احساس تاسف کردم برای این پیگیری و دلسوزی

دسته: عمومی
۸ دیدگاه
دوشنبه - ۱۵ مهر ۱۳۹۲
امشب(15/7/92) حدود ساعت 8:30 به اتفاق خواهر 10 ساله ام با موتور سیکلت برای انجام کاری در خیابان پارک آهنشهر در حال عبور بودیم هنوز سرعت موتور به 30کیلومتر نرسیده بود که من متوجه شدم یک گودال عمیق در وسط خیابان حفر شده.
بنده تا به خودم آمدم ترمز گرفتم اما ثمری نداشت و به گودال رسیدیم و موتور افتاد درون گودال و با صدای بد و وحشتناکی از گودال خارج شد.
فقط و فقط لطف خدا بود که من و خواهرم زمین نخوردیم و اگر این اتفاق می افتاد خدا داند که چه می شد؟
لحظاتی پس از حادثه من کنار ایستادم و با انتظامات آهنشهر تماس گرفتم که مکالمه ما به شرح زیر است:
من:سلام.خسته نباشید
مامور انتظامات:سلام.بفرمایید
من(با ترس و عصبانیت):آقا این خندقی که وسط راه کندن رو چرا مانعی براش نذاشتن و رهاش کردن؟
مامور انتظامات:دستورش صادر شده.میان درست میکنن همین امروز کندن!
من:هنوز اقدامی نشده الان نزدیک بود با موتور من بخورم زمین.این چه وضعیه؟
مامور انتظامات(با پرخاش):خوب الان کار داریم!!!
و در همین لحظه با گفتن جمله “خوب الان کار داریم”تلقن را قطع کرد!!!
در این لحظه بنده بجای عصبانیت احساس تاسف کردم برای این پیگیری و دلسوزی.
واقعا من دیگه صحبت خاصی ندارم یعنی چیزی نمیتوانم بگویم فقط خواستم شما مخاطبان عزیز را هم از این ماجرا با خبر کنم.
تصویر گودال را هم پایین گذاشتم قضاوت با شما
                                                                                   مجتبی حیدری پور
IMG_۲۰۱۳۱۰۰۷_۲۱۴۴۰۶

 


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳
برچسب ها:
دیدگاه ها
mahmood دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با عرض سلام
غصه نخور برادر وضع شهر ما همینه نه مسئولین پیگیری میکنن که شهر ما مثل اردکان و میبد و مهریز آباد بشه و نه مردمش برای آبادانی شهرشون همت میکنن فقط اگر همایشی باشه دستی به شهر میکشن که جلو غریبه ها زشت نباشه-تا بوده همین بوده -بافق = شهری محکوم به فنا
(من هم واقعا از این رفتار ها و برخورد ها متاسفم)

رنجبر سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۲ - ۵:۴۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
آقا مجتبی طوری گفتی گودال عمیق که ما فکر کردیم چند متری عمق دارد.

محمد سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۲ - ۷:۲۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

منم دیشب با موتور و بچه افتادم داخل این گودال که خیر گذشت.
وچون می دونستم فایده ای در زنگ و … در این موقع شب نیست.
به منزل رفتم و متاسفانه نتوانستم در مقابل شیطنت فرزند دیگر تحمل کنم و باعث ناراحتی در منزل شدم.

خدایا خیرش بدهد آنکه ینگونه کار کرده است

علی سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۲ - ۸:۰۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ای بابا آقای حیدری پور کجای کاری بچه های مسئولین که سوار موتور نمیشن شما هم بیشتر مواظب خودت باش

تقی سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۲ - ۸:۳۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

مجتبی جان نفرات انتظامات سنگ آهن واهنشهر تعدادشان کم و بیچاره ها نمی توانند پیگیر این مسائل باشند….

شمس سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۲ - ۹:۰۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام داداش
برو خدارو شكر كن بلايي سرخودت وترك سوارت نيومده اين كه چيزي نيست بزركتر از اين هم بود كسي قرار نبود كار خاصي انجام بده مگه نميدوني تو شهر ما مد شده بايد حداقل يكي خداي نكرده بميره تا مثلا مسئولين يه تصميمي بگيرن كه آيا درست بشه يا نه؟
مقصر وفورنعمت ماشين اداري دست مسولين مربوطه است چون ماشين اداري كه تكاني نميخوره تا سرنشين متوجه خرابي آسفالت بشه نمونش تو شهر نگاه كنيد بينيد به جاي عمران شهر دارن دست انداز دزست ميكنن.

بافقی سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۲ - ۱۱:۱۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

واقعاباعث تاسفه دیگه برای مسولین عادی شده این چیزا حتمابایدبرای کسی اتفاق بدی بیفته تایه نفریه کاری بکنه

تبلبلغاق چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۲ - ۱:۰۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

یه جوری گفتی خندق که..گفتیم الان افتادی تو چاله چغارت !!