خود را نقد کنیم !

دسته: مقالات
۱۸ دیدگاه
جمعه - ۲ اسفند ۱۳۹۲

امام رضا (ع) می فرماید: “مَنْ لَمْ یَشْکُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَمْ یَشْکُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ”.

                                                                                                                وسائل الشیعه ج ۱۶ ص ۳۱۵

مسلمانی از افتخاراتی است که تقریباً همه مدال افتخار آنرا بر سینه زده اند و به آن می نازند و جالب است بدانیم کم هستند آنانی که به آرمان اسلام عزیز قولاً و فعلاً پایبند هستند و هر از چند گاهی در آئینه سیره تابناک نبی مکرم اسلام (ص) خود را محک می زنند تا ملاحظه نمایند که تا چه حد با آن یگانه دوران که خدایش فرمود : ” و لکم فی رسول الله اسوه حسنه ” سنخیت دارند ، اصلاً دیده اید کسی را که  قبل از سایرین  برای میزان زاد و توشه خود از حسناتی که دیگران را برای نداشتنش عیب میکند بمصداق کلام مولی الموحدین امیر المؤمنین (ع) که فرمود : ” عِبَادَ اَللَّهِ زِنُوا أَنْفُسَکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُوزَنُوا وَ حَاسِبُوهَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تُحَاسَبُوا ” خود را نقد کند ؟! در واقع همه وقتی زبان به عیبجوئی دیگران باز می کنند و اجازه میدهند که نفس سرکش اماره بر آنان سوار شود و آنان را تا مرز هلاکت براند ، در آن هنگامه فعل سوء خود را محق و معصوم می پندارد و بخیال خود همه عالم به اینان مدیون هستند و تنها این جماعت هستند که در این عالم خاکی حقی تضییع شده دارند که باید باز ستانند !!! . نبی مکرم اسلام (ص) در گفتاری الهی میفرمایند : ” تعجب میکنم از آنانی که بیخ کنده درخت را در چشم خود نمی بینند اما خسی را در چشم سایرین می بینند !” ئینه آئینه براستی چرا انسانها به راحتی بدون هیچ پروائی از عملکرد یکدیگر انتقاد می کنند ؟  سرزنش، ملامت و عیبجوئی از عادت هایی است که هریک از ما به نحوی با آن مواجه می شویم. قیافه حق به جانب می گیریم و با مشاهده اشتباهات فورا شروع به ارایه گزارش بدبختی و فلاکت خود می کنیم ، از سوی دیگر قرآن کریم در سوره مبارکه حجرات در آیه یازدهم می فرماید ” ‏ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَومٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ یَکُونُوا خَیْرًا مِنْهُمْ وَلا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ یَکُنَّ خَیْرًا مِنْهُنَّ وَلا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَلا تَنَابَزُوا بِالألْقَابِ بِئْسَ الاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الإیمَانِ وَمَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ ” در این آیه شریفه ابتداء خدای بزرگ به مؤمنان توصیه می فرماید که مبادا یکدیگر را مسخره کنند. بعد بر اساس یک تحلیل روانشناختی دست روی ریشه روانی و علت اصلی این کار ناپسند گذاشته می‌فرماید: چه بسا کسانی را که بد می‌پندارید و نقصها و کمبودهایی در آنان سراغ دارید و بدین جهت آنان را مسخره می‌کنید، از خود شما بهتر و نزد خدا عزیزتر از شما باشند.  نکته اخلاقی حائز توجه و بسیار مهمی که در این آیه شریفه تذکر داده شده است که هم جنبه اجتماعی و هم فردی دارد اینست که احدی نباید خود را محق بداند که دیگری را پست‌تر از خود ارزیابی نماید زیرا چنین تفکری برای انسان مؤمن و روح ایمانی و تربیت اسلامی و الهی وی بسیار زیانبار خواهد بود.

البته نباید فراموش هم کرد که چنانچه قصد و منظور انتقاد، ارشاد و هدایت باشد ، و فاعل این خیر قبل از سایرین به تأدیب خود پرداخته باشد می تواند سازنده و موثر واقع گردد . در اینجا یک نکته طلائی را باید نیز در نظر گرفت و آن اینست که همان میزان و مقدار که انتقاد و ارشاد سایرین در روند تکامل آن ها می تواند مفید و موثر باشد و مانع اشتباهات آنان گردد ، ترغیب به امور صالحه و تشویق و تمجید از کارهای درست و صحیح و اعلان و آشکار کردن عملکرد و رفتارهای پسندیده دیگران هم می تواند باعث تداوم و تقویت و تکامل عادات و رفتارهای مناسب در جامعه و حرکت به سوی رشد و تعالی گردد.

درواقع ما با انتقاد از اعمال اشتباه دیگران موقعیت آن عمل را در نزد فاعلش تضعیف می کنیم که در مدت زمان و با تداوم تذکرات می توان به کلی آن اعمال را از رفتار فرد محو نمود. حال در نقطه مقابل اگر ما از توانمندی ها و اعمال و رفتار درست دیگران تعریف و تمجید کنیم یا تشکر نماییم، علاوه بر این که احساس موفقیت و پیروزی را در فرد دوچندان کرده ایم باعث می شویم، او از اینکه اعمالش در نظر دیگران ارزشمند و موثر بوده است خرسند شود و با روحیه مظاعف نسبت به تداوم و تکامل رفتار یا اعمالش گام بردارد.

سپاسگزاری و قدرشناسی از تلاش ها ، عملکرد خوب و حسن تعامل دیگران باعث می شود تا آن شخص به ارزش کار خوب خود پی ببرد و یقین کند  که جامعه هدف هم قدر و ارزش کار او را می دانند. آن وقت باور یا نگرانی های او در رابطه با دیده نشدن یا این که کسی قدر زحمات او را نمی داند از بین می رود و به جای آن امیدواری، انگیزه و میل به انجام هرچه بهتر کارها در او  زنده می شود.

انسان اگر اقدام به انجام کاری بنماید و با توجه به عکس العمل دیگران متوجه شود که در نظر دیگران اهمیت چندانی نداشته است، واضح و مبرهن است که اندک اندک انگیزه و میل خود را جهت انجام آن کار از دست می دهد و در نتیجه ما شاهد مولودی بد یمن بنام ” حس برده داری ” خواهیم بود چرا که شخص عامل اینگونه تلقی مینماید که اگر کسی برای من و زحمات من ارزش قایل نیست و تنها می خواهند به جای یک برده از من بهره ببرد ، لذت زندگی در کنار همسر و فرزند را از من بگیرد تا خودشان در رفاه باشند ، به چه امیدی خدمت صادقانه داشته باشم و وقت و زندگی خود را مصروف انجام کار کنم که فرجامش بدگوئی و بدبینی و تخریب شخصیت من توسط دیگران باشد !

گاهی بعضی فکر می کنند که فلان کس وظیفه دارد کارش را بنحو احسن انجام دهد و لذا چرا ما باید او و کارش را تحسین نماییم و اینکه ممکن است وی با تعریف و تمجید ما دچار توهم و در نتیجه در دام غرور و تکبر بیفتد اما بر اساس قانون بقا که می گوید :  “هرچیزی برای بقا نیاز به انرژی دارد” باید بدانیم که آنچه که باعث تقویت انرژی کار و تلاش می شود و در نتیجه منافع حاصل از این تلاش به خود ما یعنی جامعه هدف نیز می رسد ، قدرشناسی و سپاسگزاری از کسی است که هر چند ناچیز متحمل زحمتی می شود تا ما و دیگران بهتر و راحت تر و در شرایط بهتر زندگی کنیم و در واقع این سنت حسنه ای است که خالق ما در قرآن کریم و در آیات نورانی اش از یک سو و ائمه معصومین (ع) در سیره و سنت تابناک خود از سوی دیگر ما را به انجام آن ترغیب نموده و در سوی دیگر ما را هشدار داده اند که مبادا از دیگران عیبجوئی و بد گوئی و تمسخر کنیم وانگهی تشکر و قدردانی در مقابل زحمات دیگران با حسب دستورات دینی یک وظیفه است که با انجام آن انسان میزان آشنائی و آگاهی خود نسبت به وظایف اجتماعی و فرهنگی و تعهدات خود در قبال دیگران را محک می زند لذا پایان این وجیزه را بمصداق کلام نور ” ختامه مسک ” مزین می کنم به کلام گهر بار حضرت ثامن الحجج آقا و مولایمان علی ابن موسی الرضا المرتضی (علیه آلاف التحیه والثناء) که می فرمایند : ” مَنْ لَمْ یَشْکُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَمْ یَشْکُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ ” آنکس که از زحمت دیگران تشکر و قدردانی ننماید ، خدای متعال را سپاس نگفته است . امید که آحاد جامعه اسلامی با درک جوهره دین از همه لغزشها و کمینگاه های شیاطین مصون و محفوظ باشند ، ان شاء الله .

 حبیب حسن زاده بافقی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
بافقی جمعه ۲ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با زهم میگم فهم مردم بالا رفته آقای حسن زاده از کلام و حدیث برای موجه جلوه دادن کارهاتون استفاده نکنید رک و پوست کنده به مردم بگید حقیقت را بگویید هرچند تلخ باشد

محسن جمعه ۲ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

حاجي حبيب آزاده سرافراز چه كسي شما يا مديرت رانقد كرده كه ناراحتي خوب جواب نقد رو بده نه اينكه اينجوري مقاله بنويسي
اگر كاري براي خدا انجام بشود نياز به تعريف نداره برادر با اينكه هيچ كاري بدون منفعت انجام نمي شود
امام على عليه السلام:

الجاهِلُ لا يَرتَدِعُ، وبالمَواعِظِ لا يَنتَفِعُ؛

نادان باز نمى ايستد (هيچ نهى و بازداشتى در او اثر نمى كند) و پند و اندرزها سودش نمى دهد.

(غرر الحكم، ح 1729 – منتخب ميزان الحكمة، ص 600)

ابوالفضل شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۲ - ۷:۲۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سایتی رو راه اندازی کنین تا کارگرا مستقیما بتونن با مدیران شرکت در ارتباط باشن این شماره پیامکها و ایمیلهایی که توی سایت شرکته هیچ کدومشون رو کسی نگاهم نمیکنه اگه نگاهم بکنه پاسخی نمیدن اونوقت دوستان گله میکنن چرا مسائل کاری رو توی سایتهای بیرون شرکت منعکس میکنید.
کاش توی پورتال کارکرد که همه بچه ها دارن یه گزینه ای چیزی میزاشتین تا هرکس بتونه با رمز و پسورد خودش مستقیما با اون مدیر مربوطه در ارتباط باشه و اون مدیر هم مجبور به پاسخگوئی باشه

بافقی شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۲ - ۸:۱۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

حاجی نقد منصفانه را با تخریب مغلطه ننمایید برادر.مثلا ما می گوییم برادر جواد یکی از کارهای زیر ساختی که به اتمام رسیده و در حال خروجی دادن است و لازمه آن سه سال سکوت بوده را اعلام نمایند.

عارف شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۲ - ۱:۰۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام خدمت همشهریان عزیز
نقد بسیار خوب است اما مفید وسازنده نه مخرب و مغرضانه همیشه باید نیمه پر لیوان را دید و چاره ای برای پر کردن نیمه خالی اندیشید کارهای خوبی که توسط مدیر عامل محترم سنگ آهن در حال انجام هست را هم باید در نظر گرفت به هر حال فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره

عمو حسن شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۲ - ۱:۳۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب نگارنده بزرگوار ! شاعر میگه و من اطمینان دارم که : … با دست انتقام طبیعت چه میکنی

واقعگرا شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۲ - ۲:۳۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای حسن زاده یک سئوال دارم آیا بهتر نبود شما در کسوت معلمی بودید و به همان شغل مشغول بودید … .شاید یک جوان دیگری می توانست جای شما معلم شود وخدمت کند از امثال شما زیاد هستند مثل … و… که ….. پس خواهش میکنم مسلمانی را برای ما تعریف نکنید

گمنام شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۲ - ۲:۳۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

زورشون ميادجواب تلفن بدن چه برسه كاري بكنن

دوست شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۲ - ۷:۰۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام و خسته نباشید
پیرو سخنان آقا یا خانم واقعگرا
بنده نیز با صحبت ایشان موافقم الان آموزش و پرورش بافق بیشتر از هر زمانی به آقای حسن زاده نیازمند است زیرا آموزش و پرورش شدیداً به دبیر زبان انگلیسی نیازمند هستند به طوری که برای کمبود از دبیر بازنشسته ، سرباز معلم و غیره استفاده می کنند .

سعيد یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۲:۲۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

قابل توجه دوستان ايشان انتقال دائم شدند د
و٠٠٠٠٠٠٠

حسن زاده یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۲ - ۸:۰۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

در پاسخ به کسانی که از مطلب بنده دلخور شده اند و جوابیه اقای رضوی عزیز عرض میکنم بنده هیچگاه نگفته ام که نقد نکنیم یا عیب را نگوئیم به این جملات متن بنده توجه فرمائید :
” البته نباید فراموش هم کرد که چنانچه قصد و منظور انتقاد، ارشاد و هدایت باشد ، و فاعل این خیر قبل از سایرین به تأدیب خود پرداخته باشد می تواند سازنده و موثر واقع گردد . در اینجا یک نکته طلائی را باید نیز در نظر گرفت و آن اینست که همان میزان و مقدار که انتقاد و ارشاد سایرین در روند تکامل آن ها می تواند مفید و موثر باشد و مانع اشتباهات آنان گردد ، ترغیب به امور صالحه و تشویق و تمجید از کارهای درست و صحیح و اعلان و آشکار کردن عملکرد و رفتارهای پسندیده دیگران هم می تواند باعث تداوم و تقویت و تکامل عادات و رفتارهای مناسب در جامعه و حرکت به سوی رشد و تعالی گردد.
درواقع ما با انتقاد از اعمال اشتباه دیگران موقعیت آن عمل را در نزد فاعلش تضعیف می کنیم که در مدت زمان و با تداوم تذکرات می توان به کلی آن اعمال را از رفتار فرد محو نمود. حال در نقطه مقابل اگر ما از توانمندی ها و اعمال و رفتار درست دیگران تعریف و تمجید کنیم یا تشکر نماییم، علاوه بر این که احساس موفقیت و پیروزی را در فرد دوچندان کرده ایم باعث می شویم، او از اینکه اعمالش در نظر دیگران ارزشمند و موثر بوده است خرسند شود و با روحیه مظاعف نسبت به تداوم و تکامل رفتار یا اعمالش گام بردارد”
همانگونه که ملاحظه می فرمائید و نوشته ام معتقدم که درواقع ما با انتقاد از اعمال اشتباه دیگران موقعیت آن عمل را در نزد فاعلش تضعیف می کنیم که در مدت زمان و با تداوم تذکرات می توان به کلی آن اعمال را از رفتار فرد محو نمود. و نقد منصفانه باعث می شود تا موقعیت یک عمل خطا کم کم از بین برود و نتیجه مورد دلخواه منتقد که اصلاح است حاصل شود و لذا همانگونه که مشاهده می نمایید بنده نقد را قبول داشته و دارم اما همین نقد یا بقول آقای رضوی امر به معروف و نهی از منکر مقدمه و مؤخره ای دارد که بهتر است مطالعه شود و همینطور کسی نمی تواند امر به معروف نماید و در اینجا نمی خواهم شرایط امر به معروف و نهی از منکر را بگویم و ارجاع میدهم عزیزان را به کتب دینی مربوطه و الحمد لله فراوان هم هست .
علی ای حال ، انسانها چند دسته هستند که دائماً خود را مسؤلانه درگیر مسائل می کنند و البته نیت خیر دارند یک دسته بدبین هستند و دائماً و تنها بدی ها را می بینند و دسته ای تنها خوبی ها را و دسته ای دیگر هو خوبی را می بینند و هم بدی را لاکن سعی دارند بسیار ظریفانه نقاد قوت را تقویت و دلسوزانه نقاط ضعف را بتدریج برطرف نمایند و در واقع آنها را به نقاط قوت تبدیل نمایند .
ضمناً بقول اقای رضوی عزیز چه خوب بود اگر کسانی که کامنت میگذارند اولاً اسم واقعی خود را می نوشتند و ثانیاً سیستم سایت بگونه ای بود تا یک نفر بجای چند نفر نظر ننویسد و با نام های مختلف ارائه ننماید که این تاکتیک کاملاً نخ نما شده است .
و کلام آخر اینکه بنده همه بزرگوارانی را که با کلام نیشدار خود مرا نقد و برای بنده حقیر سراپا تقصیر نسخه می پیچند صمیمانه ستایش و دعای خیر میکنم که خداوند منان همه ما را به راه صلاح و رستگاری هدایت فرماید . والله هو المستعان

ح م یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۲ - ۹:۵۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای حسن زاده شما بزرگ هستید و بزرگواری را باید از جانب شما ببینیم حال که انتقاداتی است پس ما هم انتقاد کنیم به کارتان
جهت یاداوری گذشته ، یاد می اورم سال 75 در دانشگاه ازاد استاد زبان بودید درس وصایای امام نیز با شما بود به عربی هم که مسلط بودید .سخنان امام را خوب برای دانشجویان تفسیر می کردید ، پند و اندرزهایی که امام به مسئولین داده بود را بازگو می کردید. ان موقع هنوز کارمند سنگ اهن نشده بودید. زمانه است دیگر ، راست می گویند ادم ها رنگ عوض می کنند ، رنگها که ادمها را عوض نمی کنند .
انسان باید نقد پذیر باشد نه اینکه تا انتقادی از او شد دست به قلم شد و مطالب دیگری نوشت در وصف مسئول بالاتر چرا؟
مگر صندلی ریاست یا همان پست و مقام چقدر ارزش دارد شما که خود درس وصایا را تدریس می کردید چرا وصایای امام را کامل عمل نمی کنید. اکر شخصی کاری کرد نباید به رخ دیگران بکشد. اگر مسئولی بتواند کاری برای رفاه مردم انجام دهد اجرو مزدش را خود خدا می دهد و دیگر نیازی به تبلیغ نیست. چرا آداب زشت گذشته را تکرار می کنید چرا تا کاری انجام می شود شهر را پر از پارچه می کنید یک نفر به اسم چند نفر پارچه می زند چرا ؟ خدا بیامرزد پدر و مادر مدیر عامل سابق را هیچکدام از کارهایش را تبلیغ نکرد و با این کارها مخالف بود .چرا شرکتهای خصوصی در این زمان فعالیتی نداشتند ولی الان شهر پر از پارچه هایشان کرده اند
شما هم بهتر است وصایای امام را که به ان اگاهی دارید در کارهایتان عملی کنید نه تنها شما بلکه تمام مسئولین

حسین یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۲ - ۲:۰۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دیدم این مطلب جالب بود گذاشتم بعضی از دوستان ببینند چگون بعد از انتخابات 92 چرخیده اند همه جا همینجوری تو اون دولت همکاره هستند تو این دولت هم چرخش 180 درجه ای دارند
توسلی بعد از انتخابات سال 92 درباره اتفاقات آن دوره به کلاهداری نامه نوشت و تاکید کرد: آن روز که با بازیگرانی که حاضر نشدند در فیلم شما بازی کنند به بدترین نحو برخورد کردید تا آنها ممنوع‌الکار شوند، نباید فراموش می‌کردید که چرخه روزگار همیشه به کام نمی‌چرخد. اگر طرز تفکر شما همانی‌ست که چند سال است پیشه نمودید، اگرچه با آن مخالفیم اما به عنوان یک عقیده، به آن احترام می‌گذاریم، اما چرخش یک روزه شما بعد از انتخابات پرشور 92 نامی جز فرصت‌طلبی ندارد.

salim یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

aghaye hasanzadeh omidvaram in mataleb shomara bidar konad
bargard baradar
bargard
ta omr baghist bargard

سجادی دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

من ده سال است در بافق هستم و برایم جالب بود که می دیدم تقریباً شاید تنها شهری باشید که دائم مشغول تخریب کردن خود هستید و خودتان را باور ندارید

علی دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

می بخشید آقا یا خانم سجادی معلومه تو شهر شما براحتی هرکس میاد سرتون شیره میماله میره شماها هم هیچی نمیگین یا اینکه جائیکه شما زندگی میکردین همه فامیل بودین و بالاخره از هم می خوردین و میبردین که گله و انتقادی نبوده راستی شما کجائی هستی که اینقدر به خودتون می بالین؟؟؟

علی دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

راستی اگه بافق جای خوبی نبود شما ده ساله اینجا چیکار میکنین؟؟؟

ناشناس چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۲ - ۱:۴۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای حسن زاده شما یک آزاده بودید چرا….