته باشد سنگ آهن بافق به غیراز اسناد و مدارک مثبته؛ احتمالا چه سرمایه گذاری هایی را از اصفهان در چغارت به امانت گرفته که لااقل از این راه خوشبین باشد که میتواند طلب خویش را وصول نماید یا ذوب آهن اصفهان را به دلیل این سرمایه گذاری؛ متقاعد به پرداخت دیون خویش نماید؟
در اینگونه موارد از نگاه افکار عمومی؛ حداقل کار می توانست این باشد که به گفته قدیمی ها سنگ آهن با ذوب آهن مبادله مستقیم کالا با کالا می نمودند.و اگر حقیقتا ذوب آهن بودجه ای برای تامین مایحتاج خود نداشته باشدلااقل می توانست از طریق مشاوره و لابی گیری سران بانفوذ خویش در دستگاه های اجرایی و اداری؛ به گونه ای زمینه را برای چغارت فراهم آورد که ضمن بهره گیری بهینه از صنایع مادری همچون سنگ آهن؛ فولاد و دهها طرح جوار معدنی دیگر را بصورت سیکل کامل چرخه تولید در بافق به بهره برداری کامل رسیده باشد.
تا فراموش نشده حساب آب زاینده رود را از اینها جدا نگه دارید که هیچ ارتباطی با ذوب آهن اصفهان نداشته و مدیرعامل فقید سنگ آهن با بهره مندی از هوش و ذکاوت و موقعیت سنجی خویش توانست سهم صنایع بافق را از محل طرح کوثر زاینده رود افزایش دهد.
عموما در اینگونه موارد به دلیل تعلل و کم کاری مسئولین سنگ آهن و استان اتفاق های نامبارکی در طول این چند سال روی داده است که نمونه های بارز آن را میتوان به جدایی چادرملو از بافق و الحاق چاه گز به بهاباد و …. برشمرد. وآخرین آن در ۲۲ بهمن امسال روی داد که بافق بر خلاف شهرستان های دیگر که مقامات اجرایی کشور برای افتتاح طرح ها ی آن می آیند از دستگاه آب شیرین سنگ آهن در خیابان وحشی بافقی با آن حجم تبلیغات پرده برداری می نماید.
براستی چه بلایی بر سر آب شیرین زاینده رود آمده است که که برای مصرف خانگی آن نیاز به آب شیرین کن سنگ آهن بافق دارد.
مخلص کلام اینکه :
سنگ آهن ایران مرکزی – بافق بعنوان بانی و متولی معادن آهن حوزه مرکزی ایران می بایست با پیش بینی و پیشگیری و جدیت و تلاش شبانه روزی در ایجاد و تحقق خواسته های مردمی همچون موارد ذیل بیش از پیش تلاش نماید و از هیچ روزنه ای برای دست یابی و ایفای حقوق مردمان بافق فروگذاری ننماید.
۱- سنگ آهن مرکزی ایران – بافق با استفاده از نقشه های جغرافیایی و زمین شناسی و اسناد حقوقی سازمانهایی مانند سازمان جغرافیایی و نقشه برداری کشور و سازمان زمین شناسی کشور ؛ بلوک معدنی معروف به بلوک آهن بافق را زنده نمایند و از تمام آنومالی ها و معادن سنگ آهن مرکزی ایران بعنوان معدن مادر و متولی اکتشاف آنها از چادرملو گرفته تا آریز وD19 و چاه گز و … با قدرت و شایستگی دفاع نماید.
۲ – از مسئولین بومی و غیر بومی بافقی در هر رده و جایگاهی که هستند انتظار این است تا آنجا که می توانند و مجوز دارند نقش سنگ آهن بافق را در ردیف منابع مالی و بودجه ای شهرستان و استان کمرنگ نمایند و یا به بهترین شکل از افزایش تخصیص بودجه های دولتی بدون چشمداشت به منابع مالی چغارت دفاع نمایند تا هرآنچه که قرار است در این زمینه اتفاق بیافتد ذخیره سنگ آهن را بهانه ننمایند که می بایست کمک حال بودجه استان یزد نیز باشد.
۳- با توجه به قضایای اخیر در رابطه آب و سنگ؛ با درایت و به دور از احساسات منطقه ای و آنی ؛ به گونه در استخراج وفروش سنگ آهن برنامه ریزی دقیق و مدون داشته باشند که نیاز به برگشت و جبران مافات نباشد.
۴- مسئولین بافق با تغییر نگرش خویش از منابع سنگ آهن به سایر ذخایر طبیعی و فرهنگی و کشاوزری شهرستان و فرصت های بالقوه بافق در زمینه صنعت راه آهن به گونه ای برنامه ریزی نمایند که وابستگی شدید شهرستان و استان به سنگ آهن و عوارض آن کاسته گردد و زمینه را برای فعالیت و گسترش روزافزون سایر صنایع مهیا نمایند.

احمد برزگری بافقی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
کرامت سه شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۱ - ۱:۴۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای مهندس برزگری
آفرین بر قلمتان- بینش کنجکاوانه ومنش جستجوگرانه شما قابل تحسین است

محمد آقا سه شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۱ - ۲:۴۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دستت درد نکنه قشنگ بود.ببینیمت.

علي سه شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۱ - ۳:۱۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقاي برزگري يكجانبه فكرميكنه

مهدی سه شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۱ - ۹:۲۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای برزگری مطلب شما بسیار به جابود هم انتقادی بود هم پیشنهادی و هم راهگشا به امید آنروزی که مسئولان در بده و بستانهای سیاسی حق مردم بافق را پایمال نکنند در ضمن کی گفته چاه گز مال بهاباد است هنوز خطوط مرزی بخش بهاباد مشخص است که از بالای چاه گز می گذرد

س - حسینی پنج شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۳:۴۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

در پاسخ به نظر علی آقا
به عقیده من آقای برزگری و سایر دوستانشان در بافق فردا در اکثر موارد نه تنها یکجانبه نمی نویسند بلکه سعی اشان بر اینست که از تمام دیدگاه های مردمی و مسئولین تا حدامکان در نوشته هایشان استفاده کنند و با استناد به دیدگاه و عملکرد مسئولین و درخواست های مردمی مسائل و مشکلات بافق را ارزیابی نمایند.
در ضمن نوشته های ایشان جدای از متن دقیق و استنادی آن ؛غالبا دارای پیشنهاد و راهکار جهت رفع معضلات نیز می باشد.ولی ایکاش شما هم می گفتید چرا یک جانبه؟

علی ازبافق شنبه ۳ فروردین ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب اقای دکتربرزگری قلمت طلاست حرف دل مردم رازدی