آیا می دانستید بافقی ها ؟

دسته: خواندنی ها
۴۴ دیدگاه
چهارشنبه - ۳۰ مرداد ۱۳۹۲

آیا میدانستید که دانشمندان با هزار زحمت و بد بختی ثابت کردند کس نخار د پشت بافقی جز ناخن انگشت بافقی؟

آیا میدانستید که بانک ملی بافق سالها ی سال به عنوان پولدارترین بانک استان یزد بوده ولی اصلا  از این سرمایه ها برای سرمایه گذاری  استفاده نشده ؟

آیا میدانستید که این حقیقت دارد که همه شهرهای ایران بزرگتر نداره و لی بافق کوچکتر نداره و همه ادعای بزرگتری می کنند؟

آیا میدانستید که سنگ آهن جوانان بافقی را بدبخت کرده و کمتر جوانی در بافق میره  دنبال یاد گیری کارهای هنری  ، فنی و همه به امید سنگ آهن از مادر متولد میشن؟

 آیا میدانستید که با توجه به هجوم اقوام بیگانه به مرزهای سیاسی و جغرافیایی بافق در آینده نزدیک بافق از نظر تقسیمات کشور یکی از بخش های بهاباد خواهد بود ؟

 آیا میدانستید که  نیوتن دانشمند انگلیسی ثابت کرد حتی اگر سیب هم از درخت به زمین نمی افتاد بازهم از چاله ای که در معدن سنگ چغارت ایجاد شده می توانیم نیروی جاذبه زمین را ثابت کرد چون بعد از تمام شدن سنگ آهن گودالی به عمق 2000متر نصیب بافقی ها می شود و این سهم فقرای بافقی از منابع خدادادی؟

آیا میدانستید که اردکانی ها  در سال 72 با گماردن چوپان در بیابانهای اطراف

آریز وقتی ما در خواب بودیم بزرگترین معدن را از ما گرفتند و بعد از بیست سال فهمیدیم که غارت شدیم؟

آیا میدانستید که می دانستید بافق زادگاه وحشی بافقی است؟ همان شاعری که رئیس جمهور در تریبون سازمان ملل از ابیاتش استفاده می کند ولی هنوز در زادگاهش مجسمه و تندیسی ندارد؟

آیا میدانستید که ما بافقی ها خوش استقبال کن و بدبدرقه کن هستیم و اصولا خودی ها را حذف می کنیم تا غربیه بهتر بتوانند در خفا ما  را بچاپند و ما سر در نیاوریم ؟

آیا میدانستید که غریب ترین فرد در بافق وحشی بافقی شاعر پر آوازه ی ایران هست حتی خانه اش را هم خراب کردیم و روح وحشی بافقی سرگردان است ؟

آیا میدانستید که اگر سایتی ، هفته نامه ای در بافق مطلبی نوشت که به مذاق آقایان خوش نیامد در لیست تحریم و لیست سیاه قرار می گیرند ؟

 آیا میدانستید که چمن های یزد ، گلهای اصفهان بوی سنگ آهن می دهد  ؟

آیا میدانستید که مسئولین یزد نمی دانند بافق از نظر تقسیمات کشوری جزء استان یزد می باشد مگر در مواقع ضروری هر وقت بودجه کم بیارن یا ……..؟

آیا میدانستید احتمال اینکه  شهرستان زرند کرمان مدعی شود روستای قطرم و شادم متعلق به این شهرستان می باشد هست ؟

آیا میدانستید که بافق جزء گرمترین شهرهای استان یزد می باشد و باید مردم بافق پول برق را نیم بها پرداخت کنند ولی کسی در این فکر نیست ؟>

آیا میدانستید که  بافق نسبت به جمعیت خود بیشترین مصرف کننده مواد مخدر را دارد  و بیش از پانزده نفر از جوانان بافقی  هفت سال گذشته در اثز تزریق مواد جان خود را از دست دادند؟
آیا میدانستید که  سی چهار روستای ییلاقی مانند خوسف ، بشکان ، بیدان پنج و…… در سال 89 نه به بهاباد بخشیده شده که حتی مردم این روستاها خبر نداشتند و کسی در بافق همراهی برای بازگشت این روستاها نمی کند؟

آیا میدانستید که هنوز در بافق سازمان انتقال خون پایگاه ندارد تازگی ها آقای رئیس انتقال خون استان توپ را به زمین مسئولین بافق انداختند  ؟

آیا میدانستید که گمرک بافق بعد از گمرک تهران و ودبی بزرگترین گمرک جهان است ( سال گذشته با شش هزار ششصد وشصت و شش ریال در آمد بعد از سنگ آهن بیشترین درآمد را برای بافق و بافقی ها داشته ؟

 آیا میدانستید که می شود سنگ آهن صادراتی بافق از طریق گمرک  بافق باشد و راه اندازی گمرک برای صادرات سنگ آهن بوده که این امر هنوز محقق نشده  اگر بشود چی می شود ؟

آیا میدانستید که  سهم ما از تمام معادن بافق تشعشعات رادیو اکتیو بوده

و کارگران زحمت کش بافقی از بازنشستگی خود استفاده نمی کنند زود می میرند ؟

 آیا میدانستید که  هنوز در بافق هیچ خیابان کاملی نداریم و اگر باور ندارید همین الان در شهر گشتی بزنید ؟

آیا می دانستید

( سر سبزم زبان سرخ آخر می دهد بر باد ** چرا چون حرف حق گفتن طناب دار هم دارد )

                                                                   قصه گوی غصه های شما

                                                                    عباس ابراهیمی خوسفی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
مالکین چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۲:۰۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مردم خوب بافق در ادامه فرمایشات برادر بزرگوار و دلسوزمان اقای ابراهیمی ایا میدانستید ملک ما را در خیابان مسجد جامع به زور و با نارضایتی خراب کردند بخدا این خیابان غصبی است

بیسواد چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۲:۱۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام و خسته نباشید قصه گوی عزیز. اینا قصه نیست حقیقته . ولی چه فایده دارید که میگید؟ .

مری چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۲:۲۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام این که گفتی یعنی چه؟ مسئولین خوابند

محمود چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۲ - ۲:۲۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اينها را همه مي دانيم ولي يه مرد ميخاد كه پا در ركاب كنه و حقوق پايمال شده اين مردم را بگيره

soheil8 چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۲ - ۵:۴۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

چرا مسئولین میراث فرهنگی نشسته اند و خراب کردن بافت تاریخی شهر را تماشا می کنند؟

روح الله پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۲:۱۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای سلیمانی امام جمعه محترم پیگیری شما در مورد d19 به کجا رسید ؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا دیگر در این مورد چیزی نمی گویید؟؟؟؟؟؟؟!!!!

دهقان.بهاباد پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۲:۳۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای ابراهیمی خوسفی خدا را سپاس گزار باش که شما خوسفی ها و… رابهابادیها نجات دادند

حسن پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۳:۴۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

گفتن این دردها هرجند تکراریه خیلی خوبه.
باید هر چند وقت یکبار بیان شود تا مسئولین استان بدانند که ما میدانیم و به امید روزی که مسئولین وفادار به مردم شهر مناصب را در دست بگیرند.

محسن پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۷:۲۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

مالکین نه و مالک تو هنوز از اون زیاده خواهید دست بر نداشتی

بافقی پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۸:۲۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ایا میدانستیددرشهرهای دیگرمسابقات علمی،فرهنگی و…برپامیشود
ولی مادرعصر حجرهستیم ومیخواهیم مسابقه الاغ سواری (باپخش مستقیم)برگزارکنیم!!!!!!!!!

اميدوار پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۸:۴۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب آقاي ابراهيمي،با سلام و تشكر از مطلب شما.پيرو مقاله شما بنده به دو موضوع اشاره مي كنم:
1- بايدها و نبايدها ،بودها و نبودها مختص بافق نيست.بايد ديد اختيارات قانوني يك مسئول چقدر بوده؟اولويتهاي كاري يك مسئول
چه چيزهايي بوده؟بودجه اختصاصي براي انجام يك پروژه چقدر بوده؟چقدر نواقص قانوني نقش داشته اند؟چقدر مديران مافوق و يا پاييني نقش داشته اند؟اگر مديري غافل بوده و قصور كرده يا خداي نكرده خيانت كرده،نهادهاي نظارتي چه كرده اند؟و… لذا ليستي از كمبودها و نواقص يك شهر را تهيه كردن آسان است.چرا كه هر شهري كه شما نام ببريد از ديد شهروندان آن شهر كارهاي انجام نشده بيشتر از كارهاي انجام شده است.به نظر بنده بهتر بود به جاي اينكه مشكلات عديده اي
از اين شهر را تيتروار بيان كنيد يك يا چند مورد را با در نظر گرفتن عواملي كه ذكر شد و بعضا عوامل ديگر تحليل مي كرديد تا بشود قضاوت كرد.
2- منطقي اين است كه اگر مشكلي در جامعه و يا شهر را نقد مي كنيم در پايان راهكار عملي(نه تئوري و آرماني)را هم بيان كنيم.چرا كه خيلي از نقدهايي كه ما به شهر يا جامعه داريم خود مسئولين مربوط نيز قبول دارند ولي اختيارات و امكاناتي كه در اختيار دارند در حدي نيست كه بتوانند مشكل را حل كنند.لذا اينجاست كه راهكارهاي عملي فراتر از اين اختيارات و امكانات،حتما موثر واقع مي شود.

بیکار پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۹:۰۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ایامیدانستیدتاپارتی نداشته باشی نمیتونی بری معدن!

احمد پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۵۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بايد بافقي ها از نظر دروني متحول شوند تا مشكلات حل شود.

دلسوز پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۱:۴۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

درجواب آقای امیدوار،ایامیدانستیدشهرعای دیگه مسولینشان شعارنمیدهندوچراغ خاموش حرکت برای آبادانی شهرشان میکنندوخودرابه صندلیهایشان نچسبانده اندوبه قولهاوگفته هایشان عمل میکنند.

بنده خدا پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

درجواب آقای محسن میدانی مالکین خیابان مسجدجامع یک ریال بابت املاک خوددریافت ننموده اند.زیرایک سوم قیمت حقیقی کارشناسی شده اونم کارشناسان غیربافقی که هیچ نمیدانندخیابان مسجدجامع بافق کجاقراردارد! بله .وقتی کارشناس خودبافقی راقبول ندارند،میخاهیددرباره پیشرفت وآبادانی کسی نظردهد…

میرسلیمانی بافقی پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۲:۵۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

درود بر جناب اقای ابراهیمی عزیز
هر کس در حوزه کاری و فکری خودش دردها را بازگو و کژیها و راستی ها را با مردم در میان میگذارد.جناب ابراهیمی هم به زیبایی با قلمی شیوا بی حرمتی های قانونی وغیر قانونی را اشکارا با طنز به بزرگان شهر رسانده اند که جای تشکر و امتنان وافر دارد.اگر همه چنین احساس مسئولیت می کردند بافق بر نوک تارک شهرهای ایران نشسته بود و حتی به بهاباد مظلوم و آرام که نتوانستند معدنشان را بازپس گیرند هم کمک میکرد.
ضمنا این نکته تاریخی را خدمت دوست بهابادی یادآور میشوم که حدود 250 سال قبل کوهبنان را که بهاباد و دیگر مناطق اطرافش هم جز کوهبنان بودند بافقی ها از دست راهزنان بلوچ وافغان نجات داده و آزاد کردند!!!!ونیازی به ازاد سازی دوباره این مناطق نیست.اگر همتی از شما مانده خودتان را از یوغ سنگهای سیاه چادرملو ازاد کنید.
جناب امیدوار هم زیاد امید وارمان نکردند وبیشتر به راه وروش همان مدیران قبلی که بازنشست شده اند سوقمان میدهند در حالی که دور تسلسل باطل است!!!!

بافق پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۲:۵۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

چرایکبارهم که شده شهرداروشورای شهردرباره تعریض خیابانهاوویژگیهاوچگونگی آزادسازی املاک آن شفافسازی نمیکنند،آیامسئولین نبایدرسیدگی کنند؟

رضا پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۶:۰۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام ای کاش هرچه زودتر از خواب بیدار شویم ولی چه فایده که خود را به خواب زدیم وهمیشه بیدار کردن کسی که خود را به خواب زده خیلی سختر از کسی است که خوابه

777 پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۹:۰۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای امید وار را نمی شناسم ولی مثل اینکه این آقا هنوز دنبال پرتقال فروش می گردند.آقا گشتیم نبود نگرد نیست

محمود رستمی پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۴۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با تشکر از جناب اقای ابراهیمی – وقتی داشتم مطلب رو میخوندم به این فکر میکردم که به مطلبی به عنوان دیگاه بذارم ؟ اما به آخر مطلب که رسیدم متوجه شدم که جناب آقای قصه گو حرف دل منو زده !

( سر سبزم زبان سرخ آخر می دهد بر باد ** چرا چون حرف حق گفتن طناب دار هم دارد )

میخوام بگم که اقای ابراهیمی عزیز مواظب سر سبز خودت باش – این حرفهای شما خیلی با مزاج مسئولین ما سازگار نیست .
امیدوارم موفق باشید و پیروز .

مهدی راشدی پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۱:۰۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مطلب جالبی بود – شهامت میخواهد که این مطالب را به این صراحت بیان کرد.
بنده اهل بافق نیستم . ولی بافق را از نزدیک دیدم و همه این مطالب رو از نزدیک حس کردم .
یه خواهش از مسئولین مربوطه دارم . و یه پیشنهاد برای مردم عزیز بافق
1- مسئولین عزیز و گرام به جای اینکه مدام در جلسات اداری و پشت تریبون ها و جلو دربین های صدا و سیما و… بشنید و آمارهای ساختگی و نادرست تحویل مردم بدهید قدری وجدان کاری به خرج بدهید و به فکر مردم باشید . البته اگر هنوز چیزی به عنوان وجدان مونده باشه .
2- و اما مردم عزیز و مهربون بافق – این شماهستید که می توانید سرنوشت بافق رو تغییر بدهید . اگر قدری به عقب برگردیم و تاریخ را مرور کنیم می بینیم که مردم هر کاری را که اراده کردن به سرانجام رسیده. از انقلاب سال 57 گرفته تا ههمه اتفاقات که در کشور افتاده – پس شدنی است – به شرطی که شما مردم عزیز همت به خرج بدهید . با آرزوی موفقیت برای مردم عزیز و بافقی آباد

دهقان .بهاباد جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۲ - ۱۲:۱۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آ قای میر سلیمانی فکر کنم اطلاعات شما خیلی خیلی پایین می باشه شما کتاب تاریخ بهاباد را مطا لعه نمایید آن وقت به تنهایی نزد قاضی نمی روید .در کتاب تاریخ بهاباد ثبت شده بافق قصبه ای از شهر بها باد پس معلو م است بافق که هیچ کوهبنانی هم وجود نداشته .بروید کتابهای تاریخ بهاباد وبافق را مطالعه کنید بعد اظهار نظر کنید .بهاباد سابقه 6000ساله دارد.اما راهزنان بلوچ وافغان یزد را مورد حمله قرار دادند واموال مردم را به یغما بردند ودلاور مردان وجنگجویان بافقی وبهابادی به سوی یزد حرکت کردند واشرار وراهزنان بلوچ وافغانی را شکست دادند وامنیت وآسایش را برای یزدیها آوردن خواهشمند است کتاب بتریخ بهاباد وبافق را مطالعه گفته خودرا تکذیب کنید.اما چادرملووسه چاهون .چادر ملو را شما بافقیها دودستی به اردکان دادید چون در زمان فرماندای بزاز اتفاق افتاد هاباد آن زمان بخش بود وتمام پنهان کاریها در فرماندای بافق انجام می گرفت.ما که همت کردیم وخواهیم کرد به یاری خدا چادرملو.سه چاهونوچاهگز را از غاصبان اردکان وبافق آزاد خوایم کرد.ضرب المثلی است که می گوید از هر دستی دادی همان دست هم خواهی گرفت.چادر ملو را شما بافقیهادودستی به اردکان دادید که سه چاهون را بگیرید ولی اردکانیها از شما بافقها زرنگتر بودند ومعدن D19 به مثل آب خوردن گرفتند

رضايي جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ضمن تشكر از جناب آقاي ابراهيمي. آقاي دهقان روي سخنم فقط با شماست نه مردم بهاباد چون مردم بهاباد مردمي محترم وقابل احترام هستند. حتما ميدانيد كه اگر همت مسئولين بافق نبودبهاباد اين روزها شهر نميشد.درست است كه من هميشه از يكپارچگي مردم بهاباد سخن ميگويم اما اگردليل آنرا نميدانيد خدمتتان عرض كنم اصولا جوامع كوچك از يكپارچگي بيشتري برخوردارند بطور مثال در يك روستاي پنجاه نفري اكثرا با هم آشنا بوده و اهداف مشتركي دارند اما در شهر هاي بزرگ اينچنين نيست.همسايه همسايه خود را نميشناسد چه برسد به اينكه هدف مشتركي داشته باشند.شما اگر خيلي همت داريد بقول آقاي ميرسليماني چادر ملورا كه متعلق به شما بود پس بگيريد نه اينكه براي معادن و روستا ههاي بافق ناجي شويد.اين نقشه مسئولين بود كه با منحرف كردن فكر شما به سمت چاهگز و…با خيال راحت چادرملورا به سوگلي استان تقديم كنندوشما بمانيد با قولها ووعده هاي سر خرمن……

جواد جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۲ - ۱۲:۰۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
تا موقعی که مسئولین لایق و توانمند بومی تصمیم گیرنده نباشند اوضاع همین است که هست.
جالب است بدانید:
چندی پیش قرا بود بنده مسئول یکی از ادارات شهر بافق بشوم ولی متاسفانه شنیدم گفته اند که بومی نباشد بهتر است و این را همشهری های خودمان گفته اند متاسفانه…..
حالا بماند که کی گفته….
حال شما بمانید و مسئولین غریبه

بافقي زاده جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۲ - ۱:۰۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آيا مي دانستيد شهرستان بافق از مناسب ترين شهرستانهاي ايران براي احداث نخلستانهاي خرما و باغهاي پسته بوده درصورتيكه سهم بافق از برداشت خرما و پسته در ايران فقط 05/0 درصد مي باشد.

دهقان.بهاباد جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۲ - ۱۱:۴۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای رضایی > بهاباد 50سال بخش بوده وسالهاست دنبال مستقل شدن بود اول از ادارات شروع کرد .ادارات کلیدی را از بافق جدا سپس به فاز فرمانداری پیش رفت واتحادوهمبستگی مردم بود که به نتیجه رسید .خواستن توانستن است.مسوءلین بافق تا توانستند کار شکنی کردند اما بیشتر از این نتوانستند کاری انجام بدهند.زیرا خدا باما بود.آقای رضایی چادر ملو را شما بافقیها به اردکان دادید بهابادیها زمانی متوجه شدند که ده سال از انتزاع آن گذشته بود ما که فرمانداری نداشتیم بهاباد بخشی از بافق بود.اردکانیها معدن D19 شما به یغما بردند چرا نمی توانید پس بگیریداین معدن از چادر ملو مهمتر بود .ما بهابادیها اگر مالکیت معدنچادرملو را نداریم ماهیانه4الی5 میلیارد عوارض می گیریم.خیالتان راحت باشد سه چاهون وچاه گز را طبق سند وبا پیگیری از طریق قانون باز پس می گیریم. انشاا…

بهابادی شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۲ - ۱۲:۰۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

درجواب رضایی:همان دست که دادیم همان دست گرفتیم. چادرملو جای خود سه چاهون جای خود چاه گز هم جای خود. اگر همت مردم بهاباد نبود بهاباد شهر نمی شد. شما اگر عرضه دارید دنبال حق خودتان بروید که بافق با سابقه 50 ساله معدنی کارخانه فولاد ندارد اونوقت ارفع 2 در ابرکوه احداث می شود.و همین قدر هم که عقب ماندیم چون با شما بودیم. شهر که شدیم خدا بخواهد معادن را هم ازاد میکنیم

رضايي شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۲ - ۸:۴۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ماشالله به اين همت اهالي بهاباد .پس مار درآستين پرورش داديم.اگه به شما باشه كه ادعاي چغارت رو هم داريد .جناب آقاي…بافقي كه پيگير بوديد بهاباد شهر بشه آقايان فكر ميكنن خودشون همت داشتن اين هم جوابتون. حالا ديگه ادعاي سه چاهون .چاه گز.فردا هم چغارت رو دارن…حسبي الله

رضايي شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۲ - ۱۰:۴۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

راستي جناب آقاي بهابادي.اينكه ارفع 2 در ابركوه احداث ميشه دليلشو بهتر از من ميدونيدبه هر حال استانداري كه براي خواسته من وشما نيروي امنيتي فرستاد وشورشگر معرفيمان كرد براي شهر خودش كارهاي زيادي انجام داد حتي نخواسته هاي شهرش انجام شد اينكه ما عرضه داريم يا نداريم به خودمان مربوط است .انشا الله شما به خواسته هاتون برسيد.البته به شرطي كه روش اردكان را در پيش نگيريد و به داشته هاي خودتان دلخوش باشيد نه داشته هاي همسايه .دوستان بهابادي زيادي دارم همه با خدا هستند فكر نميكنم عامه مردم بهاباد چشم طمع به ثروت همسايه هاشون داشته باشند.هرچه قانونا مال شماست از شير مادر حلالتر.گواراي وجودتان .راستي مردم بهاباد رو مردمي بافرهنگ ميدونم. توهين در فضاي مجازي كاردرستي نيست.ما سالهابه آرامي در كنار هم زندگي كرديم دليلي براي خصومت ودشمني نيست

بهابادی شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای رضایی محض اطلاع: به دستور شفاهی فلان مسئول سه چاهون وانومالی a12از بخش 57 بهاباد انتزاع و به بخش 56 بافق الحاق گردید مدارکش هم موجوده

بهابادی شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

در مورد شهرستان شدن بهاباد هم میتونید به مصاحبه سایت بهاباد با عباس حاتمی مراجعه کنید

بهابادی یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۲ - ۱۲:۰۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

درجواب رضایی: اگه جسارتی شد ببخشید.راستی اقای رضایی میدونید چرا قبل از همه بهابادی ها اموزش و پرورش را مستقل کردند؟؟؟؟!!!!

رضايي یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۲ - ۱۲:۲۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بهابادي جان.يادمه حدود پانزده سال قبل رئيس وقت آموزش وپرورش بافق سه پنجم بودجه آموزش وپرورش بافق رو به بهاباد ميداد شايد اعتراضي نباشه بازم راضي نميشدند .شما كه ميدونيد بگيد چرا اول آموزش وپرورش .من جوابمو دادم اگه اهل تفكر باشي متوجه ميشي……..خواه پندگير وخواه ملال.بعضيها زياده خواه هستند فرقي هم نميكنه از هرجا و هركس هم باشه خوبه فقط به اونا برسه.بعضيهافقط بايد شرشون كم بشه حالا هرطور كه باشه خوبه

محمد یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۲ - ۱۲:۲۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بابا دو کلام حرف حساب زده این ابراهیمی بیچاره. مثل مرغ وخروس به پرید که چه ؟
وقتی ملت بافق همکاری ندارن در مورد تعرض خیابانو غیره چطور مسئولین دل بسوزونن.
ازماست که برماست

میرسلیمانی بافقی دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۲ - ۸:۴۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب دهقان اینجا جای توهین و بلوف زدن نیست.از انجا که مطالبی را نوشتید ناچارم توضیحاتی بدهم بنده با متون تاریخی حق مطلب را ادا کردم نه کتابی که چند سال قبل نوشته فرد ذینفعی نوشته است.من بیشتر از شما از تاریخ وسابقه بهاباد اطلاع دارم حتی از صادرات توتیای ان را که مرحوم اصطخری آورده اطلاع دارم ولی شما خلط مطلب کرده و بهتان برخورده.بهاباد ادعای زیادی در همت و آبادانی و غیرت دارند که بنده هم بدان معترفم واز وحدت و همت مردم شریف بهاباد باتوجه به اینکه تا چند سال قبل بخش کوچکی از بافق بوده به خود می بالم.احتمالا اسناد شما همانند به فرافکنی حاشیه راندن چادرملو می باشد .یادتان باشد که در بازدید اقای خاتمی از چادرملو مردم بهاباد حضور چشمگیری داشتند .چند ماه قبل هم خیزش پرسروصدایی داشتند و آب را بستند ولی بیکباره سکوتی شما را فراگرفت که به آن گرد خاکهایی که از شما شنیده بودیم نمی خورد.همانند طبل تو خالی که فقط صدای بلندی دارد!!!خود میدانید که شرایط شهر شدن را نداشته اید وبه یمن بذل وبخشش مردم بافق شهرستان شدید و تمامی روستاهی الحاقی کتبا و حرفا خواهان انتزاع از بهاباد و الحاق دوباره به بافق هستند که اگر چنین شود علی می ماند وحوضش!!! اگر باور ندارید از ورودی بهاباد تا خروجی آنرا قدم کنید ده دقیقه بیشتر وقت نمیگیرد. یادتان باشد حدود 500 سال است اکثر حاکمان استان وحتی بهاباد در بعض وقتها؛ بافقی زاده بوده اند وبافق قرنهاست شهری بزرگ در نوع خودش بوده وهست ولی بهاباد تا دو سال قبل قصبه ای بیش نبوده و اسنادش مثل روز روشن است.جناب دهقان عزیز شما دیدید که به زورهم نتوانستید حق مشروع خود را از چادرملو بگیرید آیا می شود واقعیات تاریخی را به زور تحریف کرد؟
این جواب آن مطالب شما واما:
بحث دوم با عنایت به نکته زیبایی که جناب رضایی در اجرای قانون کثیف ” فرق تسدد” (تفرقه بینداز وحکومت کن!!)که می گویند قانون انگلیسیهاست وشاید مرکز استان بهترین شیوه را این میداند که دوشهر کنار هم به هم بتازند و از ما بهتران بهره وافی ببرند و به ریش نداشتهمان بخندند!!! عاقلانه این است که مردم هر دوشهر مظلوم با هم در مقابل زیاده خواهیهای زورگویانه بایستند وبا هم باشند.بنده نیز دیگر در مورد مطالب تفرقه افکنانه نخواهم نوشت تا دام مرموزان نیفتم خواه پند گیر وخواه ملال….
یا علی مدد

رضايي سه شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۲ - ۳:۲۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب آقاي ميرسليماني عزيز ممنون از حرفهاي زيباتون.يادم مياد سالهاي دفاع مقدس درجبهه بعضي وقتها رزمندگان به بهانه هاي واهي با هم دعوا ميكردند.وعجب بزن بزني ميشد همه جوون وبقول خودمون كله خراب.اصولا هم شهرهاي مختلف با هم دعوا ميكردند.يك نكته قابل تامل بود.بچه هاي هيچ شهري با بافقي جماعت كاري نداشتند چون از يكپارچگي واتحاد بچه هاي بافق ميترسيدند دراين ميان بچه هاي بهاباد هم با ما بودند هرچند تعدادشان اندك بود ولي مردونه از ما دفاع ميكردند وما هم…اونا دركنار ما راحت بودند.ايكاش امروز هم متحد ميشديم وچادرملو وحقمون رو ميگرفتيم هم براي بهاباد مظلوم هم بافق مظلومتر.اما چه كنم كه با همين تفرقه اندازيها هربار خواستيم نماينده اي داشته باشيم مردم بهاباد ظاهراهمراهمان بودند وبا علم كردن يكي از پشت به ما خنجرزدند همراهي نكردندوباشهرهاي ديگر متحد شدند وهربار چوبش را خوردند.ما هم با توجه به جمعيت كمترنسبت به ديگر شهرها كاري از دستمان ساخته نبود واين تاريخ دوباره تكرار شد .توكلت علي الحي الذي لايموت

مرادبیک چهارشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

باسلام خمتتون: عرضم به حضورتون که اگه حرف دخیل درست از اب در بیاد و بافق و بابادو مهریز یک نماینده داشته باشند اونوقت بابادی ها قربشون زیاد میشه با هر کی باشند همون نماینده میشه مثل همین دفعه. پس لطفا فکر 3 سال دیگه باشید و تفرقه نندازت

بلال پنج شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۲ - ۱۲:۰۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

قدیما که معدنی نبوده. بیشتر کشاورزی بوده . بافق هم که بدرد کشاورزی نمی خورده . شرایط بهاباد بهتر بوده پس احتمال داره بهاباد از بافق بزرگتر بوده ایا استدلال من درسته؟

جعفر قلي خان شنبه ۹ شهریور ۱۳۹۲ - ۲:۵۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بايد ها و نبايدها و آياميدانستي ها زيادن داداش گلم
ولي شما كه ميدوني شماكه اطلاع داري چيكار كردي ؟؟؟؟

مهدی برزگری یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بافق متاسفانه در خیلی از چیز های دیگر که جای آن در این جا نیست رتبه منفی دارد وفقط ازنظر ساختاری و عمرانی مشکل ندارد و مشکلات و مسائل فرهنگی از نظر ها دور مانده است و ما همیشه داد شکم و راحتی تن خود را می زنیم و صد البته از نظر زیر آب زنی در استان تک هستیم واز روی حسادت و کوتاه فکری این کار را می کنیم نه از روی دلسوزی و یا تذکرات اخلاقی و با توجه به این که در ادارات بافق همه یا همشهری هستند و یا دوست و قوم وخویش می باشند در انجام کار ها زیاد جدی نیستند و برخورد قاطع با افراد کم کار و تنبل ندارند و درنتیجه بافق رو به عقب می رود.

مردمی یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۲ - ۱۲:۵۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام با تشکر از دلسوزان بافق نه مسولان چون مسولان نمیگم همشون ولی هرکدوم که خواستن کاری برای بافق و مردم انجام بدن به راحتی بدون اینکه کسی متوجه بشه ازمسئولیت کنار رفتن مشکل ما مردم بافق اینه که تا وقتی بهمون بر نخوره عادت کردیم غریبه ها برامون کار کنن وما به راحتی یه پول بخور نمیری برا زندگی روزمره داشته باشیم تازه وقتی سرمون رو از زیر برف در میاریم متوجه میشیم همه چیز بافق به اسم یزدیاست همین طور که الان به راحتی تیم سنگ اهن از اونهاست وتمام اعضای تیم از یزد یا شهرهای دیگه هستن .یادمون باشه تا خدمون نخوخهیم چیزی درست نمیشه خواستن توانستن است یک مشت به تنهایی صدا نداردما وقتی میتونیم پیشرفت کنیم که همه با هم وبرای هم کار کنیم وبه فکر خراب کردن هم نباشیم.

آخی یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۲ - ۴:۲۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آخی جقه جالب نوشته بودی آقای ابراهیمی ولیکن آقایون مثلا” با فرهنگ وپرمدعا خرابش کردن حالام ولکن نیستن چوب برداشتن و ….ملتی که نظرهارا خوندید مواظب باشید بینتون تفرقه نندازن .چون هدفشون اینه

عباس ابراهیمی خوسفی دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۲ - ۲:۱۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

درود بر شرف مردم بافق و بهاباد که در گفتار و نوشتار ادب را رعایت می کنند و نظرات همه دوستان برایم محترم هست و همه استاد بنده هستید سعی کنیم با تعامل به تفاهم برسیم

ع.ا.حسین آباد چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۲ - ۸:۳۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام.مرسی استاد که حرف دل همه ما را زدید.آفرین به این قلم.خدا بیامرزد مادر بزرگوارتان را.