انتزاع بافق از یزد!آری ،خیر

دسته: مقالات
۵۱ دیدگاه
یکشنبه - ۲۷ اسفند ۱۳۹۱

sssبا عنایت به مطالبی که دوستان محترم در این مورد ونیز تب بالای جدایی طبس از استان یزد نگاشته اند توضیحاتی را عرض می نمایم امید آنکه مثمر ثمر واقع گردد:
کتاب مفاخر بافق اگر چه تالیف اینجانب است به نظر می رسد منبع مستدل ومستندی در مورد مفاخر بافقی است و تمامی مراجع علمی آنرا در پایین هر صفحه آورده ام.در موردزندگی نامه پهلوان علی عسکر بافقی نیز می توانید به تاریخ ورزش یزد نوشته دوست ارزشمندم آقای علی مدیری پدر شهید مدیری عزیز و از بافقی تباران ساکن در یزد مراجعه نمایید.آقای مدیری در زمان شاه رئیس تربیت بدنی بافق ومعلم ورزش همسن وسالان من در بافق بودند .ایشان ونیز خاندان آثاری , آقایان دکتر حجت وخانم دکتر حجت ازپزشکان حاذق ساکن در یزد و خاندان مدیر,آسایی,سینا,افتخارالعلما,صاحبی مقدم,دکتر افتخارزاده ودکتر اثنی عشری که ساکن یزد هستند نتیجه وصلت فرزند فیلسوف مشهور مرحوم ملا هادی سبزواری(ره) ودختر محمد تقی خان بافقی هستند.
دوستان عزیز
قلمرو بافق از سال ۱۱۵۵ خورشیدی یعنی حدود ۲۳۶ سال پیش از کرمان منتزع وبه حکومت یزد ملحق گردید،اما حضور پررنگ و تاثیر گذار بافق در رشد و زندگی سیاسی واقتصادی مرکز استان هیج وقت حتی لحظه ای کمرنگ نشد که نشد.!!حتی انقلاب مقدس اسلامی ایران نیز نتوانست از حضور بافقی ها در مرکز قدرت استان بکاهد.توضیح اینکه ولی خان بافقی (از اجداد محد تقی خان بافقی)از زمان حکومت زندیه سالها بر کرمان حکم می راندند که این حکمرانی بلا منازع تا دوره افشاریه ادامه یافت ویزد نیز گاهی جزیی از ایالت کرمان محسوب وبالطبع زیر نظر حکمرانی خوانین بافقی بود.

وقتی محمد تقی خان بافقی تنها دو روز مانده به قتل نادرشاه افشار در کلات نادری؛ حکومت از هم پاشیده و غارت شده و تاریک یزد را به عهده گرفت آنچنان مقتدر و تیزبین و حکیمانه حکمرانی کرد که در بین حکمرانان یزد دارای بیشترین سال حکومت بر یزد وکرمان است.او از ۸۴ سال عمرش ؛۵۳ سال حاکم بود وبا ۴۸ فرزندی که از خود به یادگار گذاشت توانست حکمرانی اش را تا به امروز ادامه دهد که بنده فکر می کنم این بارقه های درخشان وباقیات صالحات خان بزرگ به برکت نماز شبهایی است که از او ترک نمی شد!!!!.
بنده نتوانستم ریشه تمامی نوادگان اورا که در شهرهای بافق ؛یزد؛تفت؛ابرکوه؛بهاباد؛ شیراز؛ایل قشقایی؛تهران؛مشهد؛تربت حیدریه؛کرج؛زنجان؛اراک؛تبریز؛راور؛کرمان؛شهربابک؛نایین؛اصفهان؛بابل؛ زاهدان؛سبزوار و… پراکنده اند گردآوری کنم ولی خاندانی که پس از درگذشت خان بزرگ در سال ۱۱۷۷ خورشیدی به بعد در راس هرم حکومتی یزد بودند همانندنواب وکیلها؛حایری زاده ها؛رحیمی ها؛نواب ها؛عسکری کامران ها؛معزالدینی ها؛صدوقی ها؛مدیری ها؛نواب رضوی ها؛وزیر افخم ها؛وزیر بقایا ها؛افخمی ها؛امید سالار ها؛حمزوی ها؛مومن حسین ها؛سالار نظام ها؛بقایی ها؛عنایت اللهی هاو… که همگی از بزرگان استان وشهر یزد واز وزرا وکلا ومفاخر سیاسی وفرهنگی یزد بوده وهستند نمونه ای از این ادعای بارز و شگفت انگیز است.
دوستان عزیز بافقی این یک شاخه تنومند از حضور بافق در مرکز استان یزد است. شاخه دیگری که شگفت انگیزتر از قبلی است حضور جمعیت بیشماری از بافقی تباران در شهر یزد است که وفق برآوردی که حدود سال ۱۳۸۲ خورشیدی که اینجانب ساکن یزد بودم بعمل آمد به حدود چهارصد هزار تن از جمعیت هشتصد هزاری شهر یزد در آن اوان می رسید!!!وجود چنین جمعیتی در هیچ شهری از ایران همانند ندارد ولی افسوس که همگی پراکنده اند و بی خبر از هم.

بنده بدون هیج ادعایی انجمن بافقی تباران مقیم یزد را برای شناسایی ؛تشکل و ساماندهی فرهنگی به این پتانسیل انسانی واتشفشان مردمی متعصب ودلیرزاد بنیان نهادم وبه موفقیتهایی نیز نایل شدم ولی بعد ها کسی از دوستان پیگیر کارها نشد و آن مهم متوقف شد؟!! بهرحال نظر برادران عزیزی که تمایل به انتزاع بافق از یزد والحاق به کرمان را دارند کاملا محترمانه و منطقی است و آنقدر آش تبعیض مرکز استان بر دارالشجاعه بافق شور شده که دیگر به مذاق مردم نمی نشیند ونمی خواهند تحت سیطره سیاسی یزد باشند و اگر چنین امری محقق شود چیزی از شکوه واقتدار بافق کم نخواهد شد ولی باید این نکته را مد نظر داشت که ۵۰ درصد این ناهنجاریها وناهمخوانی های جغرافیایی و مدیریتی ریشه در بافق وبافقی ها دارد و۵۰ درصدش متوجه شیطنتهای بی تقوایی و بی مرامی و بی قانونی بعض مسئولین استان بوده وهست.

وجود صدها هزار بافقی در شهر یزد باید زنگ خطری برای مسئولین استان باشد که اگر روزی حیثیتشان خدشه دار شود دود آتشفشانشان تا قله های دماوند سرک خواهد کشید!!!ونیز علامت سئوالی برای ما که چرا متوجه جایگاه خود نیستیم وچرا نتوانستیم از این نعمت خدادای به نحو مطلوب بهر گیری نماییم؟
از دیگر سو با عنایت به اینکه تمامی این کشمکشها که بعضا به منازعاتی نیز کشیده شد بر سر منابع خدادای و بی همتایی است که در منطقه ای وسیع از سیرجان وزرند وبافق تا ساغند وطبس گسترده شده است می توان تمامی این بلوک زر خیز را در یک استان معدنی جدید گرد هم آورد تا هر روز لقمه دندانهای طمع این شهر وآن شهر نگردند و به صورت ویژه اداره گردند.

سید محمد میرسلیمانی بافقی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳
برچسب ها:
دیدگاه ها
حامد یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۸:۳۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

صدها هزار بافقی در شهر یزد ؟؟؟

علی یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۸:۳۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

عالی بود وبا نظرتون موافقم

جواد یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۸:۵۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام خدمت جناب آقای میرسلیمانی عزیز بنده بسیار بسیار از مطالب ارزنده شما به وجد می آیم وهر زمان که این متنها را میخوانم حس غرور بافقی بودنم بیشتر میشه ومشتاقم تا با شما آشنا شوم

ناشناس یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۸:۵۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

انتزاع بافق از یزد!آری آری آری

زبان دراز یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۹:۲۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام.باتشکرازاقای میرسلیمانی .بافقی ها تازه دارندازخواب بیدار می شوندهرچند که هنوز عده ای در خواب هستند .ما بافقی ها باید با اطلاع رسانی در مورد حقوق حقه امان و با تلاش و پشتکار حرفمان را به کرسی بنشانیم وخودرااز زیر یوغ تبعیض هایی که تا الان در مورد ما اعمال شده رها کنیم.اگر می خواهید شعار بافقی می میرد ذلت نمی پذیرد را محقق کنید فقط باید سخت کار وتلاش کنیم ودوباره بافق را به سرزمینی عالم پرور وادب دوست دراوریم .فعلا وضع فرهنگی بافق به شدت خراب است.مردم هم بدانند که برای گرفتن حفشان بایداز مسئولان بخواهند و فقط در فضایی ارام وبه دور از تنش به حقشان برسند.وبافقی ها باید باهم متحدباشند.
ی ا ح ق

ناشناس یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۹:۲۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

لطفا تصویر اقای میرسلیمانی را هم بگذارید تا ایشان را بشناسیم.

تحصیلکرده یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۹:۳۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ای کاش مسئولان استان هم جوابی می دادند که چرا در حق مردم بافق تبعیض قائل می شوند.ولی پیشنهاد شما در مورد ایجاد یک استان معدنی جدید فکرکنم درحدیک رویا باقی بماند.چون یزدی ها ما را فقط برای معدن می خواهند .نمونه اش درمسئله قطع اب بود که اصفهانی ها را تهدید می کردند که اگر اب را وصل نکنید ما هم به شما سنگ اهن نمی دهیم.من نمی دانم چگونه می خواهند جواب خدا رابدهند اگر واقعا در حق مردم به تعبیر شما اش تبعیض را شورکردند.

شمع بی زبان یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۹:۴۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اگر مسئولان به تعبیر شما بی تقوایی وبی مرامی کردند پس وای برما که دراین جامعه اسلامی داریم زندگی می کنیم.مسئولانی که اوازه دینداری و تدین ان ها گوش فلک راپرکرده وخودرا چپ وراست خدمتگزار مردم می دانند وداد عدالت وبرابری سر می دهنداگر بی قانونی می کنند باید فاتحه این جامعه را خواند.

حسین علی یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۰:۰۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

مردم میدانند دوروبرشان چه می گذرد اما مسئولان تن خود سر میدن

شهروند یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۰:۱۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ای کاش یزددارالعباده نبود ان وقت دلمان کمتر می سوخت.هرچندکه این حرفها خیلی فایده ندارد چون مسئولان گوششان به این حرف ها بدهکارنیست.نمونه اش بلایی که استاندار سر بافقی ها دراورد واب هم از اب تکان نخورد.

احسان یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

نگاهی گذرا به غصب طرحهاو بی عدالتی صورت گرفته در قبال بافق
1-بردن گمرک به سیرجان به بهانه کم آبی وموریانه2-غصب معدن چادرملو3-بردن کارخانه گندله به شهرستان اردکان به وجود کلنگ زنی4-بردن کارخانه چدن به میبدعلیرغم اینکه سردرب آن ساخته شده بود وآماده اجرای طرح شده بود5-خصوصی کردن فولادوبه دنبال آن اجرایی نشدن این طرح6-بردن بندرخشک به مهریز با وجود چهارراه مواصلاتی ریلی7-بزرگترین حوزه انتخاباتی کشور8-خصوصی سازی معدن کوشک وذوب روی بدون کارشناسی که به این روز افتاده8بردن سنگهای تزیینی از این شهرستان بدون پرداخت عوارض زیست محیطی با وجود نابودی محیط زیست9-غصب معدن انومالی با زدو بند سیاسی مسئولان استانی10-دادن حداقل بودجه های استانی به شهرستان11-اجرایی نشدن مصوب پلی کلینیک تامین اجتمایی و کارخانه تعمیرات اساس لکوموتیو12جابه جایی مرزی بافق توسط دیگر شهرستانها استان باتبانی13-طلب 400میلیارد شرکت سنگ آهن مرکزی از ذوب آهن اصفهان بابت خرید سنگ که نمی خواهند وصول کنندوغیره حالا به نظر شما کی مقصر است مردم یا مسئولان و یا اینکه همه این بدبختیها به خاطر این است که بافق زیرمجموعه استان یزد است

ترفند یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۱:۰۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام خدمت آقا سید احتراماً گرچه مقاله شما زیبا بود اما به جای ساز جدایی زدن می شد مدعی شد با اینهمه بافقی باید مرکز استان تمکین کند و گرنه ما تقاضای مرکزیت استان برای مکانی بی طرف داریم که بتواند همه را با یک چشم ببیند چرا ما جدا شویم و با استانی دیگر پیوند بخوریم که مسلماً وضعیتمان نامعلوم خواهد بود خیر یزد باید بداند مرکز استان است نه رقیب شهرستانها و اما نقطه کور مقاله شمااین جمله است:” حتی انقلاب مقدس اسلامی ایران نیز نتوانست از حضور بافقی ها در مرکز قدرت استان بکاهد.” گویا شما با انقلاب خدای نکرده عناد دارید مگر قرار بود انقلاب چنین نقشی داشته باشد ؟ آقا سید مرکز استان اگر کم لطفی می کند دلیل نمی شود به انقلابی که اینهمه مردم برایش فداکاری کرده اند توهین کنید.

ناصر یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۱:۲۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ازمسئولین خواهشمندیم برای انتزاع بافق حتما پیگیری کنند

زبان داغ یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۱:۲۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بافق باوجود 8 معدنی که داردهنوز÷یشرفت آنچنانی نکرده وهرساله قسمتی از شهرمان رامثل گوشت قربانی به شهرهای همجوارمیدهند مثل معدن چاه گز وحسن آباد که جز اردکان ثبت شده است باید به خودآییم وازخود حرکتی نشان دهیم وحق مان راازاین به اصطلاح مسولین بگیریم اگرغیرت بافقی هنوزشعله وراست به امیدبافقی پررونق وآباد

میرسلیمانی بافقی یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۱:۳۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

از لطف عزیزان ممنونم ودر جواب دوستان محترم:
1- بله صدها هزار بافقی تبار ساکن شهر یزد می باشند واگر مسئولان سایت اجازه دهند برای شناسایی بافقی های مهاجرت کرده از بافق که ریشه ابا واجداشان را با کمک ثبت احوال بافق سالیان قبل رد یابی کرده ام اقدام خواهم کرد.خودم در مشهد بر حسب تصادف به صدها خاندان بافقی تبار برخورده ام که خیلی از انها روی بافق را ندیده اند!!
2- استان پیشنهادی نیازی به موافقت مرکز استان ندارد و مهم بزرگان و فرمانداران سابق بومی شهرهای اطراف بافق واستانداران همجوار و وزارت صنعت ومعدن می باشند و همفکری مردم اگر وجود داشته باشد.
3-روزی که قرار شد همایشی از بافقی تباران مقیم یزد را حدود ده سال پیش در باغ دولت اباد برگزار کنیم عداه ای از دوستان از جمله مرحوم مهندس دهستانی از بی رونقی و شکست همایش به اینجانب گوشزد کردند ولی با شروع همایش که با حضور بزرگان از جمله مرحوم محمد صدوقی ؛دکتر پاکنزاد(جد مادریشان بافقی است) وبسیاری از فرهیختگان مقیم یزد در سالن بزرگ باغ دولت آبادآغاز شد با کمبود جا برای نشستن همشهریان مواجه شدیم!!!!(فیلمهای آن موجود است)
4- این خاطره را از زبان آقای دکتر مجیبیان معروف بشنوید جالب است:
“سالیانی قبل بیماری از شهرستان بافق به بیمارستانی در یزد منتقل می شود.نیاز به خون دارد که در انتقال خون موجود نبود. به پیشنهاد دکتر مجیبیان خبر نیاز به خون برای بیمار بافقی از طریق رادیو یزد به اطلاع مردم یزدرسانده میشود.ناگهان صفی از داوطلبان که بیشتر بافقی تبار بودند جلوی بیمارستان تشکیل می شود که نیاز استان را برای سالهای بعد هم تامین می کند و همه مارا از این تعصب وعرق ناسیونالیستی بافقی شگفت زده می کند!!!.”

میر سلیمانی بافقی یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۲:۰۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

نمی دانم انتزاع حسن آباد از بافق بگفته زبان داغ صحت دارد یا خیر ولی سربسته می گویم تمامی معادن بافق یکطرف و منطقه حسن آباد هم یکطرف از کثرت منافعی که دارد ودوستان بافقی باید انرا از یوغ رانت خوارانی که به مدد خاتمی دست اندازی کردند خارج کنند و این ظلم اقای ظاهرا اصلاح گر را افشا کنند.

كورش بافقي یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۲:۵۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

زنده باد وطنم بافق

Mohsen_s یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۳:۲۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

فقط مردم باید با هم متحد بشن نه اینکه یکی زیرآب یکی دیگه رو بزنه و زیرشو خالی کنه،مسئولینم که انگار نه انگار

رضادهقانزاده بافقي(رخصت) یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۴:۳۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام
ضمن تشكرازبرادر بزرگوار و فهيممان جناب آقاي ميرسليماني بايد خدمتتان عرض كنم كه برخلاف تصور خيلي از دوستان استان شدن شهرستان بافق چندان هم دوراز ذهن نيست. طبق شنيده ها قراربود درسال1388 سه استان معدني دركشور تشكيل گردد كه يكي از گزينه ها شهرسان بافق بود. ازسرنوشت اين طرح خبري دردست نيست ولي ميتوانيم با پيگيري موضوع حداقل به حقوق ازدست رفته مان با ايجاد فرمانداري وي‍ژه برسيم. به اميد آنروزيكه همه بافقيهادرهركجا كه هستند سربلندي بافق را خواستارباشند و با همتي كه درتك تك بافقيها سراغ دارم بافق را به جايگاه واقعيش نه دراستان بلكه در كشوربرسانند. .

میثم یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۴:۵۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بافق بایدازیزدجداشود

حسین یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۷:۳۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اری اری اری

وطن دوست یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۷:۴۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بخدا دیگه بسمان هست هرچه یزدیها اذیتمان کردن ازامام جمعه نماینده ولی فقیه هم خوهشمندیم مثل طبس پیگیری کندبه امیدروز جدای یاعلی

میر سلیمانی بافقی یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۷:۵۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

در جواب اقا یا خانم ترفند که با ترفندی کهنه قلم زده اند می گویم:
منظور این بود که سفره غنی و پررونق نیروی انسانی بلده طیبه بافق انچنان رنگارنگ بوده وهست که حتی انقلاب مقدس ایران نتوانست صدر حکمرانی را از بافق بگیرد.در حالی که طبیعت وذات انقلابها موجبات تغییر در لایه مدیریتی جوامع را فراهم می سازد.دقت داشته باشید چند سالی است که چند نفری از اردکان بی اب وعلف به مدد ظهور خاتمی به مناصبی رسیدند و چون ظرفیت وجودیشان شایستگی پوشیدن لباس بزرگان را نداشت به اجبار کنار گذاشته شدند.اگر خاتمی فردی عادل مسلک ومردمدار بود هیچوقت اجازه نمی داد بعض اطرافیان وهمشهریهایش پا را از گلیمشان درازتر کنند و به همسایه ها دست اندازی کنند تا او نیز همانند خان بافقی و نوادگانش بعد از حدود 300 سال همچنان پرچمدار توسعه وترقی استان باشند.
دوست عزیز این از عجایب روزگار است که شهری کوچک در قلب ایران چنین سرنوشتی دارد که وقتی مرحوم ایت الله بافقی رحمه الله علیهاالواسعه شجاعانه مقابل کشف حجاب خانواده رضا خان ایستاد ؛بافقی دیگری شانه به شانه رضا خان برای دیدار با آتاترک والگو برداری از ترکیه انروز در کاخ آتاترک گام بر می داشت!!!!(سرتیپ ستاد عبدالرضا خان افخمی فرزند سلطانعلی خان بافقی به سال 1300 خ.).چرااین لایحه میریت هیچگاه با گذشت زمان نازک نشد؟ چون حاکمان بافقی برازنده حکمرانی بودند ولایق سکانداری نه چونان نوکیسه های سیاسی که خود را زود گم کردند.بیاد داشته باشید از وصلت بافق وکرمانشاه خاندان پرفضیلت صدوقی ظهور می کند .از وصلت علامه ملا هادی سبزواری با بافق صدها مدیر وروزنامه نویس و مدرسه ساز ورزشکار و پزشک و نویسنده و عالم متولد می شوند. از وصلت بافق و خاندان متنفذ یزد خاندان دانشمند پرور پاکنژاد ها (شهید 7تیر وبرادرانشان)ظهور می کنند!!از وصلت عموزادگان خان بافق دهها دانشمند و هنر مند وشاعر و سیاستمدار مانند علامه مومن حسین یزدی واحمد خان بیدل و… بروز می کنند.بیمارستان گودرز از موقوفات شهربانوی بافقی تامین میشود وبیمارستان سیدالشهدای یزد هم به دست محمد بقایی بافقی یزدی از نوادگاه محمد تقی خان بنیانگزاری می شود.دقت بفرمایید در ان اوان فقط این دو بیمارستان شاخص در یزد بودند.
ترفند عزیز
دنیای مدرن امروزی بر سیبل نیروی انسانی می چرخد وبس وبلده طیبه بافق از این بعد واقعا غنی است ولی افسوس که از آنها غافلیم و نه انها به ما کاری دارند و نه ما به انها!!!! همانطور که وحشی بافقی در سده دهم؛ ده ماهی در بافق ساکن شد ولی نه دوستی احوالش پرسید ونه دشمنی!!!!
موفق باشید

ابوالفضل.... یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۸:۵۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دوستان عزیز…توی سایت مطلب و پیام گذاشتن ثمری نخواهد داشت کار با عمل پیش میره….اگه تا صد سال دیگه هم (اگر عمری باشد)بیایم اینجا و بگیم که ما باید حقمونو بگیریم و باید جدا شویم و از این جور حرفا کسی قرار نیست به دادمان برسد و همین آش و همین کاسه خواهد بوووود….من که یه چند وقتی بود که نمیخواستم نظر بدم آخه چون میدونستم کاری پیش نخواهد رفت و فقط داغ دلمان تازه میشه….ولی اینبار چون موضوع بسیار مهم بود دلم نیامد نظرمو نگم….پیشرفت بافق را در عمل خواهید دید نه در حرف…راستی تا یادم نرفته معدن چاه گز رو هفته پیش رسما زدن به نام شهرستان بزرگ بهاباد. ***نوش جونشون***(اینو از حرص گفتم)…یاااااااااااا حق…یه چیزی دیگه:نظر دادن و وحدت در فضای اینترنت و سایت خیلی خوبه ولی اگر در کنارش یه حرکتی هم انجام بشه عالی خواهد بود….(به امید بافقی سربلند و جاویدان )این بار دیگه یااااااااااا حق…

مهرگان یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۹:۴۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب آقای میرسلیمانی پژوهشگر نامدار و دلسوز بافق، نوشته های زیبا و راستین شما بزرگوار، جوانان فرهیخته بافقی را با تاریخ شهرشان آشتی خواهد داد. با سپاس از شما

زبان دراز دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۱ - ۱:۲۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام.اقای میرسلیمانی . فکرمی کنم در جواب شما به اقای ترفندنوعی عصبانیت وخشم هم موج می زد.این ها فقط بلدند که با حربه دین واسلام وانقلاب حرف حق راسرکوب کنند.مطمئن باشید همین طرز تفکرها بوده که تاالان مارا به این خاک مذلت نشانده است.تاکسی حرف حقی می زند سعی می کنند به او انگ بزنند .خوبه که حداقل انگ ضدانقلاب و کافر ومرتد به شما نزدند.اما چیزی که برای من عجیب بود عصبانیت شما در جواب دادن است.این ادم ها ان قدر خوردند و بردند که باید این گونه به دیگران انگ بزنند ومطمئن باشید که اگر هزار دلیل هم برای ان ها بیاورید نخواهند پذیرفت.
اقای ابوالفضل اگر این نوشتن ها فایده ای که ما می خواهیم نداشته باشد ولی کاچی بعض هیچی است .فقط باید صبر کنیم .مطمئن باشید روزی ظالم به مجازات خود می رسد.
ی ا ح ق

عليرضا رنجبر بافقي دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۱ - ۱:۴۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

درود بر همه شما بزرگواران
از اقاي ميرسليماني تشكر ويژه دارم

ترفند دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۱ - ۸:۱۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سید عزیز اولاً از توهینت ممنونم که گفتید ترفند کهنه جواب من را ندادید شما به انقلاب شکوهمند اسلامی طبق متن خودتان بی مهری کردید که همین جوانان بافقی به پایش خون ریختند تا شکوهمند شد انسان در خطا معذرت می کند نه تخطئه ثانیاً این قلم شما بوی قومیت گرایی و و برتری نژادی می دهد که سالیا دور توسط جد گرامی شما حضرت رسول(ص) بی ارزش خوانده شده ثالثاً فکر می کنم امثال شما ها دوباره به فکر آشوب در شهر هستید که نتیجه ی جز خسران و زیان مردم شهر ندارد رابعاً باید بزرگان شهر بنشینند و جدایی یا عدم جدایی را تحلیل کنند
سید عزیز مواظب باشید از چاله شهر را به چاه نیندازید جدایی طبس هم باید تحلیل همه جانبه شود
سید عزیز اگر زبانم تند بود چون دلم برای شهرمان می سوزد و نمی خواهم با بی فکری بعضی ها ضربه بخورد اگر در مدیریت استان حقی داریم باید دنبال احیا آن باشیم نه جدایی.

رضا دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۱ - ۸:۵۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام فقط یه چیزو بگم که ما بافقیها فقط در شهرهای دیگه هوا همدیگه رو داریم و توی بافق برا هم میزنیم و هیچ همکاری با هم نداریم اگه لازم باشه می تونم این حرف رو ثابت کنم

محمد رضا دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۱ - ۹:۳۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب آقای میرسلیمانی پژوهشگر بافقی ؟ شعار بافقی میمیرد ذلت نمی پذیرد را باید با همت جوانان بافقی زنده کنیم جدایی بافق از یزد بایک نظر سنجی و بعد رای قاطع بافقیها جدایی آری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تحصیلکرده دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۱ - ۱:۳۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای میرسلیمانی .ترفنددرست می گوید که مانباید به فکرجدایی بافق از یزد باشیم.چون نباید چندان خیری در ان باشد.
اما اقای ترفند من نمی دانم شما پیرو چه کیش و مسلکی هستید که این همه پرونده سازی می کنید.یک نفر نظرش را گفته ودیگران هم یا می پذیرند یا نمی پذیرند ولی شما می گویید که .
1-نویسنده با انقلاب عناددارد.
2-نویسنده قصداشوب دارد.
3-نویسنده به انقلاب بی مهری کرده است
4-نویسنده از کسانی بوده که در اردیبهشت 89 به قول شما اشوبگر بوده است.
5-نویسنده درصددالقای تفکر قومی گرایی و برتری نژادی است.
چگونه شما از یک اظهار نظر این همه چیز برداشت کردید.شماطوری حرف می زنید که فقط شما وامثال شما دلشان برای مردم وانقلاب می سوزد.شماها خودتان راقیم مردم می دانید.امروزه مردم بیدارتر از انی هستند که شما تصورمی کنید واگر من وشما با اسامی مستعار حرف می زنیم بدین علت است که نمی توان حرف حق را علنا بیان کرد.

امیر دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۱ - ۲:۲۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب اقای میرسلیمانی امیدوارم با این نوشته عالیتون مسولین بافق حالا دیگه از خواب غفلت بیدار بشن وفکری به حال ما و سرمایه های بافق بکنن0000جدای بافق از یزد ارزوی دیرینه بافقیهاست ولی یزدیها نمیذارن چون دیگه نمیتونن پل وزیر گذر بسازند0000پولهای امامزاده را00000از همه مهمتر پول کلان سنگ اهن را00000

محمد مهدی سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۱ - ۷:۰۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای ترفند این همه ظلم را در حق شهرستان نمی بینی یا سرتو کردی زیر برف. اتفاقا اگه می خواهید نظام ضربه نخوره ومردم به نظام بدبین نشن باید حق بافق را از کسانی که تااین لحظه نابود کردند بگیریم واین حرفها چه ربطی به آشوب دارد و دیگر اینکه حق گرفتنی است نه دادنی

حسین سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب آقای میرسلیمانی بسیار مطلب بجا و مناسبی بود

میر سلیمانی بافقی چهارشنبه ۳۰ اسفند ۱۳۹۱ - ۶:۳۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خانم یا اقای ترفند
سلام
از اینکه با دلسوزی نوشته ام را تحلیل کردید ممنونم ومی دانم که شما نیز دلتان برای بافق سربلند وازاده ودلیر ولی مظلوم که چونان شیری در قفس می خروشد می سوزد ووفق نوشته خودتان از ظلم مرکز استان وبعض مسئولین ناراحتید ولی مجبورم چند مورد را پاسخ دهم تا شاید حقایقی روشن گردد:
1- شیوه شما در فرافکنی از مطلب اصلی به انگ زدن به عناد بنده با انقلاب یک شیوه ژورنالیستی قدیمی است که برای مثل بنده کهنه وکند شده است. نمی دانم سنتان چند است ولی احتمال می دهم موقع بروز انقلاب شکوهمند اسلامی کودکی بیش نبودید که جهت اطلاع شما عرض می کنم بنده از اولین تظاهرات ده نفره در بافق که فقط ده دقیقه انهم در کوچه پس کوچه میدان خان با ترس ولرز عداه ای از نوجوانان بافقی برگزار شد وبلافاصله همگی متفرق وفرار کردند در سن 12 سالگی تا کنون حضور داشتم والله تا کنون یک لحظه نترسیده ام.ترکشهای جبهه وجنگ تحمیلی هم هنوز در تنم خودنمایی می کند.عناد کسی دارد که با ظلم وتبعیض وکم کاری چند مسئول که به برکت انقلاب به منصبی رسیده اند و با هزینه شهدای عزیز انقلاب و وجانبازان وآزادگان سرافراز و منویات مقام معظم رهبری دامت ظله العالی بجای خدمت به مردم؛ خدمت به همشری ودوست و باند سیاسی را ترجیح داده اند وهیچ ابای از فردای قیامتشان هم ندارندهمزبان و هم رای شود.مردم شجاع بافق خواسته ای اضافه بر اجرای حق و حقوقشان نداشته وندارند ولی مسئولین جوابی عملی به آنها نداده اند شما چه جوابی به این مردم دارید؟ چرا در کنار عداه ای که حداقل کم کاری کرده اند ایستاده اید وسنگ آنها را به سینه می زنید؟آیا بگفته شما اگر از جد بنده سئوال کنند حق را به مردم بافق میدهند یا مرکز استان؟قومیت گرایی کیلویی چند است؟چرا مرکز استان اردکانی گرایی می کند وشما سکوت کرده اید و حرفی نمی زنید؟ آیا 60 هزار جمعیت یک نماینده داشتن و یک میلیون نفر دیگر یک نماینده داشتن نشانگر قومیت گرایی است یا عدالت جد بنده؟در آزمایشگاه خون استان ؛ خون مردم اردکان رنگینتر است یا مردم تفت ومیبد و مهریز وبهاباد؟اگر نیست دلیل این ناهمگونی چیست؟چرا وقتی نوبت بودجه می رسد بافق از آخر اول است در آب وهوا که به کامندانش حق بدی آب وهوا تعلق می کیرد همردیف تفت ویزد است ولی نوبت به امامزاده اش که می رسد آنرا از امامزاده های درجه یک یعنی همردیف حضرت معصومه(س)وشاهچراغ وامام رضا روحی له الفدا به حسابش می آورند!!!؟فقط برای اینکه درصد ی را که برای اوقاف کشور بر میدارند در مورد امامزاده های درجه یک بیشتر از سایر امامزاده هاست!!!یعنی پای جیب مردم بافق که می رسد ما را درجه یک واول می نویسند!!!!! بنده میرسلیمانی بافقی به اینها می گویم خودتانید ومردم دارالشجاعه بافق تمامی این حرکات و سکنات را تا مرحله مات شدن شماهابلدند….
2-آشوب وبلوا کلمات قصار شماست که بنده با آنها نا مانوسم و هیچ نمی شناسم.
3-بزرگان شهر از جمله حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای سلیمانی نظراتشان را راجع به تبعیض های صورت گرفته و جدایی مناطقی از بافق بارها بیان کرده اند ولی بیاد داشته باشید که میزان به فرموده امام راحل رحمه الله علیه رای ملت است .
4-بنده هفته قبل طبس بودم وبیشتر افرادی را که برخورد کردم از اینکه در این چند سال یزد برایشان کاری نکرده وهنوز اب شور می خورند و گاز ندارند (درد مشترک بافق وطبس)ناراحت بودند.بیاد داشته باشید که حرکت مردم بافق در سالجاری باعث بیداری مسئولین وشروع اقدامات عملی در گاز رسانی و تسریع در جاده سازی و اجرای دوباره وچند باره کارخانه آگلومراسیون شد واگر بخواهند به نظر شما که دلسوز بافقید عمل کننداین آقایان امتحان خود را پس داده و آزموده را خطاست!!
5-بنده نیز دستان پر مهر شما دوست ترفندیم را که دلسوز شهرتان هستید صمیمانه می فشارم و ای کاش می توانستم از نزدیک زیارتتان کنمو چون نمی دانم بافقی هستید یا غیر بافقی یاد آور می شوم تا کنون ندیده ام هیچ بافقی اصیلی در هیچ گوشه دنیا سرش را در برابر زورگویی و تبعیض وپیچاندن و دور زدن و فرافکنی های سرکاری خم کند اگر چه شاید چونان شیری غران در قفسی بند باشد که شیر در قفس هم شیر است و وای بر آنروزی که قفس شکسته شود.
با کمال احترام

رضائی جانباز شیمیائی چهارشنبه ۳۰ اسفند ۱۳۹۱ - ۸:۴۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ضمن تشکر از سید بزرگوارو تمام دوستانی که نظرات خودشونو اعلام کردند.روی سخن من با ترفند هست .عزیز هیچکس با انقلاب و اصل نظام مقدس جمهوری اسلامی مخالف نیست اگر این مردم حرف جدایی میزنندبه این خاطر هست که مااز مسئولین نا لایق جفا ها دیده ایم.مردم بافق قبلاوفاداری خودشونو بارهاوبارها به نظام مقدس جمهوری اسلامی به اثبات رسوندن اما واقعیت رو نمیشه نادیده گرفت درنظام ستمشاهی اگر معدنی کشف شد در کنارش آهنشهری ساخته شدتا با گذشت سالیان زیاد هنوز زیبا ترین پارک استان باشد اما به مددمسئولین برای دلخوشی مردم کلنگ در بافق به زمین میخورد کارخانه اش در شهری دیگر ساخته میشدفقط به این مردم وعده داده میشود.اردکان بیست سال قبل فقط یک کارگاه مبل سازی داشت اکنون به مدد خاتمی و دارو دسته اش قطب اقتصاد استان شده.چرا؟در بافق بخاطر یک اعتراض کوچک مردم کتک میخورند به راحتی حق مردم پایمال میشود معادنشان بخشیده میشود همه اینها به مددجناح بازی وتصمیمهای غلط مسئولین استان هست نه از نظام.نظام مقدس است به برکت اسلام.

رضا دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۹۲ - ۱۰:۳۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

باز می گرید دلم از درد دنیای پلید نامردی نامردمان راجزخدادیگرندید.
عید آمد وامسال عیدی نگرفتیم باز مسئولی رابه خاطر مردم داریش عوض نکردند باز خودمان ماندیم وخودمان داستان جدایی داستان تفرقه داستان مابهترازدیگرانیم داستان یزد اردکان وصدالبته بافق گاهی به عقلم شک می کنم گاهی به بی عقلیم حسادت واما چرا بیایید اشتباه دیگران را به آنهاکه دلسوزند نسبت ندهیم بیایید به خود بنگریم وببینیم برای بافق چه کرده ایم وچه گلی بر سر بافق زده ایم کدام مسئول بافقی شیفته مقام وپول نشد روزی از یکی شنیدم علت پیشرفت اردکان ومیبد را باورم نشد اما امروز به یقین رسیده ام کدام سرمایه دار بافقی (که کم هم نیستند)دربافق سرمایه گذاری کرده است اگرکسی خبردارد مراهم مطلع کند اما اردکان من قصد حمایت از کسی یاجایی راندارم اما خودتان سری به اردکان بزنید واز متمولین اردکان سراغ بگیرید همه آدرس کارگاه کارخانه و…می دهند یعنی هنوز در اردکان هستند اما بافقی ها چه بجز ساز مخالف کوک کردن چه کرده اند وچه می کنند کسی رابدلیل منتقدبودن مقام می دهند واوهم هروقت خرجیش تمام می شود انتقاد می کند چقدرمنتقدان پول پرست زیادشده اند خدامی داند وبس این چند سطر رانوشتم تابرای خودم محک باشد ایا بازهم سانسور می شود الله اعلم

عباس سه شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقا سيد دمت گرم ما اميدمان به شما و امثال شماست شايد نسل امروزي از خواب بيدار شود

داود چهارشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۲ - ۱۲:۱۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بهترين نظر را آقاي سليماني داده اند انتزاع بافق از يزد بهترين راه حل است.

رفیق پنج شنبه ۸ فروردین ۱۳۹۲ - ۸:۵۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب میر سلیمانی خیر الامور اوسطها این که ما بافقی هسیتم وباید به فکر شهرمان باشیم خیلی خوب است اما هر چیزی افراط و تفریطش سم است .این که ما به شهرمان عشق می ورزیم تباید دلیلی باشد برای توهین به سایر شهرستانها.چه تمثیلی است که به کار برده اید و شهر اردکان را بی اب وعلف نامیده اید .ما اگر این چند سال عقب افتادیم دلیل اصلی آن بی عرضگی خودمان است نه شهرهای دیگر .مگر خود شما چندین سال در یزد وبافق پست ومقام نداشتید خوب است شفاف برای خوانندگان محترم بگویید در این چند سال برای شهرتان چه کردیدنه اینکه حالا که مناصب حکومتی را از شما گرفتند عقده گشایی کنید .این اقای خاتمی را که حالا به او میتازید یک روزی زیر علمش سینه میزدید.اگر قرار باشد صرف بافقی بودن مزیت وملاک باشد که همه شهرها میتوانند با این ادعا به سایر شهر ها بتازند .بافقی اگر زمانی قدرت و منزلتی داشته به خاطر تواناییش بوده نه به خاطر بافقی بودن . در ضمن جمعیت شهر یزد حدود 700 هزار نفر است که 100 هزار نفران مهاجر و… هستند با چه سندی میگویید 400 هزار نفر بافقی در یزد داریم ما که از اجدادمان چنین چیزی نشنیدیم که چنین جمعیتی قبلا به یزد رفته باشند یعنی باید طی این سالها 40 یا 50 هزارنفر از بافقبه یزد رفته باشند که حالا 400 هزار نفرشده باشند.

ASADI POOR ANARI دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

باسلام
آقاسیددستت دردنکنه.
احترامااینجانب 22سال است که دربافقم وخودم رایک بافقی می دانم وپیشرفت بافق وبافقی هاراازصمیم قلب خواستارم ونظرم انتزاع بافق ازیزداست

    معلم چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۲ - ۶:۱۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    با سلام و خسته نباشید دست همه عزیزان درد نکنه من بافقی هستم ولی ساکن یزد می خواستم این مطلب را به همه ی عزیزان بگویم که یا موافق یک نظر هستیم یا مخالف آن در هر دو صورت هم دلیل و نظراتی داریم پس تهمت زدن ،انگ زدن ،عقده های قدیمی را …
    بایدگاهی هم به خودمان سری بزنیم شاید دلیل عقب ماندگی هایمان خودمان باشیم دیگر دیوارهای کوتاه جوابگوی امثال آقای ترفند که حقا اسم مستعارشان برازنده شان است ،نیستند

ماهواره ؟؟!! چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۲ - ۳:۳۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

صد هزار بافقی در یزد !! صد هزار خیلیه ؟؟ جمعیت شهرستان بافق میگن 40 هزار نفره !! چطور 100 هزارنفر در یزدند !/ لطفا گزافگویی نکنید؟

همشهری پنج شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲ - ۱۲:۰۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با انتزاع از یزد موافقم

میر سلیمانی بافقی پنج شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲ - ۱:۱۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

رفیق عزیز که نمیدانم رفیق نیمه راهی یا رفیق مستعار
سلام
ممنونم از نظرتان ولی شرط اولیه استمرار مقبولیت حتی در مراجع تقلید “عادل بودن” است وبه نظر بنده خاتمی با سکوتش در مقابل زیاده خواهی های اردکان ودست اندازی به قلمرو بافق شجاع؛ عدالت ومشروعیتش را از دست داد وهر وقت مرزهای بافق به انچه قانون کشور به سالهای 1345 تعیین کرده بازگشت ورسما ایشان از مردم بافق عذر خواهی نموددوباره خاتمی دوست داشتنی ومردمی خواهد بود.بنده بین بافق وخاتمی ؛ بافق را انتخاب کردم ولی شما چرا سئوالات مرا پاسخ ندادید؟اگر کسی به قلمرو خانه وسرایتان تعرض کند برایش هورا می کشین؟البته خود مختارید ولی بنده چنین نیستم ولو به زدن شاهرگم باشد واین نه بخاطر جایی که بافق نام دارد بلکه به خاطر رنج وظلمی که به مردم بافق به نام عدالت و جمهوریت روا داشتند وخط قرمز های مقام معظم رهبری را نیز زیر پا نهادند.اینها برای طبس هم نقشه ها داشتند تا استان جدید تشکیل دهند ولی سنبه پر زور بود و به جدایی طبس انجامید تا هر کس به اندازه گلیمش پایش را دراز کند.اینکه گفتم بی آب علف منظور 40 سال قبل است که بافق می درخشید و روسای جکومتی ایرن واصفهانی های زرنگ و تیز با روسها وآلمانی های خبره برای قدم زدن بر خاک بافق نوبت می گرفتند و اردکان فقط ارده داشت وروناس!!.
رفیق عزیزم ما از سال 45 معدن داشیم واردکان ده سال یک معدن ما را غصب کرده .انجا چندین کارخانه ومیدان و بزرگراه از کنار این
معدن به بهره برداری میرسانند وبافق در حسرت یکی از انها که ضروتا باید در جنب همین معدن احداث شود دست به دهان است(تغلیظ)؟؟؟چرا؟چرا؟؟ نماینده فعلی شهر هم که امیدهابه ایشان داشته وداریم می گوید سئوالتان بودار است بروید از خریدارش بپرسید!!!!ولی بردن گمرک (بارانداز) بافق به اول مهریز نه بودار بود و نه بی بو!! شاید بگویید مردم بافق کوتاهی کردند می پرسم مردم ناآگاه و ساده بودند مسئولین استان چرا بی تفاوت بودند؟حتی در زمان سابق ؛چرایزد به اصفهان اجازه داد ذوب آهن را به انجا ببرند؟حالا چرا؟بنده در حد وسع خود دانشگاهی را با خون دل خوردن ولی با افتخار به بافق اوردم در حالی که رئیس وقت دانشگاه دولتی یزدکه بافقی هم بود شدیدا مخالفت می نمود!!!در بعد فرهنگی نیز سعی کردم ریشه وتبار شهرم به گوش ایرانیان برسانم (کتاب مفاخر بافق)تا به نیاکان و بزرگانشان ببالند وافتخار کنند واعتماد به نفس از دست رفته شان را باز یابند.یادتان باشد اصفهان سنگ بزرگی از چغارت را در سالهای 1350 به اصفهان برد ودر جلوی درب ورودی تنها کارخانه ذوب اهن خاورمیانه قرار داد تا مدیونیتش را به بافق نشان دهدو که هر کس وارد کارخانه یا خارج می شد قلبا در مقابل سفره خدادی بافق در قلب شهر اصفهان تحسین و کرنش می نمود ولی حالا کار به جایی رسیده که مرزها را عوض ومی خواهند هویت تاریخی وجغرافیایی مارا خدشه دار کنند همانطور که می خواستند روستای شخصی امام جمعه بافق را به نام اردکان کنند؟؟؟(روستای آریز را)
والسلام علی من اتبع الهدی

معلم پنج شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۲ - ۱:۲۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام نظر آقا یا خانم ماهواره را جلب می کنم به اینکه بعضی از بافقی تباران یزد تنها تبار بافقی دارند و شاید در عمرشان سفری به بافق نکرده و بافق را ندیده باشندوابا و اجداد بافقی داشته باشند.

علی شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۲ - ۲:۰۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ما بافقی ها به قول معروف ” نه شیر میخواهیم نه دیدار عرب” لطفا ما را از یزد جدا کنید ومثل شهر طبس شهرستان مستقل بشویم

تابنده یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۲ - ۱:۴۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام و درود جناب میرسلیمانی عزیز

بسیار بسیار بهره بردم از مطالب مفید و ارزنده تان بزرگوار
بزرگانی چون شما همیشه باعث سرافرازی بافق بوده اید.
نامتان ماندگار
تابنده حیدری بافقی

حسین دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۲ - ۴:۳۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سید جان سلام
دمت گرم
مطالبت خیلی مفید و تکان دهنده هست ولی چه فایده؟ آیا این مطالبتون به گوش مسئولین هم میرسه؟ آیا مردم حاضرند مثل قضیه انتخاب مدیرعامل شرکت سنگ آهن حرکتی از خودشون نشان بدن ؟
تا کی مردم میخوان سکوت کند و یزدی ها و اصفهانی ها و … هر بلایی بخوان سرشون بیارن؟
مگه ما بافقی ها چیزی غیر از حقمون مطالبه کردیم؟
آهای شماهایی که دلسوز بافق هستید:
چرا یزدی ها تیم فوتبالشون رو به بافق آوردن و آخر فصل هم میخوان دوباره به یزد منتقلش کنند؟
تمام بدهی های میلیاردی این تیم صاف شد؟
اون عزیزان زحمتکشی که تو معادن بافق با اون مشقت کار میکنند و بعد از مدتی انواع بیماری ها رو از جمله تنگی نفس و این چیزا میگیرن چرا باید زحمتشون صرف یه مشت فوتبالیست غیر بومی بشه؟
چرا باید از حق گاز محروم باشیم در حالی که کوردهات های اطراف یزد باید گاز داشته باشند؟
چرا در انتخابات نمایندگان مجلس دور بعد باید بافق و یزد 1 نماینده داشته باشند؟
چرا پول سنگ آهن باید خرج زیرگذر و روگذر تو یزد بشه و ما از داشتن یه خیابون سالم تو شهرمون محروم باشیم؟ بعد برگردن به ما بگن آسفالت نداریم.
چرا از فاضلاب شهری باید محروم باشیم؟
چرا باید پست انتقال برق 400 کیلو ولت نخلستان در بافق 2 بار افتتاح بشه؟
چی شد اون مسکن مهرتون ؟
پیمانکار مسکن مهر تو بافق نمیتونه کار کنه بندازنش بیرون دلیل این همه سهل انگاری چیه ؟
نیروگاه سیکل ترکیبی بافق چی شد؟مشکل احداثش فقط گازه
چرا وعده الکی به مردم میدید؟ 185 روز دیگه باید گاز بیاد آیا به نظر شما تو این مدت میشه برای همه کنتور و المک و این چیزا نصب کرد ؟
برید خوتون رو سیاه کنید
به والله قسم مردم ما هوشیارند و همه چیزو میفهمند من نمیدونم دلیل سکوت کردن مسئولین چیه///

ای داد بی داد
چیکار میشه کرد؟

میرسلیمانی دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دوست بزرگوارم حسین اقای عزیز
سلام
به این احساسات پاک و غیرتمندانه ات احترام می گذارم وبه ان غبطه می خورم.می گویند یکی از خلفای عباسی وقتی به سرسخترین مخالفش که ایرانی بوددست یافت دستور داد اورا لب رود دجله برده ودر حضورش یک یک اعضایش را ببرند تا قربانی زجرکش گردد وهم اورا لذتی پلید حاصل گردد و آن شیر مرد ایرانی با قطع هر عضوش فقط زیرلب می گفت :
این نیز بگذرد!!!
و او که فارسی نمی دانست هیچ نفهید او چه می گوید ولی سالیانی زیاد طول نکشید که تاریخ معنی جمله اورا بر پیشانی سترگش با نئونی نورانی به پهنای بین النهرین آنروز به همه دنیا نشان داد .دوست عزیز مسئولین می خوانند و می فهمند ولی خود را به تجاهل می زنند ولی “””این نیز بگذرد”””…..

حاجی ابوالحسنی شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۲ - ۹:۱۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

باید بافق از یزد جدا بشه تا یزدی ها قدر بافق بدانند