ندیدن آنچه باید دید

دسته: مقالات
۴ دیدگاه
پنج شنبه - ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱

اکنون که قصه انتخابات مجلس نهم برای مردم بافق به پایان رسیده و هر کس با بینش و منش خاص خود به نامزدی رای داده و آب به جوی کسی ریخته و آبرو در گرو کسی نهاده است، جا دارد به یک مطلب مهم اشاره کنم.

انتخابات عرصه برنامه هاست و چشم اندازی برای آمال مردمان. اما آنچه دیدم و می بینم پیروی از اصلی غریب در این انتخابات است. هیچ کس نگفت و نمی گوید، کدام برنامه پیروز شده، همه می گویند کجا بر کجا غلبه یافته است.

قبلاً نوشتم که بومی گرایی افراطی، مهمترین چاه و چالش بر سر توسعه شهرهایی مثل ماست. حالا از هر گوشه می شنوم و در نوشته ها می بینم که مهریز بر ابرکوه پیروز شده است _ بافق که در همان دور اول باخت و کنار رفت _ یا خبرها می رسد که فلان شهر در نیمه شب جشنی بزرگ برپا ساخته و دیگری در حسرت چندصد رای کمتر داده، به عزا نشسته، و عجیب تر آنکه یکی گفته تا دیگری آخرین صندوق را نگشاید، من نیز صندوق رای را رو نمی کنم و از این دست حرف های ناپخته.

همه ی ما از اینگونه  تب کردن ها زیاد دیده ایم. ولی خوبیش این است که مردم خیلی زود تنشان به عرق می نشیند و تب و تاب ها می خوابد و هرکس به خانه خود می رود و آنچه می ماند یک خروار حرف و حدیث و قول و قراری است که به سرانجامی نرسیده و از آنجا که نامزدان، برنامه ای ننوشته بودند، هیچ کس نمی تواند از پیشرفت یا پسرفت  سخن بگوید.

بلای بومی گرایی حالا چهره خود را نشان می دهد. انتخابات به جای آنکه محلی برای عرضه داشت برنامه ها باشد، صحنه ای شده برای قدرت نمایی  و وزن کشی هر شهری. اینکه کدام می برد و کدام می بازد. البته بافق هم از این ورطه برکنار نبود و نیست. به صراحت بگویم که تا زمانی که انتخابات برای ما چنین مفهومی داشته باشد، راه به جایی نخواهیم برد.

دور نهم انتخابات مجلس در حوزه انتخابیه ابرکوه، بافق، بهاباد، خاتم و مهریز نشان داد رقابت به جای اینکه بر سر برنامه ای باشد، برای اثبات برتری شهری بر شهری دیگراست.

اینگونه رقابت ها سمی مهلک برای توسعه است.

پرسش من اکنون از دوستداران و هواخواهان هر کدام از نامزدان این است، تصویر شما از چهار ساله آینده بافق چیست؟ فکر می کنید در چهارساله آینده کدام تحول اساسی در زیرساخت های توسعه ای شهر رخ خواهد داد؟ به طور واضح در چهارساله آینده، چه گام های عملی برای شهر برداشته خواهد شد؟ چه برنامه مشخصی برای خصوصی سازی رخ خواهد داد؟ در حوزه سلامت چه اتفاقی رخ خواهد نمود؟ در حوزه فرهنگ چطور؟ در اقتصاد و معیشت مردم چه؟ و …

حرف حساب من این است، بومی طلبی آنقدر گرد و خاک برپا می کند که دیدن را سخت و ناممکن می نماید.وقتی براین نکته به طور سرسختانه پای فشردیم که فقط خودی،  آینده، مبهم و نامشخص می شود.

بجای اینکه به این بپردازیم که کدام شهر پیروز شده است به این بیندیشیم که کدام برنامه ما را به سرمنزلی می رساند.

پرسش بی جواب اینکه، آیا اصلاً به برنامه اعتقاد داریم؟

محمد علی پورفلاح


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
علی پنج شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۱:۰۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای پورفلاح شما می تونید فرداتون رو پیش بینی کنید که ما بتونیم آینده 4 ساله رو پیش بینی کنیم اینم از اون حرفهاست
شما که اهل فن هستید 4 سال پیش چی پیش بینی می کردید میشه جواب بدید

كورش پنج شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۲:۳۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

شما حتمامنظورت اينه كه چرا در دور اول مردم بافق از مهريزي و ابرقويي حمايت نكردن و به همشهريشون راي دادن.رفيق برو نگاه كن ببين ايا در همان دور اول مگه هر شهري به نماينده خودش راي نداده بود كه شما انتظار داري بافقي را رها و از غريبه حمايت كنيم!!!!!!

برنامه پنج شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۵:۲۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام خدمت نویسنده محترم
به نظر بنده قسمتی از متن شما درست است و قسمتی دیگر نادرست.
یکی از چیزهایی که به نظر بنده نادرست است:
“از آنجا که نامزدان، برنامه ای ننوشته بودند، هیچ کس نمی تواند از پیشرفت یا پسرفت سخن بگوید.”
برای روشن شدن این موضوع به سخرانی های هردو کاندیدا شما روجوع میدهم.
میبینید که جناب زارعزاده همواره از برنامه هایی که در آینده دارند نه برای یک شهر بلکه برای همه شهرها از جمله ابرکوه است.
شاید بگویید اینها شعار است ولی اگر همین شعارها(به نظر ما برنامه) را تنها 10 درصدشان(که با یاری خدا 100 درصدشان و بیشتر)را عمل کنند، آیا این برنامه نیست؟
آیا حرکت به سمت بومی گرایی مسئولان هر شهر برنامه نیست؟!
آیا احقاق حقوق مردم هر شهر و جلوگیری ازبی عدالتی ها خود برنامه نیست؟!
و…

رضا جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۸:۲۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای پور فلاح با بخشی از مطلب شما موافقم که بعضی مدیران غیر بومی برای شهر بهتر کار می کنند اما باید به این نکته توجه داشت که مدیران بومی که کار نمی کنند اصلا اینها مدیر نیستند حاضرند همه نوع باجی بدهند تاپشت میز بشینند