وقتی از هم رو می گیریم و خنجر می بندیم

دسته: عمومی
۳ دیدگاه
پنج شنبه - ۲۴ فروردین ۱۳۹۱

برای همه کسانی که با نوشتن در فضای مجازی و سایبر سروکار دارند، دیدن و خواندن نظرها و انتقادهای تند و تیز و بعضاً فحش و بد و بیراه آنهم از طرف نویسندگانی بی نام و نشان، امری عادی  و تقریباً روزانه شده است. غیرممکن است که سخن تازه و حرف بدیعی داشته باشی یا نظر و دیدگاهی مخالف نظر اکثریت ابراز کنی و با حجم وسیعی از کلمه های رکیک و نوشته های بی ادبانه مواجه نشوی. مخصوصاً در فضای مجازی که شرم نگاه هم از بین می رود و با ندیدن طرف مقابل می توانی هرچه عقده داری در قاب و قالب کلمه ها، به خورد مخالف یا مخالفینت بدهی. در این فضای مَجازی، مُجازی که کلمه های ممنوعه و بی شرمانه را که هرگز در زندگی عادی و در روابط اجتماعی معمولی، به هیچ احدالناسی نمی گویی، به هرکه دوست داری یا نداری، ابراز کنی.

دوستانی که مثل من با نوشتن در این محیط آشنا هستند، خوب می دانند، چه می گویم. اما در فضای مجازی بافق پدیده دیگری هم هست که به نظرم کمی قابل تامل تر است و آن اینکه با وجود آنکه برخی از خوانندگان نظرات محترمانه و بعضاً نقدهای ارزنده ای هم دارند، از بیان نام و معرفی خود ابا می کنند.

 اگر اهل سرکشی به وبلاگ های بافقی ها هستید، دیده اید که در حال حاضر فقط هفت یا هشت نفر در کل بافق هستند که با اسم و رسم خود می نویسند و بقیه ترجیح می دهند با نام های مستعار و چراغ های خاموش در این محیط حرکت کنند.

آیا این پدیده ناشی از فروتنی است؟ آیا می خواهیم بی ریا و فقط برای رضای خدا و اصلاح امور بنویسیم که گمنامی را برگزیده ایم؟ آیا ترس و جبن است؟ آیا عدم خودباوری است؟ آیا از حکومت می هراسیم؟ آیا فکر می کنیم در سایه نشستن و به روز فحش دادن، دردهای ما را بهتر درمان می کند؟ آیا شهامت روبرو شدن و پذیرش مسئولیت باورها و عقیده هامان را نداریم؟ آیا از تنهایی و طرد شدن به دلیل ابراز عقیده، نگرانیم؟ آیا خودمان به نادرستی حرف و عقیده مان اعتقاد داریم که نمی خواهیم امضامان پای آن باشد؟ آیا با دیگران رودربایستی داریم ؟و …

درهر صورت هرچه هست شما الان در فضای مجازی بافق با نام های عجیب و غریب بسیاری رودرو می شوید. آدمهایی که نقاب بر صورت گذاشته و تاریکی را دوست تر می دارند.

دلیلی که به نظر من می رسد و خیلی دلم می خواهد، خوانندگان در نقد آن مشارکت کنند( البته اگر ابایی از نام بردن از خود نداشته باشند) این است که فضای مجازی دقیقاً انعکاسی و تابلویی است از رفتارها و کردار ما در عالم واقع. درست مثل همان رفتارها که در ورزشگاهها و در هنگام رانندگی و در هرموقع که با تنشی روبرو می شویم از خود بروز و ظهور می دهیم.

یک خصلت ناپسندیده ما این است که متاسفانه بلد نیستیم و یاد نگرفته ایم، همدیگر را تحمل کنیم. وقتی در خانه پدری هستیم، حرف، حرف بابا است. در مدرسه حرف، حرف معلم است. وقتی خودمان پدر می شویم، حرف، حرف ماست. در کار، حرف، حرف رئیس است. در اجتماع حرف، حرف حاکمیت است.حتماً این جمله را شنیده اید که حرف زیادی نزن. منظور از زیادی همان حرف های مخالف است. بنابراین ما نیاموخته ایم که به هم احترام بگذاریم. شاید اصلاً ظرفیت آن را هم نداشته ایم. این جمله را نیز حتماً شنیده اید. یه بار تو روش خندیدیم، پررو شد. منظور از پررویی، زیر پا گذاشتن حرمت ها و حریم هاست. ما همیشه در این افراط و تفریط مانده ایم. یا آنقدر مخلص و چاکر و خاکسار هستیم که جز بله قربان نمی توانیم بگوئیم، یا شمشیر را از رو می بندیم و تا دلمان خواست، بی حرمتی می کنیم. یک نگاهی به فضای سیاسی این روزهای کشور بیندازید، دقیقاً این مسئله را متوجه می شوید. کار به جایی رسیده که بعضی وقت ها، حرمت حریم مراجع تقلید شیعه که همواره در تاریخ ایران، از قداست خاصی هم برخوردار بوده اند را حفظ نمی کنند.

ما نیاموخته ایم که از ابزار ارزشمندی چون اینترنت برای رشد و توسعه استفاده کنیم. همانگونه که از پدیده های نوظهور تکنیکی دیگر نیز نیاموخته ایم. فکر می کنیم با چنگ انداختن به همدیگر و زخمی کردن هم، خود را بزرگ می کنیم. بی شک دنیا آنقدر بزرگ هست که برای همه جا باشد. فقط باید جای واقعی خود را بیابیم. با کوچک کردن دیگران، ما قد بلند نمی شویم. می توانیم به هر اندیشه ای و مرام و مسلکی که پایبند هستیم، به دیگران و نظرهایشان، احترام بگذاریم. هوس احمقانه ایی است اگر بخواهیم با دشنام، کسی را منکوب کنیم. گاهی تب می کنیم و هذیان می گوئیم و همه چیز را به حساب اصلاح وضع می گذاریم. با رو گرفتن و نقاب بر چهره زدن و خنجر و تیغ بر کمر بستن، چیزی اصلاح نشده است. رو باز کنیم و نقاب برداریم و خنجر و تیغ  از کمر ببریم. سزای مخالف ما فحش و مرگ نیست. دستها را باز بگذاریم و به مخالف خود هم، سلام دهیم.

 محمد علی پورفلاح


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
کریمی جمعه ۲۵ فروردین ۱۳۹۱ - ۱۲:۳۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

مطلب ارزنده ای بود .نکته ای که به ذهنم امد این بود که واقعا ما در نظر ها تعداد انگشت شماری را میبنیم که نظر میدهند ان هم به قول شما چراغ خاموش ودر تاریکی ایا درمیان این همه بازدید کننده فقط این افرادو ثابت باید نظر بدهند؟

رضائي.جانباز شيميايي_دايي رضا شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۱ - ۶:۵۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام خدمت آقاي پور فلاح.بحث زيبايي را شروع کرديد من پيشنهاد ميکنم دوستان براي يک بار هم که شده خودشون را معرفي کنند براي شروع من نام خودم را گذاشتم قبلا دايي رضا بودم ولي بعضي وقتها يه نفر بانام من نظرات تند وتيزي رو ميزاره که اين را کار زشتي ميدونم .انشاالله خدامارا ببخشد وبيامرزد.والبته به راه راست هدايت کند.

ناهید مظفری چهارشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۱ - ۹:۰۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام و عرض ادب و تشکر از مطلب به جا ؛ قابل بحث . گفتمانی که شما استارتش رو زدین اما میدونیم که این استارت فقط از سوی چند نفر دنبال میشه و متاسفانه مشکلات عدیده ای که ما در خیلی از کارها با اون مواجه هستیم همینه که از نقاب استفاده میکنیم.امید که نوشته شما تلنگری باشه برای افراد که بدون نقاب با هم بحث و گفتمان داشته باشند .موفق و موید باشید