وحشي بافقي؛ چهره جهاني كه در يزد غريب است/ تنديس تنها سهم شاعر نامي از آرامگاه ابدي

دسته: فرهنگی، هنری، مذهبی
۵ دیدگاه
دوشنبه - ۱۴ مرداد ۱۳۹۲
يزد – خبرگزاري مهر: وحشي بافقي كه همه او را با “دوستان شرح پريشاني من گوش كنيد” به ياد مي‌آورند، گرچه در يزد غريب است اما چهره اي جهاني دارد و شايد در باور كمتر كسي بگنجد كه وحشي بافقي حتي از داشتن سنگ قبري ساده نيز بي‌بهره است.

به گزارش خبرنگار مهر، به طور قطع باور اينكه نشان دقيقي از قبر وحشي بافقي در يزد نيست و تنها محدوده خاكسپاري او مشخص است، اندكي براي دوستداران وحشي مشكل است اما واقعيت اين است كه اكنون 40 سالي است بر روي سنگ قبر شكسته و قديمي وحشي بافقي را آسفالت پوشانده است.

اهالي يزد فقط مي دانند كه قبر وحشي بافقي در خيابان مهدي است و شايد در پاركي كه در اين خيابان، به تنديس رنگ و رو رفته اي از اين شاعر نامي مزين شده است.

از آنجا كه پارك در مجاورت خيابان اصلي قرار دارد و هم پارك و هم خيابان 40 سال پيش با هم روكش آسفالت شدند، قبر وحشي بافقي زير آسفالت مدفون شد.

در دو سه سال اخير، برخي مسئولان فرهنگي استان يزد تلاش‌هايي براي يافتن قبر اين شاعر نامي انجام دادند تا شايد بتوانند مقبره اي كوچك و ساده براي او احداث كنند اما شهرداري يزد در آن زمان اعتراف تكان دهنده اي كرد.

شهردار وقت يزد اعلام كرد كه مشخص نيست قبر وحشي بافقي در وسط خيابان مهدي قرار گرفته يا در داخل پارك و اين امر در واقع تلاش نيم بند مسئولان فرهنگي استان يزد را نيز نيمه كاره گذاشت.

رديابي قبر وحشي بافقي نيازمند اقدامات فني و عمراني است

اكنون با اين نظر شهرداري، يافتن مقبره وحشي بافقي ديگر كار ساده اي نيست و از نظر فني و عمراني نياز به بررسي دارد.

و از اين روست كه وحشي بافقي را در يزد غريب مي دانيم زيرا سهم او از همه اشعار زيبايش پس از مرگ، بي‌نشاني و تنها تنديسي رنگ و رو رفته از چهره وحشي بافقي است.

شاعري كه مي توانست به نماد شعر و ادب فارسي در استان يزد تبديل شود اكنون در بي نشاني به سر مي برد.

تنديسي كه در پارك وحشي بافقي در خيابان مهدي يزد نصب شده است

البته اين بي توجهي به شعرا، نويسندگان و ادب دوستان در استان يزد تنها به گذشته ها مربوط نمي شود بلكه مهدي آذريزدي نيز اكنون به دليل دفن در مكاني خاص، فاقد مقبره است و علاقمندان به او شايد در روزهاي خاصي از هفته و سال بتوانند بر كنار تربت او حاضر شوند.

صحبت هايي در مورد قبر وحشي بافقي در خانه اش در بافق

عده اي حتي گمان مي كنند قبر وحشي بافقي در خانه او در كنار مسجد جامع بافق قرار دارد و در برخي موارد، ساكنان بومي منطقه، از خانه وحشي بافقي به عنوان مقبره او نيز ياد مي كنند.

گرچه اين موضوع معماي قبر وحشي را پيچيده تر مي كند اما نظريه قاطع بر اين است كه وحشي در يزد و در مكاني كه اكنون به خيابان مهدي معروف است، مدفون شده است.

خانه وحشي بافقي در بافق

يكي از شاعران يزدي در مورد وحشي بافقي به خبرنگار مهر گفت: اين بي نشاني وحشي بافقي در خور شان شاعري كه شهرت جهاني دارد نيست اما به نظر مي رسد مسئولان نمي توانند كار خاصي براي رديابي قبر او انجام دهند.
غلامرضا محمدي عنوان كرد: اگر استان ديگري از وجود شاعري نظير وحشي بافقي بهره برده بود، به طور قطع اكنون او مقبره و جايگاهي بسيار فراتر از آنچه كه امروز نصيب وحشي شده، مي‌داشت.

مظلوميت وحشي به مقبره او ختم نمي شود بلكه او در برگزاري كنگره اي به نامش نيز اقبال چنداني نداشت و كنگره اي كه قرار بود اواخر فروردين ماه سال جاري برگزار شود، به تعويق افتاد و اكنون نيز كسي يادي از برگزاري اين كنگره نمي كند.

تا چندي پيش دعوا بر سر برگزاري كنگره در بافق يا يزد بود اما اكنون همين دعواها نيز فروكش كرده و خبري از برگزاري كنگره نيست.

وحشي بافقي نخستين كسب فضايل را از محضر سخنوران تواناي بافق همچون شرف الدين علي، همتی، نجاتی و مرادي بافقي اندوخت و در جواني به يزد آمد و سپس راهي كاشان شد اما به واسطه حسادت شعراي آنجا، كاشان را ترك كرد و برخي گويند به هند هم رفته است، ولي سندي در دست نيست.

وحشي سرانجام به خاك پاك يزد رهسپار شد و مورد نوازش فرمانروایان محلي يزد قرار گرفت اما هميشه زندگي وي به سختي مي گذشت و خود بارها در اشعارش به اين تنگدستي اشاره كرده است.

وحشي سرانجام در سال 991هجري قمري بر اثر تب شديدي از دنيا رفت.

آنچه باعث اشتهار وحشي بافقي در ادبیات فارسی شده، غزليات سوزناك و مثنوي هاي اوست.

—————
گزارش: نيره شفيعي پور


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
م دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۲ - ۱:۰۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

افتخار داشتن چنین شخصی لیاقت میخواهد که مردم بافق و یزد ندارند
خود وحشی هم میدونسته.این شعر وحشی نشون میده ما مردم بافق هنوزم همون مردم چند صدسال پیشیم. قدرناشناس
.
.
.
در اظهار انعام حکام بافق سخن بر لب و گریه ام در گلوست
در آن ده مجاور شدم هفت ماه نپرسید حالم نه دشمن نه دوست
جواب سلامم ندادند باز از آن رو که اطلاق دادن پراوست

شاعر دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۲ - ۱:۲۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خدا بیامرزه شهریار رو. یاد این شعرش افتادم

تهرانن غیرتی یخ شهریاری ساخلاماغا
گلمیشم تبریزه قوی یاخچی یامان بلنسین

تهران غیرت نداشت شهریار رو نگه داره
اومدم تبریز تا خوب و بد مشخص بشه

شمع بي زبان دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۴۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ایا آفتاب معلا جناب که از سایه‌ات آسمان پایه جوست
در اظهار انعام حکام بافق سخن بر لب و گریه‌ام در گلوست
در آن ده مجاور شدم هفت ماه نپرسید حالم ،نه دشمن نه دوست
جواب سلامم ندادند باز از آن رو که اطلاق دادن پراوست

اميدوار چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۲ - ۹:۴۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

هنگامي كه وحشي در خود بافق غريب است ديگر تعجب ندارد كه در يزد و شهرهاي ديگر غريب باشد.اگر وحشي براي خود بافقيها شناخته شده بود كافي بود.مع الاسف وحشي براي خود بافقيها هم شناخته شده نيست.چه كس و كساني وظيفه شناساندن وحشي و ديگر مشاهير بافق را به عهده داشته اند؟يادم هست كه سالهاي متمادي در مدارس بافق درس خواندم با سعدي،حافظ،سنايي،خواجه عبدالله انصاري،غزالي و… آشنا شدم.از تنها كسي كه مربيان و معلمان صحبتي نمي كردند همين وحشي بود.شايد خيلي از آنها هم او را نمي شناختند.انسان ياد ضرب المثل “آب در خانه تلخ است” مي افتد.اصلا ظاهرا كسي متولي حفظ و شناساندن و بها دادن به ميراث ادبي اين شهر نيست.تا ميراث ادبي شناسانده نشود چطور مي توان انتظار داشت ادباي ديگري از اين شهر سر برآورند؟

بیکار!!! جمعه ۸ شهریور ۱۳۹۲ - ۶:۵۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بایدخجالت بکشیم حیف بافق بااین ادم های بزرگ واین همه معدن برای ما!!!!!!!