فرار خانواده ها از واقعیت

دسته: عمومی , مقالات
بدون دیدگاه
جمعه - ۱۱ بهمن ۱۳۹۲
78
خانواده که در غم و شادی کنار فرزند است و با لبخند او لبخند می زند و با گریه اش اشک می ریزد و خوشبختی اش را در گرو خوشبختی فرزند می داند، وقتی با موضوع ازدواج و زندگی مستقل فرزندان مواجه می شود، بعضی وقت ها آنی نیست که باید باشد. این را آمارهای طلاق در کشور و مرتبط بودن یک ششم طلاق ها با دخالت های نابجای خانواده ها نشان می دهد.
با این که بساط خانواده های گسترده در فرهنگ کشور دیگر تقریبا جمع شده و کمتر خانواده ای را می توان یافت که با اقوام دور و نزدیک در یک خانه زندگی کند، اما خانواده های هسته ای امروز (متشکل از زن، شوهر و فرزند) حتی سال ها پس از ازدواج،همچنان زیر نفوذ و تحت اظهارنظرهای خانواده های خود قرار دارند.
بیشتر خانواده ها به این دخالت ها، عنوان دلسوزی می دهند، اما با این حال سرک کشیدن ها در زندگی زوج های جوان آن طور که آمار ها نشان می دهد، نتیجه ای جز جدایی آنها از هم و فروپاشی خانواده نوپایشان ندارد.
با این که جامعه در ابعاد مختلف اجتماعی رشد کرده، اما هنوز بیشترخانواده ها با تمایل زوج ها به فردگرایی و داشتن زندگی مستقل کنار نیامده اند.
در جامعه در حال گذار ما جمع گرایی جای خودش را به فردگرایی و تمایل به استقلال فردی داده است و چون بیشتر خانواده ها هنوز خواهان جمع گرایی هستند، با زوج های جوان اصطکاک پیدا می کنند.
البته سطح تحمل زوج های امروزی نیز پائین تر از حد تحمل زوج های قدیمی بوده و  جوان های امروز آستانه تحمل پائینی دارند و برخلاف گذشته ها که زوج ها هر شرایطی را تحمل می کردند، حاضر به پذیرش فشارهای غیرمنطقی نیستند.
این گفته ها نشان می دهد بیشتر جوانان که در خیل متاهلان قرار می گیرند، یاد نگرفته اند که رفتار و واکنش های درست که کمترین اختلاف را در زندگی ایجاد کند، کدام است و چون مهارت های زندگی را بلد نیستند در زمان وقوع بحران های کوچک یا بزرگ به جای حل مساله، مسیر آسان طلاق را انتخاب می کنند و این خانواده ها هستند که باید با جوان ها کنار بیایند، شرایط جامعه و زمان را در نظر بگیرند و به حریم فردی زوج ها احترام بگذارند.
اگر بیشتر جوان های امروز آستانه تحمل کمی دارند نیز به این علت است که خانواده ها در زمان شکل گیری شخصیت فرزندان در دوره کودکی، نسبت به آموختن صبر و بالا بردن قدرت تحمل آنها بی توجه بوده اند و نمی دانستند این بی توجهی در دوره جوانی نمود پیدا می کند و باعث درگیر شدن خانواده می شود.
دانستن دلایل وقوع طلاق در کشور موضوع مهمی است، بویژه حالا که نقش خانواده ها در از هم پاشیدگی زندگی مشترک زوج ها، مسجل است. البته به عامل دومی که در ماههای گذشته باعث از هم پاشیده شدن زندگی های مشترک زیادی در کشور شده نیز نمی توان بی توجه بود، چون اگر زوج ها آموخته بودند که ازدواج، پیمانی مقدس است و برای رسیدن به وصال نباید به وعده های غیرواقعی و غیرعملی متوسل شد،
ناهید مظفری

پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها: