نقدی بر نوشته “خود را نقد کنیم!”

دسته: مقالات
۲۰ دیدگاه
شنبه - ۳ اسفند ۱۳۹۲

 

DO3P0551-copy2-228x300
نقدی بر نوشته “خود را نقد کنیم!” :
به نقد و منتقد، احترام بگذاریم
وقتی دوست عزیزم، آزاده و جانباز سرافراز، حاج حبیب حسن زاده، که از بخت بد روزگارش، این روزها رئیس بنده نیز هست، مطلبی با عنوان “خود را نقد کنیم!” در رسانه ای مجازی شهر، درباره نحوه و حرمت نقد و انتقاد نوشته و با عنوان «خود را نقد کنیم !»نشر داد،از آنجاییکه، دل و قلمم، بیشتر از تمجید، بر مدار نقد می چرخد، بر خود لازم دیدم، سوای رئیسی و مرئوسی، به عنوان یک دوست و همکار، در رد نوشته اش مطلبی بنگارم، چرا که از روحیه والا و دانش و منش وی، انتظار دارم که آزرده خاطر نشود.
آنچه که رئیس بنده نوشته است، درباره کلمه “انتقاد” درست نیست. باید ابتدا کلمات در بحثها، تعریف شده و در جای درست خود بکار گرفته شود. نوشته وی که به دلیل آشنایی اش با ادبیات عرب، پر است از احادیث و آیات قرآنی، می تواند با در نظر گرفتن شرایطی، درباره عیب جویی، تمسخر و خودبرتربینی درست به نظر برسد، اما درباره کلمه انتقاد، خیر.
گویا ایشان، دستخوش احساسات چند روزه اخیر درباره انتقادهای وارده بر عملکرد سازمانی که در آن کار می کند (و بنده نیز کار می کنم) از طرفی و همچنین موج تعریف ها و تمجیدها و تشکرها از مدیریت این سازمان توسط نهادها و افراد معلوم و مشخص، و یا افرادی نامشخص منتشر شده در فضای مجازی قرار گرفته و شاید می خواهد به گونه ای به تلطیف فضای فعلی بپردازد، تعریف ها را توجیه و نقدها را تقبیح نماید. به همین دلیل جمله ای بیان می کند که می تواند زمینه رفتن به سیر قهقرایی هر جامعه ای را فراهم سازد. این جمله این است:” کسی می تواند ناقد جریان و یا عملی در جامعه شود که خود پاک و معصوم و بری از هرگونه خطایی باشد”.
برای ایشان که خود تاریخ عرب را بهتر از نگارنده می داند، تکرار مکررات است اگر مثالی از صدر اسلام آورم. زمانیکه پیامبر اسلام، از دنیا رفت، دو موضوع توانست اسلام را از مسیر اصلی خود به گونه ای منحرف کند که امیر المومنین علیه السلام، اسلام آنزمان را چون کسی که پوستین (لباس پوست گوسفند) وارونه می پوشد، لقب نهاده است. یکی از این دو، همین جمله بود: یعنی ای مسلمانان، هیچگاه در مقام قضاوت اعمال دیگران برنیایید و به قول معروف برای رفتار و عملکرد دیگران، خدایی نکنید چرا که قضاوت تنها و تنها ازآن خداست و شما را چه رسد که به کار دیگران، خصوصاً مدیران جامعه، دخالتی کنید. در ابتدا خود، پاک و مبرا شوید و بعد به کار دیگران انتقاد کنید، که آنچه می شود به خواست خداست و شاید همین افراد که شما آنها را نقد می کنید، در نزد خداوند برتر از شما باشند!!
اینجا بود که ابوذر در رد این نظر، استخوان پای شتر را بر فرق سر کعب بن ابی الاحبار، یهودی مسلک راوی احادیث پیامبر، کوبید. در اسلام، ابوذر الگوی امر به معروف و نهی از منکر است. او پس از اولین دیدارش با پیامبر که نیم ساعت بیشتر طول نکشید و تاریخ از بیان آنچه در این زمان گذشته ، عاجز است، به میدان مکه می آید، و نخستین فریاد اسلام را در آنزمان، در زیر آُسمان شرک، از حلقوم تنهایش برمی کشد. بر سرش می ریزند و به قصد کشتن، او را می زنند و باز فردا و باز فردا همین اتفاق می افتد. مگر ایمان را می توان با زور خاموش کرد؟ پیامبر که بر جان او بیمناک می شود، به او می گوید به غفار برو و به هدایت قبیله ات بپرداز.
اکنون آیا می توان به ابوذر، گفت: تو که هنوز از اسلام چیزی نمی دانی، از آیین و مناسک و مدیریت اسلامی و …! آگاهی نداری و از گناهان خود که تاکنون از قبیله غارتگر غفار بوده ای، استغفار نکرده ای! برو و هر وقت عالم کامل اسلامی شدی و خود از هر حیث، پاک، آنوقت بیا و از منکر نهی کن و به معروف، امر!!! این ابوذر است که گفت:”در شگفتم از کسی که درخانه اش نانی نمی یابد، ولی با شمشیر آخته بر مردم نمی شورد!” نمی گوید بر مسئولین، می گوید بر مردم. چرا که وقتی در اداره جامعه ای مشکلی پیش می آید ، همه مردم مسئولند نه فقط مسئولان. چرا که مسئولیت، زاده آگاهی است نه توانایی.
نکته دیگری که در مورد نقدکردن به نظر می رسد اینکه شاید برخی اوقات، نقد دیگران و خصوصاً مسئولین آنچنان که باید و شاید، صحیح از کار درنمی آید. بر این نوع نقد نیز دلایلی از قبیل : عدم اطلاع رسانی شفاف توسط مدیران، عدم ارائه آمار و ارقام صحیح، عدم تعهد به پاسخگویی در مسئولان به مردم، تسلط بر رسانه ها و ایجاد فضای اختناق در نقد و … مترتب است که به همین دلیل، تصویر روشنی از عملکرد مدیران سازمانها ارائه نمی شود تا منتقدان، به نقد آنها بپردازند. از اینرو می طلبد که در قبال چنین نقدهایی، مدیران روابط عمومی، با پاسخگویی مناسب، علاوه بر احترام به منتقد و نقد وارده، افکار مردم را در این زمینه روشن کنند. البته با این حال، چیزی از ارزش کار منتقد کاسته نخواهد شد.
نکته دیگری که در نوشته به نظر بنده “سفارشی” نویسنده محترم، بچشم می خورد، این است که متاسفانه ایشان و یا تفکر حاکم بر سازمان، چنین استنباط می کنند که هر کس نقدی نوشت، خود را برتر از دیگران می بیند. البته باید بگویم، این خصلت، بیشتر به کسانی می چسبد که اجازه نقد را به دیگران از عملکرد خود نمی دهند و می پندارند که انگار باید پیامبر و یا معصومی پیدا شود تا نقدشان کند.
نکته دیگری که در نوشته آقای حسن زاده، مطرح شد، حس برده داری و قانون بقا (که نمیدانم از کجا این قانون درآمده !) است. به نظر بنده نیز تمجید و تشکر از کسی که کاری شایسته و بایسته کرده است، بسیار بجا و درست است و می تواند برای آینده وی، انرژی محسوب شود. اما نباید آن را با پروپاگاندای تبلیغاتی به گونه ای اجرا کرد، که روی منفی خود را بیشتر نشان دهد. بدون شک، هر ذهن فعال وپویایی و همچنین خرد جمعی مردم بافق، وجود مختلف تبلیغات و بازارگرمی را در مقاطع زمانی خاص، بخوبی تشخیص می دهند و صد البته که این نوع تبلیغات، هم اثر خود را از دست می دهد و هم نشان می دهد که در انجام این عمل مفید و خیرخواهانه که از آن تمجید میشود، رد پایی بجز رضایت خداوند و خلق او (یعنی ریا و ریاست) وجود دارد که این منافی عمل خداپسندانه مسئولان است. باید اذعان کنم که تعریف و تمجید بیش از حد، تبلیغاتی، نامفهوم و از طرف افراد نامعلوم، همه جانبه و در مقطع خاص زمانی همراه با الفاظ و القاب دهن پرکن و … از صدها نقد سازنده و دلسوزانه مخرب تر می باشد.
امید آنکه خداوند، حافظ نگاه ها، اندیشه ها، قلمها، نیات، زبانها و اعمال ما باشد.
سید امین رضوی aminrazzavi.blogfa.com


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۰
برچسب ها:
دیدگاه ها
سعيد یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۲:۲۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سيد جان شنيدم كه اطرافيان مدير بهت هجوم آوردند غمت نكنه خدا باهاته هيچ كار نمي توانند بكنند
جناب مديرعامل حرف حق تلخه كاش يكم صبر و حوصله داشتيد و از اين انتقادها ناراحت نمي شديد
امثال رضوي هستند كه در مقابل فرافكني شما بايستند تا كجا مي تواني يا باترس يا با خريدن منتقدت را ساكت كني بدان كه كشور ما وسيع است و نمي تواني همه را بخري
رسول اكرم(ص):

إِنَّ الانبياءَ إِنَّما فَضَّلَهُمُ اللّه  عَلى خَلقِهِ بِشِدَّةِ مُداراتِهِم لأَعداءِ دينِ اللّه  و َحُسنِ تَقيَّتِهِم لأَجلِ إِخوانِهِم فِى اللّه ؛

خداوند از اين رو پيامبران را بر ديگر مردمان برترى داد كه با دشمنان دين خدا بسيار با مدارا رفتار مى كردند و براى حفظ برادران همكيش خود نيكو تقيه مى كردند.
بحارالأنوار(ط-بیروت) ج72، ص401، ح42

عزیز یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۲ - ۶:۲۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
آقای رضوی دستتان درد نکند، مقاله بجا و در خور تحسینی مرقوم داشتید.
متاسفانه این سازمان با سیطره بر فضای مجازی اجازه نقد به هیچ کس را نمی دهد. و هر کس نقدی نماید حتی از سر دلسوزی، یا باید خاموش شود و یا باید به هر نحو ممکن او را از فضای فعلی اش دور ساخت و او را به جایی دیگر تبعید کرد!!!!!!!!!
و کسانی شایسته ماندن و عرض اندام هستند که متملق و چاپلوشند و همیشه به به و چه چه بر زبانشان جاریست.
چون بنا بر کارهایی است که سرانجامش نامعلوم است ولی با روشی خاص بیان می شود تا دلسوزانه و به نفع عموم به نظر برسد.
یاحق

هاشم یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۲ - ۷:۳۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام سيد به جمع بندي براي مقاله حقوق بالاي سنگ آهني ها و كارمنداي شهر نرسيدي؟

همکار یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۲ - ۸:۱۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

خواهشمندیم خلاصه تر بنویسید.کی میره اینهمه راه رو.اقای حسن زاده گفتند شکرگزار مخلوق و خالق باشید همین.البته شاید یه کمی هم جوگیر شده باشن

حسن زاده یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۲ - ۸:۲۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

در پاسخ به کسانی که از مطلب بنده دلخور شده اند و جوابیه اقای رضوی عزیز عرض میکنم بنده هیچگاه نگفته ام که نقد نکنیم یا عیب را نگوئیم به این جملات متن بنده توجه فرمائید :
” البته نباید فراموش هم کرد که چنانچه قصد و منظور انتقاد، ارشاد و هدایت باشد ، و فاعل این خیر قبل از سایرین به تأدیب خود پرداخته باشد می تواند سازنده و موثر واقع گردد . در اینجا یک نکته طلائی را باید نیز در نظر گرفت و آن اینست که همان میزان و مقدار که انتقاد و ارشاد سایرین در روند تکامل آن ها می تواند مفید و موثر باشد و مانع اشتباهات آنان گردد ، ترغیب به امور صالحه و تشویق و تمجید از کارهای درست و صحیح و اعلان و آشکار کردن عملکرد و رفتارهای پسندیده دیگران هم می تواند باعث تداوم و تقویت و تکامل عادات و رفتارهای مناسب در جامعه و حرکت به سوی رشد و تعالی گردد.
درواقع ما با انتقاد از اعمال اشتباه دیگران موقعیت آن عمل را در نزد فاعلش تضعیف می کنیم که در مدت زمان و با تداوم تذکرات می توان به کلی آن اعمال را از رفتار فرد محو نمود. حال در نقطه مقابل اگر ما از توانمندی ها و اعمال و رفتار درست دیگران تعریف و تمجید کنیم یا تشکر نماییم، علاوه بر این که احساس موفقیت و پیروزی را در فرد دوچندان کرده ایم باعث می شویم، او از اینکه اعمالش در نظر دیگران ارزشمند و موثر بوده است خرسند شود و با روحیه مظاعف نسبت به تداوم و تکامل رفتار یا اعمالش گام بردارد”
همانگونه که ملاحظه می فرمائید و نوشته ام معتقدم که درواقع ما با انتقاد از اعمال اشتباه دیگران موقعیت آن عمل را در نزد فاعلش تضعیف می کنیم که در مدت زمان و با تداوم تذکرات می توان به کلی آن اعمال را از رفتار فرد محو نمود. و نقد منصفانه باعث می شود تا موقعیت یک عمل خطا کم کم از بین برود و نتیجه مورد دلخواه منتقد که اصلاح است حاصل شود و لذا همانگونه که مشاهده می نمایید بنده نقد را قبول داشته و دارم اما همین نقد یا بقول آقای رضوی امر به معروف و نهی از منکر مقدمه و مؤخره ای دارد که بهتر است مطالعه شود و همینطور کسی نمی تواند امر به معروف نماید و در اینجا نمی خواهم شرایط امر به معروف و نهی از منکر را بگویم و ارجاع میدهم عزیزان را به کتب دینی مربوطه و الحمد لله فراوان هم هست .
علی ای حال ، انسانها چند دسته هستند که دائماً خود را مسؤلانه درگیر مسائل می کنند و البته نیت خیر دارند یک دسته بدبین هستند و دائماً و تنها بدی ها را می بینند و دسته ای تنها خوبی ها را و دسته ای دیگر هو خوبی را می بینند و هم بدی را لاکن سعی دارند بسیار ظریفانه نقاد قوت را تقویت و دلسوزانه نقاط ضعف را بتدریج برطرف نمایند و در واقع آنها را به نقاط قوت تبدیل نمایند .
ضمناً بقول اقای رضوی عزیز چه خوب بود اگر کسانی که کامنت میگذارند اولاً اسم واقعی خود را می نوشتند و ثانیاً سیستم سایت بگونه ای بود تا یک نفر بجای چند نفر نظر ننویسد و با نام های مختلف ارائه ننماید که این تاکتیک کاملاً نخ نما شده است .
و کلام آخر اینکه بنده همه بزرگوارانی را که با کلام نیشدار خود مرا نقد و برای بنده حقیر سراپا تقصیر نسخه می پیچند صمیمانه ستایش و دعای خیر میکنم که خداوند منان همه ما را به راه صلاح و رستگاری هدایت فرماید . والله هو المستعان

مظفری یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۰:۳۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

نانِ عزت نانِ پاکست وعزیز / نانِ ذلت نانِ عبدست وکنیز

محمد یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۲:۱۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای رضوی مطلبتان بسیار خوب و متین است حضرت علی (ع) می فرماید اگر خواستید جامعه ای را اصلاح کنی باید اول از خودت شروع کنی در مورد اقای حسن زاده ایشان انسان خوب و ازاده هستند اما نباید خودشان را فدای ….کنند با ید بااستعانت از خدا وند متعال گام در راه حق نماید و به فرمایش امام خمینی رحمه ا لله علیه حرف حق را بزنید حتی اگر همه بر علیه شما بشورند مدیران عوض می شوند اما حق همیشه باقی است

0

محسن یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۲ - ۱:۲۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

وای خدای من به این میگن پسر شجاع و رئیس مهربون

سید امین رضوی یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۲ - ۱:۴۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

می خواستم از دوست عزیزم جناب آقای حسن زاده که به راستی به خوانندگان سایت نشان دادند که والابودن روحیه و دانش می تواند زمینه ساز نقدپذیری باشد همانگونه که ایشان از جوایپبیه بنده رنجیده خاطر نشده و با مناعت طبع، آنرا نیز به زیور جوابیه ای درخور آراسته اند. میدانید آنچه می گویم از رییس بودن ایشان و مرئوس بودن بنده نیست بلکه حقیقت محض است و امیدوارم از اینگونه نویسنده ها در شهرمان بیشتر شاهد باشیم نه اآنها که منتقد را می کوبند.

مجید شاهی یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۲ - ۴:۴۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بعضی از دوستان مغرض و معلوم الحال بمحض اینکه انتقادی از سنگ اهن مبشود ان را در بوق وکرنا میکنند وبرعلیه مدیرمردمی ودوست داشتنی شرکت پیراهن عتمان کرده وبه این وانطرف میبرند همه ی ما میدانیم که مدیر شرکت زحمتهای زیادی جهت ابادانی وعمران. شهر کشیدند که در شهر نمود خوبی داشته است وانتقاد ونقد سازنده را پذیرا بود وهمیشه از همه ی اسباب رسانه خواستند که نقدی سازنده بر کارها داشته باشند وبی انصافی است که بعلت اغراض شخصی ابشان را مدیری مستبد ونقدناپذیر معرفی کنیم
اینجانب سالها با اقای حسن زاده همکلاس بودهواز نزدیک ایشان را میشناسم فردی دلسوز ،نویسنده ایی توانا وجانبازی سرفراز بوده وهست نمیدانم چرا ما دوست میداریم. مدیران دلسوز وزحمت کش خود را به تمن بخسی بفروشیم غریبها را بر خود حاکم کنیم وپیشرفت شهر ما درگرو اتحادوهمدلی حاصل میشود امروز همدلی واتحاد مسولین شهر از امام جمعه تا مدیر عامل وشورای شهر در طول چند سال گدشته بیسابقه بوده است وکسانی که بر طبل نقاق میزند وخود را دوستدار شهر مینامند باید بر رفتار وکرداروگفتارشان تردید کرد.

احسنت یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۲ - ۴:۵۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

احسنت و مرحبا بر رئیس و مرئوس که هر دو در راه اندازی جنگ زرگری استاد هستید.
شاید هم دیکته شده رئیس بزرگید………!!!!!!!!!
به امید روزی که ابرها کنار رفته و خورشید حقیقت نمایان شود.

محسن یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۰:۴۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام ما که از موارد نقد شده خبر نداریم .کاش روشن می شدیم.

دهقان دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۲ - ۱:۰۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام
از برادران عزیز رضوی و حسن زاده تشکر می کنم و با ادای احترام به آزاده عزیز و استاد خوش خلق حاج آقا حسن زاده که افتخار شاگردی ایشان را در سال 76 در دانشگاه آزاد اسلامی داشتم چون ایشان غیر منصفانه مورد هجمه قرار گرفته اند برای تذکر بخش هائی از سخنان مقام عظمای ولایت را در ذیل می آورم که آقا هم در مورد نقد فرمودند و هم در مورد تشکر و قدردانی .
ایشان فرموده اند :” اساس این جلسه براى این است که من از برادران و خواهران عزیز قلباً تشکر کنم و به‌خاطر خدماتتان و زحماتى که کشیدید و تلاشهایى که انجام دادید، چه از شخص جناب آقاى ….. و چه از شما دوستان، صمیمانه سپاسگزارى کنم.
*شماها یقیناً زحماتى که کشیدید، یادتان نمى‌ماند؛ بسیارى از زحمات و تلاشها هم هست که اصلاً امکان ندارد غیر از خود انسان، کسى آنها را بفهمد. حرصى که انسان براى کار مى‌خورد، تلاشى که انسان در ذهنِ خودش براى خوب انجام دادن یک کار به کار مى‌برد، همتى که مى‌کند، نیتى که مى‌کند، کسى غیر از خود انسان کسى نمى‌فهمد. وقتى مردم نفهمیدند و غیر از خود انسان کسى نفهمید، تشکرى هم دنبالش نیست؛ اما خداى متعال همه‌ى اینها را مى‌داند؛ همه‌ى این لحظات کار را، لحظات دشوار را، آن نیت‌ها را، آن همت‌ها را خداى متعال مى‌فهمد و یکایک اینها هم پیش خدا پاداش دارد.”
همچنین فرمودند :
” بعضى اوقاتْ افرادى از بعضى از مسؤولین انتقاد مى‌کنند – نسبت به بعضى از چیزها – انتقادها نباید به معناى نفى خدمتها و کارهاى انجام شده، باشد. انتقاد به جاى خود محفوظ است؛ باید خدماتِ اشخاصى که خدمت و تلاش خالصانه کرده‌اند، مورد نظر باشد. هیچ گاه انتقاد، به معناى نادیده گرفتن خدمات و کارهاى بزرگ نیست.”

همکار دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۲ - ۷:۵۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای مجید شاهی ما هم با آقای حسن زاده همکار بودیم خیلی کسی را می خواهد که درمقابل پول سر تعظیم فرو نیاورد

علی دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۲ - ۹:۴۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

دوستان عزیزی که از آقای عسکری تشکر کردند بابت زحماتشان ماهم تشکر میکنیم اگر کاری برای شهر می کنند البته که این کارها منتی نیست که بر سر مردم میگذارند.
عده ای خوردند و بردند و کاری هم برای بافق نکردند عده ای نبردند و نخوردند عده ای هم میخورند و کارهائی رو هم انجام می دهند

وقتی شرکتی روزانه چند میلیارد درآمد دارد هزینه کردن چندصد میلیون در سال برای شهر آنچنان هنری هم نیست.

از قدیم گفتند چراغی که بخانه رواست به مسجد حرام است
آقای عسکری عزیز و معاونان ایشان اگر راست می گوئید شما اول بی عدالتی در شرکت سنگ آهن را حل کنید بعد به امور شهر برسید

البته گفتم وظیفه شماست که در قبل بردن سرمایه های شهر سر سوزنی هم بفکر شهر باشید.

آقای شاهی عزیز و دوستان دیگری که فکر می کنید ما دشمنیم و منافق بخدا ماهم دوست میداریم کارهای خوبی که انجام میشود توسط هر کس چه بومی چه غیر بومی اما خواهشا مردم را هم … فرض نکنید.

سیدبافقی دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۲ - ۶:۳۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای رضوی عزیز وقتی نوشته ات راخواندم تعجب کردم ولی خوشحالم که واقعیت راهرچنددور ولی فهمیدی منتظرفرصتی هستم خیلی ازچیزهاراباسندومدرک که دراین 20 ماه جمع شدهعرضه کنم گاهی موقعی که بعضی ازمدیران شرکت درجلسات برای حق الناس وابروی مومن صحبت میکنند ومیبینم چگونه برای پیش برداهدافشون تهمت میزنن وجالب وقتی سوال میکنیم چرا؟توجیه میکنن متاسفانه همین جورکه همه میدونن ونمیشه منکرشدفردیاافرادی که متاسفانه درکسوت به ظاهر مشاور ولی دراصل همه کاره تمام خط خطوط وحتی عزل ونصب ها رامشخص میکنن وحتی ازسردلسوزی درتمام قراردادها ردی از این افراددیده میشود میتوانید رجوعکنید به پیمانکاران موجود درشرکت ببینید که هستن سخن بسیاراست که انشاا…دروقتی دگر راستی تایادم نرفته دیدم اقای مجیدشاهی بسیار دست پاچه شدن حق دارن اگربامن هم شرکتی قرارداد بنادک سادات را میبستن وبعدش این جوری …ولش کن بسیارافرادی دیدید که تامدیری یارئیسی برسرکار بود درمدحش که چه ها میگفتن وزمانی که میرفتن چقدر بر عکس میگفتن وای بر ماکه تحمل حرف حق رانداریم

رنجبر سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۲:۵۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

باسلام دوست عزیز جناب آقای رضوی با پوزش از شما ؟ آقای شاهی کاملا منصفانه وحقیقت را بیان نمودند دست مریزاد به حاجی حبیب آزاده ی قهرمان وآقای شاهی ومدیر بومی جانباز سرافراز جناب آقای عسکری که با آمدنش چهره ی شهر را عوض کرد ویک کلام به فرمایش مقام عظمی ولایت بعضی وقتها نقد خوب بسیار عالی وسازنده وباعث پیشرفت میشود

121 سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۲ - ۹:۰۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای مجید شاهی تحفه ناقابل احتمالی چند قیمته ؟؟؟؟

ناشناس سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقا اکثر مردم بافق خبر دارند در این سنگ اهن چه خبره خدایا این چه خرجایی است که در این شرکت میشه ماشین مکنده ای را از ترکیه شنیدم که خریداری کردند به قیمت یک میلیارد و پانصد میلیون تومان که یکبار از ان نتوانستند درست استفاده کنند شنیده شده الان هم در انبار میباشد خدا کند شایعه باشد معلوم نیست چه کسانی از این پول هنگفت سود بردندبهتر است این پولها در شهر خرج شود

ابراهیم چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۲ - ۷:۴۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب اقای رضوی نظر شما بسیار عالی است اما کسانی که با رابطه با مدیر عامل روی کار امده اند هرگز نمی توانند حرفی بزنند حالا که افراد قوی از نظر علمی وکاری نیستند اینها میدان دار شده اند مثل …. که حالا می تازد وبه قول معروف بیابانی که گرگ ندارد میش عبد الکیم است وبا مدیر هم رابطه خوبی دارد و همه کاره هم است