نکند از کاروانش جا بمانم

دسته: فرهنگی، هنری، مذهبی
بدون دیدگاه
چهارشنبه - ۸ آبان ۱۳۹۲

“اينها دست از من برنمى دارند مگر خون مرا بريزند ولى پس از اين عمل ننگين ،خداوند كسى را بر آنان مسلط خواهد نمودكه طعم تلخ ذلت را به شديدترين وجه به آنان بچشاند و از همه ملت ها ذليل ترشان بگرداند.”

اینها جواب مولایم حسین بود به شیخی از بنی عکرمه که او نیز از خلیفه خدا خواسته بود تا به سمت کوفیان نرود.

به گمانم سرزمین عراق و سوریه تا روز آخر ، نفرین و ذلت را بر خود خریده اند اگر اینگونه عمل کنند . چه بر سر قاصدکهای آن سرزمین می آید اگر مردمانش این کنند که امام می گویند؟ اما نه ؛ آنان دوستدار رسول الله و محبان اهلبیت اویند .محال است که خون فرزند رسولشان را بریزند . محال است .

ولی چه گویم که نشانه ها حاکی از چیز دیگری است . همین دیروز بود که وقتی به بطن عقبه وارد شدیم ؛ فرزند رسول خدا – حسین بن علی –  به يارانش فرمود:

–         من خود را کشته شده مي‌بينم

–         چرا يا ابا عبدالله؟

–           زیرا در خواب دیدم .

–         آن چه رویای صادقه ای بود؟

–         دیدم كه سگاني چند به من حمله نمودند و بدترين و شديدترين آنها سگى بود سياه و سفيد.

سخت است. عجب زمانه ای است فتنه گون! قضاوت و انتخاب آسان نیست . نمی دانم سفارشهای رسول الله در غدیر را ببینم و یا سقیفه شیطان را؟

 “علی مع الحق و الحق مع علی” را ببینم یا محراب خونین مسجد کوفه را؟

 “فاطمه بضعه منی” پیامبر خدا را و یا …

خدایا! “شباب اهل الجنه” را به خاطر بسپارم یا تیرهای به پیکر نشسته را ؟

و اکنون هزاران نامه دعوت امت پیامبر را ببینم و یا رحیل انالله و انا الیه راجعون مولایم را؟

خدایا! هرچه تو کردی و مولایم در این سفر ، نکند تنها بماند و هرچه تو کردی و من نکند از کاروانش جا بمانم .

 محمد حسین فیاض


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها: