در ايام فاطميه (س) فاطمي شويم

دسته: فرهنگی، هنری، مذهبی , مقالات
۳ دیدگاه
سه شنبه - ۲۲ فروردین ۱۳۹۱

نمي دانم اين داستان را از زندگاني حضرت زهرا(س)  شنيده ايد يا نه ،مي خواهم ابتدا داستان را بشنويد . شنيدنش عبرت هايي در بر دارد كه خودتان متوجه مي شويد . اين داستان در مسند فاطمه زهرا(س) صفحه ي 73 آمده است :

«انس بن مالك می‌گوید:
روزى حجّاج بن یوسف ثقفى مرا نزد خویش احضار كرد و درباره جریان به هم زدن و مخلوط كردن غذاى داخل دیگ به وسیله دست،
كه توسّط حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها انجام گرفته بود،
سؤال كرد.
گفتم :
روزى عایشه به حضور فاطمه زهرا علیها السلام آمد و دید كه آن حضرت مشغول پختن حریره براى دو فرزندش حسن و حسین علیهما السلام است.

او دید فاطمه سلام الله علیها مقدارى آرد و شیر و روغن داخل دیگ ریخته بود و آن را روى اجاقى كه آتش زیر آن شعله ور بود قرار داده؛
و با انگشت خود،
حریره داخل دیگ را در حالى كه مى‌جوشید و غُل غُل مى‌كرد، به هم مى‌زد و مخلوط مى‌نمود.
عایشه با دیدن چنین صحنه‌اى بُهت زده گشت و با حیرت و تعجّب ،
از منزل دختر پیامبر خدا صلّى اللّه علیه و آله خارج شده و به سوى منزل پدرش ، ابوبكر حركت كرد.
و چون به منزل پدرش وارد شد، گفت:
پدر! هم اكنون جریان عجیبى را از فاطمه زهرا دیدم كه مرا به حیرت و تعجّب واداشته است .
او را دیدم در حالى كه دیگ حریره ،
روى اجاق آتش مى جوشید،
با انگشت خویش آنها را به هم مى زد و مخلوط مى‌نمود.
ابوبكر گفت:
دخترم ! این موضوع را مخفى دار، مبادا كسى متوجّه شود، كه این امر بسیار مهمّ و عظیم است .
ولى همین كه پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله از این جریان آگاه شد، بالاى منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى ،
فرمود:
مردم از دیدن صحنه جریان دیگ و آتش تعجّب مى كنند و آن را جریانى عظیم و غیر قابل قبول مى پندارند.

و سپس افزود:
سوگند به آن كسى كه مرا به رسالت مبعوث كرده و به نبوّت خویش بر انگیخته است ،
باید بدانید كه خداوند متعال آتش و حرارت آن را بر جسد فاطمه و بر خون و مو و تمام اجزاء بدنش حرام گردانیده است .

همانا فاطمه و شیعیانش (پیروان واقعى در عمل و گفتار) از حرارت آتش در امان خواهند بود،
و بلكه آتش و خورشید و ماه و ستارگان و كوه ها، همه و همه در طاعت فاطمه و نسل او یعنى ؛ اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام مى باشند.
و همچنین جنّیان در ركاب آخرین فرزندش ،
امام زمان علیه السلام با مخالفان و ظالمان مى جنگند.
و در آن هنگام ، زمین تمام بركات و گنجینه ها و مخازنش را تسلیم مهدى موعود عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف خواهد نمود. »

با ماجراهاي اهلبيت (ع) فطري برخورد كنيم

داستان را شنيديم . بعضي ها تا اين قبيل داستان ها را مي شنوند صدايشان در مي آيد كه اين ها دست ساخته هاي شيعه ي دو آتشه است .براي داغ كردن تنور تشيع ، اين داستان ها را ساخته اند . عجب، اين قبيل افراد در دنياي كوچكي زندگي مي كنند در فرمولهايي كه خودشان ساخته اند. حتي يك بار هم حاضر نيستند ريسك كنند و از محيط تنگ و ترش خود بيرون بيايند . هميشه معيار سنجششان دو ريال تجربه و فرمولي است كه به مرور زمان آموخته اند . كم پيش مي آيد به فطرتشان رجوع كنند همان فطرتي كه به آنها تلقين مي كند خدايي هست پيغمبري هست امامي هست . بايد سهمشان را از اين منبع بزرگ بيشتر كنند .بعضي ها هم با حسرت به اين داستان نگاه مي كنند و فريادشان از سر حسرت بلند مي شود كه خوشا به حال فاطمه (س)خوشا به حال شيعيان فاطمه خوشا به حال سيدها كه مادرشان فاطمه(س) است اولاوقتي مي فرمايند شيعيان فاطمه،  منظور فرزندان نسبي ايشان نيستند هر چند اگر كسي سيد باشد شرافتي دارد مي تواند افتخار كند اما  چه بسا منسوبان خوني كه اهل اهلبيت نبوده اند؛ هر چند فرزند امام بوده اند فرزند پيغمبر بوده اند اما خداوند آنها را عذاب مي كند. پس منظور شيعيان آن حضرت مي باشند كه اهل تبعيت از آن حضرتند پس باكي نيست سلمان وار اهل اهلبيت شدن و شيعه ي آن بزرگواران شدن .

چرا محب اهلبيت (ع)خودش را كنار مي كشد چرا داستان مي خواند چرا داخل داستان نمي شود چرا وقتي اين بزرگواري ها را مي شنود آرزو نمي كند؟ من و شما چگونه است وقتي در بيابان سوزاني تشنه ايم با تمام وجود به سمت آب مي رويم چرا وقتي نور اهلبيت(ع) نمايان مي شود حسرت مي خوريم آيا رفتار ما صحيح است؟ فاطمه(س) در ايامش صرفاً نوحه خوان نمي خواهند ، مي خواهند با يك چشم اشك بريزي و با چشم ديگر به جستجو . به جستجوي فاطمي شدن .از او شدن، رنگ فاطمي پيدا كردن . شما خودت را در نظر بگير، ظلمي به شما شده، مي خواهي احقاق حق كني  هزار گريه كن ِصرف مي خواهي يا دو سه نفر ياري رسان و نصرت كننده قوي؟؟ مسلما ياور داشتن برتري دارد. شيعه با اشك ، داغ فاطمه (س)را تازه نگه مي دارد و با ايمان و نصرتش قلبش را خشنود مي سازد . كسي بخواهد ياور فاطمه باشد بايد فاطمي شود. اهليت ايشان را پيدا كند چگونه؟ چگونه؟

 

حضرت زهرا(س) اطفال شيعيان را تربيت مي كنند!!

به اين حديث با دقت توجه كنيم .

امام صادق(صلوات الله علیه) می فرمایند:

أنّ أطفال شیعتُنا مِن المؤمنینِ تُربیهم فاطمةُ علیها السلام «  بی شک خردسالان شیعه ما از مؤمنان را فاطمه علیها السلام پرورش می دهد».( بحارالانوار جلد ۶ ص ۲۲۹)

اين حديث را شنيديم ، چه برداشتي مي كنيم ؟. فاطمه(س) تربيت كننده است . مادر است ديگر بچه تا زماني كه بچه است مادر عهده دار تربيتش مي شود نازش را مي خرد كمك كارش مي شود متولي رشدش مي شود از تغذيه گرفته تا طهارت و پاكيزگيش .تا رسم راه رفتن آموختنش. همه و همه از صدقه سر مادر است با آن حس ترحم مادرانه اش . اما همين كه بچه راه افتاد مادر بيشتر نگاهش مي كند و لذت مي برد ديگر بچه، بچه نيست آدم حسابي شده ؛ خودش مي تواند گليمش را از آب بيرون بكشد . مادر دور مي شود اما همينكه مريضي سراغش مي آيد مادر باز مي آيد بالاي سرش. مي شود غمخوارش . آب و نانش مي دهد تا سالم شود . چه قانون عجيبي هر وقت احساس نياز به مادر پيش مي آيد مادر خودش را مي رساند عهده دار تربيت مي شود .

 بياييم به خودمان نگاه كنيم اگر فاطمه (س) مادر است كه هست كدام اطفال را تربيت مي كند؟چه تربيتي جاري ميكند ؟ از كدام رجس و پليدي انسان را پاك مي كند ؟ چه لباسي به اندام كودكان مي پوشاند؟ چه غذايي پيش بچه هايش مي گذارد ؟ از غذاي خودش ايثار مي كند؟ چه زيبا ؛ حضرت فاطمه (س) هر كه احساس كودكي كند و او را مادر خود بداند سرپرستي مي كند . در خانه خودش از لباس خودش از غذاي طيب خودش با دست مبارك خودش. چه زيبا . همه اينها نشان دهنده ي رفتار يك مادرمهربان است.

مادر جان شما تربيتم را بر عهده بگير

بياييم در اين ايام فاطميه به حضرت فاطمه زهرا(س) از اين زاويه نگاه كنيم . من آلوده ، من گيج از تمام ناجوري ها من گرسنه ،من برهنه، من اسير   احساس مي كنم بايد در خانه اي به رويم باز شود. خودم را بيندازم در دامان مادر. آري مادر مادر مادر … از گفتنش احساس كيف و شادي مي كنم انرژي مي گيرم .بايد در اين ايام فاطميه خانه مادر شلوغ باشد برو بيايي باشد . بچه ها،  آنهايي كه احساس بچه بودن مي كنند دور و بر اين خانه پرسه مي زنند كي اين در باز مي شود؟ كي از اين خانه،  مادر مهربان رخ عيان مي كند ؟

 آه مادر مادر / اين منم من /پسر خسته ي دنياي پليد / پشت در منتظر است  / آه مادر مادر با كدامين كوبه بكوبم دررا /

اين منم من پسر كوچه ي تنگ / پسر خاكي دنياي پليد / پسر بازي ايام/ پسر بازيگوش /اين منم من، پسركوچك خاك/ پسر فقر زمين /پسر تشنه ي نور

تو كجايي مادر / تو كجايي مادر/ راستي كو وكجاست/ چادر گل گلي زيبايت / چادر عطرآگين /  آه مادر مادر شانه ات كو كه گذارم سررا/

راستي مادر جان يادت هست / اولين بار در آن شهر شلوغ / خسته از ظلم زمين مي گشتم / تو امانم دادي / در آن خانه گشودي از مهر/  صورت خاكي من را شستي / پاي آن چشمه ي نور   / راستي يادت هست ، لباسي پوشاندي ازمهر و غذايي دادي از سفره ي عشق / گفتي از گمشده ات / از خورشيد /و نشانم دادي مطلع فجر كه مي آيد باز /

 زير چادر كردي / و مرا بردي توي باران تگرگ و به من مي گفتي / زير چادر باشيد/ غافل از هر چه كه گفتي مادر/ آمدم زير تگرگ /

اين منم من مادر / پسر سنگ و تگرگ /

 آه مادر مادر مي شود بار دگر بگشايي /گوشه ي در آرام / مي شود باز كنار چشمه/ بشويي ازمهر صورت خاكي خاك آلودم

اشكهايم جاري /چشمهايم خسته /پشت در منتظرم مادر زيبايم .

محمد جواد عسکری

شما وقتي نام فاطمه زهرا(س) مي آيد اولين موضوعي كه به ذهنتان خطور مي كند چيست ؟ اولين واژگاني كه در ذهنتان شكل مي گيرد كدام واژگان است ؟


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
منتقد چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام
از همه فاطمی شدن فقط دروغ نگویید

سهیل پنج شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۱ - ۱۲:۵۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جای بسی تاسف است که توی شهرمون از جاهایی که مراسم سوگواری فاطمیه دارن استقبال نمی شه و عاشورایی برگزار نمیشه خواهشم اینه قشر فرهیخته سعی کنن توی اینجور مسائل پیش قدم باشن تا حداقل اون دنیا شرمنده نباشیم.

فرزند مادر شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با تشكر از نويسنده متن و شعر سپيدشان –