جاده گزوئیه آری یا خیر؟

دسته: محیط زیست، منابع طبیعی، گردشگری
۷ دیدگاه
سه شنبه - ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱

بعضی وقتها یک موضوع در رسانه آنقدر پررنگ جلوه می کند و رنگ و لعابهای مختلف در قلم فرسایی آن بکار گرفته می شود که پیش خودت شک می کنی راست است یا دروغ.

چندی است ماجرای جاده گزوییه بافق گوش فک را در رسانه های مختلف کر کرده جاده ای که بیش از 30 سال از پی گیریها برای آسفالت شدنش می گذرد اما هنوز در پیچ و خم جاده ای کم عرض و خاکی باقی مانده است.

جاده ای که نماینده فعلی همتی کردو چند مجوز برای ایجاد شدنش البته نه تا حد آسفالت شدن گرفت و کار با همت شرکت سنگ آهن آغاز شد اما سمبه لغو مجوز محیط زیست پرزورتر بود و بارها در هین کار متوقف شد. نماینده منتخب این دوره هم در خصوص این جاده پر هیاهو جمله جالبی را گفته است:اگر من رای بیاورم و نماینده شوم خودم سوار بر لودر می شوم و برای به اتمام رسدن کار اقدام خواهد کرد.

جاده گزوییه آن قدر مهم بود که از 408 رای به صندوق ریخته در روستاهای معتقد به ایجاد شدن آن 400 رای به نماینده ای داده شد که برای کسب مجوزهای لازم تلاش کرده بود و امروز مردم منطقه سبزدشت منتظر عملیاتی شدن شعار نماینده منتخبند و با رایشان گفته اند ما کار و تلاش نماینده را می بینیم و پاسخ می دهیم.

هیات تحریریه بافق فردا برای دیدن این جاده رویایی عزم خود را جزم کرد تا در سفری تفریحی ببیند اصلا این راه کجاست و چرا این همه تلاش برای ایجاد شدن و نشدنش خون مردم منظقه زیبای سبز دشت را به جوش آورده که بودن و نبودنش در تصمیم گیریهای سیاسی شان هم حرف اول را می زند.

نسشتن پای حرف مردم منطقه که تقربیا کاسه صبرشان لبریز شده حس خاصی داشت مردمی که تقربیا به حرف و حدیثهای نهادهایی که باید پیگیر باشند و نهادهایی که نمی خواهند بگذارند جاده ای ایجاد شود بی اعتماد شده اند تا جایی که حاضرند وجود یوز که از طرفی همه، آن منطقه را زیستگاه او میدانند کتمان کنند چرا که این موجود نحیف فراری از انسان را عامل محرومیتشان از  داشتن جاده ای می دانند که حداقل 30 کیلومتر رفت و آمدشان به شهر را آسان تر می کند و گاهی حرفهایی برزبان می رانند از دستهای پشت پرده که می توان از آن به مافیای شکار دولتی ها یاد کرد و حرفهایی اینگونه که نگفتی است.

ما که برای اولین بار قدم در این جاده می گذاشتیم پوشش گیاهی دیدیم از ارس و گردنه هایی که پیچهای تندش بیشتر یاد جاده های شمال کشور را در ذهن تداعی می کرد اما بدون وجود جنگلهای انبوه،هوای مطبوع و رودخانه ای عمیق در منتهی الیه سمت چپ گردنه زیبایی خاصی داشت.وجود چند ده کوچک در دل کوه با درختان نخل و انار و چشمه های آب آن هم نگین گونه در دل کوههای اطراف را می درخشید و زیبایی هایی که شاید چون بسیار در چشم بود به قلم نمی آید.

مسلما ارائه راهکار برای برون رفت از این ماجرا که جاده باید ایجاد شود یانه؟یوزی هست یانه؟مافیایی پشت پرده هست که نمی خواهد بگذارد این جاده ایجاد شود تا خمره ناندانی برخی که با شکار خوش می گذرانند نشکند یا نه؟نزدیک تر شدن راه مردم به شهر مهم است یا نه؟اصلا مردم مهمترند یا یوز؟و سوالاتی اینگونه را باید آنهایی جواب دهند که هم تخصصش را دارند هم اطلاعات دقیق تر .اما تحفه گروه خبری بافق فردا عکسهایی است که شاید ترغیبتان کند برای گذر از این جاده شناخته شده نزد رسانه هایی که هیچ وقت آن را ندیده اند و برای یوزهایش اشک تمساح می ریزند.


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
فکری دیگر کنیم. چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام& بسیار وبسیار کاراشتباهی است
نباید دراین منطقه بکرومهم که زیستگاه یوزآسیایی وپلنگ ایرانی است ترددی انجام شود&یوزپلنگ آسیایی حیوانی دونده وشکارچی فوق العاده که درکمتراز ده ثانیه طعمه اش رو میگیردولی موجودی بسیار بیدل وترس از انسان دارد…
$اگراین جاده درست شود وخدایاناکرده آسفالت شود وتردد زیاد شود قطعااز این منطقه خواهند رفت و…ودرجاده ای! نابودخواهند شد(((نباید این باز شود)))

مجید جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۲:۴۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مانع اصلی احدث نشدن این جاده مردم گزستان به ویژه عباس حاجی حسنی است .اگر او بخواهد یک ساله احدث می شود هر کس موافقه نظر بده .

عباس ابراهیمی خوسفی یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ - ۹:۲۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام مجید جان چرا افرادی را بزرگ می کنید مگر آقای حاجی حسنی چه مسئولیتی در این شهر دارد که بنده خدا بخواهد یا بتواند از احداث جاده گزو جلو گیری کند اگر این ادعای شما درست باشد باید گفت فرماندار ،بخشدار و… دیگران عملا قدرتی ندارند که اینجوری نیست مشکل جاده گزو سوء مدیریت و دروغگویی بعضی از مسئولین است

http://biran.blogfa.com/post-755.aspx پنج شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

تصویری را که در سمت چپ می‌بینید، یک عرب بادیه نشین را در بیابان‌های مرکزی عراق در سال 1925 میلادی نشان می‌دهد که با افتخار در کنار شکارش، یعنی یک قلاده یوز آسیایی ایستاده است. تصویری که امروز حتی در عالم خیال هم امکان ندارد که در بیابان‌های مرکزی عراق تکرار شود؛ زیرا اینک آب برای آدم‌ها هم در عراق به دشواری یافت می‌شود، چه رسد برای حراست از زیستگاهی که یوز باید در آن به خرامد …
شوربختانه آن که مرگ بوم شناختی (اکولوژیکی) سرزمین همسایه – عراق – که در کوتاه‌ترین فاصله جغرافیایی از ما رخداده است، نه‌تنها نتوانسته اغلب مدیران متولی کشور را بیدار کند، بلکه اینک می‌شنویم برای کوتاه کردن مسیر تردد چند ده خانوار روستایی، آن هم به میزان فقط 22 کیلومتر، فرمان احداث جاده‌ای موسوم به گزوئیه را از قلب منطقه حفاظت شده بافق صادر کرده‌اند که می‌تواند آخرین برگ از کتاب قطور حضور یوز در آسیا را هم ورق زده و با بستن این کتاب، واپسین بازمانده‌های یوزپلنگ آسیایی در ایران هم نابود شوند. آن هم در شرایطی که سازمان حفاظت محیط زیست ایران به کمک نهادهای بین‌المللی وابسته به سازمان ملل متحد تاکنون چندین میلیون دلار برای حفظ زیستگاه یوز سرمایه‌گذاری کرده و افزون بر آن، مشتاق است تا نسل ببر مازندران و شیر ارژن را هم دوباره در وطن احیاء کند!
اینک جای این پرسش کلیدی از آقای اصغر محمدی فاضل خالی است که آقای دکتر! کدام را باور کنیم؟ سکوت معنی‌دار سازمان متبوع‌تان در برابر خراش مرگ‌آفرین در منطقه حفاظت شده بافق را یا ادعاهای پر سر و صدا و رنگین‌تان برای احیای نسل دوگربه سان دیگر ایرانی را؟

محمداسماعیلی دوشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۱ - ۴:۴۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

شماکه استخرهای بی مصرف وبی موردرادرباجگان ساختید چراازجادهای که موردنیازمردم است جلوگیری میکنید

روح ا...محمدی یکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۱ - ۵:۴۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

نبايد فراموش كرد اگر يوزپلنگي مانده به خاطر اين مردم مانده چرا كه از دير باز مردم اين منطقه با خوي خونگر م و روح لطيف خود به حيات وحش احترام گذاشته و هرگز در پي بر اندازي يا شكار اين حيوان نبوده است ومردم کماکان انتظار وعده مسئولین را دارند

مجید چهارشنبه ۵ مهر ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

متاسفانه ما انسان ها برای رسیدن به برخی خود خواهی های خود حاضریم از هرنوع فلسفه کلامی و بیانی برای تحقق اهداف خودمون استفاده کنیم ..دیگه مهم نیست که طبیعت خداوندی متعلق به همه موجودات هست یا نیست…
نمی دانم ایا کوتاه شدن مسیر 30کیلومتری به قیمت صرف اسراف هزینه های گذشته و تحمل هزینه های اینده ای که متعلق به همه ی این مردم می باشد!! در سایر نقاط کشور هم رایج و متداول هست ؟؟؟
ایا با توجیح به اینکه چون ما در این موقعیت مسیر کوتاه تری را کشف کرده ایم می بایست حیات وحش را فدای عبور و مرور وسایل نقلیه کنیم!ویا وسعت تامین امنیت خویش را گسترده تر نموده تا نتوانیم محدودا، کنترل مسیرهای ورودی رامحقق بخشیم؟ جای تعجب دارد زمانی که قرار است ما برای هزینه کرد کمترین حقوق بیت المال را در دادگاه عدل الهی پاسخ گو باشیم انگونه جهت دستیابی به خواسته های خود زبان به وعده و دست به تطاول اموال بیت المال بزنیم و جای تعجب دارد وقتی ما مسئولین با درایت و با کفایتی داریم که می توانند با شواهد و استدلال به نتیجه درست نایل ایند ..موافقت و یا مخالف شخصی و نوعی را علت بر عدم امکان بدانیم …