لهجه شناسي بافق (2)

دسته: فرهنگی، هنری، مذهبی
۵ دیدگاه
یکشنبه - ۳۰ تیر ۱۳۹۲

فرهنگ به عنوان ماندگارترين شناسنامه هويتي هر مردمي از جايگاه ويژه اي برخوردار است. شايد مهمترين و رسا ترين متغير تشكيل دهنده فرهنگ ؛زبان و لهجه گفتاري مردم هر سرزميني است. لهجه مردم بافق يا به قول فرهنگستان گويش بافقي شبيه هيچيك از گويشهاي مرسوم در استان يزد وحتي كرمان وخراسان نيست وحتي برخي اصطلاحات زيبا و بكر همانند” تن خود سر دادن” اختصاص به اين قلمرو دارد وبس!! اگرچه به برخي گويشهاي كرمان نزديكتر است.آنچه در پي مي آيد گويش بافقي است كه نگارنده سالياني است ياداشت كرده ام.از شما عزيزان هم كمك مي طلبم تا چنانچه كلمه اي را نياورده ام يا اشتباه نگاشته ام به اينجانب يادآوري فرما ييد. اميد آنكه لهجه باستاني و ماندگار بافقي همچنان جاودانه تاريخ باقي ماند.
رديف گويش بافقي معنا تلفظ
1 اباك خميازه abaak
2 ابركي از حفظ خواندن يا گفتن Abaraki
3 اتل ماشين
4 آرباره آرواره – لثه
5 ارجين راه پله Orchin
6 اسبس يونجه asbes
7 اسندلو اضافي-زيادي osondolu
8 اساق گوسفندي كه زايمان نكرده esag
9 اوسال افسار
10 اشكس شكست
11 اشمرد شمرد
12 اكفت وكول افتيدن خسته شدن
13 اگال نخي كه شتر را ببندند agal
14 الين دولين النگ دولنگ-الا كلنگ
15 امبار انبار
16 امبه رف ساختمان رويش خراب شد
17 امشو امشب
18 انگش انگشت
19 انگشت پس كليچو انگشت چهارم دست
20 اله بله عجيب وغريب
21 چشش اله بله شد چشمش تارمار شد
22 او آب مثل go
23 او بيقو فشردن انار براي خوردن آبش
24 اوداري آبياري
25 اوآر آبيار
26 او خودپا آب جاري
27 اودون ناودان
28 اواشقار آبخور ooashgar
29 اوبار خاكي كه كف طويله ريزند
30 ا جا در رفت ازكوره در رفت
31 اوچين چهار شاخ چوبي براي الك كردن گندم از كاه
32 اورا آن ور-آنطرف
33 اووسا آنوقت
34 الادكي عمدا- الكي aladaki
35 اوگرمو آب و روغن
36 اوگزو كسي كه آب دهانش ميريزد
37 اوگوش آبگوشت
38 اومال آب كشي لباي
39 اووهد آنطرف Uu had
40 اوه تر آن ورتر uuhadtar
41 اوگوفتن آب كشي پارچه
42 اوهورد آورد
43 ايرا اينطرف eyra
44 اييد اينطرف
45 ايقدو خيلي كم از هر چيزي
46 اينگه خيلي بزرگ
47 ايهن صوتي براي هي گوسفند
48 الو گرفتن شعله ور شدن
49 ايسير ته مانده آب جوي
50 بالا دادن ديكته گفتن
52 باچك نداد فرصت نداد bachak
53 بار كود حيواني-دفعه
54 بازد به درد نخور_اضافي bazad
55 باد داره غرور داره _مغرور
56 باد خوار پرنده اي كوچك
57 باخورده جنس از كار افتاده
58 باديه كاسه
59 باشدگاه ميدان وفراخ
60 باداشت نگه داشت
61 باش دار بازش دار_ممانعت

نقل مطلب با ذكر منبع بلامانع است.

سيد محمد ميرسليماني


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۵
برچسب ها:
دیدگاه ها
ناشناس یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲ - ۵:۲۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

این کلمات راآقای محمدعلی طالعی درکتابشان آورده اند.مطلب جدیدی نیست .تکراری میباشد.

محمد دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲ - ۱:۰۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

خدمت جناب میرسلیمانی سلام عرض میکنم.نکته اول اینکه کاش لغات را با علامت : ازمعنا جدا می کردند.نکته دیگر اینکه برخی واژه های معرفی شده اختصاص به گویش بافقی ندارد؛ بلکه واژه اصیل فارسی است که با اندک تغییر درمصوت یاصامت درگویش بافقی وسایر گویش های زبان فارسی وجود داردمثلاً اوسال که تلفظ دیگری از افسار است یا«انبار» که چون بعد از حرف(ن)حرف (ب)قرار گرفته است طبق قاعده زبانشناسی حرف(ن)به(م)تبدیل می شود ودرسایر واژه های فارسی نیز این قاعده صدق می کندمثل شنبه که شمبه تلفظ می گردد .همچنین است «اشکست» به جای «شکست» که درمتون کهن کاربرد فروان دارد.اما یک نکته حایز اهمیت است که گویش بافقی وکاربرد واژگانی آن درمواردی بسیار اصیل وکهنه ودست نخورده است واز نظر زبانشناسی فارسی پر اهمیت است.مثلاًکاربرد کلمه«تلف» که شکل اصیل وباستانی آن« ترف » است وامروزه کمتر به کار می رود وبه جای آن واژه ترکی«قره قروت »را به کار می برندونظایر از این دست فروان است.

میرسلیمانی بافقی دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲ - ۱:۲۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

دوست جناب اقای طالعی

1- بنده کتاب اقای طالعی را اصلا ندیده و نخوانده ام.تمامی از یاداشتهای اینجانب بوده ونیازی به انچه می گویید نداشته وندارم.ضمنا سایت بافق فردا جدولهای مربوطه را چاپ نکرده و کلمات را قاطی هم بدون فاصله چاپ کرده .چرا نمیدانم؟؟؟
2- کتاب مزبور در خانه هاست وحوزه دنیای مجازی تمامی دنیاست.اطلاع رسانی در مورد گویشی که متاسفانه در حال تغییر است و بعض واژگانش در حال انقراض می باشد ضروری است به اطلاع همگان رسانده شود.
3- فرهنگ عمومی وپژوهشهای اجتماعی و تاریخی ارثیه پدر ومادر کسی نیست که شما روی آن بخوابید تا کسی تحقیق نکند.درها برای همه باز است.
4- ظاهرا حالیتان نیست که گویش بافقی را کسی نمی تواند از خودش بسازد که تکراری نباشد گرامی.

میرسلیمانی بافقی دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲ - ۱:۵۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

محمد اقای ارجمند
سلام
1- نکات بسیارزیبا وارزنده ای را مطرح فرمودید.درست می فرمایید بعض لغات در سایر گویشهابویژه گویشهای شهرهای اطراف بافق در حوزه استان کرمان مانند زرند وکوهبنان ونوق وبهرمان وانار وجود داشته یا حداقل نزدیک به آن تلفظ میشود.اول نظر بنده نیز مقایسه چند وجهی کلمات در چند گویش مختلف بود که یک کار علمی دقیق وزیبده و ماندگار بود ولی حوصله اکثر خوانندگان مطلب چنین اقتضایی را نداشت.اگر چه همین مطلب هم به ان دوست ناگاهمان چنین تلقیق کرده که بنده از یک نوشته غیر علمی ومعمولی برداشته ام در حالی اصالت و دقت علمی حتی در واژه یابی و نوع تلفظ مهمترین اصل در نگارش مطالب است. قصد بنده بر این بوده که اگر فرد سومی خارج از بافق خواست از راه دور بداند مردم بافق چگونه کلمات را هجا می کنند در گستره دنیای سریع السیر مجازی بتواند و نیز کلمات رایج در بافق در خاطره پژوهشهای مجازی برای همیشه باقی بماند.
2- کلیه واژه ها را با جدول کشی جدا جداو با فاصله و فونت مناسب ارسال کردم ولی آنچه نمایش داده شده زیبنده بنده وسایت وفرهنگ زیبای بافق نیست وای کاش میتوانستم حذفش نمایم؟؟؟؟؟؟؟.
3- واقعا از نگاه موشکافانه و علمی شما دوست عزیز لذت برده وبینهایت سپاسگزارم و خوشحال میشوم نقدتان را کنارم داشته باشم.
با احترام

رها صالحی پنج شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۳ - ۱۱:۲۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام.لطفا بیشتر توضیح دهید