یک روز برفی،یک جمعه متفاوت

دسته: محیط زیست، منابع طبیعی، گردشگری
۳۹ دیدگاه
شنبه - ۲۱ دی ۱۳۹۲

جمعه ها دلگير است.اين را هميشه مرحوم مادرم ميگفت.صبح كه از خواب بيدار شدم نميدانستم چه مي خواهم.دوست داشتم روز متفاوتي داشته باشم ….وداشتم

پيامكي به دوستان وآن خوبان هم به رسم رفاقت همراهيم مي كنند.وسائل سفرزود فراهم مي شود.لوازم چاي .يك كيلو سيب زميني .وديگر هيچ.

بعضي عادت كرده ايم تفريح هم كه مي رويم كوله باري با خود برمي داريم از انواع خوراكي .تو گويي فقط خوردن خوشحالمان مي كند وهمين مي شود كه ازهر ده سفري كه برنامه ريزي مي كنيم يكي را مي رويم وخسته از چشم وهم چشمي و بريده از همراهيان باز مي گرديم حتي خسته تر از قبل.

چند دقيقه اي از حركتمان نگذشته بود كه كوهي پراز برف مجذوبمان مي كند انگار بما چشمك مي زند كه مقصودتان منم بيائيد

58658198683030126347

ماشين را كنار جاده پارك مي كنيم وبراه مي افتيم راه كمي دير است اما ورزش هم بد نيست ومي رويم.اصلا يادمان مي رود كه درشهر گرفتاريهايي  داريم.

خودرادر آغوش طبيعت رها مي كنيم وچه خوش آغوشيست.نميدانم چرا براي گردش وتفريح هميشه هزينه هارا بهانه مي كنيم وبه اين بهانه كنج خانه مي مانيم ومي پوسيم.

64829229307564683904

به برف كه مي رسيم اصلا فراموش مي كنيم كه سني از ما گذشته.به عالم كودكي باز مي گرديم .همان عالمي كه پايمان برهنه بود اما دلمان شاد. همه را دوست داشتيم و اگر تاروز قيامت قهر مي كرديم همان لحظه قيامت مي شد وآشتي مي كرديم حتي آشتي تراز قبل .اصلا چه اشكال دارد گاهي يادمان برود كه بزرگ شده ايم.كينه هارا دوربريزيم وبه زندگي بخنديم.

57930199368166250604

وچه كيفي دارد وقتي گلوله برفي آماده كرده اي كه به دوستت بزني دوستي ديگر مشتي برف را به صورتت بزند و برف برصورتت جا خوش كند و بخنديم.

77051626419462570710

مي دويم ومي دويم وبازي مي كنيم واز كوه بالا مي رويم .من پير مرد گروه هستم .در كوه عقب مي افتم اما دوستان خوبي دارم نق نميزنند همراهيم مي كنند چه در كوه وچه در زندگي.

پس از پائين آمدن از كوه چاي هيزمي چه ميچسبد وقتي كه آب كتريت برف كوهستان باشد وهيزمش خار بيابان .

09098151488171319613

ودركناربرفها دور آتش حلقه مي زنيم وچاي مي نوشيم ومي خنديم .راستي سيب زميني زير آتش است دوستان بفرما.

00886675778188832289

 وخدايي كه همين نزديكيست

37816124085434971261

رضایی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
محمد شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲ - ۷:۳۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای رضایی موفق باشید :اعضای گروه کوهنوردی شهرداری امادگی دارندشماراهمراهی نمایند

    123 یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۸:۳۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    ان شا الله مدیریت کارخانجات از چنین افرادی مثل آقای رضایی بهره ی کافی را ببرند و امکانات لازم را در اختیار تیم کوهنوردی آن واحد قراردهند تا شاهد گزارش های چنین لذت بخشی باشیم

    رضايي یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۹:۵۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    محمد جان ممنون از شما من هم از طرف تيم كوهنوردي كارخانجات خوشحال ميشم كه اردويي با هم داشته باشيم حتما بياد ماندني خواهد بود

محمدرضا شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲ - ۸:۲۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

زيبا بود دمتون گرم***

    رضايي دوشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۲ - ۸:۳۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    ممنون محمد رضا جان.سالم وخندان باشي

رنجبر بافقي شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲ - ۹:۲۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

افرين بر پيرمرد گروه
يادت باشه دود ازكنده مياد
اگر بتونيم مثل قديما رفتن بيرون به شهر و طبيعت گردي با حد اقل امكانات را به جامعه برگردونيم و كمي شادتر زندگي كنيم حتما زندگي ما از كيفيت بهتري بر خوردار خواهد بود

    رضایی یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۸:۰۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    درسته آقای رنجبر عزیز.ما خودمونو درحصارتجملات زندانی کردیم واین خیلی بده.میتوان راحت بود میتوان راحت زیست.ممنون

علی رضا شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲ - ۱۱:۰۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام/بسیار زیبا بود و زیباتر تقسیم احساس لذت بخش کوه و برف با خوانندگان/امیدوارم بیاموزیم می توان ساده و زیبا زندگی لذت بخش داشت. سلامت باشید

    ناشناس یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۸:۰۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    ممنون علیرضا جان.خوشحالم که با نظرت دلگرمم میکنی

سلام آقای رضایی خسته نباشی
انشاا… کوهنوردی بعدی با هم میریم

موفق باشید

    رضايي دوشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۲ - ۸:۳۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    ممنون .خوشحال ميشم درخدمتتون باشم

ع.الف.حسین اباد یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۸:۲۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام آقای رضایی.به این میگن تفریح سالم.با خوندن این متن این حس به آدم دست میده که انگار همراهتون هست.خب این به خاطر شیوایی متن شماست که نوشتید.راستی ماروهم خبرکنیدهروقت خواستیدبرین کوه.موفق باشید.لذت بردم.

    ناشناس یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۸:۰۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    ممنون حسین آباد عزیز.به شیوایی نوشته های شما که نیست اما تلاشمو میکنم ممنون میشم اگر راهنمائیم کنید واستادم باشید

yas یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۸:۴۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام توصیفتون قشنگ بود.جدا از توصیفتون اینکه آخرش از سهراب یاد کردین،عالی بود،شعرای سهراب واقعا قشنگ وسرشار از احساسه،ممنون،
و خدایی که در این نزدیکی است :

لای این شب بوها ، پای آن کاج بلند.

روی آگاهی آب ، روی قانون گیاه .

    رضایی یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۸:۰۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    ممنون یاس عزیز.واقعا اشعار سهراب قشنگه.ممنون از نظرت

یاسمن یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۹:۱۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام خوشگذشت………….خوب بااینکه پیر مردی شدید بازهم اکیپ دوستانه ای دارید خیلی خوب طبیعت وصف کردید حالا کجا بود که شباهت تپه میداد نه کوه……………..؟

    رضایی یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۸:۱۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    جای شما خالی یاسمن جان مگه میشه با دوستان خوش نگذره؟آره دوستان خوبی دارم ازشون ممنونم که همراهیم میکنند.درسته کوه بزرگی نبود ابتدای جاده قطرم معدن زاغیا

داود یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

عالی بود

SAJAD یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۱۰:۵۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای رضایی سلام
الهی خدا مادر شما و تمام مادران را بیامرزد. انشاالله همیشه بانی و باعث چنین کارهایی باشید.

    رضایی یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۸:۲۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    سجاد عزیز ممنون.خدارفتگان شماروهم بیامرزه.تاپدرومادر دارید قدرشونو بدونید.

ماشاالله شمس الدینی یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۱۱:۰۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
جای همه دوستان خالی بود با اینکه هوابسیار سرد بود ولی اراده برسردی هوا فائق آمد و عزم بر کوهنوردی گرفتیم.
ممنون آقای رضایی

    رضایی یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۸:۱۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    ماشاالله جان حتما همینطوره.ممنون که همراهیم کردی

الهه یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۱۱:۱۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
میگم عجب آدمای یکدنده ای هستید شما من به شوهرم میگم برو مخزن بخاری رو نفت کن میگه هوا بس ناجوانمردانه سرداست شما دیگه کی هستید؟
آقای شمس الدینی مرحبا به شما.

    رضايي دوشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۲ - ۸:۳۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    الهه خان قدر شوهرتون رو بدونيد .همون نفت رو ايشون خريدن.هرروز ظهر كه هوا بهتره بهش بگيد نفت بياره.ماشاالله مربي ماست

شاهپرک یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۱۲:۵۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خوبه چشمم روشن چرا منو نبردین ؟

نگار یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۱:۰۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام خوشگذشت……………؟ جالب بود
حالا کجا بود

    ناشناس دوشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۲ - ۸:۴۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    نگارخانم ممنون.عالي بود .جواب شمادر كامنت ياسمن

حمزه یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۱:۴۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام عالی بود خدا بخواهد ادامه بدهید دم همتون گرم گل کاشتین

علمدار یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۲:۳۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام ودرودبربرادررضایی عزیز
انشاءالله همیشه شادوسرزنده باشین درتمام مراحل زندگیتان وگل لبخندبرلبانتان باشد…کاش مردم بافق میدانستندتفریح درکوه چه لذتی داردمن که تادلگیروخسته میشوم به کوه میروم انگارباری ازدوشم برداشته شده ونفس راحتی میکشم به امیدروزی که همه ماازطبیعت وکوه های بافق استفاده درست کنیم طبیعت خانه دوم ماست باتشکرفراوان ازشمادوستان طبیعت

    رضایی یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۸:۱۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    ممنون دوست گلم علمدار عزیز.درسته کوه به آدم انرژی میده استقامتو یاد میده .خوشحال میشم در سفرهای بعدی در خدمتت باشم

شایلین یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۸:۲۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

عجب تلاشی میکنن این بچه هاااا!
خداییش چقد مشقت و کشمکش واسه این گوله برفا تحمل کردین؟
واقعا خسته نباشید باریکلا…:-)))
راستی! سنگی کلوخی چیزی احیانا لای گوله برفا نبود مختون بیاد پایین؟؟؟!

خسته دوشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۲ - ۹:۱۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جالب بود
الهه خانم این گروهی که میبیند بخاطر تفریح رفتن اگر به یکی اعضای همین گروه بگی بروند بیرون نون بگیرندیا…………..
میگند بقول شاعر گفتنی:
هوا بس ناجوان مردانه سرد است
سلامم را تو پاسخ گوی در به گشای
…………….

داداش علی دوشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۲ - ۲:۲۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام برادر:جای من وابوالفضل خالی.انشاا… سفربعدی اونم با ماشاا…

    رضایی دوشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۲ - ۸:۱۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    داداش گلم درسته خیلی جاتون خالی بود وخیلی هم یادتون کردیم.انشاالله سفر بعدی

ماشاالله دوشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۲ - ۳:۱۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام به علی آقای عزیر
ممنون من منتظر شما بودم اخوی گفت براتون ماموریت پیش اومده و همینطور ابوالفضل جان اونم گفته بود کاری براش پیش اومده بهر حال جای شما خیلی خالی بود انشاالله در کوه گشت بعدی

ماشالله شمس الدینی سه شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۲ - ۹:۰۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
درجواب الهه خانم عرض شود آخه خواهرمن تو اون هوای سرد کدوم آدم عاقلی میره تفریح؟ ماعاشق ورزشیم وتفریح در مرحله چندم هدف ماست مااکثر گروه کوهنوردی کارخانجات از اعضای برتر هلال احمر شهرستان هستیم وافتخار مون به ورزشکاربودنمون هست.انشااالله همه مردم در هرسنی به اهمیت ورزش بیشتر آگاه بشن و ورزش رو جزو ضروریات زندگی خودشون بدونن.نون گرفتن که وظیفه ماست .ممنون از نظرات ارزشمند شما.

سمیرا منفرد یکشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۲:۱۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام …سلامت باشید و دلشاد

    رضایی یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۲ - ۶:۰۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    ممنون دایی جان.وهمچنین شما