معلم، تصمیم می گیرد: آینده ای ویران یا آینده ای آباد

دسته: مقالات
۲۹ دیدگاه
جمعه - ۱۸ بهمن ۱۳۹۲

        DO3P0551-copy2-228x300

در این نوشتار می خواهم به وضعیت بسیار مخربی، بنام “کم کاری معلمان” بپردازم. نمی خواهم بگویم وجود دارد یا نه، بلکه می خواهم بگویم اگر وجود داشته باشد، چه بلایی بر سرآینده فرزندان این مرز و بوم خواهد آمد.

نقش معلم، نقش بسیار قابل تاملی در جامعه است. نقشی که یک معلم در تقویت مبانی علمی و به دنبال آن فرهنگ، ادب، معرفت و شعور یک انسان دارد، با هیچ شغلی قابل قیاس نیست. از اینروست که آن را با شغل انبیاء مقایسه می کنند. معلمی که از بنیه و جوهره علمی، دینی و اخلاقی عمیقی برخودار است، می تواند در جامعه، منشاء تاثیرات بسیار بزرگ و شگرفی باشد. از آنجا که وظیفه الهی، انسانی و شرعی یک معلم، تربیت و اصلاح نسل آینده است، بنابراین کم کاری وی، می تواند اثرات بسیار مخربی بر آیندگان بگذارد. چنان چه یک تاجر، کم کاری کند، تنها ضرر اقتصادی وارد می کند اما کم کاری یک معلم، خسارات سنگین و غیر قابل جبرانی بر پیکره اقتصاد، فرهنگ، روان و سیاست جامعه وارد می کند.

یادم می آید بیست سال پیش که کنکور شرکت می کردیم، کسانی که پایین ترین رتبه ها را می آوردند و در هیچ دانشگاهی پذیرفته نمی شدند، راهی مراکز تربیت معلم می شدند تا در آینده وظیفه تعلیم و تربیت نسلهای بعد را بر عهده گیرند!! وقتی نظام آموزش عالی کشور ما، چنین دیدگاهی به معلمی داشته و آنها را از بین شاگردان متوسط رو به پایین انتخاب می کند، اولین ضربه را بر پیکره آموزش و پرورش، وارد کرده است. آیا در بین اطرافیان خود، کسی را می یابید که با وجود امتیاز بالای کنکور، و با طیب خاطر و علاقه، به شغل معلمی روی آورده باشد؟ معلمین، در نظامهای پیشرفته آموزشی کشورهای غربی، از بین نخبگان و بهترین دانش آموزان برگزیده می شوند، تا کسی که وظیفه تربیت و تعلیم فرزندان جامعه را برعهده دارد، خود شاگردی برجسته بوده باشد.

وقتی دانش آموزان متوسط رو به پایین، آموزگار دانش آموزان بعد از خود می شوند، این شرایط امروزی را که همه بر ناکارآمدی آن اذعان دارند، و هر کس که فرزند دانش آموزی در خانه دارد، آنرا به عینه می بیند، بوجود می آید. البته واضح است که باید زیرساختهای این اقدام فراهم شود از جمله : تشویق معلمان، ارتقای احترام به این قشر مهم و تاثیرگذار در جامعه در رسانه ها و برنامه های تلویزیونی، افزایش سطح رضایت شغلی معلمان، اعطای دستمزد و حقوق و پاداش های در خور توجه به گونه ای که دانش آموزان متوسط رو به بالا را نیز به شغل معلمی ترغیب کند، افزایش سطح علمی استادان مراکز تربیت معلم تا معلمان متخصص و با اطلاعی را تحویل مراکز آموزشی دهند.

نکته دیگر، عدم احترام دانش آموزان امروز به معلمان است. گرچه ادب و نزاکت دانش آموزان امروزی، بواسطه وجود وسایل ارتباطی مخرب نظیر اینترنت، ماهواره، تلویزیون، موبایل و از همه مهمتر، عدم آگاهی خانواده ها از میزان و نوع دسترسی فرزندانشان به این وسایل، بسیار نسبت به گذشته کاهش یافته است، اما عدم  تربیت معلمان بافرهنگ و کاردان، نیز بر این مسئله دامن زده است.

نکته دیگر ، میزان حقوق و دستمزد معلمان است. با وجود ساعات کاری کمتر و تعطیلی های بیشتر نسبت به سایر کارکنان دولت، به دلیل شغل بسیار مهم و تاثیرگذار آنها، لازم است به مشکلات معیشتی و رفاه معلمان رسیدگی شود تا نوع پوشش و آراستگی، میزان مطالعات، سطح رفاه و نوع زندگی آنها، برخورد و بازتاب فکری شان در مسایل مادی در مدرسه و محیط کار به گونه ای باشد که احترام دانش آموزان و میزان فراگیری آنها را برانگیخته و حفظ کند.

مشکل دیگر که گریبانگیر بسیاری از اقشار جامعه است، اعتیاد است. معضل اعتیاد در معلمان، به دلیل نقش بسیار مهمی که بازی می کنند، هرچند اندک هم باشد، بسیار چشمگیر بوده و تاثیرات منفی بر نحوه تدریس و آموزش و از همه مهمتر بر نوع نگاه اجتماعی ـ فرهنگی دانش آموز به معلمی  و ارتباطات این دو با هم می شود.

برای جلوگیری از طولانی شدن بحث، باید بگویم معلمینی که به بهانه های مختلف کم کاری می کنند، مشخصاتی دارند که می توان آنها را بازشناخت. از جمله این مشخصات می توان به موارد زیر اشاره کرد. این دسته از معلمان، برنامه ریزی درسی مشخصی در کلاس ندارند. در محیط آموزشی خود و در مدرسه و کلاس، بحث های غیرمرتبط انجام داده و به فعالیت های دیگر می پردازند. عموماً با تاخیر در کلاس حاضر شده و غیبت های مکرر دارند. والدین دانش آموزان، از این دسته از معلمان، ناراضی ترند. در رشته تدریسی خود، فاقد تخصص و اطلاعات کافی بوده، از مطالعه و بروز بودن در مباحث درسی خود اجتناب می ورزند. از لحاظ روحی و روانی، عصبی مزاج بوده و به تنبیه بدنی دانش آموزان می پردازند. با وجود عدم یادگیری دانش آموزان، نمره های درسی بالایی به آنها می دهند تا سطح علمی کلاس را به صورت صوری، بالا نگهدارند.

مدیران آموزشگاه ها و روسای آموزش و پرورش نیز در این راستا می توانند با علت یابی بی انگیزگی و کم کاری در این دسته از معلمان، اقدامات نمونه زیر را در جهت رفع این معضل انجام دهند: به ویژگی های مثبت آنها توجه کرده، آن را با پاداش و تشویق، تقویت کنند. در ارتباط مستمر با معلم بوده و حتی هنگام تدریس وی، هر از گاهی، سرزده، در کلاس حضور داشته باشند. به محیط فیزیکی مدرسه اهمیت داده در زیباسازی محیط کار معلمان، تلاش کنند. با برگزاری مراسمی از معلمان سختکوش و با انگیزه تقدیر کنند تا معلمان بی انگیزه، از حالت انفعال خارج شوند. سطح توقع خود را از این دسته از معلمان پایین آورده و به کمترین پیشرفت آنها، توجه کنند.

مقام معظم رهبری، در جمع معلمان نمونه کشور، فرموده اند:” تحول آموزش و پرورش، یک کار بنیانی است. نمی شود، ما نگاه کنیم هرکسی بیکار بود، بگوییم آقا شما بیا اینجا درس بده، خیلی مهم است که ما معلم باسواد، مطیع، کاردان و حرفه ای داشته باشیم. تربیت معلم، در اولویت است. والسلام .. …….

  (سید امین رضوی)


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳
برچسب ها:
دیدگاه ها
مظفری جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۹۲ - ۳:۱۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

عرض سلام وادب خدمت اقای رضوی .من با نظر شما در این مورد موافقم .این نوشته برای مسئولین جای تفکرو تعلل زیاد دارد چون نیروی جوان و آینده ساز ما در مدارس هستند و اهمیت به درس و تدریس مهمه.به نظر من در شهر کوچک باید پیشرفت چشمگیرترباشه تا درشهر بزرگ .چون رسیدگی به تعداد اندک خیلی نتیجه دارتر ه تا تعداد زیاد.ماشالله بافق که از نظرامکانات فوران میزنه .(البته تصحیح میکنم از نظر ثروت بله اما از نظر امکانات هیچ).امیدوارم مسئولین به خصوص آموزش و پرورش چناب آقای رنجبر و مدیران مدارس توجه ویژه ای به این مطلب کاربردی داشته باشند .در خصوص تربیت و ادب دانش آموز البته من سخن آقای رضوی رو رد نمیکنم اما نظر من به عنوان یه مادر تربیت از خونواده نشات میگیره .و ماهواره و مدرسه و غیره در درجه دوم قرار دارن .بله در مدرسه بچه ها با اخلاق مختلف و فرهنگ خونواده مختلف اثر گذار هست اما صحبت پدر و مادر به خصوص مادر میتونه اثرات سو< رفتارها رو به اثرات مثبت تبدیل کنه .ضمن ارزوی موفقیت برای همه نویسندگان و اصحاب قلم برای شما هم موقیت آرزومندم.

علی جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۹۲ - ۹:۵۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

از مطلب خوب و بجای شما سپاسگزارم. کاش نویسندگان دیگر شهرمان نیز رودربایستی را کنار میذاشتن و در مورد کاستی ها بیشتر می نوشتند. من خودم بچه محصل دارم. ریاضی اش شده بیست ولی ٭وقتی سوال ریاضی اش رو یه ذره تغییر میدم دیگه نمیتونه حل کنه. چون که نفهمیده. وقتی فارسی ازش می پرسم یا تاریخ میگه معلممون گفته از این قسمتها سوال نمیدم نخونید. یا هیچ تمرین کار در خونه ای مهم نیس. جالبش اینجاس بچه برادرم میگف اقای …. معلم …..ه. از اول تا اخر کلاس داره چرت میزنه و الکی به بچه ها میگه از روی درس بخونین نه یکبار شش هفت بار. تا زنگ زده شه و وقت تموم. به نظر من هیچی ندون نباید معلمها خیلی امنیت شغلی داشته باشن یا رسمی باشن. اگه کسی لیاقت تدریس نداشت باهاش برخورد بشه. همسایه امون میگف به مدیر اون معلم گفتیم گفته که چکار کنم؟ میدونم اعتیاد داره ولی معلم…. کم داریم و چاره ای نیس. دلم ما والدین از دست بعضی معلمها خونه. دست همه معلمهایی که کارشون درسته و این حرفها باعث بالارفتن ارزش اونا میشه رو می بوسم. دمت گرم سید که بالاخره یکی پیداشد با قلم نغزش از اوضاع بد آموزشی بگه.

یک معلم جمعه ۱۸ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۰:۵۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام

من یک معلمم مطلبتون عالی بود ولیجای گله گزاریهم داشت این نکته ساعات کم کاری وتعطیلی های زیاد !!!…این چه حرفیه وقتی خانواده ها خودشون حاضرنیستن یک روز بچه خودشونو تو خونه تحمل کنن اونوقت یک معلم با 30نفرو وبالاتر با امکانات کم ،خانواده های پرتوقع که حتی یادشون میره برا بچه صبحانه بزارن ولباسای فرمشونو هفته به هفته بشورن یا زورشون میاد یک وسیله کمک آموزشی برای دلبندشون بخرن اگه به نظرتون این پنج شنبه وجمعه وبه قول شما این ساعات کم وتعطیلی های بی شمارنبود آیا رمقیبراشون میموند؟؟؟البته من رویسخنم با شما نیست با بقیه کسانی هست که فکر می کنن باید برای این چندرحقوق جون بکنی…نه اقا ازاین خبرا نیست گرچه یک معلم با توجه به وجدانش کار می کنه حالا یکی کمتر یکی بیشتر ولی حمایت وکمک وپشتیبانی خانواده از همه بیشتر است اگه یه کلاس بدن به یک معلم با 15نفر دانش آموز ووامکانات خوب بعله اونوقت خانواده های عزیزتوقع داشته باشن …اگه میبینید معلم چرت میزنه یا کارنمی کنه چرا فکرنمی کنید شاید شغل دومشو هم سروسامون بده شاید خواب نداره برای پرداخت قبضاش نچسبونید به اینکه معتاده…خانواده ها هم بدنیست گه گاه به مدرسه سر بزنن حداقل برای کلاس فرزندشون یه امکاناتی تهیه کنن چون تا بوده همین آموزش وپرورش بوده با این بودجه کم وهزار مشکل دیگه که تو تهیه وسایل اولیه هم گه گاه میمونن وتنها احترام وحترام به کسی که بچشون زیردستشه نه اینکه توروی بچه ایراد بگیرن اونوقت ببینید چقدروضعیت خوب میشه …برای همه پدرو مادرهای دلسوز ومعلمینیکه خالصانه با این امکانات کم فداکاری می کنند آرزویموفقیت دارم

محمود شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۸:۲۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سید جان اون فرصت مغتنم که قرار بود در باره حقوق بالای سنگ آهن نسبت به سایر کارکنان شهرستان و آثار مخرب آن بنویسی پیش نیومد؟ چه جوریه که برای مطالب دیگه پیش میآد واسه این نه بابا نویسنده باید عادل باشه

محمد رضا شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۹:۲۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام .نمی توان همه تخصیرها را گردن معلم انداخت ،دانش آموزان در این چند سال کمتر درس می خوانند ،علت باید ریشه یابی شود ،چرا شهرستان بافق در کنکور از 14شهرستان رتبه 12 دارد .آموزش وپرورش وافراد دلسوز باید با همفکری هم این مشکل را بررسی کنند .چند مورد از دلایل افت تحصیل در بافق به نظر بنده به شرح ذیل می باشد :1-وجود معادن در بافق وبالا بودن حقوق پدر کم سواد دانش آموز از معلم فرزندش وحتی بالاتر از حقوق رئیس آموزش وپرورش 2-تضمین نبودن شغل مناسب برای افراد پس از تحصیلات دانشگاهی3-دانش آموزان انگیزه ای برای درس خواندن ندارند .چند راه حل هم بعنوان یک معلم پیشنهاد می کنم :1-کارکنان معادن را طبق سواد طبقه بندی نمایند وبرای استخدام نیرو ابتدا از افراد با سواد تر استفاده کنند 2-دانش آموزان درس خوان مورد تشویق قرار گیرند3-به مدیران ومعلمان بیشتر توجه شود4-آموزش وپرورش برای بخش آموزش بودجه بیشتری در نظر بگیرد 5-تغییراتی در اداره آموزش وپرورش صورت گیرد .

سید امین رضوی شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۱:۴۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

خوشحالم که فرصتی دست داد تا دوستان نظر ها را بگویند. بودن انتقاد در جامعه به همین فایده ها می رسد. در نظرات دوستان بسیاری از مشکلات بیان شد. بی تردید بنده نیز اعتقاد بر این دارم که یکجانبه نگریستن به مشکلات آموزشی کار نادرستی است. اما اینکه از معلمان نوشتم، دلیل بر این نیست که به تمامی آنها گفته ام یا همه را به یک چوب رانده ام. من سیر تحول معلمی را از زمان دانش اموزی 30 تا 20 سال پیش خودم و دوستانم را تا کنون، بررسی کرده و اعتقاد دارم سیر قهقهرایی داشته ایم. گرچه دانش آموزان امروز از تبلت و کامپیوتر و موبایل و … بیشتر می دانند، اما سواد آنها که ناشی از زبان و فرهنگ و دانستنی های مورد نیاز است، بسیار پایین تر است. این علل مختلفی دارد که یکی از آنها معلمانند. بی انصافی است اگر بنده را متهم به تهمت به معلم بزنند چرا که دلم برای آینده این مر زو بوم می تپد. هیچ کدام از معلمان، نخواهند گفت که بنده به آنها، چه معلمم بوده اند و چه نبوده اند، بی احترامی کرده ام. اگر در سخن دست معلم را دیگران می بوسند، بنده در عمل دستان معلمانم را بوسیده ام. چیزی که شاید برای خودشان هم تازگی داشته است.

همشهري شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۲:۲۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

من كارمند هستم ولي ميدونم سخت ترين شغل ها معلمي است . واقعا سر و كله زدن با اين همه دانش آموز كار بسيار دشوار و سختي

الیاس شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

تنها کسی که در پروسه آموزش در کشور ما تصمیم نمیگیرد معلم است

معلم با سابقه شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۵:۳۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام برادر عزیز آقای رضوی شما یکه به قاضی رفته و سخن گفته اید. اگر می بینید فرزندان بافقی کمتر درس می خوانند به خاطر وجود بهشت پنهان (سنگ آهن ) می باشد. دانش آموزان می بینند بعضی از کارگران بیسواد ذوب آهن حقوق های آنچنانی می گیرند همین باعث بی انگیزه شدن آنها برای درس خواندن می شود.ثانیا این معلم بدبخت که چون شمع می سوزد 50 درصد در امر تدریس فرزند شما موثر است بقیه به خانواده بر می گردد خانواده باید کمک کار معلم باشد نه عیبجو.در هر قشری همه نوع افرادی یافت می شوند که خوشبختانه در قشر فرهنگی جامعه اکثرا با وجدان هستند.

معلم باسابقه شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۱:۰۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام آقای رضوی شما تنها به قاضی رفتید وپیروزید وبه گمان من دوراز آتش دستی به آتش دارید معلمی شغلی نیست که هر بی سرپایی که شما از آن صحبت کردید معلم شود آن روز هم که ما معلم شدیم از هفت خوان رستم گذشتیم تابه اینجارسیدیم ودراین سالهاهم میبینید ازنظر یک دانش آموز که سال آخر دبیرستان هست آرزو می کند معلمی (دانشگاه فرهنگیان) که مخصوص معلم شدن است انتخاب کندتارشته های دیگررا

م.د.ب شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۱:۱۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

باسلام.بنده یک معلمم و به معلمی خودم افتخار میکنم.روزی که میخواستم به تربیت معلم بروم میتوانستم به سنگ آهن بروم و الان حقوق چند میلیونی داشته باشم ولی به لطف خدا نرفتم چون معلمی را دوست داشتم ودارم.با حقوق کمش هم میسازم ولی بخدا از ضربه هایی که سنگ آهن به بچه ها وآینده سازان شهرم میزند میترسم پسرکوچکم کلاس سوم ابتدایی درس میخواند همان ماه اول مهر چند روزی نگشته به من میگوید پدر:منکه با نمره عالی قبول شده ام چرا به من جایزه ندادند همکلاسیهام میگن سنگ آهن به ما جایزه داده منکه نمره عالی گرفته بودم.ببینید عزیز من سنگ آهن از همان دوره ابتدایی داره تبعیض را به بچه ها یاد میده ماشاالله .به نظر شما چند دانش آموز در مدارس شهرما هست که پدر یا مادرشون فرهنگی یا غیر فرهنگی هست که در سنگ آهن کار نمیکند؟من از آقای عسکری این توقعات را ندارم ایشون که بحمدلله خودشون فرهنگی بودند…چرا؟اگر ثروتی هست چرا به همه دانش آموزان ندهند؟برادر من یا برادر خانم من یادیگری…به من میگوید من بچه ام را میفرستم کلاس قرآن یا هر کلاس دیگری سنگ آهن به من هزینه کلاس فرزندم را میدهد.مگر فرزند یک کارگرروزمزد یا یک کسی که درمعدن کار نمیکند آدم نیست ؟من به عنوان معلمی که 25سال سابقه خدمت دارم و همیشه با وجدانم کار کردم وخواهم کرد خیلی ازاین سربرگ ناراحت شدم.معلم بیچاره چه کند با یک کلاس 30نفره بدون هرگونه امکانات.شما به کتابخانه های مدارس سری بزنید عزیز من همه کتابها قدیمی ومال 30سال پیش هستند.دانش آموزان بافقی همه بااسعدادند ما بزرگ ترها خودمان را اصلاح کنیم بعد معلم را مقصر.پر گویی بنده را ببخشید .
سل المصانع رکبا تهیم فی الفلواتی تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی. یاعلی مدد.

دهقانزاده یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۲:۰۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای رضوی شما خارج ازگود نشستیدو میگیدلنگش کن۰ راحت پشت میز نشستی با حقوق!!!۰ یک هفته بیا توی کلاس ۳۵ نفره مطمئنم میری بیمارستون یا تیمارستون یا قبرستون!!!!

سید محمد میربافقی یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ - ۱:۳۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای رضوی براساس چه امار و اطلاعاتی نظریه کارشناسی در آموزش و پرورش می دهید وانشاا… ناخواسته ،به زحمتکش ترین وعزیزترین قشر فرهنگی توهین می کنید کسی که انتقاد می کند باید راهکار هم بدهد اعلام همدردی کردن که نشد کار.اگر خیلی دلسوز هستید نظرتان را به شورای عالی آموزش و پرورش منعکس کنید واز بنده به شما نصیحت جایی که تخصص ندارید سرک نکشید وقلم فرسایی شما در همه زمینه ای به صلاح اعتبار نوشته هایتان نیست

علی یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ - ۵:۳۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

تا اونجایی که من یادمه بیست سال پیش که تربیت معلم قبول شدم همکلاسیهام که هیچ جا قبول نشده بودن رفتن سنگ آهن.

معلم یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ - ۸:۳۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام و احترام خدمت آقای رضوی من یک معلم هستم معلم دانش آموزان استثنایی به قول شما از رتبه پایین های کنکور بودم ولی رتبه بالایی هاکه لیسانس و فوق لیسانس دارند ودوست من بودند در منزل نشسته وبه خانه داری مشغولند.ولی من اکنون به جایگاه خود افتخار می کنم و تمامی برکاتی که در زندگیم شاهد هستم از این شغل است من در سال 86 رتبه اول تدریس در کشور را داشتم وامروز اطمینان دارم در درگاه باری تعالی قدر و منزلتی داشتم که این افتخار نصیب من شده است تا در این جایگاه خدمت کنم و به کارم عشق می ورزم.

م.ج.ر یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ - ۹:۱۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بنده به عنوان یک معلم باسابقه برایتان بگویم حد اقل احترام معلم خودت راحفظ می کردی و..چه میشه گفت میگن کوه هرجه درش بگی همون منعکس می کنه شماهم..

محمد یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ - ۹:۲۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مقام معظم رهبری درباره جایگاه معلم فرموده اند امروزه همه باید تکریم به معلمان را، در فضاى فرهنگى جامعه و در ذهن مردم بیش از پیش تشدید کنند.آقای رضوی ممنون از حسن نیت واحترامی که به مقام معلم داشتید وبه فرموده رهبری توجه خاص نمودیدسالهاست که درد کهنه ای فکروذهنم را فراگرفته ومانده ام که چگونه وبه که بگویم گاهی وقتها باخود می گویم ای کاش این نعمت بزرگ معدن درشهر مانبود چه بسا که معایب آن بیشترازمزایای آن شده است حقوقهاومزایای کلانی که دراین شرکت پرداخت می شود انگیزه را از فرزندان ماگرفته است جوانان ما فقط به فکر اینندکه روزی درسنگ آهن مشغول کارشوند.این سنگ آهن وشاید سوء مدیریتی آن باعث شده که علم ودانش رو به خاموشی برود من خودم فرهنگی هستم ومفتخرم به این شغل شریف چرا که ارزش جمله من علمنی عرفافقدسیرنی عبدا را به کل سنگ آهن نمی دهم وبه این شغل شریفم میبالم وامیدوارم بتوانم براساس وظیف ام عمل کنم ولی آقای رضوی این رسمش نبود مگرخودتان دانش آموز نبودی اینجوری باید ازمعلشان تشکرکرد ای کاش به جای بعضی صحبتها کمی به کارگران می آموختیم که درخانه وخیابان چگونه فرزندان خودراتربیت کنند تاانگیزه علم آموزی درفرزندان مابیشتر گردد. انشاالله خداهمه مارا هدایت کند

بافقی یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ - ۹:۲۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب دهقانزداه خسته نباشی کم گفتی ولی خوب گفتی لیسانس و فوق لیسانس بعضی دانشگاهها همین است حقوق بالا اما…..اما مطمئن باشید همشهری بزرگوارمان یک ماه اگر سر کلاس حاضر شود فکر نکنم بتواند خودش راه این سه جا را پیدا کند!!!!

دهقانزاده(دبیر زبان) یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۱:۱۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

انسانها با دو چشم ویکی زبان به دنیا می ایند تا دو برابر انچه می گویند ببینند ولی از طرز سلوکشان اینطور استنباط می شود که انها با دو زبان و یک چشم تولد یافته اند زیرا همان افرادی که کمتر دیده اند بیشتر حرف می زنند و
آنهایی که هیچ ندیده اند درباره همه چیز اظهار نظر می کنند۰

حسن دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲ - ۶:۵۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای رضوی شما راجع به معدن نظر بده لطفا آموزش و پرورش کارامثال تو نیست بقول معروف کشکت را بساب همون معلمایی که تو به اونا تاختی تورا به اینجا رسوندند که با این تخصص پایینت صاحب حقوق چند میلیونی کنند

م دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲ - ۸:۱۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام اولا: واقعا جای تاسف دارد که سطح انتقاد پذیری ما تا این حد پایین است که به بیان پدیده ای چنین مشهود و ملموس در آموزش و پرورشمان اینطور اعتراض میکنیم.
ثانیا: این پدیده نه تنها در آموزش و پرورش ما بلکه در آموزش عالی شهرمان نیز به وضوح دیده میشودیعنی کم کاری استادو دانشجو. خود من دانشجوی رشته مکانیک یکی از دانشگاه های کشورم و فامیل دور ما نیز دانش پژوه همین رشته در دانشگاه شهرمان است. من نمیفهمم آنجااستاد و دانشجو را چطوری تعریف میکنند ولی این را خوب میفهمم که همین فامیل دور خیلی خیلی خیلی باسواد ما بامدرک خیلی خیلی خیلی معتبر خودزودتر از بنده حقیر سر کار میرود.
ثالثا: اینجاست که باید دعا کرد خدا آخرعاقبت صنعت و معدن و آموزش و پرورش آینده شهروکشورمونو به خیر کنه.

سید امین رضوی دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲ - ۹:۳۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

در نظرها گفتم: ” اگر در سخن دست معلم را دیگران می بوسند، بنده در عمل دستان معلمانم را بوسیده ام. چیزی که شاید برای خودشان هم تازگی داشته است.” می توانید بپرسید. معلمان من همه زنده و سرحال اند خدا را شکر. بنده متاسفم از اینکه باعث کدورت دوستان معلم شدم. بحث من این بود که نقش معلم را در اینده این مرز و بوم بیشتر نشان دهم. وقتی نقش یک موضوع را می خواهی بیشتر از دیگر موضوعات نشان دهی، واجب است که همانطور که بودن و خوب بودنش را تاثیرگذار نشان میدهی، نبودن و بد بودنش را نیز تاثیرگذار نشان دهی. حرف بنده این بود که آموزش عالی ما به خاطر اینکه به معلمی بهایی ندهد، و مشکلات آنها را دولت ، به هیچ انگارد و به قول شما، یک معلم یک سوم حقوق یک دفتردار در معدن را بگیرد، آن را انجام داد که بنده گفتم. من به مقام شامخ معلم، بی احترامی نکردم و نگفتم آنچه که هست از موتاهی معلمان است، بلکه گفتم آنچه پیش می اید، بستگی به معلم دارد و این نشان می دهد که تا چه حد، یک معلم، تاثیرگذار است. آنچه که در مورد سنگ آهن و نقش آن در جامعه کوچک شهری بافق گفته می شود نیز قابل درک است و قابل تفسیر که فرصتی دست بدهد به نقش منفی این شرکت بزرگ و مثبت آن خواهم پرداخت. آنچه که دوستان نگاشتند به دیده منت، می پذیرم و بر گفته هایشان صحه می گذارم. بحث من تلنگری بود به آموزش و پرورشی که به قهقرا رفته است نه به علل آن. وقت است که این چنازه بیدار شود. به قول دکتر شریعتی، من شیفته آن معلمی هستم که چگونه اندیشیدن را به من بیاموزد نه چگونگی اندیشه ها را” در پناه حق

محمدمعلم دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۰:۵۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

همان معلم که شما براوتاختی دست تورا بگرفت وآب ،بابا یاد داد . افسوس از بینش شما.قدر مجموعه گل مرغ سحر داند وبس

محمود دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۰:۵۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

قدر مجموعه گل مرغ سحر داند وبس نه هرکو ورقی خوان معانی دانست

امیر دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲ - ۹:۳۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

چراهمه تقصیرها به گردن معلم می افتد وکسی از نظام آموزشی وطرح عجیب وغریب توصیفی که باعث بی سواد بارآمدن وبی انگیزه شدن دانش آموزان گردیده حرفی نمی زند.

م_حیدری سه شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۲ - ۷:۴۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام انچه مادرسال های نه چندان دوردر میان همکلاسی های خود شاهدان بودیم افراد نسبتا با سواد وارد شغل معلمی می شدند وافراد با معدل پایین وارد مشاغلی چون سنگ اهن می شدند شاهدسخن من معدل موجودانها در پرونده تحصیلی انها است اگرخواستید معدل وسطح سواد انهارابرایتان بفرستم طبق تحقیقات معتبر انجام شده کمترین میزان اعتیاددر میان قشر فرهنگی وکمترین بزهکاری وفسادباز درمیان فرهنگیان وبهترین قبولی های کنکور در خانواده های فرهنگی می باشد این است نتیجه کاروزحمتکشی خالصانه و درامد حلال نه کار وبازدهی کم و درامد زیاد

محمدرضا رنجبر(معلم) چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۰:۵۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

باسلام سید جان
مشکل ما از فرهنگ مدیران ماست.از ماست که برماست. وقتی در مملکت ما یک معلم را کنار پایین ترین شغل جامعه می کذارند و میسنجند. چجور میشود به معلم شان و مقام داد. میگویند فلانی در فلانجا حقوق میلیونی میگرد ولی نمیگویند که دیپلمش . مهندسیش یا مدرک دیگرش را از کجا آورده .آیا از بدو تولد مهندس بوده یا بااز خون جگر معلم .
پس همه چیز را با همه کس مقایسه نکنیم..سالها باید کودکی از روی طبع/ عالمی گردد نگو یا شاعری شیرین سخن- ماهها باید که یک سنگ اصلی زآفتاب /لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن. باتشکر

فرهنگی چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۰:۳۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای رضوی فکر کنم شما فقط معلمان خانواده و فامیلتان را دیده اید و همه را مثل آنها کم کار و زیر کار در رو انگاشته اید

فرهنگی شنبه ۹ مرداد ۱۳۹۵ - ۱:۵۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

واقعا جناب من متاسفم به قول همکاران عزیزم اگر فقط یک روز از وقت خود را اختصاص بهاین اختصاص می دادید که در کلاس درس حاضر می شدیدهرگز اینگونه حرف نمی زدید