چرا زندانی 46664 محبوب مردم شد ؟

دسته: مقالات
۱۰ دیدگاه
چهارشنبه - ۲۶ تیر ۱۳۹۲

این روزها  در جراید و سایر رسانه می خوانیم و می بینیم نلسون ماندلا که میراث او شور و عشق لایزالش در راه آزادی و رفاه دیگران است در بیمارستان شرایط سخت و ناامید کننده ای را می گذراند و شاید هم تا زمانی که این نوشته در سایت یا هفته نامه ای چاپ می شود خبر مرگ ماندلا اعلام شده باشد ، زنده یا مرده بودنش خیلی مهم نیست و لی درسهایی که از منش مدیریتی و رفتار او می توان گرفت مهم است و امید است سر مشقی باشد برای مدیران ما مخصوصا مدیرانی و کسانیکه حرفشان ، و رفتارشان در مدیریت بافق تاثیر گذار است  در کل به عنوان  یک انسانی که همیشه برای مردان و زنانی که خود را به وادی رنج می برند تا همنوعنشان زنجیر اسارت و بردگی رنجشان ندهد احترام قائلم که به قول مولانا ( مرد را دردی اگر باشد خوش است ** درد بی دردی علاجش آتش است )   از خدا می خواهیم پیرمرد را برای مردم آفریقا  زنده نگه دارد زیرا هنوز هم “مادیبا” نور چشم آنهاست نلسون ماندلا بزرگمردی است قلب بی کینه اش نشان آزادمنشی و انسانیت به تمام معناست. زندانی شماره 46664 که در سال 64 میلادی به زندان افکنده شد و 27 سال در زندان ماند. و آن هنگام که از سلولي تنگ در جزيره روبن قدم به کاخ رياست جمهوري آفريقاي جنوبي گذارد زندانبانش را به معاونت برگزيد.اگرچه چشم در چشم او گفته بود:”نمي توانم فراموش کنم” اما به جهانيان اعلام کرده بود “ولي مي توانم ببخشم” و بخشيد و با این کار چراغ مدارا و مهر را بر افروخت. مردمان سرزمینش او را به احترام ‘مخولو’ (پدربزرگ) می نامندش زیرا به حق برای آنان بزرگی را به کمال رسانده است راستی آقایان رئیس ، ای کسانیکه بر صندلی های گردون مخملی لم دادید و میزهای بزرگ رنگ شتری دایره ی دیدتان را کم کرده آیا هرگز فکر کردید تا چه اندازه بین مردم شهر محبوبیت دارید ؟شاید در خبرها شنیده باشید که مردم آفریقای جنوبی روزها جلوی بیمارستانی که نلسون ماندلا ی 94 ساله سیاه پوست بستری شده جمع می شوند و برای سلامتی اش دعا می کنند و با هزاران شاخه گل و یاداشت منتظر دیدن پیرمردی هسند که یک قرن از عمرش می گذرد، از خود پرسیده اید که این پیرمرد سیاه پوست مگر چه کرده که امروز مردم هنوز انتظار دارند که پیرمردی که تقربیا در آغوش مرگ خوابیده برایشان کاری بکند مردم آفریقای جنوبی خوب می دانند دیگر این پیرمرد نزدیک به موت کاری از دستش ساخته نمی شود اما به پاس قدردانی از صداقتش و به پاس اینکه هرگز به ملت خود خیانت نکرد ، به مردمش دروغ نمی گفت ، هرگز وطن فروشی نکرد ،بیست و هفت سال زندان را تحمل کرد ،غصه ها ی تبعید در جزیزه روبن را به جان خرید اما اجازه نداد یک متر از سرزمینش را استعمار گران چپاول کنند جلوی بیمارستان جمع می شوند تا به تاریخ اعلام کنند مردان تاریخی سن وسال  و روز تولد و روز مرگ ندارند مردان تاریخی هرگز سنگ قبر ندارند نام آنها نه بر سنگ قبر بلکه برقلبها حک میشود ، بیاییم برای یک ساعت هم شده در خلوت خود فکر کنیم وقتی بازنشسته شدیم و در بافق خبر پیچید که فلان آقا مریضه و در بیمارستان بستری شده آیا به خاطر گذشته ما و خدمات ما کسی به ملاقاتی ما میاید؟ یا ملاقاتی که هیچ ،از کنارمان هم رد میشوند و جواب سلاممان راهم نمی دهند ، آقایان بزرگوار ماندلا به یاد بود شماره ی پلاک زندانی اش (46664 ) بعد از بازنشستگی از 46664 موسسه خیریه ی ایدز حمایت کرد هزاران بیمار ایدزی را نجات داد آیا ما و شما در زمان بازنشستگی که کسی توقع ندارددر زمان صدارت چقدر از سازمانها و نهادهای خیری حمایت کردیم ؟ آقایان محترم اگر سری به پزشکی قانونی  بافق بزنید  متوجه خواهید شد در چند سال گذشته بیش از ده  نفر از جوانان بافقی براثر تزریق مواد مخدر در گوشه و کنار همین شهر کوچک به آرامی و مظلومی جان خود را از دست دادند و چه بچه هایی که یتیم نشدند و چه پدر و مادرهایی که داغدار نشدند و ما تند تند و پشت سرهم جلسه ی مبارزه با مواد مخدر بگذاریم و همایش برگزار کنیم و در آخر نتیجه این جلسات پزشکی قانونی در حالیکه می نویسد علت مرگ مسمومیت ناشی از مصرف مواد مخدر هیچ گزارشی را جهت عبرت جوانان و اطلاع رسانه ها  جهت آگاهی  خانواده هامنتشر نمی کند پلیس هم که در خط مقدم مبارزه هست صورتجلسه ای تنظیم و فقط آمار به سرفرماندهی خود ارائه میدهد و تا مرگ جوان بعدی دنبال قاچاچیان می رود اگر بودجه و امکانات داشته باشد ای کاش همراه این همه زحمت در کویر و جاده ها با انجمن هایی که در زمینه ی نجات معتادان فعالیت می کنند همکاری بیشتری می شد  در پایان شما را مهمان جمله ای از نلسون ماندلا می کنم شاید  باعث بشه به تقدیر نامه های در گوشه و کنار میزمان است دلخوش نباشیم (من باور دارم …كه گواهى‌نامه‌ها و تقدیرنامه‌هایى كه بر روى دیوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.( نلسون ماندلا) راستی ماندلا در تاریخ ماندگار شد شماچطور ؟

  قصه گوی غصه های شما

عباس ابراهیمی خوسفی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۵
برچسب ها:
دیدگاه ها
امیر پنج شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۲ - ۱:۳۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سال ها طول می کشد تا چنین مردانی پابه عرصه بگذارند والگو ی جهانی شوند

می دی(مهدی) پنج شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۲ - ۱:۱۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بهترین لذت آدمی این است که بداند نسلی که از او به جا مانده ، ولی حسی برتر از هر لذت موجود این است که بداند مسئولیت خانواده ای بر دوش اوست و هر فردی میتواند از این لذت برخوردار باشد.نلسون ماندلا

حامد جمعه ۲۸ تیر ۱۳۹۲ - ۱۲:۳۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

به نظر من مقصر اصلی کسانی هستند که با سیاست های اشتباه خود با بیکاری و وضعیت بد اقتصادی که ایجاد کردند عامل انحراف جوانان بوده اند.

تقی جمعه ۲۸ تیر ۱۳۹۲ - ۵:۱۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

عباس میدانم برای گرفتن یک اتاق یا سالن برای گذاشتن جلسه با کسانی که داوطلبانه برای پاک شدن می ایند چه مشکلاتی داری حاضر نیستند در این حد هم کمکی بکنند

محمود رستمي جمعه ۲۸ تیر ۱۳۹۲ - ۷:۳۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

واقعاً باعث تاسفه
فقط ميتنوم بگم : آهاي آقا يا خانم مسئول در هر سمت و پست و مقامي كه هستي . فرقي نميكنه . شما انتخاب نشدي كه پشت ميز بشيني و ژست بگيري كه آقا يا خانم مدير يا رئيس خطاب بشي – شما بابت اين پست و مقام مسئولي و بايد به نحور احسن وظيفه ي خودتو انجام بدي . خواهشاً يه نگاهي به آمار سن پايين و جوان اعتياد و آمار قربانيان اعتياد و آمار طلاق و بچه هاي طلاق به واسطه اعتياد بياندازيد شايد دلتان لرزيد و فكري به حال اين مملكت بكنيد .

مهدي راشدي جمعه ۲۸ تیر ۱۳۹۲ - ۷:۴۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

كاش چند تا از اين نلسون ماندلا ها توي ايران داشتيم .

yasaman شنبه ۵ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۲:۵۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

متایفانه بعضی مسئولان ما تا دستشون بازه و مسولن چه می کنند که بخواهند در موقع بازنشستگی حتی فکرش رو کنند؟

فائزه شنبه ۵ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۲:۵۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

فقط جای افسوس است و بس …

حمید سه شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۲ - ۱:۲۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

حامد عزیز همه اینها فقط بخاطر بی پولی نیست یه کم عقل کافی است .ثا نیا عباس اقا ارتباط نلسون ماندلا با افراد تزریقی چیست ؟ خدایا مارا ببخش

دلسوز جمعه ۱۸ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ای کاش