احمدی نژاد با بافق چه کرد(3)

دسته: سیاسی
۵ دیدگاه
دوشنبه - ۱۰ تیر ۱۳۹۲

اگر بگوئیم اقتصاد، احمدی نژاد را به زمین زد و محبوبیت او را نابود کرد، سخنی به گزاف نگفته ایم. عملکرد بسیار ضعیف او در این حوزه ی حساس و مهم به نظر من عمده دلیل رویگردانی مردم از او و تفکر عدالت خواهیش بود. اگرچه معترفم که او در به وجود آمدن نابسامانی در بخش اقتصاد مملکت مقصر اصلی نیست اما بی توجهی او و همکارانش به اصول مسلم علم اقتصاد، ایران را در رنج قرار داد و همین رنج، باعث گم شدن شعارهای زیبای او شد.

در بافق هم در طول هشت سال مدیریت دولت احمدی نژاد، اقتصاد شهر فراز و فرودهایی را تجربه کرد. اما آنچه در پایان، عیان شد ناتوانی این دولت در سامان دادن به فضای اقتصادی بافق بود. همین ناتوانی موجب شد در انتخابات 92 یار دیرینه ی رقیب احمدی نژاد رای اکثریت بافقی ها را به خود اختصاص دهد.

اما در این هشت سال چه بر اقتصاد بافق گذشت که موجب رنجش خاطر مردم شد.

از مهمترین دلایل ناکارآمدی تیم اقتصادی دولت در شهر بافق، می توان به عدم انجام تعهد دولت برای گازرسانی به بافق اشاره کرد. از چند سال پیش و در ذهنیت مردم بافق، اگر یک دلیل برای تبعیض و ظلم استان در حق این شهر بتوان برشمرد عدم گازرسانی به بافق است در حالیکه تقریباً تمام استان یزد از این نعمت پاک برخوردارند. امروز برای بافقی ها، شاخص اصلی و عملی برقراری عدالت در استان یزد، اتمام پروژه گازرسانی به این شهر است که دست کم در طول هشت سال دولت احمدی نژاد بیشتر به یک وعده سرخرمن تبدیل شد و حالا هم که تا یک ماه دیگر دولت او خواهد رفت، هنوز از گازرسانی به بافق خبری نیست. البته کار آغاز شده. همین وعده ی اجرانشده، کافی بود تامردم به شعار عدالت محوری دولت احمدی نژاد شک کنند که کردند.

از عمده موارد دیگری که ناکارآمدی تیم اقتصادی دولت در شهر بافق را رقم زد، بسته شدن و تعطیلی کارخانه کاشی زمرد در زمان این دولت بود. البته این کارخانه از اول هم که راه افتاد با مشکل روبرو بود اما قرعه تعطیلی این کارخانه به دولت احمدی نژاد افتاد و از آنجا که کارخانه کاشی سمبل و نشان سرمایه گذاری مردم بافق در بخش خصوصی بوده و هست، تعطیلی این کارخانه خاطره بدی برای مردم شد و تبعات منفی برای دولت به همراه آورد. باز بیفزایم که شنیده ام عده ای درصدد راه اندازی دوباره این کارخانه اند. اما تعطیلیش ضربه ی مهلکی بر محبوبیت احمدی نژاد در بافق زد.

از دلایل دیگر اقتصادی که دولت احمدی نژاد را در ذهن و زبان مردم بافق بدنام کرد، داستان ایجاد و واگذاری کارخانه فولاد بافق بود. طرح فولاد بافق از جمله هشت طرح فولادی دولت احمدی نژاد بود که همه ی کارشناسان در کارشناسی نبودش، اتفاق نظر داشتند اما احمدی نژاد به سیاق همیشگیش بر آنها پای فشرد و خیلی زود، این اشتباه، خودش را نشان داد. به همین خاطر تصمیم به واگذاری طرح ها به بخش خصوصی گرفته شد. فولاد بافق اولین طرحی بود که به بخش خصوصی داده شد و آن شخص هم در پیچ و خم های نابسامانی ها اقتصادی ماند و طرح فولاد بافق تا این لحظه که به پایان دولت احمدی نژاد نزدیکیم. نه به اتمام رسیده و نه امیدی به آن هست.

همین طور پروژه مسکن مهر بافق که قرار بود مشکل مسکن مردم را حل کند، اکنون خود تبدیل به یک مشکل شده است و با همه ی تلاشی که شد تا کار تمام شود اما هنوز این پروژه در مراحل آخر خود سرگردان مانده و کامی را شیرین نکرده است. و بر همین منوال، شهرک صنعتی بافق در هشت ساله دولت عدالت، نه رونقی گرفت و نه شاهد حضور سرمایه گذار عمده ای از بخش خصوصی شد. همانطور که از اول بود،کج دار و مریز روزگار می گذراند بدون آنکه به هدفی که از تاسیسش مد نظر بود، دست یافته باشد.

شرکت سنگ آهن و سرنوشتش نیز از جمله موارد نگران کننده برای مردم بافق بوده و هست. اگرچه در چندسال گذشته تعداد زیادی از جوانان بافق در این شرکت مشغول کار شده اند و به نوعی توازنی در اشتغال شهر ایجاد کرده اما داستان واگذاری آن به بخش عمومی یا صندوق بازنشستگان فولاد یا وزارت رفاه و تامین اجتماعی یا عرضه شدن سهامش در بورس، از موارد حساسی است که تقریباً تمام بافقی ها با آن حساسند. دلیلش هم تامین معاش درصدد بالایی از مردم این شهر از طریق همین معدن است.

اگر انصاف داشته باشم باید بگویم کارخانه ذوب روی بافق که مدتی در دوره اصلاحات و چند سالی از دولت اول احمدی نژاد به کل تعطیل شده بود در چند سال گذشته رونقی گرفته است اما از آنجا که بندرت بچه های بافق در آن کار می کنند و فقط اسمش پسوندی از بافق دارد، مردم بافق نسبت به سرنوشتش حساسیت چندانی از خود نشان نمی دهند.

راه بافق به یزد و راه اتصال بافق به کرمان هم از موارد دیگری که در دولت احمدی نزاد محل کشمکش بود. اگرچه فاصله ای از راه بافق به یزد دوبانده شده اما طرح به اتمام نرسید و بهره برداریش به دولت احمدی نژاد قد نداد. راه بافق به نوق هم از آن جمله طرحها بود که بی سرانجام مانده است. راه آهن بافق هم در این سالها آنچنان که شایسته پنج راه مواصلاتی کشور بود، توسعه نیافت و درخششی نداشت. اما منکر کارهای ارزشمند آنان هم نباید شد.

اوضاع اقتصادی شهر بافق هم جدای از ایران نبود و همان مشکلاتی که سایر مناطق در زمینه اقتصاد داشتند اینجا هم گریبانگیر مردم بود. فضای کسب و کار رونقی نداشت. گرانی  و تورم بود و … که خود بهتر از من از آن خبر دارید. البته شورای شهر بافق به اتکا درآمدی که از عوارض شرکت سنگ آهن و سایر درآمدها داشت، طرح هایی را نیمه تمام کرد. که در مجموع فعالیت آنها نشان از کار و پیشرفتی هرچند مختصر در بافق داشت.

در کل کارنامه اقتصادی دولت نهم و دهم ایران در بافق، درخشان نبود. حتی بی انصافی نخواهد بود اگر بگویم کارنامه ناموفقی بود. همین ارزیابی، مردم بافق را به این نتیجه رساند که نمره دولت احمدی نژاد را کم کنند و او را مردود این درس بخوانند.

ادامه دارد….

محمد علی پورفلاح


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳
برچسب ها:
دیدگاه ها
محمد رضا دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

احمدی نزاد به اندازه همه ریاست جمهورهای قبلی برای بافق کار کرد .

عادل دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۲ - ۱۲:۵۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

محمدرضا شما بشمار کارهای احمدی نژاد برای بافق را تاببینیم چقدر کار کرده………

بافقی دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۲ - ۶:۳۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

حالا شما آقای پورفلاح بگو ببینیم رئیس جمهورهای قبلی چکار کردند که احمدی نژاد. باید میکرده بابا بسه دیگه. شورش را در آوردید

منتقد سه شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۲ - ۱۲:۵۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام
آقای پور فلاح شما کمافی السابق فقط سیاه نمایی کردید:
1- تعطیلی کارخانه کاشی بافق (بخش خصوصی) و رونق فعالیت کارخانه ذوب روی بافق را درست تحلیل نکردید البته من هم نمی توانم چون نه من نه شما تخصصی در اقتصاد نداریم وبرادر من نزدیک به 20 فاکتور مستقیم در رکود و عدم رکود بازار کاشی و شمش روی اثر گذارند که یکی از آنها دولت است.
2- پی گیری مستقیم استاندار و جناب آقای رضایی مدیر کل راه این دولت بود که طعم 2 بانده شدن را به ما بافقی ها چشاند.
3- در خصوص نکات مربوط به خصوصی سازی شرکت و ابهامات موجود و سردر گمی حوزه مدیریت آن با شما موافقم ولی در همین فاصله بالغ بر 800 نفر نیرو در همین شرکت جذب کار شده اند و توان 3 میلیون تنی تولید به حدود 7 میلیون تن رسیده است.
4-در خصوص طرح های فولادی هم باز اشتباه گفتید زیرا متاسفانه این طرح ها در مجموعه دولت و به خصوص سازمان توسعه به جز طرح بافق بقیه غیر اقتصادی تلقی می شدند و دلیل آن نوع جانمایی آنها بود که دلیل اصلی نمایندگان استان ها و شهرها بودند که با رانت های موجود همیشگی توانستند طرح هایی که به سختی از بین انگشتان اصفهانی ها در آمده بود را به سمتی دیگر ببرند کما اینکه بلافاصله دولت اعلام خصوصی نمود و دوباره نمایندگان شهرهای مختلف به جز بافق توانستند دولتی نگه دارند.
5- البته گازرسانی به بافق هم جای بحث دارد فقط این نکته را باید گفت که اگر اتفاقی افتاده در این دولت بوده است.
در نهایت پیشنهاد می کنم عنوان مطلب را عوض کنید و بگذارید ما با احمدی نژاد چه کردیم.
و من الله التوفیق

حق گو سه شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۲ - ۷:۲۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

باز هم زیبا نوشتید جناب پور فــــلاح
لذت بردیم
دمتان گرم باد