آموزش و پرورش بزرگان

دسته: مقالات
۵ دیدگاه
یکشنبه - ۱۳ بهمن ۱۳۹۲
IMG_4184
هر چند که هستند معلمان و بزرگواراني که زحمات زيادي مي کشند ولي حقيقت آن است که هنوز از قافله عقبيم و هنوز که هنوز است از پتانسيل بالاي نيروي انساني ، براي ساخت زيربناي شهرمان استفاده نکرده ايم .
هنوز که هنوز است بايد پيگيري کنيم فرمانداري برويم و در استان چانه زني کنيم براي آوردن چند دکتر متخصص به شهر مان.
هنوز که هنوز است بايد دکتر روان شناس از خارج شهر بيايد و در کنار دلسوزان شهرمان ، براي بهبود آنچه باعث آسيب ديدن ديارمان شده است ، تلاش کند .
هنوز که هنوز است بايد براي هر جايگاه خدمتي در شهرمان از خارج شهر مهندس متخصص و استاد و دکتر بيايند و خدمت کنند .
هنوز که هنوز است شهر روي پاي خودش نايستاده است .
معلمي شغل انبياست  و خوشبختانه در اين حوزه خدمت برخلاف برخي شهرستان هاي ديگر با نبود معلم دلسوز مواجه نيستيم . انبيا داريم ولي شايد برنامه ، سيستم و يا هدف درستي نداريم . برنامه اي براي رسيدن به هدفي سازنده ، چشم اندازي که مي تواند تزريق 10 الي 15 نفر متخصص و دکتراي مختلف در سال يکي از اهدافش باشد.
قطعا مي توان با بيرون کشيدن 10 الي 15 نفر نخبه از کلاس هفتمي هاي شهرمان ، به صورت هر ساله ، و کار و سرمايه گذاري آموزشي بصورت ويژه روي آنها به آن جايگاهي که شهرستان هاي ديگر فتح کرده اند ، نزديک شده و در آينده چنان روي پاي خود بايستيم که بتوانيم دست ديگر شهر ها و شهرستان ها را هم بگيريم .
اميد است مديريت جديد آموزش و پرورش به اين موضوع توجه و نگاه ويژه اي داشته باشند و برنامه هاي فرهنگي – آموزشي با همکاري نخبگان و همنشيني با صاحب نظران بريزند تا بافق در آينده روي پاي خود بايستد .
اميدوارم تمام خانواده هاي شهرمان پرورش دهنده بزرگي باشند چراکه هيچ بزرگي تصادفي بزرگ نشد و تمام بزرگان آموزش و پرورش يافته نسلهاي قبلشان هستند و بزرگان بافق در آينده نيز بايد پرورش يابند و اين پرورش نيازمند برنامه ريزي و سرمايه گذاري و هزينه کردن امروز است.
محمد مهدی علیزاده فلاح

پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
احسان یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۲:۵۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای علیزاده شما دارید از برنامه ریزی بلند مدت حرف میزنید چیزی که توی مملکت ما کمیابه.
در ضمن باید یه همتی هم کرد که از همین سرمایه های کنونی شهرمون استفاده کنیم. نه اینکه دارنده مدرک فوق لیسانس مواد متالورژی دانشگاه صنعتی اصفهان با داشتن دوتا اختراع بجای انجام کار تحقیقاتی بخاطر ماهی 600 تومن بشه انبار دار

بافقی یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای علیزاده صداتون از جای گرم بیرون میادومن میرم یه شرکت ثبت میکنم.بعدش دو تا از اونا را سهامدار میکنم.تا هفت نسلم پولدار میشن.درس تو بافق کیلویی چنده؟

    علی دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۲ - ۷:۵۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    از نگاه به آینده نویسنده متشکرم

    اما احسان جان ، اگر مخترعی باید در جمع مخترعان باشی
    باید برای تولید و ایجاد تولید بالای اختراعت رایزنی کنی نه برای حقوق ماهیانه و سمت و شغل.
    متاسفم برای خودم که باز می بینم فرزندی از دیارم مخترع شد تحصیلکرده شد ولی نتوانست روی از معدن برگرداند نمی خواهد عالم دیارش بشود دوست دارد ثروتمند شود و …

مهدی علیزاده فلاح دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۲ - ۸:۵۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بافقی عزیز
کار به این آسانی نیست که تا هفت نسل انسان پولدار شوند!!! البته ان شالله بشود خود باعث برکت است حتما این کار را انجام دهید و اگر اینکار را کردید بنده از شما تشکر می کنم .
مولا علی (ع) در جواب علم بهتر است یا ثروت جوابهای متعددی دادند که می توانید از لینک زیر بخوانید .

اما آقا احسان عزیز

امروز حرف و هدف ما پیدا کردن جواب موضوع بزرگ انشائمان نیست ، هدف باید این باشد که فقر اقتصادی و ثروت ، فقر فرهنگی و همچنین یکی از مهمترین ‌آسیب های اجتماعی ، با نام بیسواد و تحصیلات کم حل شود . نه اینکه دنبال پیدا کردن اولویت اول باشیم . باید حرکت کنیم برای رفع ریشه این مشکلات اجتماعی شهرمان .

کارشناسان بر این باورند که نداشتن سواد، مرگ خاموش تفکر یک جامعه است . جامعه ای که تفکر نداشته باشد نه می تواند کار اقتصادی بکند و نه می تواند کار علمی .

خودمانیم امروز نه خوب درس می خوانیم و نه خوب کار می کنیم و … .

علم بهتر است یا ثروت؟ دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۲ - ۹:۲۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جواب مولا علی (ع) در :
http://www.imamhadi.com/%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%85-%D8%AE%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%87/%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%A8%D9%8A%D8%AA/%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%8A%D8%A7-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA.html
وبلاگ توکای مقدس :
اگر امروز یک بار دیگر از من بخواهند تا به این سؤال ازلی، ابدی پاسخ بدهم قبلاً اعلام می‌کنم که، به اعتقاد من، مقایسه‌ی علم با ثروت از پایه اشتباه است، هردو خوب و لازم هستند و منطقاً تضادی بین‌شان نیست. می‌توان هم عالم بود و هم ثروتمند مثل بیل گیتس که عالم علوم کامپیوتر است و ثروتمندترین مرد جهان! اگر این جواب قانع‌تان نکرده باشد و هنوز مصر باشید تا جواب دیگری بگیرید آن‌وقت به دنبال یافتن معنایی برای “علم” و “ثروت” می‌گردم که پیش من و شما به یک اندازه اعتبار داشته باشد. معنای علم پیش دانش‌آموزان مدرسه سعید همان محتویات کتاب‌های درسی بود و کسب علم چیزی نبود بجز حفظ کردن درس‌ها و ادامه‌ی تحصیل تا مقطع دیپلم و بالاتر. ثروت همان پول بود یعنی وجه رایج مملکت که می‌شد با آن یک عدد ساندویچ کالباس یا یک لیوان هویج بستنی خرید. این تعریف‌ها ایرادهایی دارد مثلاً تکلیف دارایی‌هایی مثل سلامتی، امنیت و خوشبختی را که با پول قابل خرید و فروش نیستند اما می‌توانند نوعی “ثروت” بحساب بیایند روشن نمی‌کند و از طرف دیگر می‌دانیم که دامنه‌ی علوم بسیار فراتر از محتویات کتاب‌های درسی است و داشتن دیپلم یا لیسانس دلیلی بر علم‌دوستی صاحب مدرک نیست با این وجود همین دو تعریف را مبنای قضاوت قرار می‌دهم تا دین خود را به دبستان سعید ادا کرده باشم.
با این‌که هنوز به عادت دوران کودکی احترام بیشتری برای صاحبان و تولید کنندگان علم، و فرهنگ، قائل هستم اما می‌پذیرم که بسته به شرایط گاهی ثروت می‌تواند بهتر باشد. پس به این ترتیب:
– اگر لیسانس‌تان توی جیب شلوارتان باشد اما بی‌پول و گرسنه باشید… ثروت بهتر است.
– اگر چند خمره اشرفی طلا داشته باشید و بچه‌تان مبتلا به بیماری ناشناخته‌ای بشود که درمانش با اشرفی ممکن نباشد… علم بهتر است.
– اگر با لیسانس حسابداری و همان چند خمره اشرفی طلا در یک جزیره‌ی بدون سکنه، تنها، وسط اقیانوس آرام گرفتار بشوید… نه آن علم حسابداری و نه این ثروت هیچ‌کدام به دردتان نمی‌خورد.
– اگر بدون لیسانس حسابداری و با چند خمره اشرفی طلا در همان جزیره‌ی کذایی رها بشوید و بلد باشید که چطور بدون کبریت آتش روشن کنید و چطور آب شیرین تهیه کنید و بتوانید از شاخ و برگ درخت‌ها سرپناه بسازید و روش ذخیره کردن گوشت شکار را بدانید و گیاهان وحشی و خواص درمانی آن‌ها را بشناسید و به عقل‌تان برسد با همان خمره‌های خالی از اشرفی یک کلک بسازید تا به آب بزنید و با دیدن ستاره‌ها در آسمان راه خود را در دریا پیدا کنید و خودتان را نجات بدهید… علم بهتر است حتی اگر بدون لیسانس باشد.
و در یک کلام، سلامتی هم از علم و هم از ثروت بهتر است. اگر سلامتی یک ثروت است پس ثروت بهتر است، اگر سلامتی نتیجه‌ی پیشرفت علم و رعایت بهداشت عمومی است پس علم بهتر است و…
این داستان ادامه دارد.