ماندن در دیروز یا حرکت برای فردا

دسته: مقالات
۵ دیدگاه
جمعه - ۲۶ مهر ۱۳۹۲

porfala

دوست فاضلم و محقق ارجمند جناب آقای سید محمد میرسلیمانی مطلبی نوشته و اولین تفنگچیان ایران را بافقی دانسته است.

دراینکه حضرت ایشان علاقه وافر به بافق داشته و دارد و مطالعه ی دامنه داری هم در این حوزه انجام داده، شکی ندارم. بیست سال پیش، از نزدیک شاهد تب و تاب او برای راه اندازی مرکز بافق شناسیش بودم که راه افتاد و  مدتی هم دایر بود. این حب فزاینده او به ریشه هایش و اصالت هایش موجب شده، تحقیق شایانی در احوال بافقی ها داشته باشد و به مدد حافظه ی خوب و معاشرتش با خلق و پیشینه خانوادگیش؛ اصل و نسب بسیاری از ما بافقی ها را حتی بهتر از خود ماها بداند. اما همین دلبستگی مفرطش به بافق، باعث شده که گه گاه حرفهایی بزند و نظراتی ابراز کند که در عین اینکه برای من به عنوان یک بافقی باعث غرور و سربلندی است اما به عنوان یک دوست لازم می دانم بر نظرش، تعریضی بزنم.

برای آنکه خیال همه را راحت کنم صریحاً اعلام می دارم که از علم تاریخ جز همانها که در کتاب های درسی آمده چیز بیشتری نمی دانم. اما این مسئله را هم نمی توانم بپذیریم که اولین تفنگچیان ارتش ایران بافقی بوده اند. این طرز نگاه نشات گرفته از حس وطن دوستی است. تقریباً آحاد مردم هم چنین حسی دارند. حتی مردم شهرهای بی در و پیکر و هفتاد و دو ملتی چون تهران خودمان و حتی نیویورک و پاریس و ….

روزگاری استاد باستانی پاریزی گفته بود، از این پس سخنی در تاریخ نگویم مگر آنکه ربطی با کرمان و دیار کریمانش دهم. البته خطه کرمان در حوادث ایران مهم است اما نه آن مقدار که پس زمینه ی هر امری را در کرمان بجوئیم.

با این موافقم که بافقی ها هم در صف ارتش ایران خدمت ها کرده و رشادتها نموده اند. همانگونه که همه ی اهل ایران و حتی عالم کرده اند. رشادت و شجاعت یک امر ذاتی است. برخی آدمها محافظه کار و ترسو مسلکند و برخی متهور و دلیر و نترس. در همه جای عالم هم به نسبت کم یا زیاد هستند. این را هم می دانم که ممکن است سرداری از ارتش ایران اهل بافق بوده باشد. همانگونه ممکن است اهل لرستان یا کردستان یا آذربایجان بوده باشد. ادعای اولین کردن، نشانه عرق بسیار زیاد ایشان به بافق است و از دقت علمی مطلب می کاهد.

اما حرف حساب من چیست؟ همانگونه که در جایی دیگر هم گفتم این مفاخر و گنجینه ها، فقط به یک کار می آیند، و آن اینکه دوباره باز تولید شوند. هزاران تن دانشمند و ادیب و جنگجو و … در تاریخ داشتن اگر موجب تولد دوباره یکی چون آنان شود مفید است. ما امروز برای بافقمان که صدها گرفتاری دارد نیاز به مدیری توانمند و سرداری نترس و ادیبی قابل و روحانیی حق گو داریم. آنها در زمان خود نوری فشانند و رفتند، به نوری تازه محتاجیم و درعجبم از توارث و ذخیره ژنتیکی بافق، که چرا پس از چند صد سال، دوباره دست به ساختن چنین انسانهای قابلی نمی زند.

ما امروز با انبوهی از مشکلات رودروئیم. هم بافق و هم ایران برای بازگشت به عصر طلایی خود، مردان و زنان امروزیش را می طلبد. تاریخ، افتخار یا شرمساری گذشته هاست.

محمد علی پورفلاح


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۷
برچسب ها:
دیدگاه ها
علی رضا شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۲ - ۶:۵۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای پورفلاح تیتر بایدخلاصه باشد؛ یعنی ضرورتی ندارد بنویسند” تفنگچیان بافقی جزو اولین تفنگچیان ایران به همراه فلان و فلان بوده اند”.
و نخست آنکه؛ دانستن تاریخ می تواند باعث اعتماد به نفس شود و دوم اینکه؛ آنزمان جزو دیار کریمان بودیم و شجاعت آنسامان حتی در مقابله و مقاومت آقا محمدخان شهره تاریخ است و غیره(پاریزی پربیراه نرفته)در ما تاثیر داشت و همچنین نان(مفت و بی زحمت) معدن نخورده بودیم، البته در اردیبهشت 90 نشان دادیم که ته مایه شجاعت و نترسی در وجودمان هست

حامد شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۲ - ۱۰:۱۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب پورفلاح عزيز ، ممنون بخاطر ديدگاه هاي منصفانه و خوب شما .

موفق باشيد .

علی شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خیلی خوب گفتید آقای پورفلاح / اینکه ما همواره از گذشته و تاریخ شهرمون بگیم که چی بودیم و چه کسانی را داشتیم به جایی نمی رسیم مهم الانه که چه افراد لایقی داریم و مهمتر قدر دان تجربه و تخصص و همراهی آنان باشیم … هستند در شهر افرادی که که در حال حاضر اعتباری برای بافق و بافقی هستند ولی متاسفانه کسی به آنها توجه زیادی نمی کنه / حالا هی دم از گذشته بزنیم …..
امیدوارم با همراهی و همدلی همه بافقی ها برای آینده ای درخشان برای خود و فرزندان دیارمان رقم بزنیم .

منتقض شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۲ - ۳:۰۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
احسنت تا ميتونيد به جون هم بيفتيد خيلي خوبه .

میرسلیمانی بافقی شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۲ - ۸:۴۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دوست عزیزم جناب آقای پورفلاح
سلام
با اینکه بیشتر مطالبتان مورد تایید م نیست ولی به احترام اینکه بافقی هستید بنا نداشتم جوابی بنویسم تا از بروز برداشتهای سویی همانند کامنت جناب منتقض جلوگیری شودولی ناچارم فقط نکته ای را یاد آور شوم شاید به فهم مطلب اینجانب کمک شود.می گویند شخصی نزد ابو علی سینا آمد و از رواج سوفسطایی گری گله مند بود.سوفسطاییان مغلطه گرانی بودند که باکبری وصغری چیدن حقیقت را کتمان وباطل را به جای آن نمایان و با استدلال ثابت می کردند.او به ابن سینا گفت یک سوفسطایی وسط ظهر با بهره مندی از منطق و فلسفه بر من ثابت کرد که الان شب است و هر چه به او می گویم بابا الان روز است مجاب نمی شود چه کنم؟
ابن سینا به او گفت:یکبار خورشید را به او نشان بده و بگو الان روز است نه شب.اگر نپذیرفت دوباره به او بگو .اگر نپذیرفت بار سوم به او بگو.اگر باز نپذیرفت چو بی بردار و آنقدر بزنش تا بگوید بله الان روز است فهمیدم!!!!.
دوست عزیزم گاهی یک نکته تاریخی تلنگری بر مفهوم مخالف یک شیوه باطل و جاری است که نباید آنطور باشد و نویسنده برای امتناع از توهین به گروه یا ملتی با ذکر خاطره یا واقعه ای که حقیقت داشته ،پیام خود را به خواننده منتقل می کند.شما مفهوم مخالف مطلب بنده را مد نظر قرار دهید.البته اگر مفهوم مخالف مطلب خودتان را هم استخراج نمایید متوجه غلطهای فاحشی خواهیدشد که اگر لازم شد بعدا بدان خواهم پرداخت.وقتی مغالطه گرایان سیاسی در مدیریت استان حقیقت عدالت و مردمسالاری و گوهر ناب دین مبین اسلام را در لحاظ نمودن حقوق مردم بافق کتمان کرده یا با سکوت و بی تفاوتی تکذیب می نمایند باید از نظریه سوفسطایی ستیزی ابن سینا کمک گرفت شاید بفمند اینجا دارالشجاعه بافق با آن سابقه درخشان و سبقت جویی ها و برتری های تاریخی و الان روز است نه شب تبعیض و منطقه گرایی و زورگویی.