ازطلا بودن بودن پشیمان گشته ایم مرحمت فرموده ما را مس کنید

دسته: عمومی , مقالات
۱۸ دیدگاه
شنبه - ۱۴ دی ۱۳۹۲

ییی

چند روز پیش برای تهیه کپسول گاز از خانه خارج شدم مثل همیشه در سطح شهر یا مغازه بسته بود یا کپسول شارژ شده نداشتند .به ناچار به سمت شرکت گاز حرکت کردم،از بعد مسافت،چاله چوله های مسیر،خرابی اسفالت،عدم روشنایی کافی جاده شرکت گاز ومشکلات دیگر میگذرم چون گفتن اینها تکراری است وآب در هاون کوبیدن است.خلاصه به شرکت گازکه رسیدم آنجا هم داستانی داشت برای خودش،تعدادی کپسولها را باچرخ دستی  جابجا می کردند،بعضیها با دست وبرخی دیگرکپسولها را روی زمین حرکت میدادند جایتان خالی برو بیایی بود که نگو. من هم کپسولهایم را عوض کردم وبه راه افتادم هنوز چند متری نرفته بودم  که یک نفر را در تاریکی جاده دیدم حس کنجکاوی باعث شد تا من هم توقف کنم،مردی بود تقریبا50تا 55 ساله که بسیا ناراحت وعصبی در حالی که زیر لب هم زمزمه ای داشت از چهره اش میشد فهمید که  ذکر خیری ندارد ودعا گوی کسی نیست.مثل اینکه طناب موتورش پاره شده بود وکپسولهایش افتاده بودند کمکش کردم تا کپسولها را ببندد.
پرسیدم برای تهیه خبر می توانم از شما عکس بگیرم؟گفت نه،آسمان زندگی من بدون ابر هم بارانی است خواهش میکنم برایم دردسر درست نکن بگذار با این بدبختی های خودم بسوزم وبسازم.
از او خداحافظی کردم ورفتم در راه،بایگانی ذهن آشفته خودم را مرور میکردم،واویلا دیوانه کننده بود در این چند سال چقدر قول وقرار ،چقدر نامه نگاری  وطومار نویسی، چقدر وعده ووعید ، وعده هایی مثل «گاز رسانی به بافق مصوب شده عملیات اجرایی آن آغاز وتا سال آینده به اتمام می رسد»،«لوله کشی شبکه شهری تا پایان سال تمام است»،«این هفته کلنگ زنی ،هفته آینده افتتاح »، «فولاد پول واریز نکرد وگرنه تمام شده بود »،«اکنون تحریم هستیم ولوله نداریم» ،«حالا که لوله داریم پیمانکار نداریم ،وجدیدا پیمانکار داریم پول نداریم»،«زمستان امسال گاز میاید (چه گازی خدا میداند )،»«تاچند ماه آینده مشعل آن روشن می شود»،«فلانی با وزیر صحبت کرده است ،معاون وزیر دستور اقدام داده است،نامه ای به مسئولین گاز استان وکشور نوشته شده آنها قول مساعد داده اند» و…و…و…و…
واقعا خسته شدیم اصلا ما اشتباه کردیم گفتیم گاز می خواهیم پشیمان شدیم از بس پیگیری کردیم.بابا “ما از طلا بودن پشیمان گشته ایم مرحمت فرموده ما را مس کنید”
ما که از داشتن گاز شهری نا امید شده ایم خواهش میکنم راههای دسترسی مردم به کپسول گاز را هموار کنید کاری کنید که مردم در این سرمای زمستان راحت ترو آسانتر بتوانند کپسولهایشان را شارژ کنند.
در هر محله صدتا لبنیاتی وجود دارد چه اشکال دارد یک جایگاه تعویض وفروش کپسول گاز هم باشد .مسئولین باید این کار را انجام دهندهمانطور که درهر محله یک تصفیه خانه آب زدنند(خداوند به باعث وبانی این کار سلامتی وسعادت عنایت فرماید) این کار را پیگیری کنید تا مردم مشکلی برای تهیه کپسول مورد نیاز خود نداشته باشند.
اگر این مشکلات را باور ندارید پیشنهاد میکنم نیم ساعت از وقت خود را بگذارید واز جاده شرکت گاز بازدید کنید تا از نزدیک شاهد چگونگی عبور ومرور مردم ،خرابی راه ومشکلات وگرفتاریهای آنها باشید،شاید دست از جنگهای اداری و مرزبندی های خودتان بردارید وحداقل این راه را ترمیم کرده یا تعداد جایگا ها وخودروهای حمل کپسول در شهر را افزایش دهید .خدا خیرتان دهد .
به امید روزی که این دغدغه مردم هم به لطف  وعنایت خداوند وهمت مسئولین بر طرف گردد.انشاء…
حاج محمود ملاحیدری

پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
بافقی شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۲ - ۱:۴۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

همشهری عزیز:بدبختی مااین است که مسولین ما خودشان گازنمی خرند نوکرانشون براشون می برنددرخانه هایشان اگرخودشان میرفتندومی دیدندچه خبراست به خاطرخودشان فکری برمی داشتنداما چه کنیم که همه میگن کارمن بگذر….بقیه!!!

علی رضا شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۲ - ۲:۳۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

حاج محمود هیس! بنده خدا مگه نمی دونی مرکز نشینان اگه صدبار بگی گازشهری می خوایم نمی شنون، کافیه یکبار بگی نمی خوایم همون فرداش ترتیب اثر می دن.

شهروند شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۲ - ۴:۳۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

یشایدیادشون رفته که هنوزافرادی هستندکه وسیله ندارندوبایدبرای گرفتن یک کپسول اژانس بگیرندبعضی هاهم راحتوگرم درخانه هایشان نشسته اندوعین خیالشان نیسن

رضادهقانزاده بافقی( رخصت) شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۲ - ۵:۲۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خدمت دوست بزرگوار و گرامیم سلام عرض مینمایم
ازقدیم گفته اند اگر میخی بری جنگ غول، غول کش بردار. بزرگوار چندین وچندسال است که گازبرای بافق مصداق انرژی هسته ایی است برای کشورعزیزمان ایران. درست است که آنطور که باید و شاید جهت خدمت رسانی به مردم ( تامین و توزیع گاز) کاربایسته و شایسته انجام نشده ولی خوشحال از این هستیم که بالاخره توانستیم با تحمل مشقات فراوان بر مافیای فولاد که مانع اصلی برسر گازرسانی به بافق بودند فائق آییم و دراین راه همه مردم و مسئولین همت کردند. بگذار این روسیاهی به ذغال بماند و انشاالله مردم ثمره صبرشان را درسالهای بعدرمانی که طرحهای صنعتی که نیازاصلیشان گازاست افتتاح خواهد شد ببینند. به قول قدیمیها این نیز بگذرد
تابعد…رخصت

ابوالفضل شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۲ - ۶:۲۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

یک هفته پیش وقتی برای گرفتن گاز به شرکت گاز رفتم دلم برای بافق و هرچی بافق بود سوخت . ماشین از ماشین و موتور از موتور نمی افتاد و در یکی دو دقیقه ای که انجا بودم ده ها نفر امدند برای گرفتن گاز آن هم با ان وضعیت اسف بار
البته خودمونیم بی تقصیر هم نیستیم.دست رو دست می زاریم و انتظار داریم مسئولین کارها را ردیف کنن . حق همیشه گرفتنی است

شمع بي زبان شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۲ - ۱۰:۵۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ما را به مرگ مي گيرند تا به تب راضي شويم
همون كپسول را بيارند راضي هستيم

رضا بابائیان بافقی شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

باسلام خدمت دلسوز بافق حــــاج مــــحــــمــــود
همه حرفای مسئولین وعدهای سر خرمن هست قرار نی گاز به بافق بیاید ی بار گاز در عرض 24 ساعت آمد اونم گاز اشک آور که برای هفت نسل بافقی ها بس است .

مخلص یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۲ - ۷:۳۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام ما مردم بافق برای انتخاب یک مسئول بومی چه کارها که نمی کنیم ولی برای مشکل اصلی که گاز است وفقط نفعش برای مردم است هیچ حرکتی نمی کنیم

محمد یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۲ - ۸:۰۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

واقعااااااااااااااااااا

زبان سرخ یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۲ - ۱:۲۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بزودي گاز وارد شهر ميشود بهروز خاليبند

بافقی یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۲ - ۲:۰۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

از شیخ چرا نمی پرسید

شوخ طبع یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۲ - ۴:۴۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

حاج محمود خان می پریدی خونه پدر خانمت یه کپسول گاز بر میداشتی و اینقدر اوضاع درست نمیکردی.

دلداده دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۲ - ۱۰:۳۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

حاج محمود عزیز چقدر برا این مردم دل بسوزونیم و چوب بخوریم این کار فقط با تحصن عمومی روبرو استانداری حل میشه میدونی که اداره گاز هم همون جاس مردم اگه گاز میخوان یا علی ما دیگر از مسئولین بی تفاوت چیزی نمیخوایم خودمون حقمون رو میگیریم خودت میدونی که ما شوخ هستیم اما مسخرهچی نیستیم ادم وقتی صحنه هایی مثل این بنده خدا رو میبینه آتیش میگیره اگر هستی من پایه هستم بیا ج رو بذار تا باهات صحبت کنم

کاظم پنج شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۲ - ۳:۲۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

دلم بحال مرمان بافق گریان است که نقل مجلسشان هی هی ووای وای است دوست عزیز تاحالا دیدی مسولی توصف گاز نون باشه اگر دیدی تعجب کن

ع.الف.حسین اباد شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲ - ۹:۰۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

حاجی جان برادر من دلت خوشه؟اگه روزی هزار بار توی بلندگو جاربزنی مسئولین عزیز چرا گاز سر نمیرسه بعد از این همه وقت بازهم فایده ای نداره چون گلوی خودت رو پاره کردی.من تنهاتر چندین مطلب طنز برای همین گاز نوشتم ولی فکر نکنم تا هزار سال دیگه هم گاز به بافق برسه.اگه دیدی گاز رو سلام مارو هم بهش برسون.مرسی از مطلبت.هرچند من دیر خوندمش ولی حرف دل همه مارو زدی.

کریم دوشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۲ - ۷:۳۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلامبه همه مردم بافق به نظر بنده تنها پیشنهاد کار ساز همان حرف دلداده گزینه ردیف 13 می باشد ولا غیر قابل توجه به اصطلاح موجودات زنده بافق

ثنا چهارشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۲ - ۸:۵۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام و صبحتون بخیر .من فکرکنم مردم بافق فقط در جمع خودشون ازمشکلات میگن و قدرت اینکه مقابله با مسئولین داشته باشن ندارند البته تعدادی که فقط حرف میزنند .این مشکل مثل دهها و صدها مشکل دیگه که نه توی بافق بلکه در شهرهای دیگه هم ملموس و قابل دیدنه .اما گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست *** آنچه البته به جایی نرسد فریاد است.موفق و موید باشید

ممل سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ردیف معزز 13 از اینکه اسمت را ندادی معلومه خیلی پایه ای !!!!!