اندر حاشیه

دسته: تلخند و لبخند
۵ دیدگاه
سه شنبه - ۲۳ مهر ۱۳۹۲
اندر حاشیه
( با تشکر از همه ی دست اندرکارانِ  زحمتکشِ کنگره ی وحشی بافقی )
*از وزیرِ فرهنگ و ارشادِ اسلامی سوال می کنن که شما جنابِ آقای وزیر آیا به کنگره ی وحشی بافقی تشریف می برین یا نه ؟ وزیر جواب میده وحشی بافقی دیگه چیه ؟ میگن چیه نه جناب وزیر . بگین وحشی بافقی کیه ؟
*خبر رسیده که وحشی بافقی این شاعرِ بزرگ و پُرآوازه وقتی می خواسته واردِ کنگره بشه تا به عنوانِ یه مهمون شرکت کنه دَمِ در ازش کارت ورود یا همون دعوت نامه خواستن و چون وحشی بافقی دعوت نامه نداشته و مسؤلین هم اونو نشناختن وحشی بافقی رو به کنگره ای که در رابطه با خودش بوده راه ندادن .
*از بس همه جا نوشته بودن شاعرِ دلسوخته ، خیلی ها فکر می کردن که دلسوخته اسمِ شاعره یا خدای ناکرده ، شاعر، یه جاییش آتیش گرفته و سوخته . کاش لااقل زآن میان یکی هم می نوشت شاعرِ بزرگ و نامی . انگار که همه از روی دستِ هم تقلب کرده باشن و آقا معلم هم یعنی جناب وحشی بافقی یه خطِ قرمز کشیده باشه توی همه ی این نوشته ها .
*خبر رسیده که در حینِ مراسمِ بزرگداشت ، جنابِ آقای اُستاندارد ! شعری از حافظ رو خونده و اونو  به اسمِ وحشی بافقی جا زده . بیچاره ، شرکت کنندگانِ دیگه ی مراسم که با دیدن و شنیدنِ چنین گافی ، فقط تونستن یه لبخند معنادار تحویلِ همدیگه بِدَن و بس  . به راستی آیا بهتر نیست که هر کاری رو به اهلش واگذار کنیم و سخنرانی و صحبت  پیرامونِ ادبیات رو به ادیبان .
*میگن که وحشی بافقی وقتی واردِ شهرِ بافق شده همه جای بافق رو بلد بوده و خودش به تنهایی  بدونِ حتی یک همراه ، از تمومِ نقاطِ  دیدنی و غیرِ دیدنیِ شهر دیدن کرده و وقتی تعجبِ همگان رو به چشم دیده ، به همه ی ناظران گفته : این که تعجب نداره . بافق توی این چهارصد سال ، زیاد هم تغییر نکرده ، واسه ی همینه که من همه ی جاهاشو خیلی خوب بلدم . ( البته پُر واضحه که وحشی در این مورد ،  دیگه خیلی . . . . . ) فقط خونه ی من خراب شده که اونم به جاش یه خونه ی شیک و عالی بِهِم دادن . دستِ متولیان امر واقعاً درد نکنه که آبروی منِ نه چندان حقیر ولی حتماً فقیر رو جلوی در و همسایه خریدن و منو از بی آبرویی نجات دادن . خدا همشون رو حفظ کنه و شما رو که درددل های منو گوش کردین و صبوری به خرج دادین .
*نویسنده : جلیل زعیمیان ( صبا بافقی )

پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
بافقی سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲ - ۹:۰۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اون تیکه ای که نوشتی وحشی بافقی همه جا رو بلد بوده چون زیاد تغییر نکرده را واقعا به حق نوشتی

بافقی سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲ - ۹:۲۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اگراستاندارگاف بزرگ نداده بودواون شعرحافظ رابه جای شعروحشی بافقی جانزده بودکنگره شیخ محمدتقی بافقی که قرارراست تاکییدمی کنم قراراست درچندصدسال دیگه برگزاربشه راپیشنهادنمی دادبرن درقم برگزارکنندچون دیگه اونجا خودمانی کمتراست وهمه غریبه هستن ….

خبرنگار سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اون کپی دلسوخته رو خدایش خوب اومدی.

گلابتون چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

در قالب طنز همه چیز را خوب بیان کردید دست مریزاد

ناشناس پنج شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

دست مريزاد ازاينكه اينقدر رك هستيد بارك الله