اگر تکلیف شد در دولت بمانم یا نمانم یا به نهاد دیگری بروم به تکلیف عمل می کنم.

دسته: عمومی
۱۴ دیدگاه
شنبه - ۲۶ مرداد ۱۳۹۲

محمد رضا فلاح زاده استاندار یزد در مراسم تجلیل از خبرنگاران رسانه های گروهی استان یزد گفت: از هیچکدام از خبرنگاران رسانه های گروهی استان گلایه ای ندارم و تا این لحظه هر  کدورتی  را  از اصحاب رسانه داشتم حلال نمودم و از خبرنگاران نیز می خواهم به همین گونه رفتار کنند .

 

استاندار یزد در مورد ماندنش در یزد و یا جابجایی سمتش به عنوان استاندار یکی از استانهای دیگر کشور و یا نهادی دیگر نیز گفت: اگر تکلیف شد در دولت بمانم یا نمانم یا به نهاد دیگری بروم به تکلیف عمل می کنم.

 

وی ادامه داد: بر اساس تکلیف وارد مبارزات، جنگ تحمیلی، عرصه سازندگی و استاندار یزد شدم و هنگامیکه  آقای پور محمدی  اینجانب را به استانداری یزد دعوت نمودند پس از آن مجاب شدم، در دولت از طرح خود دفاع کردم و آن را پذیرفتم.

 

استاندار یزد گفت: مسئولیت در نظام نوکری مردم و بی توقعی  است و به گفته شهید رجایی مسئولیت عاشقی است یا دیوانگی

 

 

فلاح زاده گفت: من از هیچ خبرنگاری تا این جلسه گله ندارم، اگر هم داشته ام حلال کرده ام. امیدوارم خبرنگاران نیز در قبال بنده اینچنین کنند.

 

 فلاح زاده اظهار داشت :من همه ی خبرنگاران و اصحاب رسانه استان را دوست دارم و تاکنون هرانتقادی و پیشنهادی از سوی شما بوده به جان و دل پذیرا بودم و آینده خواهم بود و هرگز در این خصوص از هیچ رسانه ای در استان یزد گلایه ندارم و اگر گلایه ای شده از طرف نزدیکان به اینجانب است و بدون اطلاع بوده و بجز در یک مورد مسئله محیط زیست دیگر در هیچ موردی گلایه ای از رسانه ها نکردم. 

 

وی با اشاره به شایعه رفتن استاندار یزد و جایگزینی شخص دیگری در دولت جدید گفت: هر مسئولیتی امتحانی لحظه به لحظه در برابر خداوند است امیدوارم که توانسته باشیم از این امتحانات موفق بیرون آمده باشیم و حضورم درهر مسئولیتی من باب تکلیف است چه در یزد باشم و چه در یزد نباشم.

 

استاندار یزد افزود: در زمان جنگ یک پاسداربودم  تا به امروز خودم را پاسدار می دانم به طوری که در زمان جنگ برگه سؤالی توزیع کردند که سؤال شده بود تا چه زمان در سپاه پاسداران خواهی ماند؟ که گزینه های متفاوتی برای پاسخ داشت، حتی گزینه “تاآخر عمر”! ولی من یک گزینه دیگری اضافه کردم و نوشتم :هرچه خدا توفیق دهد” چراکه می دانستم مسئولیت توفیقی است که خدا باید بر عهده انسان می گذارد و بنده هرگز قادر به تعیین زمان برای آن نبودم


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
سهیل8 شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۲ - ۸:۰۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

وقت رفتن است آقای استاندار ماکه از حقمان نمی گذریم.

بابا برقی یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۲ - ۱:۲۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

واقعا که در برابرخداوند موفق بیرون امدید!شما که در مدت ریاستتان عدالت را رعایت نمودیدسه روز برای مردم بافق گاز اوردید درمورداراضی غصب شده بافق وطبس توسط شهر همجوارشان کوتاهی نکردید وحق را به صاحبانشان برگردانید مگر میشود در برابر خداوند عادل سرافکنده باشید!!!؟

قاسم یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۲ - ۷:۳۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بروید انشالله جای دیگری .برای بافق و بهاباد خیلی منشا خیر بودید

محمد رضا یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۲ - ۷:۳۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

امیدوارم هرچه زوتر …//

محمد یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۲ - ۸:۲۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

هرگز ازحق خود نخواهیم گذشت .

اصغر یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۲ - ۹:۲۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

نه آقای استاندار می خواهید 4سال دیگرهم دراین دولت بمانید ا؟؟؟؟

بافقی یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۲ - ۹:۳۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

به سلامتی …. بزن اون کف قشنگرو

محسن یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۵۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای استاندار امیدواریم در روز قیامت در سر پل صراط همدیگر را ملاقات کنیم . ..

ناشناس یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

خواهشا بروید سر کار قبلیتان

تقی یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۲ - ۷:۱۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

وقت آن است که برادران نظامی جای خود را به سیاسیون بدهند تا در پاسخ به مطالبات مردم گارد ویزه نفرستند

رنجبر دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۲ - ۴:۲۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

کینه دشمن مرا گفتی چرا در سینه نیست * بس که مهر دوست آنجا هست جای کینه نیست

خوب و بد را صفحه طوفان نماید منعکس *زانکه این لوح درخشان کمتر از آیینه نیست

شمع زبان دراز دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۲ - ۴:۳۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خود تو می‌دانی نیم از شاعران چاپلوس کز برای سیم بنمایم کسی را پای‌بوس
لیک گویم گر به قانون مجری قانون شوی بهمن و کیخسرو و جمشید و افریدون شوی

ع ر ر ب دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۲ - ۴:۳۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

شرح این قصه شنو از دو لب دوخته‌ام تا بسوزد دلت از بهر دل سوخته ام

ساسان دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۲ - ۴:۴۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با دل آغشته درخون گر چه خاموشیم ما
لیک چون خم دهان کف کرده در جوشیم ما