دود تنباكوهاي مصنوعي در چشم تاغ زارهاي منابع طبيعي بافق

دسته: محیط زیست، منابع طبیعی، گردشگری
۸ دیدگاه
دوشنبه - ۱۱ آذر ۱۳۹۲

 

(( آنچه در كوير مي رويد گز و تاغ است. اين درختان بي باك، صبور و قهرمان كه عليرغم كوير،بي نياز از آب و خاك وبي چشم داشت نوازشي و ستايشي، از سينه خشك و سوخته كوير به آتش سر مي كشند و مي ايستند و مي مانند.بي هراس، مغرور، تنها و غريب. گويي سفيران عالم ديگرند كه در كوير ظاهر مي شوند! اين « درختان شجاعي كه در جهنم مي رويند» اما اينان برگ و باري ندارند، گلي نمي افشانند، ثمري نمي توانند داد، شور جوانه زدن و شوق شكوفه بستن در نهاد شاخه اشان مي خشكد، مي سوزد و در پايان به جرم گستاخي در برابر كوير، از ريشه اشان بر مي كنند و در تنورشان مي افكنند و … اين سرنوشت مقدرآنهاست.))          برگرفته از كتاب كوير دكتر علي شريعتي
… آري اين سرنوشت محتوم درختان تاغي است كه در برابر هجوم سيل آساي طوفان هاي شن و گرد و خاك ايستادگي كردند و همچون سپري، خانه ها و مزارع را از يورش بي امان طوفان شن نجات دادند، ولي اكنون پاداش ايستادگي و استقامت آنها اين است كه ريشه كن شده و زغال سر قليان ها و گرم كننده پاتوق ها و محافل جوانان ما باشند.
روي سخن با جواناني است كه از زندگي سير شده اند و پا بر بخت عمر و جواني خود زده ا ند. از يكسو با قطع درخت باعث گناهي عظيم مي شوند و از سوي ديگر با استفاده از تنباكوهاي مصنوعي و مضر موجود كه مضرات آن بخوبي بر همگان واضح است به جان قلب و ريه خود افتاده و خبر ندارند كه دود اين تنباكوها چه به روز سلامتي آنها مي آورد.
به هر حال استعمال تنباكو براي سلامتي بسيار مضر و شكستن درختان براي آتش سر قليان گناهي بزرگ و نا بخشودني.
شايد جوانان ما از ارزش و اهميت درخت تاغ و تاغ زارهاي اطراف بافق بي اطلاع باشند و همين آنها را واداشته تا بي مهابا به جان درختان مظلوم افتاده و آنها را قلع و قمع كنند لذا شايسته است آنها قدري پاي صحبت بزرگترها خود بنشينند و از گذشته شهرشان بپرسند.
در گذشته اي نه چندان دور قبل از كاشت جنگل هاي دست كاشت تاغ و گز توسط كاركنان زحمتكش منابع طبيعي در اطراف شهر، با وزش كمترين باد،سيل خروشان شن هاي روان كه هيچ مانع و سدي در راهشان نبود به خانه هاي شهر هجوم آورده و آسمان را تيره و تار مي نمودند و زندگي واقعاً براي مردم سخت و طاقت فرسا بود.
تا اينكه اداره منابع طبيعي اقدام به نهالكاري در اطراف شهر نمود.
كارگران زحمتكش با كمترين امكانات شروع به كشت نهال نمودند وبه قول امام جمعه محترم شهرمان حجه الاسلام سليماني اين درختان را با اشك چشم آبياري و با خون دل نگهداري كردند تا به ثمر رسيد و سدي شد در برابر طوفان شن.
جوانان عزيز اين درختان در آن زمان با مشقت فراوان كشت و آبياري شدند تا تبديل به درختي شوند كه شما مي بينيد.حال انصاف دهيد آيا رواست كه اين درختان كه تاكنون در سرماي طاقت فرسا و گرماي سوزان در برابر تشنگي و هجوم شن هاي روان مقاومت كردند و سپر بلاي ما شدند اينچنين ريشه كن شده و تبديل به زغال قليان شوند.
آيا بهتر نيست بجاي قطع درختان تاغ، خود حافظ و نگهبان آن بوده ودر داشتن شهري آباد و سرسبز و با هواي پاك شريك باشيم. حتي بوته­هايخشك شده تاغ نيز خود سپري در برابر شن­هاي روان مي­باشند و قطع شاخه­هاي خشك شده نيز به جنگل آسيب مي­رساند.
لازم به ذكر است :
بريدن و ريشه كن كردن و سوزانيدن نهال و درخت و تهيه چوب و هيزم و زغال از منابع ملي و توده هاي جنگلي ممنوع و پيگرد قانوني دارد و خاطي به مراجع قضايي معرفي مي گردد.
اداره منابع طبيعي و آبخيزداري شهرستان بافق

پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
پاتوق نشین با سواد بیکار دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۲ - ۱۱:۳۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اگه مسئولین استان یا شهرستان قهوه خانه های سنتی یاکافه های سنتی که جوانها در آن گاه گاهکی قلیانی می کشیدند را نبسته بودند ،دیگر جوانها پاتوقی برای خودشان نمی ساختند که در آن قلیان بکشند و افرادی را نیز دور خودشان جمع کنند.الآن هم که ذغال گران است و جوانها هم معتاد قلیان شده اند.آنهایی که باباهاشون دستشان به دهانشان برسد و پول توجیبی بهشون بدن یا دستشون تو جیب خودشون باشه و با فرهنگ باشند که ذغال می خرند اما دریغ از اونایی که یا پول ندارند یا فکر زرنگی هستند و یا اینکه حتی توجیه نیستند که با کندن این درختان تاغ چه ضرری به شهرشان میزنند.
راستی چرا فقط در استان یزد قلیان کشیدن در کافه های سنتی ممنوع است.چیزی که برای من تجربه شده ما ایرانیها اگه از کاری منع بشیم بیشتر به آن علاقه نشان می دهیم و با کار کارشناسی نشده مسئولین بافق و استان به مقابله با جوانها پرداختند و آلاچیق رز آهنشهر و پارک فرمانداری و کافی شاپ را از دادن قلیان منع کردند و چون برای جوانهامون از لحاظ فرهنگی کاری نشده و جای تفریحی مناسبی ندارند به این کار قلیان کشیدن روی می آورند.(مثلا یه پیست موتور سواری یا یک پارک مناسب یا یک سینما و ….)صحبت زیاد است و وقت کم.موفق باشید

همشهری دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۲ - ۱۱:۳۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

شما فکر میکنی هر چی مطلبت طولانی تر باشه مردم فکر میکنن با سواد تری . نه عزیز جان .خلاصه بنویس تا مردم بخونن .

پاتوق نشین با سواد بیکار دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۲ - ۵:۰۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اگه تو همشهری هستی معلومه همشهری هفت ماهه به دنیا آمده هستی.
من خواستم مشکل را بگم عزیز دلم شاید یه مسئول خواند و برای رفع این مشکل مهم(کندن درختان تاغ) پیگیری کرد.
در ثانی این مشکلی نیست که بتوان در یک خط در موردش نظر داد.
اگه اسمم را نوشتم باسواد بیکار منظورم اینه که سواد دارم ولی از بیکاری به پاتوق میروم.حالا دوهزاری افتاد.

همشهری سه شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۲ - ۷:۱۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای پاتوق نشین من منظورم نویسنده متن اصلی بود نه شما . شما دوزاریت کجه داداش 😀

مادر سه شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۲ - ۱۲:۳۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

حرفه همه دوستان صحیحه ولی چرا برن تو پاتوق وهزار گند بزنن چاقو کشی چند ماه پیش مگه در اثر همین پاتوق نشینی ها نبود. هزاران راه هست که جوانان سرگرم باشند اینها حرف مفته که بعضی جوانان می زنند.باید اگه منابه طبیعی این خرابکارا را شناسایی کرد دستشونا قطع کنه چون جرمشون دزدیه

رضا جوني پنج شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۲ - ۱۲:۰۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

نوسنده هم خوب نوشته و هم خوب تونسته منظورش برسونه كه چه خطراتي بر اثر كندن ان درختان شهر را تهديد ميكنه ولي چه كنم كه …..

مملي پنج شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۲ - ۱۲:۱۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

رضاجوني نيست گوش شنوا …
«گشتم نبود، نگرد كه نيست»

رضا پنج شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۲ - ۱۲:۲۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اي ول به مادر