«بومی گرایی, عامل وحدت یا تفرقه؟!»

دسته: مقالات
۵ دیدگاه
جمعه - ۲۲ شهریور ۱۳۹۲

untitled1-80x8011

اختلاف وتفرقه, مهم ترین عامل در واپس گرایی وعقب ماندگی  هرقومی محسوب می شودچون تفرقه, دل ها را
 ازهم دور می کند و با پاره شدن رشته های محبت ودوستی, کینه ونفاق دروجود ﺁدمیان لانه می کند و هریک دیگری را به چشم رقیبی می بیند که باید با تمام توان اورا از میدان به در کند یا مانع پیشرفت او شود.
یکی از مصادیق اتحاد برای حرکت رو به جلو, وحدت میان مردم ومسئولان است چون مسئولان از جنس همین مردم هستند و مانند این مردم فکرمی کنند وپیامبر(ص) فرمودند: « مردم بیشتر به حاکمان خود شبیه هستند تا به پدران خود».
اگرمردم؛ احساس کنند که مسئولان با ﺁن ها هستند ودر بزنگاههای مهم ﺁن ها را رها نمی کنند, اعتماد و دلگرمی بیشتری به ﺁن ها خواهند داشت و با تمام قوا ﺁن ها را یاری می کنند و شاید تفکر بومی بودن مسئولان که در بیشتر اوقات مطرح می شود حاکی از همین حس همزبانی باشد چون فرد بومی با این فرهنگ بزرگ شده است ودرد و رنج ﺁن ها را از نزدیک لمس کرده است وبهتر می تواند مثمر ثمر باشد.
 بومی گرایی افراطی و یا به هر قیمت, نه تنها دردی از جامعه را برطرف نمی کند بلکه تبعات منفی و زیانباری در پی خواهد داشت و اگر فرد بومی, لیاقت و شایستگی احراز پستی را نداشته باشد و او را به صرف بومی بودن در جایگاهی قرار دهند بیشتر به جامعه ضرر می رساند چون  دوست نادان  به مراتب بدتر از  دشمن داناست.
 بنابراین باید اذعان داشت ,هرچند که بومی گزینی, روشی مطمئن تر و مفیدتر در پیشبرد اهداف به حساب می ﺁید اما فرد بومی, بایدتوانایی و لیاقت احراز پست را داشته باشد تا خسارات بیشتری بر جامعه وارد نکند.
 عده ای معتقدند؛ اگر فردی بومی بر مسند قدرت تکیه زند وزمام امور را در دست گیرد, کینه توزی و شماتت ها به مراتب بیشتر ظهور می کند چون یکی از خصیصه های محیط های کوچک, تنگ نظری و حسادتی است که دامن گیر ساکنان ﺁن است و این تنگ نظری ﺁن ها را به مانع تراشی  دربرابر مسئول بومی وامی داردو باعث می شود برای  پایین کشیدن او  ازمسند قدرت , سعی وتلاش بیشتری به کار برند که شاید نمونه های ﺁن در گذشته به حد وفور یافت می شود.
 بنابراین  اگر قائل به این تفکر باشیم ؛شاید فرد غیر بومی, بیشتر بتواند در پیشبرد اهداف موفق باشد واز طرف دیگراگر هدف ,خدمت رسانی مسئولان باشد و فرد مسئول خود را شرعا و عقلا خدمتگزار مردم بداند, بومی وغیر بومی چندان تفاوتی در این مسئله ندارد.
اگر شرایط جامعه وخرد جمعی به این نتیجه رسیده باشد که فرد بومی ,کارﺁمدتر و مفیدتر است پس باید  ﺁستین ها را بالا زد و برای تحقق این مهم, از همین الان برنامه ریزی کرد و انسان های وارسته و متخصصی را تربیت کرد تا مانند الان مبتلا به بیماری قحط الرجالی نشویم واین وظیفه خطیر  بر دوش خانواده ها و ﺁموزش و پرورش است تا بتوانند محصولاتی ایده ال وکارآمد را تحویل جامعه دهند.وبه تعبیری«اگر نیت یک ساله داری گندم بکار,اگر نیت ده ساله داری درخت بنشان,واگر نیت صدساله داری انسان تربیت کن»
دکتر حسین ارجمند

پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳
برچسب ها:
دیدگاه ها
بافقي جمعه ۲۲ شهریور ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

باسلام.اقاي ارجمندحرفتان متينه.مشكل اينه كه مردم بافق خيال ميكنن غيربومي هاهمشون سطح سوادوتجربشون خيلي بيشترازبومي هاهست.ايامردم خبردارن كه وقتي يك بجه بافقي دريكي ازاداره هاي يزدكارميكندازهمه كارمندهاي ادارشون سرتروفعالتره.وحتي كارش بهتره.اينوازبعض معلمان وكارمندهاي بازنشسته كه به يزدرفتن ببرسيد.ممنون

منتقد شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۲ - ۱۲:۲۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ما باید در شهر افراد متخصص ان قدر داشته باشیم تا وقتی پستی خالی می شود بلافاصله فرد متخصصی جایگزین شود.همین الان باید به فکرفرماندار بومی بودهرچند که اقای خاوری هم خوب کار کردند ولی مادر را دل سوزد ودایه را دامن.
یا باید برای سنگ اهن از همین الان یک مدیر بومی رادر نظر بگیریم نه در دقیقه نود یا برای اموزش و پرورش در سال اینده…..
ما باید با تربیت مدیران لایق ان ها را به مرکز استان و کشور برسانیم.هرچه باشد بافقی به جایی برسد برای همه افتخار داره.

هوشسیار شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۲ - ۸:۰۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام این یکی را خوب آمدی

شهروند شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۲ - ۸:۱۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقاي ارجمند گل گفتي . احسنت .

امیدوار شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۲ - ۱۱:۱۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب آقای ارجمند ، با سلام.کاملا حرفتان در ست است.
یکی از معضلات شهر ما همین تنگ نظری است.باید ریشه های این بیماری را مراکز فرهنگی بافق،نخبگان،اصحاب رسانه و مسئولین شهر با کمک هم بخشکانند.
واقعا اگر در کسی صلاحیت،درایت و کاردانی را دیدیم تقویتش کنیم.رشدش دهیم.به او میدان عمل دهیم.همه باید در راستای بالفعل کردن ظرفیتهای بالقوه افراد تلاش کنیم.