از توان تا عمل

دسته: فرهنگی، هنری، مذهبی
یک دیدگاه
سه شنبه - ۲۲ مرداد ۱۳۹۲
رمضان آمد و رفت و ما نفهمیدیم حکمت خدا در رمضان داغ و سوزان امسال چه بود .
رمضانی که با رفتنش داغی و استراحت و شاید خلوتی برای تفکر و در خانه پناه گرفتن و خلاصه گرسنگی را هم برد اما نه از همه خانه ها . و شوال با عیدش با هوای بارانی و خواستنی تر آمد تا دوباره خوردن و کار کردن برای خوردن ، امر غالب گردد و باز هم نه برای همه .
می گویند برای ارزیابی و نتایج یک عمل می بایست قبل از اجرای آن شاخص هایی را بررسی کنی و سپس شروع به اجرا نموده و به پایان خط عمل که رسیدی ، حساب و کتاب کنی که شاخصهای ارزیابی عمل کجا رسیدند و نهایتا نتیجه این هزینه و وقتی که برای انجام عمل صرف شد بازگشتی مناسب داشت یا نه .
حال بنظرتان این رمضانی که گذشت چه حکمتی داشت و ما را به کجا سوق داد و چه برای ما به یادگار ماندگار کرد .
آیا این مهمانی خدا برای ما فایده ای جز بیشتر خوردن و بیشتر خوابیدن داشت ؟ یا اصلا چرا مهمانی خدا از مهمانی بنده خدا ذره ای بهره بیشتر نداشت و شاید هم از برخی نشستها کمتر هم بود .
چرا در جامعه ما ، هفته ای بعد از رمضان ، بعد از آمدن از یک مهمانی و همایش جهانی منحصر به فرد تحولی چشمگیرتر از همایشهای دیگر رخ نمی دهد ؟ چرا هنوز که هنوز است جامعه قبل از ماه رمضان با جامعه بعد از ماه رمضان چندان تفاوتی ندارد ؟ چرا هنوز در شهر کوچکی چون شهر ما ، یتیمان و بی بضاعتانی هستند که با سختی امرار معاش می کنند و همچنان منتظر معجزه یا همنوعی هستند که بیاید و دستشان را بگیرد و از این مخمصه امروز و سراشیبی و دره آسیبهای فردا نجات دهد ؟
براستی در این یک ماه چه کرده ایم ؟ کدام دوری را مبدل به وصال کرده ایم و از کدام وصال دوری کرده ایم ؟ آیا توانسته ایم دست مسلمی را به گرمی فشار دهیم و او را به عشق و امید به پیشرفت در زندگیش وصل کنیم ؟ آیا توانسته ایم وصل بزرگبینی و همنشینی با کینه و حسد را با عشق و دوستی و وحدت و همدلی جاروب کنیم و بالاخره یاد بگیریم که : این چند روز دنیا جای این بازیها نیست ؟ آیا توانسته ایم خود یا دوستی را برای کمک به خانواده بی سرپرستی متقاعد کنیم ؟
بنابراین نمی شود تنبلانه منتظر نشست تا معجزه ای بشود و مشکلات اطرافمان حل شود پس باید بیش از آنکه حرف بزنیم و بهانه بیاوریم ، بخواهیم و حرکت کنیم و مشکلاتی را که دامنگیرمان شده است اساسی حل و فصل کنیم .
خلاصه مطلب ، مقصود این چند خط نوشتن ، اشاره به توانائی و پتانسیلی است که اینروزها بیشتر در شهر ما استفاده نمیشود و از طرفی بسیاری از مسائل و مشکلات یک همشهری و خانواده که نوید دهنده بحران در آینده ای نزدیک برای شهر است با حرکتی و قدمی حل و فصل نمی گردد .
امید آنکه بخود آئیم و از احوال همسایه ها و همشهریانمان بیشتر بدانیم و بدانیم چه کسانی حتی مورد حمایت سازمان و ارگانی خاص نیز نیستند .
 محمد مهدی علیزاده فلاح

پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
شمع بي زبان چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۲ - ۲:۲۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با امن يجيب خوندن ترك حوض هم نمياد اي برادر
فكي براي اقتصاد و فرهنگ بردار