مسئولیت پذیری ، مرهمی بر داغ دل داغدیدگان حوادث ایمنی

دسته: عمومی
۱۳ دیدگاه
یکشنبه - ۲۰ بهمن ۱۳۹۲

 

DO3P0551 copy

مسئولت پذیری، واژه ای است که گرچه در گفتارهای دولتمردان، زیاد بکار گرفته می شود، اما در عمل کمتر شاهد تجلی این کلمه ایم.
وقتی بحث ایمنی در کار، پیش می آید، واژه مسئولیت پذیری ، جایگاه با اهمیت تری به خود می بیند. چرا که در اینجا، با جان یک انسان که خود دارای زن و فرزند است، سروکار داریم و پیداست که در صورت نبود مسئولیت، چه تبعاتی در انتطار جامعه و خصوصاً جامعه کارگری خواهد بود.
بدیهی است مقداری ریسک در هر کاری و در هر روند فعالیتی وجود داشته و حوادث غیر قابل پیش بینی و محتمل، بصورت بالقوه، در کنار کار، همواره حضور دارند، اما در جایی که مقوله جان انسانها در میان است، مسئولیت پذیری مرهمی است بر داغ دل داغدیدگان.
در شرکت سنگ آهن مرکزی، طی ۱۴ ساعت، دو حادثه مجزای منجر به فوت، پرده ابهامی بر ناکارآمدی سیستم ایمنی این شرکت از لحاظ آموزش و نظارت، کشیده است. مسئولان ایمنی این شرکت، زودتر از اینها باید بفکر نظارت مستمر بر کارگران باشند. وقتی دست کارگری، در زیر نوار نقاله قطع شد و بعد از انتقال به بیمارستان، فوت نمود نبایستی شاهد چنین حوادث دیگری نیز باشیم.
تا جاییکه نگارنده به ذهن دارد، در یک و نیم سال گذشته ۶ حادثه منجر به فوت، در شرکت سنگ آهن، روی داده و جالب اینکه این حوادث، نتوانسته جلوی حوادث بعد از خود را بگیرد.
این رویدادها در کشورهای دیگر، با استعفای مسئول وقوع حادثه، روبروست و علاوه بر مرهم دل داغدیدگان، چنین تدبیر می شود که با مسئولیت شخص جدید، در آینده شاهد بروز چنین حوادثی نخواهیم بود. حال آنکه در کشور ما اصولاً تعبیر به شانه خالی کردن از مسئولیت شده و بی هیچ تاثیری ادامه می یابد و وظیفه مسئولین وقت، پیدا کردن مسبب حادثه، که در اکثر مواقع، خود قربانیان اند، می باشد و بس. این همان معنی مماشات با قصورکنندگان در وظیفه است.
و یک سوال از مسئولان، اگر فرزند شما یا برادر شما ، (بدون در نظر گرفتن موقعیت فعلی شغلی اتان) در این حادثه جان خود را از دست داده بود، درخواستتان از مدیران وقت سازمان مسئول، چه بود؟
اینجانب به عنوان یک نیروی ساده در شرکت سنگ آهن مرکزی، درگذشت این دو عزیز زحمتکش مرحوم ابراهیم رنجبر و مرحوم مهدی دبستان پناه را به خانواده ایشان و جامعه خودم، که از قشر کارگرم، تسلیت می گویم و برای آنها صبر از درگاه ایزد منان خواستارم.

سید امین رضوی
s.amin_razzavi@yahoo.com


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
ندافیان یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ای رهنورد خسته،چه نالم زسرنوشت؟دیگر مرا به منزل راحتی رسانده اند

ضایعه درگذشت دو تن از همشهریانمان را خدمت خانواده های گرامیشان تسلیت عرض نموده وبرایشان از خداوند منان صبری عظیم خواستاریم .
خدایشان بیامرزد.

ناشناس یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای رضوی دستتان درد نکند از بیان زیبایتان انشاالله خداوند شمارا نگهدارتان باشد که درد دل مردم بافق را میگوید ایمی در شرکت سنگ آهن خیلی ضعیف است که شاهد کشته شدن تعدادی از جوانان بافقی هستیم (اول ایمی بعد کار)ولی در شرکت سنگ آهن کار میخواهند ایمنی وجود ندارد

محمود یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۱:۳۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ضمن تسلیت به خانواده های داغدار این دو عزیز ازدست رفته پیشنهاد میکنم اولا شرکت سنگ آهن مرکزی ضمن بررسی علل حادثه ها از تکرار آن جلوگیری نماید .دوما یادمان در گذشتگان حوادث ایمنی برگزارشود سوما خانواده های داغدارشان را از نظر مادی ومعنوی تامین کند وبا سر زدن به خانواده های آنها مرهمی بر زخم فقدان عزیزانشان باشد .باشد که همگی مورد الطلف و غفران الهی قرار گیریم.

مریم یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ - ۱:۵۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

روایتی رو شنیدم که هر کس برای زحمت کشیدن و روزی در آوردن از منزل خارج بشه شهید است.
خدا تمامی شهیدان در عرصه کار را بیامرزد
و به بازماندگانشان صبری عظیم عنایت کند.

جواد یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ - ۴:۵۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ضمن عرض تسلیت به خانواده بزرگواراین دو عزیز سفر کرده ،از خدای بزرگ علو درجات رابرای این عزیزان خواهانیم.واما آقای رضوی عزیز اگر این اتفاقات 18 ماهه گذشته در کشور دیگری می افتاد وزیر را استیضاح یا خود استعفا می داد ولی جه کنیم که نمی شود چیزی گفت.

بافقی یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ - ۸:۳۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جالب اینجاست که در مسابقات ایمنی سنگ آهن همیشه جزء مقام آوران است

رضا یکشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۱:۱۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

احسنت به شما نویسنده محترم جا دارد مدیرعامل بادرایت وسخت کوش وخستگی ناپذیر سنگ اهن که خدا به ایشان توفیق وسربلندی عطا فرماید تصمیم قاطع وبازنگری مجدد در مدیریت ایمنی داشته باشند

کارمند شرمنده سنگ آهن دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۲:۱۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

امروز، به مراسم تشییع جنازه این دو عزیز رفتم. از روی همه همشهریانم خجالتزده ام. یک نفر از مسئولین شرکت سنگ آهن را ندیدم. مهندس رنجبر معاون برنامه ریزی ، مهندس نوابی معاون تولید، مهدی طالعی مدیر امور پیمانکاران و عضو شورای شهر و محسن باباییان کارمند دفتر امور پیمانکاران، همه ان چیزی بود که از شرکت معظم سنگ آهن دیدم. فقط مهدی طالعی و محسن باباییان را در آرامگاه قاضی دیدم که تا آخر مراسم بودند. مهدی طالعی آنهم چون عضو شورای شهر است. شاید اگر نبود نمی آمد. برادر مرحوم ابراهیم رنجبر به مدت بیش از نیم ساعت، سخنران زجر کشیده مراسم بود. با اینکه نمی گذاشتند درددل خود را بگوید اما گفت: این نون کرمونی هاست. این نون جهاد نصریه که مردم نگاه کنید یک نفر از اونها برای تشییع جنازه نیومده . فقط به فکر تولیدن. ما مثل برده براشون کار می کنیم یا باید بریم زیر خاک یا اخراجمون می کنن. هم شماها که دارید نگاه می کنید نوبت خودتون هم می رسه” دلم هری ریخت پایین و ترسیدم و شرمنده شدم از ینکه نکنه احساس کنن منم رسمی سنگ آهنم. خاک بر سر ما. امروز به عینه دیدم فرق یک کارگر با نیروی رسمی فقط در حقوق نیست. وقتی مدیرعامل شرکت با مدیر روابط عمومی ش و مشاور اداری و … به دیدن حسین کرد رفتن، گفتم اینها به فکر نیروی پیمانکار هم هستند اما حالا فهمیدم همه اش فیلمه و تبلیغاته. اگر جواد عسکری یه ذره ……، مییومد توی مراسم. کجایند مدیران و معاوناش که برای رفتن خونهه این مسئول و این مریض و این شهید، از سرو کول هم بالا می رن و تند تند عکساشون رو توی سایتها و رسانه می زنن؟ من که از امروز برای بودن در شرکتی که مسئولینش برای فراز از دست واقعیت، به دروغ روی می آورند، شرمنده خود و زن و بچه و خدا و این دو رفته ام. شرمنده عزیزانی که در حوادث بعدی خواهند مرد و شرمنده خونواده هاشون. دریغ. دریغ از یک پیام تسلیت برای این دو نفر که در شرکت سنگ آهن کار می کردند. دریغ. حتی خبرش رو توی سایت شرکت نزدن. خداوندا، دلم نمی خواست برای اینکه مردممون و خود من، بفهمن که با چه کسایی طرفن، دو نفر رو از ما بگیری. مدیر ایمنی شرکت سنگ آهن کجا بود؟ اگر اینها مقصر نیستن چرا ترسیدن بیان مراسم؟ یا خواب بعد ازظهرشون، با حقوق 8 میلیونی رو از دست نمی دن برای جون یه کارگر!!!! گر میومدن مراسم بازای هر ساعتی 35 هزار تومان اضافه کاری می گیرن که!!! خدایا دست و دلم میلرزد. امروز فهمیدم متاسفم که مدیرانی بالای سر من هستند که اینقدر…… خدا به همه ما صبر بده. دلم با تو هست برادر ابراهیم، اما چه کنم که دست ما هم کوتاس. به امید روزی که حق هیچ کارگری رو در نظام اسلامی پایمال نکنن.

همکار دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۲:۱۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای رضوی عزیز. سید بزرگوار. معلومه تو هم دلت خونه که شغلت رو گذاشتی پای این نوشتنت. ولی اینو بدون و محکم باشد که مسئولین همیشه از حرف حق می ترسند و از افرادی که جرات و جسارت دارن و حرف حق رو می زنن هم می ترسن. درد دل مردم رو نوشتن و گفتن، اجری داره که جدت انشاا… برات مهیا کنه. ما هم حامی تو و همه دوستانی هستیم که حرف حق رو می زنن. بدون توی شرکت سنگ آهن هم خیلی تنها نیستی. ما باهاتیم سید. مرحبا

محمد دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲ - ۹:۵۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای رضوی با سلام اول اطلاعاتتان راکامل کنید بعد مردم را گمراه کنید

همشهري دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۰:۳۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقاي ( كارمند سنگ آهن ) متن شما رو خوندم و خيلي متاثر شدم . خداوند هميشه ناظر و شاهد اعمال ماست . تو نبايد شرمنده باشي برادر اونهايي بايد در پيشگاه خدا و خلق خدا شرمنده باشن كه….. تو نبايد شرمنده باشي .

و خدايي كه در اين نزديكيست . . .

خوش غیرت سه شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۲ - ۶:۲۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اولا سید جان ممنون و خسته نباشی.
نظرات را که میخواندم نظر مریم بزرگوار را خوندم خیلی به دلم نشست و به خودم بالیدم که یک کارگرم.مریم جان ممنون و خدا خیرت دهد.
اما نظر کارمند سنگ آهن را که خواندم از ناراحتی اشک از چشمانم جاری شد یعنی میشود یکی از مسئولین رده بالای شرکت در این مراسم نیامده باشند؟
آقای مدیر عامل چرا اینقدر کارگرها را تو شرکت دست پایین می خوانید؟اگه خودتون هم نمی تونستید بیایید لا اقل یکی ذوتا از معاونینتون یا دفتر داراتون را می فرستادید!
آقای کارمند من از شما معذرت می خوام ولی میگم..
من موندم تو کار این شرکت…فلان شخص در روز برفی با ماشین شخصی خودش جلوی مبارکه میزنه به تیر برق(فقط به خاطر اینکه رسمیه)جرثقیل و تریلی معدن را می فرستند ماشینشو بار می کنند .اما ….

بافقی چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲ - ۹:۳۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

همیشه بعدازحادثه مسولین مربوطه می گویندمحیط کار خطرات خود را داردولی قبل از ان معایب ان را برطرف نمی کنندوفقط منتظر هستند بعد از حادثه اقدام به بررسی ان نمایند که متاسفانه مجددا بعد از گذشت چند روز تکرار می شود که را در رابطه با شرکت های پیمانکار کسی که هیچ گونه تجهیزات امداد ونجاتی ندارد وصرفا به خاطر کمترین مبلغ در استعلام برنده شده وبه قیمت مرگ جوانان ویتیم شدن بچه هایشا ن تمام میشود چرا که وقتی به عملکرد وامار تلفات جانی یک مدیر نگاه می کنیم این جمله مد نظر قرارمی گیرد( که از ماست که برماست)چراکه خودمان خواستیم