چرا حرف ميزنيم اما عمل نميكنيم؟

دسته: مقالات
۶ دیدگاه
جمعه - ۲۵ بهمن ۱۳۹۲

22222-80x80

چرا حرف ميزنيم اما عمل نميكنيم؟

اين جمله تقريبا براي همه آشناست .واقعا چرا ؟

اگر دقت كنيم در مجالس خودموني ومهمونيها  همه كس از همه چيز خبر دارن. وخيلي راحت ارائه طريق ميدن  وبراي بيرون رفتن از تمام تنگنا ههاي اقتصادي وعمراني وصنعتي  شهر وحتي كشور راه حلهاي كارشناسي دارن در حد المپيك .

اطلاع داشتن از آنچه كه بايد بدانيم عاليست و ميتونه  با عث نظم وترتيب همچنين  پيشرفت بشه اما كافي نيست

گاهي خودمونوسرزنش ميكنيم كه چرا فلان موقع ميدونستم چكار كنيم اما نكردم  وچرا بجاي حرف زدن دست به اقدام نزدم.واين احساس گناه گاه تاهفته ها مارو آزار ميده كه اگر فلان كرده بودم چنان شده بود ويا فلان مقدار سود كرده بودم.مشكل كجاست؟

مشكل اينجاست كه اهداف بلند مدت ما با اهداف كوتاه مدت ما همخواني ندارد مثلا من تصميم ميگيرم دردراز مدت وزن كم كنم اما اگر همين الان يه جعبه شيريني بيزبون بدستم برسه  بخصوص اگر مفت هم باشه حاضرم تا تهش رو بخورم ويه ليوان آبم روش.

اين يه مخمصه روانيه يه بيماري روانيه.حالا چطور ميتونيم خودمونو از اين مخمصه خلاص كنيم؟اگه حوصله داري بسم الله.

جواب بسيار سادست.كافيست كاري كني تا اهداف كوتاه مدت .اهداف بلند مدتت رو پشتيباني كنه .براي مثال هدف دراز مدت من همون وزن كم كردنه  حالا هم هوس يه چيز خش كردم بايد هم حتما يه چيزي بخورم راهي هم نداره

التماس هم فايده نداره .دراينطور مواقع بايد دنبال چيزي بگردي كه باب ميلت باشه يعني خش باشه در عين حال اهداف بلند مدتت رو هم خراب نكنه مثلا يه شكلات حاوي قند كم يا يه ميوه اي كه چاق كننده نباشه .اگه به اين اميد شيريني خوردي كه حالا ميخورم بعدا ورزش بيشتري انجام ميدم داري خودتو گول ميزني بي خيال اهداف دراز مدتت شووبا خيال راحت بخور .شما بدرد فردا نميخوري وفقط جلوي پاتو ميبيني .هرچي پيش اومد خوش اومد

ميتوني تصوركني كه هميشه براي تمام اهداف دراز مدت يه راه حل لذت بخش وفوري وجود داره و حتما نبايد از خواسته هاي اصلي خودمون كوتاه بيائيم.اهداف فردا بجاي خود امروز هم علاوه براينكه پلي براي فرداست خود روزيست كه بايد لذت برده ودر آن شاد باشيم.ما حق داريم از نعمتهاي خداوند استفاده كنيم وشكر گزارش باشيم خدايي كه مارا آفريده تادست مهر ومحبت برسرمان بكشد ومارا غرق نعمتهايش كند ميخواهد اگر اشتباه كرديم بسويش باز گرديم و صدايش كنيم تا مارا درآغوش بگيرد ميخواهد تادر برابرجلال وجبروتش سر به سجده گذاشته وگريه كنيم تا خودش آراممان كند از ما ميخواهد تاسر سفره اش فقط سر سفره خودش بنشينيم تا سيرمان كند ودستمان را بگيردو تنها يگانه ايست كه ماراآفريده وداناي مطلق است ومهربان بخشنده.

                                       محمدرضارضايي بافقي


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
عباس ابراهیمی خوسفی جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۰:۴۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بله جناب آقای رضایی عالی بود
دوصد گفته چون نیم کردار نیست )
این از خصلت های جهان سومی هاست

رضا شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ - ۷:۳۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

زیر آخرین پله منبر امام زاده نوشته

سعدیا گرچه سخندانی و مصالح گویی
به عمل کار برآید به سخن رانی نیست

عشقی شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ - ۱:۱۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

منم با رضا موافقم

ماشاالله شمس الدینی شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۲ - ۲:۵۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
دهه حرف زدن خوبه که کی گفته بده؟نه خرجی داره نه مخارجی .

YAS دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام،اگر همه موقعی که دارن حرف میزنن اون حرف رو در مرحله عمل هم تصوروحداقل به نصف حرفایی که میزنن عمل میکردن عالی میشد.ممنون از مطلب تون…

دلرحم ودلسوز دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۲ - ۲:۱۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

چی بگم والله.به شخص وفرهنگ طرف هم بی ربط نیست