دوستان شرح پریشانی من زنده کنید

دسته: فرهنگی، هنری، مذهبی
۳ دیدگاه
سه شنبه - ۱۶ مهر ۱۳۹۲
این روزها دو رویداد بزرگ در شهرمان در حال رخ دادن است . رویدادی از وحشی باعث افتخار و رویدادی از آریز که متاسفانه پریشان کننده . تقابل آن افتخار و این پریشانی این شد :
دوستان شرح پریشانی من زنده کنید           دور هم ، در برهم ، این غم من تازه کنید
شرح و حال دل آزرده من جار کنید                مجلسان را به پریشانی من گرم کنید
راز آن آتش خاکستره را، نشر کنید               وحشی سوخته را ساخته تکثیر کنید
شهر را پر زغم و رازمن و مثلم بکنید اینهمه ، باعث آبادانی این شهر کنید
عشق من را سبب شهره این شهر کنید       شعر مشهور مرا، نامه به ان شهر کنید
شعر ارث نامه را ، نامه کنید                       نامه را منتشر این ده همسایه کنید
تا کز آن ، این ده همسایه تکانی بخورد         آن تکان در مخ همسایه فغانی بکند
پیش او شرح رسانید که اینجا آریز                ز بر شهر من و ، مردم بافق را دهلیز
در کمین ده همسایه ، باهم بشوید             مرحم سینه پر درد این شهر شوید
دوستان پیمان آریز در شهر کنید                  پاسخ سینه آتش زده ی مردم بکنید
بعد از این در سرتان چشمها باز کنید            شهر زین خفتگی وغفلتیان دور کنید
محمد مهدی علیزاده فلاح

پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
حمیدرضا سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

وجود مدیران توانمند بومی در ادارتی همچون منابع طبیعی و محیط زیست و… می تواند از بروز وقایعی همچون D19 و آریز جلوگیری کند…..

عباس ابراهیمی خوسفی سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۲ - ۴:۰۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام دوست عزیز جناب آقای علیزاده به قول چارلی چاپلین که گفت : هرچه تلاش کردم مردم بفهمند ولی خندیدندقصه مردم بافق است خیلی راحت d19 را دادند سال 88 سی و پنج روستا را دادند به بهاباد و کسی از ما حمایت نمی کند بی خود خودتان را خسته نکنید احتمالا در سند چشم انداز 1412شورای هفتم برود دنبال d19 چادرملو و سی و پنچ روستا( گوش اگر گوش من و ناله اگر ناله تو ** آنکه البته به جایی نرسد فریاد است

بافقی بومی چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۲ - ۹:۵۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آنقدر بومی بومی میکنید کدام بومی توانست یاگذاشتند یا خواست برای بافق کاری بکند؟
یکی بخاطر حفظ مقامش دیگری نداشتن توانش آن یکی وفاداری به اربابانش(بخوانید سران حزبش)ودیگران بخاطر ندانستن راه وچاهش،هیچکدام برای بافق کاری نمی کنند.
هروقت یک بافقی باغیرت آمد کاری بکند 4تازالوصفت بومی افتادند دورش یا از دور به جرم آشنا نبودن باسیستم،کاری بر سرشان آوردند که به جهت حفظ آبرو هم شده از این دیار رفتند.
تاسیاست ونوکران ونوچه های احزاب سیاسی در بافق هستند اوضاع همین است