کاسب هایی که نباید کاسب باشند

دسته: مقالات
۶ دیدگاه
چهارشنبه - ۱۶ بهمن ۱۳۹۲

بحث راجع به کاسب شدن بعضی هاست که متاسفانه نام کاسب و کاسبی را که آمده  “الکاسب حبیب الله” خراب کرده اند، پس پیشاپیش از کاسب های عزیز عذر خواهی میکنم که این ضرب المثلی است و در مثل مناقشه نیست.

اصولا کاسبی به کسب روزی حلال در مسیری حلال اطلاق میشود. شخصی کالایی را خریداری میکند و در ازای ارائه آن کالا سودی به تناسب به آن اضافه میکند و آن را به فروش میرساند که صرف تامین معاش خود و خانواده اش میشود.

اما مشاغلی هست که درست است که در ازای پول انجام میشود، اما هدفش پول نیست و اقلا با حفظ ظاهر با نیتی بزرگتر انجام میپذیرد. عموما کار تمام کارمندان ادارات از اینگونه کارهاست که دستمزد کارکرد خود را از اداره خود دریافت میکنند و کاری با ارباب رجوع ندارند.

هدف کلام کارمندانی از ادارات که گرفتن پول از ارباب رجوع را حق خود میدانند و به بهانه کمی حقوق و … بقیه نیازهایشان را از ارباب رجوع دریافت میکنند نیست، یا معلمینی که سر کلاس کم میگذارند که همان شاگرد به هوای کلاس خصوصی، کمبود حقوق آموزش پرورش به زعم خودشان را جبران کنند. نه! میخواهیم از قشری صحبت کنم که متاسفانه از بد حادثه کسانی به کمک ایشان نیاز پیدا میکنند که دردمند هستند وزخم خورده و به التیام درد به ایشان پناه آورده اند. به قشر پزشک و پرستار.

این دو قشر یعنی پزشک و پرستار از جامعه البته با تفاوت فاحش درآمد مورد نقد این کلامند. و خدا نکند این قشر کاسب شوند. البته با عرض پوزش از اکثر قریب به اتفاق این قشر زحمتکش که همه ما خاطراتی بسیار شیرین و نغز از نوع برخورد دلنشین و دلسوزی های ایشان در ذهن داریم که میدانم این گفتار گردی هم بر بالای بر افراشته ی فاخرشان نمینشاند و از این پیرایه ها بری هستند و راست کردار.

حکایت مرا بشنوید و خود قضاوت کنید: چند ماه پیش برای درد همسرم به بیمارستان رفتیم. در اولین مراجعه دکتر کشیک خواب تشریف داشتند و بیدار شدندو بسیار مکدر، بگذریم. در بار دوم پرستار خواب تشریف داشتند و دکتر هم ندیده دستور عمل دادند و ما بعلت نبود دستگاه عمل مورد نیاز به یزد مراجعه کردیم. از این هم بگذریم. پس از چند ماه و انجام عمل در یزد، بعلت دردی مشابه، به بیمارستان مراجعه کردیم که باز همان پرستار کشیک بود و همچنان   خواب. این یکی را نمیگذریم که وقتی ما را دید چندین بار متلک انداخت که شما که یزد عمل کردید چرا اینجا آمده اید! گویا وارد بیمارستان پدر ایشان شده ایم و ایشان فرزند حضرت ولیعصر. همان دکتر مورد نظر آمد و با لبخندی ژوکوند وار گفت هیچ مشکلی نداری و رفت.

در خبط بعدی همسر اینجانب به مطب ایشان مراجعه کرده و ویزیت آزاد ناقابل 20 هزارتومانی پرداخته و باز هم همان جواب بیمارستان را شنیده و نکته جالب اینکه وقتی پرسیده اگر درد شدت کرد چه کنم و آن دکتر با همان لبخند ژوکوند وار بسیار دردمندانه و از سر دلسوزی فرموده اند: درد را تحمل کن!

سئوال اینست. اینهمه هزینه کردن برای بیمارستانی که هنوز برای جوابگویی به مریض آداب مریض داری نیاموخته اند برای چه؟ آیا دستگاههای چند میلیاردی میتواند کسی را درمان کند یا باید انسانی از آن استفاده کند برای درمان بیمار. بله . انسان نه کاسب. نه کسی که چون خودش عمل نکرده و هزینه آنرا در جیب مبارک ـ که البته بسیار هم گشاد است ـ نریخته،  حالا حاضر نیست جوابی صحیح به بیمار بدهد. درست مثل بقالی که وقتی پنیری را که از بقالی دیگر خرید کردیم، دستمان میبیند با اکراه به ما سرویس میدهد یا حتی مثل بعضی کاسبها!! یا جنس تاریخ مصرف گذشته میدهد و یا معیوب، آنهم با قیمتی بیشتر از قیمت واقعی. حق ویزیت این بیمار خوب است. حلال و طیب است و میتوان با آن هزار ها کارانجام داد. اما …

اما قدری انصاف! دریغ. وقتی نمیدانی بگو نمیدانم. وقتی دلخوری بگو من شما را ویزیت نمیکنم. اما حق ویزیت را میگیرید و راه غلط در پیش پای مریض میگذارید؟ شما کاسب نیستید؟

دوستی میگیفت این یک رویه است که مثلا وقتی گچکاری کاری را نیمه کاره رها کرده، کسی دیگر سراغ کارش نمیرود، دکتر ها هم وقتی کسی عمل کرده دکتری دیگر نمیداند او چه کرده، پس منطقی است که این جناب دکتر، از ویزیت کردن مریض من طفره رود، اما من این سئوال را دارم که مگر درد با درد فرق دارد که برای معالجه اش، دکتری که سوگند  بقراط خورده از آن طفره رود و در مورد گچکارهای عزیز آنها هم اگر کاری را نیمه کاره میگذارند باید مشکلی باشد تا آنرا نیمه کاره بگذارند، یا کار صاحب کار آماده نیست، یا دستمزدشان را نداده و یا … اما مگر من غیر از این گفتم که بعضی دکتر های ما کاسب شده اند یا بقول حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) که فرمودند : “اگر طلبه ای دزدی کرد، نگوئید طلبه دزد شده، بگوئید دزد طلبه شده”، حالا بی تناسب نیست که بگوئیم …

 و سخنی با ریاست بیمارستان و رئیس شبکه بهداشت

نیروی انتظامی قانونی دارد و آن جابجا کردن نیروها در دوران خدمت بعلت و العللی که خود میدانید و جزو شرایط کاری ایشان است. اما خیال میکنم دکتر ها هم وقتی به شهری میروند و کاسب میشوند باید برایشان فکری کرد. خیال نکنید کادر بیمارستان خود را تکمیل کرده اید. درهر شرایط کسانی مثل من و هنوز هنوز عده زیادی از مردم بعلت اینگونه رفتارها از سرماخوردگی بالاتر را در حد بیمارستان ولیعصر نمیدانند و به یزد میروند و هزارها تیرطعنه و آوارگی را به جان میخرند که مریضشان زیر دست چنین دکترهایی نیافتد. آن هم که میماند از سر لاعلاجی است.کار از من و ما گذشته و میگذرد، پس لطفا لاعلاج ها را دریابید.

 حسین شمس


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۰
برچسب ها:
دیدگاه ها
فرهنگی چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۲ - ۶:۵۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام . معلمی که سر کلاس کم کاری کند و به فکر کلاس خصوصی باشد معلم نیست بلکه دزدی در لباس معلمی است !!!
خدا سلامت دارد آقای هاشمی نژاد را ، ایشان در یکی از سخنرانی های خود می فرمودند یک روز به حضرت امام (ره) گفتند آخوندی دزدی کرده ، ایشان گفتند آخوند و روحانی هرگز دزدی نمی کند و این فردی که دزدی کرده در اصل دزدی بوده در لباس روحانیت زیرا لباس روحانیت در واقع لباس پیامبر است و مقدس است .
ان شاالله خداوند عاقبت همه را ختم به خیر بگرداند .

عباس ابراهیمی خوسفی چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۲ - ۸:۱۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب شمس درد دل شما خواندم عالی بود ولی یادتان نرود اگر می تونید کلمات پشت سر هم ردیف کنید مدیون تمام معلم هایت هستی وای به حال معلم ها که دانش آموزان قدر دانی نداریم ( هر یک کلمه به من بیاموزد من را بنده ی خود کرده ) مولا علی ع

بافقی پنج شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

امسال فروشنده شیرآلات در نمایشگاه مبلمان شرکت کرده بود که آقای ….به اوهشدار و او را از آنجا به بیرون هدایت کرد.ایشان ر سطح دست به فروش زدند.ظاهرا همان شخص دوباره به او تذکر میدهد و نیم ساعت بعد هم در سطح شهر فروشنده حسابی کتک میخورد.شحص ظاهرا شکایت هم میکند.خواهشمندیم پیگیری کنید.

حسین شمس پنج شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب فرهنگی با شما کاملا موافقم. جناب ابراهیمی عزیز ما خودرا همیشه مدیون معلمین عزیز میدانیم که هرچه داریم از ایشان است. برای شما زشت است چنین برداشتی از کلام بنده داشته باشید کلام من به آن دوستانی برمیگردد که اینکاره اند.

ماشالله شمس الدینی جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۱:۰۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام به جناب آقای شمس
دخل بازی وکلک زدن به مشتری و ارباب رجوع کاری بس زشت و ناپسنده دوست خوبم جناب آقای ابراهیمی که از مطلب شما رنجیده خاطر شدند بدانند هدف کلام آن قبیل از معلمانیست که کم کاری خود را در کلاس های خصوصی از روی قصد و نه به خاطر یادگیری بیشتر به دانش آموز جبران میکنن والا معلم خوب وپاک نیت کم نداریم .هستند معلمین عزیزی که حتی بعد مسافت،شرایط بد جوی وکمبود امکانات ذره ای از نیت پاک آموزش به دانش آموختگان کوتاهی نمیکنند وبه رسالت خود بطور احسنت ادامه میدهند. بله در هر شغل و کاسبی ممکنه کسانی باشند که فقط به فکر امروز خود هستند و غافل از اینکه مردم فهمیده و باسواد امروزی کارهای آنان را رصد میکنن و اینها هستند که در آینده روسیاه و شرمسار از کرده خود.

احمد شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۱:۴۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام و درخواست صبوری از برادر گلم
یادمه آقای زینلی معلم آمادگی دفاعی راهنماییمون وقتی جلسه دوم اومد تو کلاس گفت واقعا شما چه دانش آموزایی هستید ؟ گفتیم چرا؟ گفت من سر هر کلاسی که میرم بچه ها با هم میگن خاطره خاطره . تاخطره جنگ براشون بگم . بچه های از آینده و خیرو صلاح هم بی خبر خوشحال ، از اون به بعد داد میزدن خاطره خاطره و کلاس با گفتن یه خاطره 30 صفحه کتاب درس داده میشد . آخره سالم همه با نمره بالا قبول شدن .
از این مورد هزاران مورد دارم براتون بگم آقای ابراهیمی که رو کوچیکترین حرفی به تیریش قباتون بر میخوره .
خیلی عذر میخوام ولی مگه شما به خودتون شک دارید.
این از موضوع معلما .
درمورد بیمارستان بگم که
آقایون داره مداح چند میلیونی دعوت کنند ، آخوند چند میلیونی دعوت کنند ، فوتبال میلیاردی خرج اتینا کنن و …
ولی موقع درمان که میشه هیچ کدومشون آمپولشونو هم تو بیمارستان بافق نمیزنن چراکه خودشون میدونن چه خبره .
تا حالا کدومتون یکی از مسئولین بافق رو دیدید که مریض بیاره بیمارستان بافق ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از بیمارستان بافق مورد براتون زیاد دارم که بگم …..آقا اگر انسانی بین شما هست بیاد برای اصلاح یا upgrade این بیمارستان یه فکری برداریم.
میبخشید اگر تند گفتم یا اسم کسی رو برم .
اعصاب نمیزارن بعضیا.
والا به قرآن