آپارتاید اقتصادی در بافق

دسته: اقتصادی , مقالات
۷ دیدگاه
جمعه - ۲۳ اسفند ۱۳۹۲

s
بگذارید واضح خدمتتان مطالبی عرض کنم ما انقلاب کردیم تا تبعیضها را از سراسر جهان برداریم وسالها علیه نژاد پرستی شعار سر دادیم وحتی آپارتاید ظالمانه در آفریقای جنوبی گذشته را محکوم و مطرود نمودیم ولی متاسفانه در قلب مملکت اسلامیمان با عملکرد آگاهانه یا خود سرانه مان آپارتاید اقتصادی را در بافق قهرمان و سر بلند به نمایش گذاشتیم و تا توانستیم معادن طلا گونش را برای رفاه مرکز استان و البته بیشتر استان اصفهان و تهران به تاراج بردیم و برای مردمان و کارگران سخت کوشش فقط سوت قطارهای نفسگیر و ظلم آورش را به یادگار گذاشتیم تا مردم بافق همیشه تاریخ نگاهشان را برای نشنیدن سوت خفه کننده قطارهای حامل سرمایه شان از قطارها بر گردانند و دستانشان را بر صورت گیرند و در خواب جهالت و تبعیض بمانند تا بجای معادن طلاگونشان گودالهای پر از رمل و باد برایشان باقی ماند و بس.
کارگران نگون بخت معادن طلای آفریقای جنوبی نیز صدها سال بهره ای از طلاهایشان نداشتند و هر روز با جیب خالی و چهر های سوخته و خسته به خانه هایشان می زفتند ولی روزگار ظلم سر آمد و ریشه آپارتاید بد یمن حتی در بن بستهای روستاهای آفریقا نیز خشکانده شد.
مطمئنا روزی آپارتاید اقتصادی بافق هم در هم شکسته خواهد شد و مسئولین آگاه به خواب رفته چاره ا ی جز دربدری و آوارگی نخواهند داشت. انگار مسئولین در استان و فلاد ملی ایران سرشان را زیر برف نداشته ایران فرو کرده و داخل حوزه مدیریتشان را نمی بینند که چه میگذرد؟؟
مالکان اشتر زمان!!!
چرا هر کارخانه فولادی که تا کنون برای بافق دلاور گستر به تصویب رسیده به دلایلی مختلفی از گردونه احداث و تکمیل خارج شده است؟؟؟؟چرا این مهم به سر منزل مقصود نمی رسد ولی در ناکجا آبادهایی که اصلا معدن آهنی ندارند به سرعت باد وباران به بهره برداری می رسد؟؟؟چشمانتان نمی بیند؟؟؟مگر زلیخاهای کور یا یعقوبهای عاشقین که نمی بینید؟؟آیا جیبها یتان از دلارهای فروش آهن وفولادی که با سنگ آهن بافق و ارزش افزوده آن پر شده برایتان بس نیست؟؟؟این چه کار نا عاقلانه ایست که سنگها رابه جایی دگر ببرید و فولادش کنید چرا در کنار معادنش نمی سازید تا هزینه حمل ونقل نداشته باشد؟؟؟این چه سری است که کارخانه فرآوری سنگ بسرعت راه اندازی میشود تا ته مانده های خاک کم عیارمعدن چغارت پالایش شده و به کارخانجات اصفهان برده شود ولی کارخانجات فولادش بر روی زمین صاف آرام می گیرد؟؟؟؟
آقایان بی مرام یادتان باشد:
ا ن الله لبالمرصاااااااااااااد
سید محمد میر سلیمانی بافقی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
محمدی جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۲ - ۸:۱۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جوانان و مردم دارالشجاعه بافق، همه باید با قاطعیت و اعتماد به نفس ثابت کنیم که : ” جاء الحق و زهق الباطل “

عباس ابراهیمی خوسفی جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۲ - ۹:۲۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام سید جون مشکل بافق فقط جشن ولادت بود که به مدد شیوخ حل و فصل شد و مسائل دیگر اهمیتی ندارد بیخود آب در هاون نکوبییم بازم خدا خیرت دهاد که میگی ٰمی نویسی سید جون مالک اشتر مولا علی (ع) به فکر دنیایش نبود سید وابستگی به دنیا دل آدما رو سیاه کرده

رضایی شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سید جان ممنون از انتقاد بجایتون.انگار تمام مسائل بافق حل شده وفقط مشکل برگزاری جشن بوده وبحمد الله یزد رسا زود متوجه شده وجلوی این منکرقد علم کرده وتاحق حسابش نرسد به پیکارخود ادامه میدهدخدالعنت کند کسانی که بخاطرحب دنیادست به هرکاری میزنند

احمد یکشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۲ - ۲:۰۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سید جان بقول شاعر جانا سخن از زبان ما میگویی

دیوانه یکشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۲ - ۹:۴۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ایرج میرزا

در سردر کاروانسرايي
تصوير زني به گچ کشيدند
ارباب عمایم اين خبر را
از مخبر صادقي شنيدند
گفتند که وا شريعتا خلق
روي زن بي نقاب ديدند
آسيمه سر از درون مسجد
تا سردر آن سرا دويدند
ايمان و امان به سرعت برق
مي رفت که مؤمنين رسيدند
اين آب آورد آن يکي خاک
يک پيچه ز گِل بر او بريدند
ناموس به باد رفته اي را
با يک دو سه مشت گِل خريدند
چون شرع نبي ازين خطر جَست
رفتند و به خانه آرميدند
غفلت شده بود و خلق وحشي
چون شير درنده مي جهيدند
بي پيچه زن گشاده رو را
پاچين عفاف مي دريدند
لبهاي قشنگ خوشگلش را
مانند نبات مي مکيدند
بالجمله تمام مردم شهر
در بحر گناه مي تپيدند
درهاي بهشت بسته مي شد
مردم همه مي جهنميدند
مي گشت قيامت آشکارا
يکباره به صور مي دميدند
طير از وکرات و وحش از حجر
انجم ز سپهر مي رميدند
اين است که پيش خالق و خلق
طلاب علوم روسفيدند

منتقد چهارشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۱:۴۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
جناب آقا
فکر کردم قلم یک محقق هم به سمت نوشتن اختلاف طبقاتی شدید موجود در بافق رفت ولی متوجه شدم از اختلاف دیگری می گویید که سر منشاء آن اصفهانی ها هستند. آنها که به هر شکل ممکن تا انتها معدن چغارت مطمئن هستند که در بافق هیچ مجموعه ای متالورژیکی ایجاد نخواهد شد.
1- روزی آگلومراسیون را کلنگ زدند و آقای م را مجری کردند تا طرح 3 ساله 10 ساله شود و راه نیافتد.
2- گندله سازی را همزمان 2 شرکت چینی را به جان آن انداختند و درست روزی که برای قرارداد تعیین شده بود برنامه ها را به هم زدند. جالب اینکه امروز هم پولی برای شرکت جا نگذارده اند که بتوان طرح را جلو برد و اینکه بدهی 500 ملیاردی خود را نیز تهاتر کردند.
3- فولادی به نام بافق جزو 8 طرح کشوری شروع کردند و فقط این طرح را خصوصی کردند به طوری که صاحب آن تضمین کرده است تا 10 سال دیگر راه نیاندازد
4- فولاد دیگری را آقای م کلنگ زد و با مقداری آب آنرا به ععدی گزاف فروخت و رفت
مطمئنم تا وزارت دست ایشان است ما رنگ فولاد را نمی بینیم.
البته به این نتیجه رسیده ام که برای بافق با این وضعیت آب به زودی جنگ آب در می گیرد و بهتر است به سمت محصولاتی با آلودگی کمتر و ارزش افزوده بیشتر برویم و احتمالا عدو سبب خیر شده است.

محمد رضا شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۳ - ۸:۳۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام .تا دولت کاملاً تعهدات خوددر مورد بافق را عملی نکرده نباید خصوصی سازی انجام گیرد .