و شيعيان ما دست از يارى ما برداشته اند…

دسته: فرهنگی، هنری، مذهبی
۵ دیدگاه
دوشنبه - ۶ آبان ۱۳۹۲

Karavan16-nafs-karavani-9zh9_AzmeZohoor

امروز در شقوق خبر رسید که مسلم آسمانی شده است. آقایم بعد از شنیدن پیغام ، شعری را می خوانند که بیتی از آن را به خاطر سپرده ام:

“وَاِنْ تَكُنِ اْلاَبْدانُ لِلْمَوْتِ اُنْشِاءتْ *** فَقَتْلُ اِمرى ءٍ بِالسَّيْفِ فىِ اللّه افضلُ”

و اگر اين بدنها براى مرگ آفريده شده است پس كشته شدن مرد در راه خدا چه بهتر!

می رویم تا به منزل زباله می رسیم . پیکی به خیمه امام(ع) وارد می شود و او نیز خبر شهادت عبدالله بن یقطر ، برادر رضاعی امام را به ایشان می دهد .

امروز با بقیه روزها فرق می کند . احساس می کنم حوادثی در راه است . مولایم با چشمانی اشکبار می فرمایند :

–         “بارالها! بهشت را براي ما و شيعيان ما منزلى ارجمند ساز كه تو بر هر چيز توانايى.”

مولای من! بهشت آنجاست که تو باشی . شیعیان نیز بهشت خود را همراه با تو معنا می کنند .باید دعا کنم که چشم بر هم زدنی از دامن آقایم جدا نشوم .

ابالفضل و علی اکبر(علیهماالسلام) خارج از خیمه منتظر ایستاده اند. و من در گوشه ای محو چشمان ابالفضل.

مدتی می گذرد . مولایم حسین از خیمه بیرون می آیند . نوشته ای در دستشان است. همه نگاه ها به سمت امام ختم می شود . آقا اشاره ای می کنند و ابالفضل کاروانیان را فرا می خواند. قدمی جلوتر می روم که هم چهره مبارک امام را ببینم و هم صدای زیبایشان را بهتر بشنوم . همراهان که جمع می شوند قافله سالار شروع می کنند :

–         “بسم الله الرحمن الرحيم. خبری بس تأثرانگيزى به ما رسيده است و آن كشته شدن مسلم بن عقيل و هانى بن عروه و عبداللّه بن يَقطُر است و شيعيان ما دست از يارى ما برداشته اند.”

همهمه ای بلند می شود . سرهایی به زیر می افتد. قامتهایی بلند می شود . نگاه هایی تیز می گردد . دستان ابالفضل بالا می آید و جمع سکوت می کند.

–          “اينك هريك از شما كه بخواهد، در برگشتن آزاد است و از سوى ما حقى بر گردنش نيست.”” هان اى مردم! هر كه بر تيزى شمشيرها و زخم نيزه‌‌ها بردبار است با ما باشد وگرنه برگردد.”

خدای من! چه می بینم . مردم از چپ و راست پراكنده می شوند .آنان که به شوق حکومت همراه امام شده اند می روند. گروهی که به نیت بهره بیشتر از دنیایشان با امام زمانشان همراه شده اند، بر می گردند . آنان که احساس می کنند همراهی با امام هزینه ای جز شهادت و بذل جان ندارد ، دور می شوند.

نگاه مبهوت همه قاصدک های عالم و از آن سو دعای خیر امام مهربانی هابدرقه راهشان شده است . ندایی به گوش می رسد . أینَ تَذهبون؟

 محمد حسین فیاض


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
علی سه شنبه ۷ آبان ۱۳۹۲ - ۹:۰۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بذارین محرم بیاد این مطالب را متناسب با موقعیتهاو مناسبتهاش بذارین تو سایت

مسافر سه شنبه ۷ آبان ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

علی جان دوست من!
بهتر نگاه کنی مولایمان الان در بیابانها به سمت کرب و بلا در حرکتند . مطمئنا کسی که از همان ابتدا همراه با امام با کاروان در حرکت باشد ؛ کربلا را و عاشورا را بهتر درک می کند .
مشکل عموم ما این است که ماجرای امام حسین را فقط در کربلا می بینیم و بدتر از همه فقط عاشورا!

ناشناس سه شنبه ۷ آبان ۱۳۹۲ - ۱۱:۴۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

کاروان حسین (ع) به کرب و بلا نزدیک می شود…
یا اباعبدالله الحسین(ع)

مهدی سه شنبه ۷ آبان ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

کاروان حسین به کرب و بلا نزدیک می شود.
یا اباعبدالله الحسین(ع)…

یاسین سه شنبه ۷ آبان ۱۳۹۲ - ۵:۱۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

کربلا میبینی داستان زندگی نتیجه بگیر
خدایا خودت برای امام قرارمان بده